The End of an Era

The End of an Era

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Taylor Swift The Eras Tour The End of an Era S01E01 DV 2160p WEB h265-GRACE
A Commentary by amirluminox
SANDS Movie :ارائه از

Tags

webdl
Published on: 2025-12-12
Downloads: 447
Hearing Impaired: No
FPS: 23.976

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

SANDS Movie :ارائه اختصاصی توسط

آخرین نمایش تور اِراس

۱۵دقیقه تا شروع نمایش ...آخرین گردهمایی (مشورت) شروع می‌شه

‫می‌خوام بگم ما کاری رو کردیم که هیچ‌کس تا حالا انجام نداده.

‫ما شخصاً برای بیش از ده میلیون نفر اجرا داشتیم.

‫این مثل این نیست که بگی "اوه، ده میلیون نفر ‫یه برنامه تلویزیونی دیدن،"

‫که اونم البته خیلی فوق‌العاده‌ست.

‫ما برای ده میلیون نفر یا بیشتر اجرا کردیم.

‫و...

‫من به تک‌تک شماها فکر می‌کنم وقتی بچه بودین.

‫به لحظه‌ای فکر می‌کنم که تصمیم گرفتین ‫رقصیدن مسیر شماست.

‫و لحظه‌ای ‫که برای اولین بار یه گروه موسیقی رو دیدین و با خودتون گفتین،

‫"اَه، من می‌خوام... ‫می‌خوام پولامو جمع کنم یه ساز بخرم."

‫تک‌تک ماها ‫حرفه‌هایی رو انتخاب کردیم که،

‫اساساً مردم، ‫در بیشتر مواقع،

‫بهت می‌گن ‫نباید این کارو بکنی.

‫بهت می‌گن، ‫نباید تلاش کنی این کارو انجام بدی.

‫شما باید اون چیز رو اونقدر دوست داشته باشین

‫که بتونین بر ۸۵ تا ۹۵ درصد

‫از نصیحت‌هایی که در طول مسیر بهتون می‌شه غلبه کنین، اونم اغلب از طرف،

‫آدمایی که بهشون احترام می‌ذارین، آدمایی که بهشون اعتماد دارین، آدمایی که تو همین زمینه‌ان.

‫همه تو حوزه رقص، همه تو حوزه موسیقی ‫به هر کس جوون‌تری می‌گن

‫اگه کار دیگه‌ای می‌تونی انجام بدی، برو همون کارو بکن.

‫و برای همین من می‌بینم که شما رد می‌شین،

‫.شغل رو نمی‌گیرین، نقش رو نمی‌گیرین، اجرا های تکو رو نمی‌گیرین

‫آره.

‫من همه اون اتفاقاتی رو می‌بینم ‫که در طول مسیر رخ داد.

‫درهایی که بسته شدن، ‫درهایی که باز شدن،

‫پنجره‌هایی که خودتون بازشون کردین.

‫و بعد گاهی اوقات ‫من شما رو وقتی مسن‌تر می‌شین می‌بینم.

‫و به این فکر می‌کنم که...

‫چی قراره به خانوادتون یا به کسایی که مربی‌شون هستین بگین

‫چون تک‌تک آدمای اینجا

‫روحیه اینو دارن که مربی بقیه باشن ‫و بهشون بگن،

‫"آره، انجامش بده. امتحانش کن. دنبالش برو، ‫اگه تو هم همین عشقو بهش داری."

‫و فکر می‌کنم که آیا ‫اون خطاب به نوه‌هاتونه،

‫یا به اون بچه همسایه کوچولوئه

‫که فقط می‌خواد با شما درباره اینکه اون تجربه چطور بوده حرف بزنه.

‫همه دوست دارن در مورد پدیده‌ها صحبت کنن، مثل "تور اِراس،"

‫تقریباً انگار که همه قطعات ‫خود به خود سر جاشون افتادن

‫در نوعی تصادف و ترکیب اتفاقات ‫که همین‌طوری شد، درسته؟

‫وقتی من به آدمایی فکر می‌کنم ‫که توی این حلقه‌ان،

‫به این فکر نمی‌کنم ‫که قطعات سر جاشون افتادن،

‫من هر کدومتون رو مثل ‫صفحات تکتونیک روی زمین می‌بینم

‫که میلیون‌ها... ‫از تصمیمات ریز

‫و نیروهای هل دادن و هل دادن شما ‫اینچ به اینچ به هم نزدیک شدن.

