The first 200 lines.
بخش غربي نيروي هوايي هندوستان مِي 1971
مرز
نمايش خوبي بود پسرا خيلي خوب بود
جي، آشو !چه زمانبندي خوبي
دو دقيقه و 45 ثانيه اينجوري ميتونيم 15 ثانيه رو حفظ کنيم
تيک آف سريعتر ميشه و روني؟ -
روني هم خيلي خوب بود
پروازه در دو دقيقه، ها؟ خيلي خوبه
بايد اين شکم رو آب کني خيلي کندت ميکنه، بايد رو فرم باشي
جنگي رو احساس کردم .من به مقر احضار شدم
و يادتون باشه، هرچي زمان صلح !لَش کنيد، موقع جنگ سرويس ميشين
صبح بخير
هر زمان ممکنه جنگ شروع بشه هر آن ممکنه وارد جنگ بشيم
بايد فورا سربازا رو هدايت کني
يک پايگاه هوايي جديد ميخوايم
ميخوايمش، تو شکارچي رو ميشناسي شکارچي؟-
کل عمليات به اونه مشکل چيه؟
موفق باشي
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجمين: بينگسا و فاطمه
گردان 23، رسته پنجاب بخش شرقي
!زنده باد هند
سربازان براي هدف گيري و تيراندازي آماده هستند
سربازان دلير پنجاب
روزي که همهي ما منتظرش بوديم فرا رسيده
..مهمات آماده شدن
از کارخانه راجستان فرستاده شدند
امروز هر گلولهي شما به نام يکي از دشمنان ماست
سربازان آماده هدف رو نشونه بگيريد
بابا پريتيام بله دخترم...خوبي؟ همه چي مرتبه؟ -
خوب نيستم بابا چرا؟ چي شده ؟ -
شوهرم رو ميخوان منتقل کنن به مرز
اگه تو جنگ چيزيش بشه
من ميميرم بابا
شما روابط سياسي دارين ميشه جلوي انتقالش رو بگيرين؟
اين کار رو برام بکن بابا
باشه عزيزم، نگران نباش مطمئن ميشم نفرستنش مرز
جلوي انتقالش رو ميگيرم ممنون-
الو الو بابا، منم -
ديگه نميخواد نگران باشي دخترم من انتقال کولديپ رو کنسل کردم
به مرز نميره
منتقل ميشه دهلي
سلام، منم کولديپ
من حرفهاتون رو شنيدم
فهميدم چه کار کردين
حالا شما به حرف من گوش کنيد
..اگه بخاطر خوشي دخترتون
...انتقالي من کنسل بشه
من دخترتون رو ترک ميکنم
...پسرم گوش کن جدي -
دوتا صندلي بيار
تو... تو به بابام چي گفتي؟
همون که خودت شنيدي
يادت رفته تو به جون پسرمون قسم خوردي منو ترک نميکني؟
يادمه
قسمـت رو شکستي؟
اگه بلايي سر پسرم بياد چي؟
!نمياد
من وقتي وارد ارتش شدم قسم خوردم
زماني که در اين خاک متولد شدم تعهد دادم
...من به اين خاک قسم خوردم
جايي که به دنيا اومدم و بزرگ شدم
...من به اون قلهها قسم خوردم
که تا 5000 سال از وطنم محافظت کنم
به 500 ميليون هموطنم قسم خوردم
که مثل من در اين خاک متولد شدن، وفادار باشم
من ميتونم هر زمان پسرم رو قرباني کنم
من رو ببخش کولديپ
عشقم به تو من رو ناتوان کرد
زندگي بدون تو برام از مرگ بدتره
بخاطر همين به بابام زنگ زدم
اگه توي جنگ اتفاقي برات بيافته چي؟
ديوونه شدي؟ !من چيزيم نميشه
عشق تو و ديپو اجازه نميده من بميرم
.من برميگردم
بهت قول ميدم
حال و احوال؟
پست جودپور هستين؟ و بخشي از راجستان -
خيلي خوش شانسين
براي چي قربان؟
پايگاه مرزي شما حاضر شده
و فقط بايد مسئوليت رو .به عهده بگيرين
مسئوليت اصلي به عهدهي نيروي هوايي خواهد بود
ما بايد از اول شروع کنيم
و با اين وقت نميدونم چطور امکان داره
به کارشون فکر کردين قربان؟
با اين وضعي که شرق پاکستان داره
.قطعيه که از سمت غرب حمله کنند
صبح بخير آماده پرواز آقايان-
قربان همون طور که گفتيد پاکستان حتماً حمله رو از غرب شروع ميکنه
اما اين ما هستيم که بهش خاتمه ميديم
اونها گلوله اول رو خواهند زد !و ما آخرين گلوله رو
با وجود نيروي هوايي فکر نميکنم نيازي به شليک باشه
...پيروزي و شکست در جنگ
امروز فقط بستگي به نيروي هوايي داره
اما اين سربازان شجاع ما هستن که جلوي گلوله دشمن سينه سپر کردند
بعد از پاکسازي راه براي شما .اولين ضربت رو به مقرشون ميزنيم
...قربان اين بحث برتري بين ارتش و
نيروي هوايي تمومي نداره
همه ميدونيم که براي ساختن يک گلستان تمام رنگها لازم هستن
تنها بودن من و تو چيش جالبه واقعا؟
به به... عالي بود جناب سرگرد
تنها بودن من و تو چيش جالبه واقعا؟
