The first 200 lines.
بیا شروعش کنیم دیگه
داری شوخی میکنی؟
پیشیِ کی از همه بهتره؟
امروز تو یه ادارهایم
با آرامش کنار یه سری کارمند موقت تازهوارد کار میکنیم
یعنی مثلاً با آرامش
تا اینکه قلدرِ اداره میاد که ضایعمون کنه
بعد از اینکه اذیت شدیم، به همکار جدیدمون میگیم
که یه نقشه توپی واسه انتقام داریم
بدبختی اینجاست که انتقاممون قراره خیلی ضایع و بیمزه باشه
چون بقیه بچهها واسمون چیدنش
هدف اینه که نقشه... اه
هدف اینه که
هدف اینه که طرف... آه
فقط... فقط... فقط بخونش. بخونش دیگه
هدف اینه که کاری کنی کارمند موقته اعتراف کنه
که نقشه انتقامت حرف نداره
اگه فکر کنن چرته، میبازی
این واجآرایی داره دهنمو سرویس میکنه
همون بود، واجآرایی
اِ، ایشون ادوارده. سلام ادوارد
سلام. چطوری؟
چیکار میکنیم؟ چه خبره؟
آره، خب
اوه، چقدر جدی و کاریه، خوشم اومد
این فقط... قراره بریم سراغ یه چیز دیگه
ولی فعلاً، خب، روراست باشیم
تایپت... تایپت چطوره؟
یعنی، تایپیست خیلی حرفهای نیستم
ولی فکر کنم از پسِ کاری که میخواید بربیام
خب، میبینیم. باشه، پس با اسم اول شروع کنیم
چقدر کاریه این، ایول
خب، اولی که مینویسم کورتنی آرناست
و بعد... ایمیلش؟
بله، c arena-ست
خب، باید این رو
بندازیم رو دور تندتر
مِر
خیلی خب، قلدر رو بفرستید تو
اوه، شروع شد. کسی نیست جز دن کست
اوه اوه، سال
دن رو ببین. چه خبریه رفیق؟
شبیه کوسه شده
اِ، و اون شماره هم ۳-۱-۵ میشه
اوه اوه. به محض اینکه اهداکنندهها رو پیدا کنیم
مجبور نیستن واسه اهدا برن سراغ یه لینک دیگه
تا پول واریز کنن
بدجور رفته تو بحرش
چی؟ چی گفتی؟ اگه بخوای جور دیگه هم میتونم انجامش بدم
اوه، اصلاً حواسم نبود. ببخشید
این چیه... این چه پیراهنیه پوشیدی؟
این پیرهن رو از سایت "باکرههای طلاقگرفته" خریدی؟
باشه
همینجوری ول بچرخ برو بیرون، دن
سال: میخواستی من اون کار رو بکنم یا...؟
مِر: موقع بیرون رفتن بهش بگو "هیس"
هیس
آره، مرتیکه باکرهٔ طلاقگرفته
اون سرپرسته
خیلی آدم عوضیایه
هر چی، نمیدونم
بدجور اعصابمو به هم میریزه
خیلی وقته دارم با این وضع سر میکنم
حس میکنم باید یه چیزی بگم
چون واقعاً نباید با بقیه اینطوری رفتار کرد
اونم تو محیط کار، میفهمی؟
خب، اسم سوم چیه؟
بذار... آهان، آره
اصلاً نمیخواد ریختت رو ببینه
اسم سوم چیه؟ دارن چیکار میکنن؟
بذار اینو بهت بگم چون
یه مدته دارم بهش فکر میکنم
قشنگ تو دلم مونده بود
"یه دوست صمیمی..."
یکی از دوستای صمیمیم
فکر کنم باید کار کنیم
ببخشید ولی بیا لیست رو تموم کنیم
اونم داره واست فاکتور میکنه؟
خب، کاری که میخوام بکنم اینه. یکی از دوستام
کیو: "...عضو هیئت پذیرشِ..."
دانشکده تعمیر و نگهداری کامیون اوهایوئه."
اِ، عضو هیئت پذیرشِ
دانشکده تعمیر و نگهداری کامیون اوهایوئه
میدونی؟ خب، که چی؟ بعدش؟
"یه نامه نوشتم..."
"و صراحتاً دختر دن رو رد کردم."
و من صراحتاً یه نامه نوشتم
که توش دختر دن رو توصیه نکردم
"اگه بخواد واسه این دانشکده تعمیر کامیون اوهایو درخواست بده..."
"یه لکه سیاه تو پروندهاش میمونه."
