The first 200 lines.
.:ســـــــبـــا تقديم ميکند:.
.:تقديم به همه يِ پارسي زبانانِ دنيا:.
!برو ! گمشو بيرون ديگه هم برنگرد
!برو! بُرو
!دوباره ريختِ تو اينجا نبينم
،باينکه با اومدنِ پاييز هوا داره سرد ميشه
.من هنوزم ميتونم به پياده رويِ روزانه ام برم
نميتونم پدرُ ترغيب کنم که باهام بياد.از وقتي که .مادر فوت شده خيلي افسرده است
اون خودشُ تو خونه حبس ميکنه و همونجا با دوستاش ملاقات ميکنه اگرچه افراد کمي پيدا ميشن .که خلوتِ اونو به هم بزنن
.اون مَرده هيگنز اينجاست- .بيارش بالا ، ديکسون-
اگه کفشاشُ ديده بودين ميگفتين !بهتره ببرمش به آشپزخونه
.ميتونه تميزِشون کنه
.رفته بودم دنبالِ کار
باوجودِ حرفهايي که ميزدم .اهميت هم نميدم که پشتِ سرم چي ميگن
.اين کارِ برايِ اون ميکنم نه خودم
.بوچر
خب نميشه گفت برايِ اونه، جايي که اون هست نيازي به کمکِ من نداره ولي .بچه هاش کمک ميخوان
ولي من به کمکِ شما نياز - .دارم آقا، اگه کمکم کنيد باعثِ خوشحاليمِ، ولي چه کمکي ازم بر مياد؟-
دخترتون اغلب در موردي خوبيهايِ .جنوب ميگفت، نميدونم چقدر از اينجا دوره
،ولي اگه بتونم برم اونجا
جاييکه غذا ارزونِ ، دستمزدها بالاست ...و همه باهم دوستانه رفتار ميکنن
شايد بتونين کمکم کنين که اونجا .کاري پيدا کنم
چه جور کاري؟- .من تو بيل زدن واردم-
.شما نبايد ميلتونُ برايِ رفتن به جنوب ترک کنيد
.تونميتوني سبکِ زندگي تو اونجا رو تحمل کني کم کم همه يِ چيزهايي .که بهشون علاقه مندي رو از دست ميدي
.بيشتر از اين بهش فکر نکن، نيکلاس، التماست ميکنم
نيکلاس، برايِ کار به مارلبورو ميلز هم رفتي؟
.آره،پيشِ تورنتون هم رفتم
مديرِ اونجا بهم گفت از اونجا برم .و بعد خيلي راحت انداختم بيرون
دوباره سعي کردي؟ .به خاطرِ دلخوشيِ من دوباره اين کارُ بکن
مطمئنم آقايِ تورنتون در موردِ تو .منصفانه قضاوت ميکنه ، اگه اين شانسُ بهش بدي
.اينجوري غرورم ميشکنه
.ترجيح ميدم گرسنگي بکشم
.ميتونيد دنبالِ راهِ ديگه اي باشيد، آقا- .خب، البته . البته-
.متشکرم. شبِ خوبي داشته باشين
.متاسفم، نيکلاس
.کفشهات کنارِ اجاقِ
.اون مردِ مغروريه
هنوزم همچين مردايِ قابلِ تحسيني .تو ميلتون هستن
شايد خدا بعد از اين همه وقت راهِ هدايتِ آدمهايِ اينجا .رو پيدا کرده باشه
اگه اون و آقايِ تورنتون بتونن .مثلِ دوتا مرد رودَررو صحبت کنن
اگه اون بتونه جايگاهِ آقايِ تورنتون !به عنوانِ اربابُ فراموش کنه و به قلبِش رجوع کنه
!من ميخواستم همينُ بگم، مارگارت
برايِ اينکه قبول کنه رفتن به جنوب کارِ اشتباهيه و آقايِ تورنتون هم آدم بدي نيست .بايد همين کارُ بکنه
چي ممکنه پيش بياد اگه اون بخواد که از اينجا بره؟
خانمِ تورنتون. متشکرم .وقت گذاشتيد و به ديدنِ ما اومديد
پدرم الان گرفتارن ولي از همدرديِ .شما سپاسگذاري کردن
به خاطرِ پيامِ تسليتتون هم .بايد تشکر کنم. واقعا لطف کردين
خالم يکسري جزئيات از آهنگ هايِ ايتاليايي که دوشيزه تورنتون .ازم پرسيدنُ برام فرستاده
دوشيزه هِيل.من برايِ انجام کارهايِ .فاني درموردِ موسيقي به اينجا نيومدم
.من وظيفه اي دارم که بايد انجامش بدم
به مادرت قول داده بودم
که اگه ببينم کارِ اشتباهي ميکني ،راهنماييت کنم
.ميلِ خودتِ که بهش عمل بکني يا نه