‫و "تور اِراس" زمانی نبود ‫که همه قطعات سر جاشون افتادن.

‫اون فقط زمانی بود که تک‌تک ما ‫اونقدر کار کرده بودیم

‫که این تور فقط ‫لحظه‌ای بود که همه ما با هم هماهنگ شدیم.

‫وظیفه ماست ‫که این کار تصادفی به نظر برسه،

‫و وظیفه ماست ‫که این کار بی‌زحمت به نظر برسه.

‫ولی من فقط می‌خوام تک‌تک شماها ‫بدونید که من، به هیچ وجه، تحت هیچ شرایطی،

‫به این قضیه نگاه نمی‌کنم که قطعات ‫همین‌طوری سر جاشون افتادن.

‫شما قطعات رو سر جای خودشون گذاشتین.

‫این بزرگ‌ترین چالشیه ‫که هر کدوم از ما تا حالا انجام دادیم.

‫امشب، ما این چالش رو کامل می‌کنیم.

« پــایــان یــک دوره (اِرا) » قسمت اول: "به تور اِراس خوش آمدید"

‫فکر کنم ایده "تور اِراس"

‫حدود دو سال قبل از شروع تور به ذهنم رسید.

‫دو عامل اصلی وجود داشت ‫که در نهایت منجر به "تور اِراس" شد.

‫هر دوتاشون ناخوشایند بودن.

‫ما فکر می‌کنیم که این اتفاقات بد ‫دارن برای من یا برای ما می‌افتن.

‫اگه درست بچرخونیش ‫و به شیوه خاصی واکنش نشون بدی،

‫ممکنه اون اتفاقات در واقع برای تو باشن.

‫اولی این بود که کل کاتالوگ ‫شش آلبوم اول من

‫از زیر دستم فروخته شد ‫به یکی دیگه،

‫و من تصمیم گرفتم، یه جورایی، ‫از روی سرپیچی دوباره تمام آهنگ‌هام رو ضبط کنم.

‫می‌دونید، وقتی یه چیزی رو دوباره مرور می‌کنین، ‫برمی‌گردین به اون دنیا.

‫همه این کارها خیلی نشون‌دهنده ‫زمانی از زندگی‌ام هستن که توش بودم.

‫حس می‌کنم دارم دفتر خاطرات قدیمی‌ام رو می‌خونم،

‫و به همه دخترای مختلفی فکر می‌کنم ‫که بودم تا اینکه تبدیل به این یکی شدم.

‫پس این یه دونه کوچیک رو ناخودآگاه تو ذهن من کاشت،

‫یعنی ایده جشن گرفتن گذشته‌ات.

‫فکر می‌کنم عامل دوم ‫.همه‌گیری کرونا بود

‫ما یه استودیوی خونگی تو خونه‌ام ساختیم.

‫من به ترانه‌سرایی چنگ زدم ‫به عنوان یه جور قایق نجات.

‫بس کنین! بس کنین، بس کنین! دارم وکال ضبط می‌کنم.

‫فولکلور سه یا چهار ماه ‫بعد از شروع همه‌گیری منتشر شد.

‫اِوِرمور رو چهار ماه بعد منتشر کردیم.

‫من پنج سال بود که تور نداشتم،

‫و طرفدارا ‫خیلی برای اون تقاضا ایجاد کرده بودن.

‫من تیلور سوئیفت رو از یازده سالگی دوست داشتم.

‫آیا قراره دوباره تور بذاره؟

‫و من فقط با خودم فکر کردم،

‫"اگه یه توری برگزار کنم که

‫همه این لحظات مختلف زندگی و حرفه‌ام رو جشن بگیره

‫که توش فصل‌ها بر اساس آلبوم‌ها تقسیم شدن

‫و همه چیز با تغییر فصل ‫تغییر کنه، چی؟"

‫او به ما گفته بود، ‫"این قراره بیش از سه ساعت باشه."

‫و ما فقط این‌طوری بودیم، ‫"اوه خدای من، چطوری این کارو انجام بدیم؟"

‫نه فقط برنامه‌ریزی، بلکه اجرای ‫توری به این بزرگی دیوانه‌کننده‌ست.