اگه بخواد تو این دانشکده تعمیر کامیون اوهایو ثبتنام کنه
فامیلی بعدیمون چیه؟
خب نذاشتی حرفم تموم شه
یه لکه سیاه تو پروندهاش میمونه، پس
این خیلی مسخرهست. ترجیح میدم کار کنم
خیلی افتضاح به نظر میاد
خیلی خب، اِ... چون الان رو اسم "بریگز" هستیم
فکر نمیکنی ایده خوبی باشه؟
میدونی بعد از "شین دلانتا" اسم کیه؟
به نظرم ایده خیلی افتضاحیه
کیو: یعنی ریدی داداش
خیلی خب. بشین رفیق
مِر: آها، بفرما رفیق
بذار راستشو بهت بگم پسر
من کار رو تموم کردم. جدی؟
آره، یه ذره حوصلهام سر رفت، واسه همین
همینجوری شروع کردم به انجام دادنش. میفهمی چی میگم؟
و، خب باشه
پس الان تنها کاری که باید بکنیم اینه که وقتی میان، ادای آدمای مشغول رو دربیاریم
افتاد. ...و همهچی هم عالیه
دقیقاً برعکسِ اون خانمه که پیش من بود
پسر، بگو ببینم. آخر هفتهات چطور بود؟
حاجی خیلی خوب بود
چرت و پرت بسه دیگه، کیو
بیا برادران کست رو بفرستیم تو
دقیقاً از اینجا تا اونجاست
این... اوه، سلام بچهها
سلام. سلام، چه خبر؟
آره
آره. باشه. اوه
نه، نه
سال: مایک کست... اونجا وایساده انگار بادیگارده
مِر: اوه اوه. نه
آره، باشه
آره
وای خدای من. چقدر ضایعکننده بود
اون چیه...؟
داشت میخندید ولی الان دیگه نمیخنده
نگاه کن، نگاه کن. الان فاز کیو رو گرفته
۳۵-۶. آره
خیابون ۳۶. باشه
باشه، حله. آره فکر کنم بتونم بیام
خیلی خب، حله
این مال توئه؟ خب، این
مرتب شدهست... به ترتیبه
لعنتی
پوف
"برادران کست." این دیگه چیه؟
برادران کست
اِم... ولی خیلی عجیبه پسر
میدونم. برادران کست. فقط بچهبازی بود
یه مشت عوضیِ بچهن. آره بابا
بذار یه چیزی ازت بپرسم. باشه، بذار بپرسم
بذار نظرت رو درباره یه چیزی بدونم. بگو، میشنوم
چون، راستش، تو فکرم که تلافی کنم
تلافی کار اون عوضیها رو، میدونی؟ آره، باور میکنم
میدونی، واسه همین یه جورایی یه نقشه کشیدم
بذار برات بگم ببینم نظرت چیه
"خب، ما هر دو میریم به یه کلیسا."
ما به یه کلیسا میریم. سنت کلر، خب؟
مِر: "و زنهاشون همیشه اصرار دارن..."
"که لباس سفید بپوشن تا پیش خداوند پاک باشن."
و زنهاشون... امم
همیشه اصرار دارن لباس سفید بپوشن، که مثلاً پاک باشن
مِر: "خب، به نظرم باید نقش شیطان رو بازی کنم..."
خب، به نظرم باید نقش شیطان رو بازی کنم
"...چون دارم تلاش میکنم..."
"خادم عشای ربانی بشم..."
چون دارم تلاش میکنم
خادم عشای ربانی بشم
مِر: "...تا بتونم خون خداوند رو بپاشم..."
"روی تمام چین و واچینهای سفید و زاهدانهاش."
تا بتونم خون خداوند رو بپاشم
روی تمام چین و واچینهای سفید و پاکش
اوه، چه زیبا. از این خوشت اومد؟
آره. این یکی خوبه
انرژی اونجا رو با من و آلیس مقایسه کن
و تو هم فقط گفتی: "اوه، نه."
آره، "اوه، به نظرم باید نقش شیطان رو بازی کنم."
هواتو دارم داداش. هواتو دارم
پسر، داری میبینی؟
آره
بیا بریم گل بکشیم
بزن بریم
قراره بریم گل بکشیم
رفیق، بشین. بشین. بیا تو
خیلی خب مِر، آمادهای عزیزم؟
قلدُرت داره میاد. قلدُرت دن... فینرتی
دنیِ خودمون، از گروه "دن بند"
شاید تو فیلما دیده باشیش
مثل "مدرسه قدیمی" و "هنگاور"
سلام دن. چطوری رفیق؟
هی، چه خبر؟ این یارو جدیده؟
میتونی اون قیچی آبیه رو بدی به من؟
قیچی آبی؟ آهان، آره. اِ، اینا که خاکستریان
اوه ببخشید. کوررنگی دارم
میخواستم موهات رو کوتاه کنم
ولی انگار یکی زودتر از من این کار رو کرده. جدی؟
خب، اِم، آره، مامانت پیغام داده
کورتنی... لباس زیرشو پس بده پسر
لباس زیرشو پس میخواد
بیخیال پسر. وجی! پسرِ وجیخور
فینرتی: آره، مامانت پیغام داده
لباس زیرشو پس میخواد
بیخیال پسر
وجی! وجیخور
شوخی میکنی؟ داری شوخی میکنی؟ بیخیال
بلند شو! فقط شوخی کردم
شوخی کردم بابا. وای خدای من
سه شنبه هفته دیگه میبینمت جیمبو
No comments yet. Be the first to leave one.