،وقتي از يکي از خدمتکارهام شنيدم که
بعد از تاريک شدنِ هوا با يک آقا بيرون بوديد
فکر کردم بايد دوباره بهتون هشدار .بدم که مراقبِ رفتارهايِ ناشايستتون باشيد
...زنانِ جوانِ زيادي اينجوري آبروشونُ از دست- !خانم تورنتون-
مطمئنم مادرِ من منظورش اين نبوده که ... من رو در معرضِ توهين و .بي احترامي قرار بده
...هرچي که آقايِ تورنتون به شما گفتن
.پسرم چيزي به من نگفته
تو در موردِ مردي که ردش کردي .هيچ چي نميدوني
،اگه اون دراين مورد چيزي ميدونست پيش خودش نگه ميداشت، درست مثل هر .مردِ باشرافتِ ديگه اي که همين کارُ ميکنه
.البته
.شکي نداشتم
من نميتونم توضيحِ قابلِ .قبولي به شما بدم
کارم اشتباه بوده
ولي نه اونجوري که شما تصور ميکنين .ودارين با کنايه بهم ميگين
.من موافقِ نزديک شدنِ پسرم به شما نيستم .از نظرِ من شما شايستگيِ لازمه رو ندارين
.ولي به خاطرِ اون خودمُ آماده کرده بودم
ولي رفتاري که شما در روزِ شورش از خودتون به نمايش گذاشتين باعث شد .نکاتي برايِ خدمتکارها روشن بشه
ولي وقتي پسرم به شما پيشنهادِ ازدواج .داد شما نظرتونُ تغيير دادين
...شايد به اون يکي دلباخته تون مربوط- .شما خيلي منُ دستِ کم گرفتين، خانم-
من نميتونم ادعا کنم که از جوابِ ردِ .شما به پسرم ناراحتم
،نه، خوشحال هم هستم. به خصوص حالا که شما خودتونُ در مرکز .استهزا و شايعات مردم قرار دادين
.بيشتر از اين نميتونم به حرفهاتون گوش بدم .ببخشيد که جوابي برايِ سوالاتون ندارم
.بايد باهاتون حرف بزنم، قربان- .الان وقت ندارم-
از مشکلاتِ جديدباخبر شدين؟- .اميدوارم که حالا بتونم وامِ بانکيمُ کاهش بدم-
جايِ تاسف داره که به خاطرِ خريدِ .ماشين آلاتِ جديد اينجوري گرفتار شديد
من به اين ماشين آلات نياز .دارم.ما داريم پيشرفت ميکنيم
.ما سفارشاتِ زيادي داشتيم .من بايد پنبه ها رو ذخيره کنم
واضحه که من انتظار داشتم- .شما قراردادهاتونُ تکميل کنيد اگه خوب کار ميکردي حالا- .ميتونستي قسط ها تُ پرداخت کني
ولي ما هنوز سفارشاتُ تحويل نداديم ...و چيزي باباتش دريافت نکرديم
.شايد از نظر شما قرار نيست چيزي دريافت کنيم
.خب، بانک ميتونه مهلتِ وامُ تمديد کنه موقتا. ما مجبوريم در اينگونه .موارد دقيق عمل کنيم
گمون نکنم تا حالا کَسي منُ به !بيدقتي يا بي فکري متهم کرده باشه
.منُ ببخشيد
نميدونم چجوري بايد جلوشُ بگيرم .يا بعدش بايد چيکار کنم
...خب، روشهايِ ديگري هم .روشهايِ ماليِ جديدي هم داريم
.سرمايه گذاري
ميتونم شما رو ازموقعيتهايِ مناسب .برايِ سرمايه گذاري باخبر کنم
سَفته بازي؟
من پولم رو با همچين روشهايِ .احمقانه اي به خطر نميندازم
ولي اگه بخواين همينجوري ادامه بدين ديگه چيزي براتون نميمونه .که بخواين روش ريسک کنين
قربان؟
پناه برخدا، هنوز اينجايي؟- .بله،قربان.ميخوام باهاتون صحبت کنم-
.بهتره بياي تو
از من چي ميخواي؟- .اسمِ من هيگِنزه-
ميدونم کي هستي. چي ميخواي؟- .کار ميخوام-
.کار؟ تو اعتصاب به راه انداختي
.همپر بهتون گفته که کارِ من چقدر خوبه- مطمئن نيستم بخواي بدوني .درموردت چي گفتن
من 100 تا از بهترين کارگرامُ به خاطرِ حمايت از تو و .اون اتحاديتون از دست دارم
و تو فکر ميکني بايد بهت کار بدم؟ ممکنه آتشُ پنبه رو کنارِ هم گذاشت و .انتظار داشت که هيچ اتفاقي نيفته