‫فرایند ‫آماده‌سازی این تور

‫در فازهای مختلفی ‫در سراسر دنیا اتفاق افتاد،

‫و همه همزمان با هم پیش رفت.

‫من داشتم تمرینات فیزیکی‌ام رو انجام می‌دادم

‫شش ماه قبل از اینکه ‫اصلاً وارد تمرینات گروهی بشیم.

‫در این زمان، طراحان رقص ‫با رقاص‌ها وارد کار می‌شدن.

‫ما همزمان دکور صحنه ‫و طراحی تولید رو داشتیم،

‫که همه با هم باید ‫با یک تاریخ شروع هماهنگ می‌شدن.

‫اولین روز تمرین،

‫اون از ماشینش پیاده شد ‫و از قبل اشک تو چشماش بود.

‫من الان به شکل عجیبی احساساتی‌ام. ‫خیلی خوشبختم از ملاقاتتون. من تیلورم.

‫- سلام، من کوین هستم. از دیدنت خوشبختم. ‫- هی. از دیدنت خوشبختم. من تیلورم.

‫- هی. ‫- سَم. از دیدنت خوشبختم.

‫یعنی، من تقریباً ۲۰ ساله که دارم این کارو می‌کنم،

‫با کلی هنرمند مختلف. من هیچ‌وقت همچین چیزی ندیدم.

‫هیچ‌وقت ندیدم رئیس ‫بیاد سر تمرین،

‫و از خوشحالی و شور و اشتیاق ‫اشک بریزه

‫بابت شغلش.

‫ما پنج ساله کاری که عاشقشیم رو ‫روی صحنه انجام ندادیم.

‫بریم این کارو بکنیم.

‫طرفدارا خیلی فوق‌العاده بودن ‫و برای تور خیلی هیجان‌زده‌ان...

‫من می‌خواستم بیشتر از حد انتظار به طرفدارا سرویس بدم.

‫هدف اصلی من این بود.

‫من می‌خواستم بیشتر از حد انتظار بهشون سرویس بدم.

‫در مورد تعداد آهنگ‌هایی که قراره بشنون،

‫طول نمایش،

‫چه نوع صحنه‌پردازی‌ای ‫قرار بود ببینن.

‫مدل‌های مختلف رقص، ‫دنیاهای مختلف رقص، لباس‌ها.

‫اینکه چقدر قرار بود به خودم فشار بیارم؟

‫اوه، خدای من. باشه.

‫- بزن بریم، رفیق. بفرمایین. ‫- آره.

‫وقتی همچین ‫هدفی برای خودت تعیین می‌کنی،

‫فقط باید یه انتخاب بکنی و تصمیم بگیری ‫که راه برگشتی برای اون انتخاب وجود نداره.

‫بزن بریم!

‫شدنیه!

‫شدنیه!

‫صبح بخیر، آمریکا. من تیلورم.

‫می‌خواستم یه چیزی بهتون بگم ‫که مدت خیلی زیادیه

‫در موردش خیلی هیجان‌زده بودم.

‫مدت‌هاست دارم برنامه‌ریزی می‌کنم، ‫و بالاخره می‌تونم بهتون بگم

‫دارم دوباره می‌رم تور.

‫اوه، خدای من! آره!

‫ما امروز داریم یه کار ‫خیلی پُراسترس انجام می‌دیم.

‫امروز روز پیش‌فروش "اِراس"ـه.

‫چرا نمی‌ذاره بریم تو؟

‫صد و نود و دو!

‫اوه، خدای من!

‫ردیف پنج رو گرفتیم!

‫اوه، خدای من.

‫خفه شو! خفه شو! خفه شو! ‫تو این کارو کردی! تو این کارو کردی!

‫فکر کنم انتظار داشتم طرفدارا ‫از ایده "تور اِراس" هیجان‌زده بشن.

‫این واقعی نیست.

‫- آره. آره! ‫- واقعیه؟ واقعاً؟

‫این یه چیز کاملاً متفاوت بود ‫با هرچیزی که تا حالا تجربه کرده بودم.

‫طرفداران تیلور سوئیفت ‫امروز سایت تیکت‌مستر رو از کار انداختن.

