The first 200 lines.
خب، معلومه که همه پسرعموها/دخترعموها دعوتن. نه. میدونم، ولی
و گوجه. سالاد گوجه؟
نه، نه، نه. گوجه نه. گوجه نه. نه. سالاد گوجه نه؟ چرا؟
نه، نه. قرار نیست باشه... سالاد سزار؟ باشه
آه، اون یه جورایی موزیکهای قدیمی میخواد، میدونی؟ سارا: باشه
کل گروه آریزونا دارن میان
باشه، متوجه شدی؟ ممنون
همه پسرعموها/دخترعموها؟ بله. همهشون
میشه ۱۰ نفر دیگه بهش اضافه کنم، لطفاً؟ امم
فقط مطمئن شو که یه جورایی شادتر باشه. ده... ده نفر، درسته؟
نه، میدونی، غمگین نباشه. علاوه بر اون
تعداد که قبلاً داشتیم. باشه
باشه، ممنون
آه، مشکلی نیست. باشه. عالیه. نمیدونم کی پول اینو میده، ولی
آره. هی. میتونم این فسقلیِ خوردنی رو ببینم!
میدونی که به یه صندلی گهوارهای نیاز داری. هیس!
نمیدونم. واقعاً بهش نیاز داره؟ من اینقدر چیز لازم دارم. نمیتونم
خب آره. صندلی گهوارهای رو کجا میذاری؟
باید فر رو برداری تا یه صندلی گهوارهای بذاری. خب، میدونی
واقعاً نجاتدهنده است
واقعاً. ما میخوایم اون رو
آه، کادوی خودمون به تو قرار بدیم
چه مهربون. من اصلاً... آره، خیلی خوبه، مامان
آره. آره
نمیدونم کجا بذارمش. خیلی... ممنون
خب، قرار نیست اینجا بمونی
یعنی، این آپارتمان خیلی باحالیه ولی
تو نمیخوای زیک رو اینجا بزرگ کنی
در حال حاضر واقعاً چارهای ندارم
فقط یه کابوسه
نه، زمانبندی عالیه. و من حاضرم... و، اومم
و نورا. ...برای چالش
و فقط در... تخصص من کمک به کسب و کارهاست که دوباره سرپا بشن
و اینجا... نکته خوب اینجاست که، آه، ما محصول رو دوست داریم
ما خانوادگی سالهاست که از آب معدنی کوهستان استفاده میکنیم، برای
نمیدونم، مثلاً الان ده ساله
بابا، گوشی رو قطع کن
همسرم همیشه میگه که چقدر خلوصش رو حس میکنه
گوشی رو قطع کن. گوشی رو قطع کن. کریستینا: مکس!
یه لحظه صبر کن مکس. این یه وضعیت اضطراریه
آره، نه دوشنبه عالیه. هیس!
قطعش کن. دوشنبه میبینمتون، ممنون. خداحافظ
قطعش کن. قطعش کن. آره. هی مکس
این یه تماس کاری بود. عزیزم
اینم کارِ خودشه. من تازه از پای تلفن بلند شدم
با هنک و یه کار پیدا کردم
تو تازه با هنک صحبت کردی؟ آره
چی؟ عالیه. آره
چیکار؟ من میخوام عکاس بشم
برای کی؟ خیلی خوبه که قراره دستیار هنک بشی
این عالیه. من قرار نیست دستیار هنک بشم
باید روی مهارتهای گوش دادنت کار کنی
من قراره تنها عکاس باشم
عکاس اصلی تو عروسی خاله سارا و هنک
مکس، این عالیه. بله
این نشوندهنده اعتماد زیادی به توئه. عالیه
شگفتانگیزه. وایسا، همه عکسها
که قراره برای همیشه روی شومینه باشن؟ بله. همه عکسها
رو تو میگیری؟ بله
مطمئنی؟ بله، کاملاً مطمئنم
واقعاً باورنکردنیه. همچنین هنک میگه که باید با شما دوتا صحبت کنم
در مورد اینکه آیا باید پول رو الان بگیرم یا نه
یا باید تو حسابی برای وقتی ۱۸ سالم شد، گذاشته بشه
آه. خیلی دقیقه
خوشحالم که هنک این رو مطرح کرد. بله
من قاطعانه رأی میدم که الان باید به من داده بشه
آه، در موردش صحبت میکنیم. این رو در نظر میگیریم
باشه. من شاغل شدم!
خب حداقل یکی یه شغل داره که عاشقشه
فوقالعاده است
من شکایت نمیکنم چون این خونه قراره
پر از آب معدنی خنک و خوشمزه بشه
درسته
من آب معدنی دوست ندارم. من نوشابه دوست دارم
بهش نوشابه دادی؟
نه. به من نگاه کن
هرگز. به من نگاه کن
احتمال عالیه. من خیلی باهوشم، درسته مامان؟
تو خیلی باهوشی. از تو بعید نیست
اومم. بابا، تو چی فکر میکنی؟
من الان بهت رأی میدم
ها! عالیه، پس یه "نه" داری
دو تا رأی داری. آها!