.بهتون قول ميدم که ديگه در اين مورد حرفي نزنم
اگه مشکلي پيش بياد قبل از اينکه دست .به کاري بزنم منصفانه بهتون ميگم
.من آدمِ سخت کوش و مصمي هستم
از کجا بدونم که دوباره شرارت نميکني يا اينکه دوباره پولهاتُ برايِ يه اعتصابِ ديگه جمع نميکني؟
من به کار نياز دارم، به خاطرِ .خانواده يِ مردي که با ديوونگي خودشُ غرق کرد
اون شغلشُ به خاطرِ ايرلندي هايي .که استخدام کردين از دست داد
اتحاديه يِ شما منُ مجبور .به آوردنِ ايرلندي ها کرد
!برايِ من که خيلي خوب بود .اکثرا برگشتن خونه هاشون
...اگر دلايلت رو هم باور کنم
.نميتونم به استخدامِ تو رضايت بدم بهِت توصيه ميکنم دنبالِ کارِ ِ .ديگه اي باشي و از ميلتون بِري
اگه هوا گرم تر بود ميرفتم دنبالِ کشاورزي و هيچوقت هم برنميگشتم ولي زمستون .تو راهه و بچه هامم دارن گرسنگي ميکشن
اگه شما جايِ ديگه اي غير ...از کارخونه ميشناسيد .به خاطرِ بچه ها حاضرم با هر دستمزدي کار کنم
چي؟ يعني حاضري کمتر از بقيه دستمزد بگيري؟
.معلومه که اونا ديگه اتحاديه اي ندارن
اتحاديه يِ شما کارگرهايِ ايرلنديِ منُ فقط به خاطرِ اينکه ميخواستن .برايِ خونواده هاشون غذا تهيه کنن، محکوم کرد .با اين حال داري ميگي به خاطرِ بچه ها اين کارُ ميکني
.من بِهت کار نميدم. وقتتُ تلف نکن
.ميلِ خودتونِ
يه خانم بهم گفته بود که .از شما درخواستِ کار بکنم .تصور ميکرد شما آدمِ رئوفي هستيد
،اون در اشتباه بود .اولين بار نيست که يه زن منُ به غلط انداخته
بهش بگين دفعه يِ بعد .افکارشُ برايِ خودش نگه داره
چقدر منتظر بوده تا با من صحبت کنه؟
،قبل از اينکه برسم بيرون دروازه بود، قربان .تا حالا شده 4 ساعت
!دوشيزه هيل
!بايد بهتون تبريک بگم- .بله، مابزودي ازدواج ميکنيم-
.از ديدارِ دوبارتون خوشوقتم،دوشيزه هِيل
شما بايد عجله کنين، دوشيزه هِيل، چون اين دختر خانمِ عزيزِ من ميخواد .همه يِ مغازه رو بخره
ظاهرش زياد خوب نيست .ولي باطنِ خوبي داره
.برايِ ما تورنتون ها بهترين گزينه اس
.همش ميخواد جانُ به سفته بازي ترغيب کنه
سفته بازي؟
منُ ببخشيد ولي فکر نميکنم که آقايِ تورنتون تو همچين معامله هايِ تجاريه پر از ريسکي .شرکت کنه
!همه همين کارُ ميکنن
.تجارت همش ريسکه، واتسون اينُ ميگه
جان اگه ميخواد خودشُ بالا بکشه .بايد عقايدشُ به روز کنه
نه! بايد صورت حسابُ برايِ مارلبورو ميلز بفرستين .قرار نيست شما پرداختشون کنيد
.هنوز به اندازه يِ کافي ثروتمند هستيم
!صادقانه ميگم
دوشيزه هيل حتي ذره اي شرمساري .به خاطرِ موقعيتي که براش پيش اومده نداره
.اون تو مغازه يِ گرين بود .وايستاد تا به من تبريک بگه به نظر خيلي از برنامه يِ .ازدواج من غافلگير شده بود
اون خيلي با تعجب برخورد کرد ،انگار که ما استطاعت برگزاريِ اين مراسمُ نداريم .ولي من خيلي زود حقشُ گذاشتم کفِ دستش
.شايد اون اصلا نخواد ازدواج کنه
!اون از من بزرگتره.و خيلي هم سختگيرتر
من درموردِ فعاليت هايِ کاريِ واتسون .باهاش حرف زدم ولي خانم برايِ من قيافه گرفت
اينقدر مطمئن گفت که تو به اين کارها علاقه اي نداري انگار که .بهتر از من تو رو ميشناسه،خيلي بهتر
ازت ممنون ميشم که در مورد .کارهايِ من تو کوچه و خيابون صحبت نکني
