The first 200 lines.
من توي فضا بدنيا اومدم
هيچوقت تابش خورشيد رو روي صورتم حس نکردم
، يا هواي واقعي تنفس نکردم
يا تو آب شناور نبودم
هيچکدوم از ماها اينا رو تجربه نکرديم
الان 3 نسله که
الان 3 نسله که "آرک" تنها بازمانده هاي ، نسل بشر رو زنده نگه داشته
ولي حالا خونه ي ما داره از بين ميره
و ما آخرين اميد بشريت هستيم
صد زنداني با هدف انجام يه مأموريت بسيار سخت به زمين فرستاده شدن
همه ما بخاطري که به نوعي قانون رو شکستيم ، اينجا هستيم
اما روي زمين ، هيچ قانوني وجود نداره
تنها کاري که بايد بکنيم اينه که زنده بمونيم
، ولي همه ـمون توسط زمين آزمايش ميشيم
توسط رازهايي که درش نهفته ـست
و بيشتر از همه، توسط خودمون آزمايش ميشيم
...آنچه در "100" گذشت
زنداني شماره 319، ساعتت رو در بيار
نه ، اون مال پدرمه
مامان؟ - دارن شما رو ميفرستن زمين -
کلارک" ، متأسفم که" باعث شدم پدرت دستگير بشه
ولز" ، اونا پدر منو دستگير نکردن"
اونا اعدامش کردن
اتم" ، خواهر من از اين اردوگاه خارج نميشه"
، اگه کسي بهش دست بزنه بايد به من جواب پس بده
"اتم"
جاسپر" رو زدن" با خودشون بردنش
اون زنده ـست
تـي وـي سنتر و فـــري آفــلاين » با افـتـخـار تـقـديـم مـي کـنـند » &
يک سال قبل
حال مي کني؟ حال مي کني؟
مي بيني؟
حالا وقت ـه انگيزه ناگهاني ـه
دفاع
مگه دفاع کشکه
بگير که اومد - !آره ، اوه -
آره! اينه - !بزن قدش دختر -
اونا شکست ناپذيرن - آماده يه باخت خفت بار باش -
بازي هنوز تموم نشده
حقيقت ـش ، اين بازي 147 سال پيش تموم شده
از لحاظ فني حق با توئه
تسليم شو ، داري مي بازي
اينجا چه خبر بوده؟
شوهرت و دخترت خيلي نفرت انگيزن
بهتره با انصاف باشي
يالا ، برو جلو و ضربه رو بزن
فقط وقت تلف مي کنيم ، وقت تلفـ...سلام عزيزم
سلام
خب ، وقتي داشتم از کلينيک ميومدم بِنِت" رو ديدم"
و گفتش که اون گزارش تجزيه و تحليل سيستم هايي که خواسته بودي رو داره
اين تمومي نداره
پس اون لحظه انگيزه ناگهاني چي شد؟
انگيزه رو حس مي کنم
خيله خب
چيه؟ الان مي خواي بري؟
فقط يه چند دقيقه اي
اوضاع روبراهه؟
آره ، اين سفينه قديمي رو ميشناسين ديگه
هميشه يه چيزيش ميشه
نبض ـش 30 ـه
!برين بخوابين
!ساکت
بهشون گوش نده
ما از اينجا جون سالم به در مي بريم ، خب؟
بهت قول ميدم
نميشه بميره؟
من ميرم آب تميز بياريم
حواست بهش باشه
!نه
!نه
!نه! نه
هي بيدار شو ، چيزي نيست چيزي نيست
فقط خواب ديدي
تو "شارلوت"ـي ، درسته؟
من "کلارک"ـم
ترسيدن اشکالي نداره
مي خواي در موردش صحبت کني؟
در مورد...پدر و مادرم بود
...اونا تو فضا معلق کردن و
و روياهام رو نابود کردند ...و منم
ميفهمم
پدر منو هم معلق کردن
خب ، چي شد سر از اينجا درآوُردي؟
خب...داشتيم وسايل پدر و مادرم رو
...به مرکز بازپخش مي برديم
که يهو کنترلم رو از دست دادم
گفتن که به يه نگهبان حمله ور شدم
نمي تونم سرزنش ـت کنم
اون ستاره درخشانُ اون بالا مي بيني؟
اون "آرک" ـه که داره دور ما ميچرخه
، به نظرم هر اتفاقي هم که اون بالا افتاده
...مي دوني ، هر زجري که کشيدم
رو شايد بتونيم فعلا فراموش کنيم
ممکنه اومدنمون به زمين
يه جور فرصت دوباره برامون باشه
واقعا اينطور فکر مي کني؟
سعي مي کنم اينطور فکر کنم
گمونم اين شمال ـه ، بيا
، واقعا؟ چون ما همين الان از اون طرف اومديم
خانوم ، من مي تونم از طريق ستاره ها مسيريابي کنم
تقصير توئه که دو روزه گم شديم
