The first 200 lines.
Mr. Janus' office.
سلام جس، رفیقم
بالاخره اونو گرفتم یا نه؟
اره همونه، ولی اون داره با یکی دیگه حرف میزنه.
وقتی قطع کرد بهش بگین تو چتسورث بهم زنگ بزنه
و جس، یه جورایی مهمه.
بحرانی مهم، یا فوری مهم؟
هردوتاش
اوکی
آرنولد...
دربارهی امتیازها بهم نگو
این مردم برای یک حق امتیاز آقای جانس پول زیادی دادن
و قراره که برای بهرهبرداری ازشون هم پول بیشتری بدن
چی میخوای به من بگی؟
دارم بهت میگم...
که قیمت رو به ۲۸۸ دلار ناخالص افزایش بدی، حداقل دو ناخالص
-دو ناخالص؟ پول رو کجا میخوای؟
درسته، آرنولد.
من میخوام که پول به حساب نیویورک من واریز بشه
و آرنولد، حسابدارم داره اونایی که تو دفتر ثبت کرده رو بررسی میکنه، پس دیر نکنی
باشه.
خیلی خوب آرنولد، من جمعه دوباره باهات حرف میزنم
بله؟
آقای کستل زنگ زد، آقای جانس
اون توی آبگرم چتسورث، میخواد که همین الان بهش زنگ بزنین.
دوباره بهش زنگ بزن برام، باشه؟
و جسیکا، این یکی رو ضبط نکن.
بله قربان
سلام، آقای جانس
سلام چارلی اوضاع چطوره؟
بد نیستم - خوب به نظر میرسی
اون یارو هنوز تو دفترمه؟
اون همه جا پرونده داره
میخوای منم اونجا باشم؟
نه فکر کنم بهتره خودم تنها باهاش حرف بزنم.
مایلو، حرف زدن کمکی نمیکنه
به زودی میبینیم.
سلام، جین.
مایلو جانس.
مایلو...
تو یه دزدی.
حالا این چه جور سلامیه؟
پسرت کستل بهت گفته بیای اینجا؟
فکر کنم اون میخواست.
من باید سرشو میکندم
آروم باش، جین
استرس برای فشار خونت خوب نیست.
فشار خون من هیچ مشکلی نداره.
حساب بانکیم داره نگرانم میکنه.
مایلو تو راکت خوبی داریا
خیلی صافه
جین، تو چرا درست حسابی بهم نمیگی که چی داره اذیتت میکنه؟
این چیزیه که داره اذیتم میکنه
یه فاکتور از شرکت تجهیزات بدنسازی گرین ایگل(عقاب سبز)
۲۶۵۰ دلار
و من میتونم همونا رو از یه خونهی تخفیف نیمبها، به قیمت خرده فروشی بخرم
ولی نه با اون کیفیت.
دست از سرم بردار مایلو.
تو صاحب اون شرکتی.
و...
لوازم اداری نگهبانی
و کارخونهی یخچال لوئیس
جین، تو وقتی که این امتیاز رو خریدی من بهت گفتم...
که تو قراره با تهیه کنندههای خاصی سروکار داشته باشی
الان، اینو بهت گفتم، جین.
همش متعلق به توئه
امتیاز من خیلی کمه...
امتیاز من خیلی کمه...
امتیاز من خیلی کمه... تو از اولشم کنترلو داری
تو از اولشم کنترلو داری
در همین حین...
من دارم جون میکنم
من و بقیهی اون عوضیایی که ۱۵۰۰۰۰ دلار سرمایه گذاری کردیم
برای یکی از این...
شرکتای دو امتیازه.
مایلو، پول کجا میره؟ چه اتفاقی برای پول میوفته؟
تبلیغات،توسعه.
هر قرونی که من در میارم، دوباره تو شرکت سرمایه گذاری میشه
جین، وقتی من رشد کنم، توام رشد میکنی
گاو
الانم شاید بتونی اون عوضیا رو گول بزنی ولی منو نمیتونی.
هیچ شانسی نداری.
من ۱۸ سال کنترل کنندهی شرکت نبودم که حالا هیچی تهش نباشه
و من میتونم تا همین جای گیرههای کاغذ، حقه بازی رو حس کنم
تو مجبورم میکنی بخرم
و من بهت ثابت میکنم
یه جایی همینجاست
و من پشت همین میز میمونم تا وقتی پیداش کنم
برامم مهم نیس که یه آخر هفته، یه هفته یا یه ماه طول بکشه
ولی من پیداش میکنم
جین، نمیفهمم راجع به چی صحبت میکنی
من از تو هیچ رازی از تو پنهون ندارم
عه، جدی؟
پس این چطوره...
شرکت مسافرتی بولینگ بروک، تو بریستول انگلیس؟
من تقریبا تصادفی باهاش برخورد کردم
اینجوری داری پول رو از کشور خارج میکنی، مگه نه مایلو؟
میتونم حسش کنم
من واقعا نمیدونم داری راجع به چی حرف میزنی
باشه
ولی وقتی من همه چیزو کنار هم میزارم
تو میتونی کل قضیه رو به کمیسیون بورس و اوراق بهادر توضیح بدی
درهمین حین..