تو از پول چيزي غير از خرج کردنش هم ميدوني؟
اگه پيشنهادِ واتسونُ قبول کني و باهاش شريک بشي .مطمئنم سودِ خوبي عايدت ميشه
.هيچ چيزِ مطمئني تو سفته بازي وجود نداره
من با شريک شدن با واتسون با اون ايده هايِ احمقانه اش رويِ زندگي .کارگرهام ريسک نميکنم
اگه پولهامُ از دست بدم، انتظار داري چجوري هزينه يِ مراسمِ ازدواجتُ پرداخت کنم؟
.به خاطرِ حرفات متاسف ميشي
يعني ريسکِ سفته بازي اينقدر زياده؟
يعني لازم بود که ازم بپرسي،مادر؟ .ريسکش خيلي بالاست
اگه موفقيت آميز باشه، همه يِ مشکلاتِ ماليمون حله و هيچ کس از عواقبِ بعديش .خبر نداره
اگه اشتباه کني چي؟
.حداقل ميتونم حقوقِ کارگرهامُ پرداخت کنم دارين بهم ميگين که همچين ريسکي رو بپذيرم؟
.اگه موفق بشي، اونا حتي متوجه هم نميشن- و اگه شکست بخورم، خيلي ها آسيب ميبينن-
ازم ميخواين همچين ريسکي کنم؟
.بهم بگو چيکار کنيم
.دعا کنيم تابستون خوبي داشته باشيم .تا مردم لباسهايِ نخي بخرن
دعا کنيم خريدارامون به موقع ...تسويه حساب کنن
و دعا کنيم که فاني ديگه وقتي برايِ ... .خرج کردن و خريدن پارچه نداشته باشه
.:مترجم: ســـبـــــــــــــا:.
.:مترجم: ســـبـــــــــــــا:.
...او بُ- بزرگ است
اينها بچه هاتَن؟- .نه، ولي فعلا سرپرستي شون با منه-
دخترت داره بهشون خوندن ياد ميده؟- .فکر کنم اونا دارن بِهش ياد ميدن-
اينها همون بچه هايي ان - که بهشون اشاره کرده بودي؟ حرفمُ باور نکرده بودين؟-
.من حرفهايي به تو زدم که ربطي به من نداشت
من حرفتُ باور نکردم.نميتونستم باور کنم کسي .پيدا بشه که از بچه هايِ بوچر مراقبت کنه
من در موردت تحقيق کردم .و حالا ميدونم که حقيقتُ ميگفتي .ازت ميخوام منُ ببخشي
.بوچر مرده و من به اين خاطر متاسفم .ولي اون ديگه به آخرِ خط رسيده بود
هنوزم ميخواي با من کار کني؟
،شما بهم گفتين گستاخ
.دروغگو، دو به هم زن
به خاطرِ اين بچه ها، فکر ميکنيد بتونم به اين وضع ادامه بدم؟
خب، اين پيشنهادِ من نبود .که بتونم بگم باهم خوب کنار ميايم يا نه
،کار کارِ. ميام.و يه چيزِ ديگه .ازتون ممنونم.برايِ من موقعيتِ خوبيه
.برايِ منم خوبه
.موقعِ کار حواستُ جمع ميکني زماني که سر کار سپري ميکنيم .همه يِ حواسمون به کارِ
و اولين باري که بفهمم داري از مغزت برايِ درست کردنِ دردسر استفاده ميکني .بايد بِري
.حالا موقعيتِ خودتُ ميدوني- فکر کنم مغزمُ بايد تو خونه - .جا بذارم بعدش بيام سرِ کار
خانمي که بهت گفته بود بياي پيشِ من دوشيزه هِيل بود؟
.اگه امکانش هست بهم بگيد- اينجوري ميتونستي کمي متمدن تر برخود کني؟-
.پدرم تو اتاق نشيمن منتظرن
فکر ميکنم شما ممکنه بخوايد بدونيد .که هيگينزُ استخدام کردم
.خوشحالم
نميدونستم شما بوديد که بهش اصرار .کرديد برايِ کار بياد پيشِ من
توصيه يِ من باعث شد که بهش کار بديد؟
.نميدونم
من حرفمُ پس نميگيرم، نيازي نيست .نگران باشيد
.هرگز همچين فکري در موردِ شما نميکنم
حس ميکنم در حالِ حاضر نظرِ من نسبت به شما بهتر از نظريه .که شما در موردِ من داريد
،مارگارت، عزيزم ،لزومي نداره به اين سوال جواب بدي
...ولي
فکر ميکني به چه دليلي آقايِ تورنتون بهت اهميت ميده؟
.پدر، متاسفم
No comments yet. Be the first to leave one.