نبايد سَرِخود راه ميوفتاديم
بي خيال ، فردا سفينه رو پيدا مي کنيم
ديشب هم همينُ گفتي و الان هم من گرسنمه
ترينا" آروم باش" چيزيمون نميشه
تو هم احساس کردي؟
اين ديگه چيه؟
نمي دونم
نمي دونم
!آخ! نمي تونم چيزي ببينم
بيا از اينجا بريم
!خداي من ، دارم مي سوزم
' M£HRZ@D | S!CAR!O' مـحـمـدرضــا و مهــــرزاد
اون بچه لعنتي ، همش رو مخ منه
ديگه زياد دووم نمياره
بهتره دنبال يه بهونه ديگه باشي
اينطوري بايد بزني
يه کيلومتري اطراف اينجا گشتيم
هيچ اثري از "ترينا" و "پاسکال" نبود
وقتي اونجا بودي درخت مورد علاقه ـت رو ديدي؟
اتم" به اندازه کافي تنبيه شده ، ولش کنين"
ممکنه کار زميني ها بوده باشه
آره يا شايدم رفتن محله عشق و حال
اين اواخر خيليا ميرن اون اطراف
ببين "بلامي" ، بچه ها ترسيدن
و اون پسره که داره با ، مرگ دست و پنجه نرم مي کنه
هم روحيه بچه ها رو خراب تر مي کنه
وقتي غذاي بيشتري براشون پيدا کنم روحيه ـشون هم بهتر ميشه
خب وقتي از "ترينا" و "پاسکال" خبر گرفتن چي بگيم؟
الان؟ هيچي ممکنه فقط گم شده باشن
وقتي بعدا واسه شکار رفتيم دنبال اونا هم مي گرديم
!پيش به سوي شکار
تو باهامون نمياي
مي خوام همين جا بموني
اگه زميني ها اين اطراف در حال گشت زني باشن
نمي تونيم اينجا رو بي محافظ رها کنيم
باشه ، فقط بهتره يکي صداي اين پسره رو خفه کنه
زميني ها زخم رو سوزوندن اونا زندگيش رو نجات دادن
زندگيش رو نجات دادن تا بتونن از طريق اون طعمه هاي زنده پيدا کنن و بکشن
اينجا رو با بهشت اشتباه نگير
اين زخم عفوني شده ممکنه عفونت کرده باشه
تغييري تو دستبند ها ايجاد نشده
که بشه باهاش با "آرک" ارتباط برقرار کرد؟
مانتي"؟"
اين يعني نه
مادرم مي دونست بايد چيکار کنيم
حالش چطوره؟
به نظر مياد چطور باشه "ولز"؟
ببين منم قصدم کمک کردنه
باشه ، مي خواي کمک کني؟
محکم نگهش دار
گمون نکنم ديدن اين صحنه واسم خوب باشه ، مگه نه؟
هـــي
خيلي دوست دارم از اينجا بزنم بيرون
نظرت چيه با همديگه
يه سر بريم باغ پروانه ها؟
هان؟
خيلي زرنگ ـم نه؟
"اتم"
...با اسلحه - با "اتم" چيکار کردين؟ -
اتم" چيزيش نيست"
پس چرا بهم محل نذاشت؟
شايد حوصله نداشته
نمي توني همه رو از من دور نگه داري
اتم" بايد ياد مي گرفت"
اگه از من اطاعت نکني ، بايد بهاش رو بپردازي
اونم بهاش رو پرداخت ، حالا هم حسابمون با هم صاف شده
ولي الان منم که دارم بهاش رو مي پردازم
پس دفعه بعدي اگه خواستي رئيس بازي دربياري
يه کاري کن من درگير اون کار نباشم
!آخ
!سفت نگهش دار
بايد اون گوشت عفوني شده رو جدا کنم
!تمومش کن داري مي کشيش
داره جونش رو نجات ميده
نمي تونه
برو عقب
ما کيلومترها اونو تو جنگل نکشيديم
تا بذاريم همين طوري بميره
اين بچه رفتني ـه
اگه متوجه نميشي ديگه تقصير خودت ـه
داره اعصاب بقيه رو بهم مي ريزه
شرمنده که "جاسپر" باعث دردسرت شده
ولي اينجا "آرک" نيست
اينجا جون همه مهمه
نگاش کن ، ديگه اميدي بهش نيست
آکتيويا" من تموم عمرم مي ديدم"
که مادرم جون بقيه رو نجات مي داد
پس وقتي ميگم اميدي هست ، يعني هست
اصلا بحث اميد نيست ، الان قضيه دل و جرأت مطرحه
تو شجاعت انتخاباي سخت رو نداري ولي من دارم
اون 3 روز ـه که اين شکلي ـه
، اگه تا فردا بهتر نشه
خودم مي کشمش
آکتيويا" بيا بريم"
من همين جا مي مونم
کله شق خود خواه عوضي
فقط به فکر خودشه
البته توهين نباشه
آره ، "بلامي" اينطوري ـه ديگه
No comments yet. Be the first to leave one.