اما نيروي هوايي برتره ارتش -
نيروي هوايي ارتش -
ماتورا داس وضعيت اضطراري شده تمام مرخصيها لغو شدن
اما من باز هم درخواست تو رو به فرماندهي ارسال کردم
هروقت حکم بياد خبرت ميکنم
ميتونم بيام داخل قربان؟ کولديپ؟ بيا-
اون که رفت ماتورا داس بود جزء گروه شماست
ميخواد توي اين وضعيت مرخصي بگيره
کسايي تو زمان جنگ ..به خونههاشون ميرن
!حق حضور در ارتش رو ندارن
همسرش به شدت مريضه سرطان داره
قربان شما ميتونيد کلاً مرخصش کنيد
تا کل زندگيش کنار بستر همسرش بشينه خوبه -
حالا شما بايد بريد و در پايگاه لانگوالا مستقر بشيد
و به نيروي مرزي که سنگر رو نگه داشتن، کمک کنيد
120نفر در اختيار شماست
فقط 120 نفر براي پايگاه لانگوالا؟
و 600 نفر براي پايگاه سانگوالا
سانگوالا 600 نفر و ما فقط 120 نفر؟
به خاطر اينکه اگه دشمن بخواد که مرز رو بشکنه
مثل جنگ سال 65 از مرز سانگوالا اقدام ميکنه
شما فکر ميکنيد که دوباره همون اشتباه رو تکرار ميکنن؟
يا خيلي شيک، راه امن ورود به کشور رو از ما تقاضا ميکنند؟
دشمن از ما اطاعت نميکنه اما تو بايد بکني
برو و پستت رو تحويل بگير
برنامهريزيها از سمت ستاد انجام شده
دست ما نيست
برو نيروهات رو ببين
سربازان آماده
!بيحرکت
آلفا 23 پنجاب
!زنده باد هند
قربان سربازان آماده هستند
!تکون نخور سرباز
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
اين دستيار شماست، دارام وير فرمانده بعد از شما
شما به من نگفتيد که بين 120نفر سربازم يه بچه هم دارم
حق با شماست قربان
من يه بچهام
پدرمم زماني که به ارتش پيوست يه بچه بود
...و انقدر محبوب بود که
خدا در جنگ 65 اون رو از ما گرفت
اسم پدرت چي بود؟ سرگرد وير بهان-
موفق باشي
دارام وير، سرابازا رو خارج کن
سربازان سوار ماشين بشن
من خيلي خوب سرگرد وير رو ميشناختم
نميتونم بگم دوستم بود چون ارشد من بود
اما رابطهي ما چيزي از دوستي کم نداشت
حال مادرت چطوره؟ خوبه-
فقط ديگه نميتونه ببينه نميتونه ببينه؟ -
اشکهايي که ريخت نور چشماش رو گرفت
متاسفم
راجستان، باند کوچک نظامي
به دشت راجستان خوش آمديد
توي اين کوير هيچ چيزي ديده نميشه
بهش عادت کنيد
الو، باجوا هستم چطوره؟-
بله قربان، دشت قشنگيه
هيچي نداره
جا خوش نکن اونجا محل عملياته
نهايت سعيم رو ميکنم ممنون
کدوم روستاها اطراف ما هستن؟
اين رامگاره، اين دنات هدف اصلي جنگ 1960
اينم از لونگوالا که سرگرد کولديپ سينگ هست
تنها بودن چه فايده داره؟ چه براي تو" "چه براي من؟
پايگاه مرزي لونگوالا
نيروهاي ارتش اومدن
بيشترشون سيک هستند اينجا پايگاه پنجابيها شده
زنده باد هند
فرمانده کجاست؟ در حال گشت زني قربان-
بهش اطلاع بديد من براي فرماندهي اينجا فرستاده شدم
!قربان
يه دستور اومده چي؟ -
از ارتش نيرو فرستادن براي فرماندهي پايگاه
جدي؟ عجب خوابي بودم
قربان شما چطوري ميتونيد کل شب رو روي اين شنها بخوابيد؟
ما اين خاک رو بيجهت خاک مادري نميدونيم
مثل يه مادر دلسوز
وقتي ميبينه بچهش... خوابش مياد
اون رو در آغوش ميگيره و ازش محافظت ميکنه
بهيراو سينگ از ديدنت خوشحالم کاپتان -
شما دستور رو دريافت کرديد؟
گروه مرزي ميرن به پست گوتارو
فرمانده شما بايد منطقه رو خوب بشناسيد؟
!خيلي خوب درست مثل کف دستم
کمک بزرگي برامون ميشه
شايد به همين خاطر ستاد اين مسئوليت رو به عهده من گذاشته
تا با سه نفر از نيروهام در کنار شما باشم
بله اين درخواست نيروي ارتش از شماست
ميتونيد بريد
قربان لطفاً ازشون بخوايد هر روز در معبد شمع روشن کنن
قربان اون معبد رو ميبينيد
سربازن من از شما ميخوان که هر روز اونجا شمع روشن کنيد
اون شمع هر روز روشن ميشه و هر روز اونجا دعا خونده ميشه
سربازان معتقدند که با هر روز روشن کردن شمع خداوند محافظ پايگاه خواهد بود
کارتارا سينگ اين رو به خاطر داشته باش
!زنده باد سرزمين مادري
No comments yet. Be the first to leave one.