The first 200 lines.
زیرنویس اختصاصی فیلیمو
...آنچه گذشت زیرنویس اختصاصی فیلیمو
زیرنویس اختصاصی فیلیمو
.کلانتر هالیستر
.هنوز به این اسم عادت نکردم
کلانتر هالیستر مرزها رو طوری جابهجا کرده
.که اون رو فاقد صلاحیت برای این اداره میکنه
.این بیانیه سیاسی نیست
.ولی این عملیات کنسله
.نمیتونی این کار رو بکنی، بیل
!میلیونها دلار بودجه فدرال رو از دست میدیم
.نه تا وقتی من کلانترم
.مرده
.سرکار لونا در ساعت 17:43 از دنیا رفت
.بهونه - بله؟ -
دلیل اینکه الان اینجایی
.اینـه که اون موقع اونجا نبودی
.قضیه اون بچههاس
.دارن وارد سیستمی میشند که راه خروجی نداره
.کامیلا در مورد پدرش پرسید
میخوای باهاش حرف بزنی؟ - .آره -
.امشب میریم پیش خانوادههامون
.این کار رو باید هر روز تکرار کنیم
.هم برا خودمون و هم برای لونا
!آره
سورپرایزه؟
.نه. پدر و دختری
.نه نه. نه نه
.باید والس باشه
.دیگه نه
.چیه؟ جدی میگم
!وووه
...مگی
.شوخی بسه
.تولد 15 سالگیته
.داریم در مورد پدرت حرف میزنیمها
.کلانتر بیل هالیستر
.آره، تولد 15 سالگی منه
،و چون اصلاً دلم نمیخواد این کارها رو بکنم
.باید باهاش کنار بیاد
،الحق که دختر پدرت هستی
.این مثل روز روشنه
،هرچقدر میخوای غر بزن
.ولی این بخش مهمی از سنت ماست
.میدونم. میدونم
.مال خودم رو دوست داشتم
.و این مهمونی بزرگیه
.و خیلی از برنامهریزی عقب هستیم
فقط چند ماه وقت داریم
.تا وسایل لازم رو بخریم و لیست مهمونها رو آماده کنیم
پس کار رو واسه پدر خارجیت راحت کن
...و یه لباس
ضایع بپوشم؟
.میخواستم بگم کلاسیک
.عاشقش میشه
.باشه
،فقط وقتی بهش میگی منم خبر کن
!چون میخوام قیافهش رو ببینم
آماده ماموریت جدیدت هستی؟
.بله قربان. سه هفته شده
.با نشستن تو خونه به کسی خیری نمیرسونم
.متوجهم
.و میدونم لونا چقدر برات با ارزش بوده
،اگه میخوای از یه کار سبک شروع کنی
.میتونم یه کار تو دادگاه برات جفت و جور کنم
.من واسه نگهبانی پلیس نشدم
.اینجا نوشته اختلال خواب داری
.افزایش سطح اضطراب
.یاد خودم افتادم
.ببین، من سهمم از تستها رو ادا کردم
.نیازی به نظر دکتر ندارم، فقط نظر خودت مهمه
حالت ردیفه؟
.هرکسی یه چیزی به دوش میکشه
.خیلی خب
.میخوام برگردم تو خیابون
.اونجا میتونم تفاوت ایجاد کنم
...میدونی تعادل اون بیرون به هم ریخته
.به خاطر مردمم
.اونها چنین نظری به تو ندارند
.نه با این ستارهای که رو سینهت چسبیده
.بالاخره بعضیها میکنند
.ولی با دونستن این قضیه ثبت نام کردم
.خیلی خب
.برمیگردی به واحد گشت
.ایستگاه لنکس
.آمادهم همه رو پشت سر بذارم
.هیچوقت پشت سر نمیذاری، سرکار
.الان... بخشی از وجودته
.واسه همیشه
...مردم اشتباه میکنند که
.سعی میکنند مسائل رو پشت سر بذارند
.فایده نداره
نظرت چیه یه کارآموز جدید زیر دست و بالت بگیری؟
کی رو در نظر دارین؟
.آره، مطمئنم ازم متنفره
.اینطوری بهش نگاه کن، سرکار
.بزرگ کردنش دست خودته
،ولی اگه دیدی آدمش نیست .میتونی بهم بگی
خلاصهای که در مورد نمایندگان شهر براتون فرستادم خوندین؟