‫تقاضا برای دیدن ‫تیلور در اون مقطع،

‫من... فکر نمی‌کنم ‫هیچ‌کس تو این صنعت،

‫متخصص یا غیرمتخصص، بتونه درک کنه

‫تقاضا به حدی بود ‫که بشه ۲۵۵ تا استادیوم رو پُر کرد.

‫من در واقع گْلِندِیل نیستم. ‫من تو سویفت سیتی‌ام.

‫- مسئولین در واقع اسمش رو عوض کردن... ‫- اوه، آره.

‫...از گْلِندِیل به سویفت سیتی

‫به افتخار این ستاره بزرگ ‫که تورش رو شروع کرده.

‫پس ما از یه فرآیند جزئی‌نگر، ‫منظم و طاقت‌فرسا میایم،

‫و بعد یک دفعه، تو هفته آخر ‫منتهی به اولین نمایش،

‫همه با حداکثر توان دارن کار می‌کنن.

‫و بعد شب افتتاحیه رو داشتیم.

‫می‌خواستم یه چیزی بهتون بگم

‫که سال‌هاست دارم بهش فکر می‌کنم، می‌دونید؟

‫به "تور اِراس" خوش آمدید.

‫واقعاً، همه بهتون می‌گن

‫که هیچ کدوممون نمی‌دونستیم ‫"تور اِراس" داره به چی تبدیل می‌شه.

‫کانزاس سیتی، به "تور اِراس" خوش اومدین.

‫اون از اون مدل‌ هنرمنداست که در هر نسل یه بار پیدا می‌شن.

‫من تقریباً اینو با بیتلز مقایسه می‌کنم.

‫وقتی مردم شروع می‌کنن اینو با مثلاً ‫بیتلز و مایکل جکسون مقایسه کنن، تو فقط...

‫فقط انتظار نداری چیزی که ‫داری واردش می‌شی قراره اون‌جوری باشه.

‫پس آره.

‫سیاتل، واشنگتن، ‫به "تور اِراس" خوش اومدین!

‫تو اجراهای اون، ‫جمعیت تقریباً همیشه

‫تو سطح دیوانه‌کننه‌ای هست،

‫و این یه دنده کاملاً دیگه‌ست، ‫می‌دونید؟ یا دو دنده.

‫همه سویفتی‌ها شروع کردن ‫به پریدن بالا و پایین در طول آهنگ.

‫اون‌ها معادل ‫یه زمین‌لرزه با قدرت ۲.۳ ریشتر رو ایجاد کردن.

‫لس آنجلس، کالیفرنیا...

‫تیلور سوئیفت، ‫اون فقط یه نماد پاپ نیست.

‫اون یک قدرت اقتصادیه.

‫تور آمریکایی سویفت می‌تونه ‫۴.۶ میلیارد دلار در هزینه‌های مصرف‌کننه ایجاد کنه.

‫این بیشتر از تولید ناخالص داخلی (GDP) گرنادا، ‫بلیز و تونگا با همه‌ست.

‫چیزی که کارشناسان بهش "سویفت‌نومیکس" می‌گن.

‫سیطره تیلور سوئیفت ‫در سراسر کشور دیده می‌شه،

‫که منجر به ظهور "تیلور-گِیتینگ" شده.

‫حتی طرفدارایی که بلیت ندارن ‫به محل‌های برگزاری تور سفر می‌کنن.

‫من تو زندگیم تا حالا همچین چیزی ندیدم.

‫این یکی از ‫زیباترین چیزاییه که تا حالا دیدم.

‫مثل وودستاکه، ‫اما بدون مواد مخدر.

‫چیزی که اینقدر خاصه،

‫همون جامعس ‫که اونا میرن تو اون استادیوم

‫و نه فقط چیزی رو که داره ‫روی اون صحنه اتفاق می‌افته جشن می‌گیرن،

‫بلکه اون چیزی که بین خودشون اتفاق می‌افته رو جشن می‌گیرن

‫و اینکه چطور به هم احترام می‌ذارن ‫و همدیگه رو دوست دارن.

‫این فقط تبدیل به یه جنبش شد.

‫"...تور اِراس."

‫استکهلم... مادرید...

‫دابلین... زوریخ...

‫میلان... هامبورگ...

‫"...تور اِراس!"

‫فکر می‌کردم این ‫توری خواهد بود که خیلی بهش افتخار می‌کنم.

‫این مثل بیشتر از یه توره.

The End of an Era subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left