دو تا رأی، باشه
تو دفتر بیضی (Oval Office) پرسه میزنم، بازسازی میکنم
شاید کاخ سفید رو صورتی کنم
اومم. کار میکنه؟ من... من نمیدونم
من برنامهریزی و دکوراسیون رو شروع میکنم. سلام؟
و من تو رو از ایالات متحده ممنوع میکنم
و اگه مهربون باشم فقط... اوهوم
تو قبلاً منو ممنوع کردی. خب
آره. امم، این در مورد چیه؟
میشه بگی؟
باشه. آره، ما اونجا خواهیم بود
ممنون
کی بود؟
مددکار اجتماعی ویکتور
آه، اون میخواد فردا ساعت ۱۱ صبح ما رو ببینه
در مورد چی؟
نمیدونم. فقط گفت که زمانش مهمه و میخواد شخصاً ما رو ببینه
باشه.
خب، چی میخواستی بگی، هنک؟
اِ، خب...
ببخشید مزاحم شدم، ولی مطمئنم سارا در موردِ...
...ما و برنامههامون بهت گفته.
من فقط میخواستم بیام اینجا...
...مرد و مردونه...
...و ازت اجازه بگیرم.
واقعاً؟
آره.
آره. و میدونم که...
...این یه چیزِ نمادینه.
اوه، نه، نه، نه. بیشتر از نمادینه.
خیلی... خیلی مهمه.
اینجا یه تصمیم بزرگ گرفته میشه.
بیا بشین...
آره.
خودت که میدونی. باشه.
خب، اِ، چی میخواستی بگی، هنک ریزولی؟
خب، اِ، نمیدونم سارا در مورد آسپرگر بهتون گفته یا نه.
مثل مکس.
منظورت چیه؟
اِ، خب، من... باشه، حدس میزنم بهت نگفته. ولی، اِ...
منم تا حدی اینطوریم. پس...
...پس فقط میخواستم مطمئن شم همه چیز رو گفتم.
درست.
یعنی، عجیبه. من...
یه جورایی یه سری چیزا رو توضیح میده، ولی، اِ...
اگه سارا باهاش مشکلی نداره، منم ندارم.
اوه، خب، خوبه. ممنون.
میدونی سارا بین همه بچههام...
من... فکر کنم یه جورایی معلم من بوده، میدونی؟
اون کسیه که...
...تو زندگی، بیشتر از هر کسی بهم عشق بیقید و شرط رو یاد داده.
اون هیچوقت دنبال چیزای مادی تو زندگی نبوده.
لباسا، ماشینا... میدونی، همه اون چیزا.
پول.
اون تماماً عشق بود. تماماً در موردِ...
...واقعاً قلبشو به کسایی میداد که بیشتر از همه دوستشون داشت.
من فقط میخوام ازت... ازت بخوام، اِ...
مواظبِ... مواظبِ...
...دخترم باشی.
آره. کنارش باش.
آره، این، اِ...
این... باعث افتخارمه که این کارو بکنم.
من... من هیچکس رو مثل اون ندیدم.
من هیچوقت دست از دوست داشتنش برنمیدارم.
ممنون.
احتمالاً یه چیز دیگه هم هست که اومده بودم بگم.
اِ، در موردش صحبت کردیم و اون میخواد شنبه انجامش بده.
همین شنبه؟
آره.
آره، این... اِ... این چیزیه که اون میخواد.
خب، عجله برای چیه؟
منظورم اینه...
اوه، راست میگی.
باشه، فهمیدم.
آره.
کوچولو؟ میتونی به من نگاه کنی.
سلام! سلام!
سلام بچهها! وقت نینیه؟
اوه! بله، نینی اومده!
تبریک میگم! تبریک!
اوه! اونم حسابی سرحاله!
براتون کادو آوردیم.
آره. بچهها.
یکی برای نینی. و یکی هم برای نینیِ بزرگتر!
آره. نون!
بله. هوو!
مامانم باید بخوره. بذار همه این وسایلو کنار بزنم.
بفرمایید. ببخشید. فقط حجم وسایل اینجا خیلی زیاده.
اینجا عالی به نظر میاد.
میتونم بغلش کنم؟
اوه، البته! بفرمایید، بفرمایید.
هی، هی، هی، هی. نذار حس مادرانهت گل کنه!
احتیاط کن.
ببخشید اینجا اینقدر به هم ریختهست.
انقدر وسایل دارم.
اوه، نگاه کن، نگاه کن اون محفظه بازی کوچولو رو.
آره. هَدی برام خریده. برای کاره.
میتونم نینی رو بیارم و اونم اونجا استراحت کنه.
و ساکت میمونه. یعنی، هنوزم میتونم همه کارامو انجام بدم. مْمْم.
اوی. ببین، نمیدونم چجوری بگم، ولی...
محفظه بازی قشنگیه. ولی...
ما میخوایم...
ما داریم... "لُنشِنِت" رو تعطیل میکنیم.
چی میگی؟
چی شد؟ ما قسط بیمه رو پرداخت کرده بودیم. و... و...
تو که همه وسایل رو سفارش داده بودی، کراسبی!
آره. و بعدش... چرا باید...
و بعد مجبور شدم همهشو لغو کنم.
چرا؟ چرا این کارو کردی؟ میدونی، ما یه سری...
مسائل مالیِ واضح. و...
البته، واضح بود ولی ما کار رزرو کرده بودیم.
منظورم اینه که، باید یکم بهش زمان بدی. مثلاً...
باشه. ببین، میدونی چیه؟ ...هیچ دلیلی برای...
آدامِ. من... حقیقت اینه که آدامِ. اون نمیخواد انجامش بده.
و ما بدون اون نمیتونیم انجامش بدیم و من هیچ توضیح دیگهای جز این ندارم.
اون... اون مثل ما مشتاق نبود. پس...
ولی، اِم... این برای شماست.
No comments yet. Be the first to leave one.