.بیخیالش شدم - .نخوندین -
"خیلی خب، از کلماتی مثل "مسئولیتپذیری
.همکاری"، "گفتگوی آزاد" و "قدمهای بعدی" خوششون میاد"
.خب، من زبون بوروکراسی بلد نیستم
.عصر بخیر، کلانتر هالیستر
میدونین اشتباه سهوی یعنی چی؟
...خب، فکر کنم یعنی
.شما اصلاً خبر ندارین من چطوری این اداره رو میچرخونم
،باید به خاطر بیاری که
.مردم لس انجلس ما رو انتخاب کردند
،و من قسم خوردم ازشون محافظت کنم
که قراره در این 86.5 روز باقیمونده
.این کار رو انجام بدم
البته، ما میخوایم این روزها
.هدفمند و پربار باشه
.صمیمانه مشتاق یک گفتگوی آزاد هستم، نمایندگان عزیز
.شنیدنش باعث خوشحالیه کلانتر
چطوره با این پیشنهاد تخصیص نیروی عملیاتی
برای جلوگیری از قاچاق انسان شروع کنیم؟
.اون که پیشنهاد نبود
خب، از اونجا که شما
،آخرین عملیات مشترک با آیس رو لغو کردین
.بودجه فدرال ما لغو شد
.فکر نمیکنم پول همچین عملیاتی داشته باشیم
نه بابا؟
.واسه بررسیش زمان لازم داریم
.باشه
.خب، سه، دو، یک
.برو راست
.خالیه
!دستها بالا
.دو تا دیگه اینجاست
.این دو تا رو دستگیر کنین
.خونه امنه. برمیگردیم
!ایست! پلیس! ایست
.مجبورم نکن دنبالت کنم، آشغال
.سلاحها پایین
.سلاحها پایین. سلاحها پایین
.باشه
.خیلی خب
.ببرینشون جلوی خونه
.بیا بیرون. لطفاً بیا بیرون
hossein 2 :ترجمه و زیرنویس
.اونها مدرک شناسایی ندارند
کجاش رو نمیفهمی؟
.اونها هم قربانیاند هم شاهد
.باید باهاشون صحبت کنیم
.شرمنده، ولی ظاهراً قراره دست خالی برگردین خونه
.سرکار وارد
.یه لحظه بیاین اینجا
.جمع کنین برین دیگه
.فردا روز جدیدیه
.اون یه کلمه هم باهام حرف نمیزنه
.فقط با شما صحبت میکنه
.حلش میکنم
.کلانتر هالیستر
.میشناسمش
.باید با بیل صحبت کنم
مامورهای فدرال چسبیدن به برنامه؟
.اه، از ته دل دوست دارن دستور بشنوند
موضوع اضطراری چیه؟
.حقیقتش یه روباهی رو بازداشت کردیم
.بقیهشونم از دار و دسته کارتل هستند
.و همینطور حدود 20 تا قربانی قاچاق
و یه موضوع
نه چندان کوچیکی هست
.که برات آشنا به نظر میرسه
.کمکم کن
.دستگیرش کن
.وایسا. وایسا
.در تماس خواهیم بود
.میدونم
اونجا چیکار میکردی؟
.نون در میاروردم
چقدر تو این لجن فرو رفتی؟
حالا دیگه قاچاق میکنی؟ - !نه -
.خانوادهم بدهی داره
.میتونم توضیح بدم
.بهتره همین کار رو بکنی
.نباید من رو ببری زندان
.اگه پیدام کنند، میکشنم
.خودت خوب میدونی
.نمیبرمت زندان
.خوبه. یه خونه امن لازم داریم
.آره
.سلام بابا - .سلام -
.بالاخره اومدی
چرا زنگ نزدی؟
نتونستم. دستم بند اداره بود
،و حقیقتش
.و یجورایی مجبور شدم کار رو با خودم بیارم خونه
.پاولا، مگی. ایشون والریاست
.یکی از دوستان قدیمی
!سلام
.سلام. خوشبختم
.قبلاً تو نیروی ویژه با هم کار میکردیم
.پاولا، خیلی در موردت شنیدم
.از آشنایی باهات خوشبختم
.خودم بلدم - .خیلی هم خوب -
چی شده، اسپانیایی هم بلد شدی؟
.یکمی. وارد این خانواده شدم
No comments yet. Be the first to leave one.