و من بقیهی این عوضیا رو باهم جمع میکنم
و ما قراره یه پرونده علیهت راه بندازیم
و بین کمیسیون اوراق و ما...
من قراره گیرت بندازم، مایلو.
جین، تو خیلی سخت کار میکنی
همین مشکل توئه،باید یکم استراحت کنی
جدی میگم
روز خوبی داشته باشی
خب؟؟؟
نگرانش نباش
ببین اون گفت بعد بستن، تا دیر وقت کار میکنه
ازم میخوای که اینجا باشم و چشمم بهش باشه؟
نه، بزار کار کنه چیزی پیدا نمیکنه
نه، بزار کار کنه چیزی پیدا نمیکنه و تا هشت ماه دیگه، من تو ویلای خودم با منظرهی دریاری آدریاتیک خواهم بود
با دو میلیون فرانک سوئیس برای دست گرمی
رفیق، یکم ریکس باش، نگران نباش، باشه؟
برای اینکه نشونت بدم چقد اون یارو رو مخمه
بیا یه پارتی تو خونم راه بندازیم امشب
اون دختر کوچولو رو دعوت کنیم اسمش چی بود؟
فریدا. فریدا رو دعوت کن
آره،چارلی برامون یه فیلم ترسناک آورد
رتبه ایکس داره و بدون سانسوره
میبینمت اونجا، ها؟
هی، خانم جوون تو هنوز اینجا چیکار میکنی؟
فکر کردم تا الان دیگه باید خونه باشی
نمیدونستم که شما هنوز به من نیاز دارین یا نه، قربان
اگه من بتونم برم شما معمولا زنگ میزنین
خب من زنگ نزدم در واقع، چون من یه آدم فریبنده هستم
و میخواستم که باهات حرف بزنم
من یه دورهمی کوچیک دارم تو خونهم میگیرم
و اگه برنامه دیگهای نداری...
من تا ساعت ۶:۳۰ نمیام
خوبه
من باید ساعتای ۷:۳۰ هوارد پارکر رو ببینم
نمیدونم که پقد قراره طول بکشه
خب پس فک کنم ایدهی خوبیه..
if you filled in for me until I get there.
تو اسممو اونجا بنویسی تا وقتی من میرسم
مشکلی نداره که خودت رانندگی کنی تا خونه، نه؟
فکر کنم میتونم از پسش بر بیام
میدونی، یه چیزی داره اذیتم میکنه
چیه؟
تو یکم به خودت بی اعتمادی
من خیلی بی اعتمادم(اعتماد به نفسم پایینه)
ولی من از جوابت دلگرم شدم
کلید؟
تو صندوق پست کنار دره
اوکی
فکر کنم من میتونم نوارهای امروز رو بایگانی کنم
اوکیه بابا، بزار من انجامش بدم
میخوام که تا ۸:۳۰ به خونم بیای، باشه؟
۸:۱۵ چطوره؟
سلام جسیکا
جین استنفورد. میتونم باهاش حرف بزنم؟
سلام جسیکا
جین استنفورد میتونم باهاش حرف بزنم؟
سلام جین
چطوری اومدی اینجا؟
خب، من فکر کردم که برم...
و سعی کنم تو جواب دادن بعضی سوالا بهت کمک کنم
خب من بدون توام دارم کارمو خوب انجام میدم
مرسی خیلی ممنون.
چطوری اومدی اینجا؟
با یه شاه کلید
من واسه همهی امتیازام یه دونه دارم، بعضی وقتا به دردم میخوره.
خب، تو میتونی تو خروج به خودت کمکت کنی
تیکهها و تیکهها
این همهی چیزیه که یه هفته پیش داشتم
هیچی اونقدرا آسیب زننده نیست
ولی الان، همه چی داره باهم جور در میاد
تو تیزی، مایلو
اوه، تو تیزبینی
ولی زمانی که همهی اون پوشش رو پاک کردی
هنوزم به اون سرقت بزرگ اضافه میشه
سرقت بزرگ؟
دوشنبه صبح بیا
این دنیای کوچیک و منظمت قراره تو سرت خورد بشه
و این برای آدمی بهتر از تو نمیتونست بیفته
اون چیزا تو رو میکشن، جین.
اوه، نه عزیزم
من برنامه دارم یه عمر خیلی خیلی طولانی داشته باشم
متاسفم
خب، به هرحال...
لنی منو میبره یه گوشهای...
و به من میگه که: دادا میخوای با من چیکار کنی؟
اون میدونست تو میخواستی چیکارش کنی
فقط میخواست که اقرارش کنی
گوش کن، من اگه ابهامی داشتم، فکر کردی تو این مهمونی میموندم؟
این بدتر از اون معاملهی املاک تو سن دیگوئه
اگه باورش میکنی
هی، میزبان! زمانش فرا رسیده
سلام، خیلی متاسفم که دیر کردم، اوضاع چطوره؟
نمایش کی شروع میشه؟
هی، بادی داشت بهم میگفت چقد برای گرفتن این پرینت مشکل داشتی
اره، ببین، من واقعا متاسفم که دیر کردم
ولی تو اون کریپ پارکر رو میشناسی؟ همون دلال ماشین؟
اره، خب اون به من گفت میخواد درباره باز کردن یه مغازه حرف بزنه
No comments yet. Be the first to leave one.