SHY

SHY

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

SHY-10 [AioFilm life]
A Commentary by AioFilm

Tags

other
Published on: 2024-01-04
Downloads: 24
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 140 lines.

‫‫قسمت 10 ‫‫‫یخ تنها و شغله کوچک

‫‫اعصاب رو سلیطه

‫‫اعصاب رو سلیطه

‫‫اعصاب رو سلیطه

‫‫ اسپریت ‫‫‫اسم واقعی: پپشا آندره‌آنوا ‫‫‫ملیت: روسی علاقه مندی ها: الکل، نان ‫‫‫ قهرمانی خوش قلب که از دود استفاده میکند

‫‫محتوای اضافه

‫‫پلک زدن

‫‫خیلی نزدیکی...

‫‫زل زدن

‫‫پیو

‫‫پیو

‫داره قدرت قلبمو جذب میکنه؟

‫توی یه شب سرد زمستونی...

‫دست کوچیک پشا...

‫شمعی که نمیتونست توی اون ‫‫ شب های سرد همه جارو روشن نشون بده...

‫ماه که از بالای شب ابری روی سرمون سایه انداخته بود...

‫دریاچه ای که مثل یه پرتگاه بود...

‫میگم، چرا؟ چرا همه به من دروغ گفتن؟

‫من به همتون ایمان داشتم

‫ولی دنیای بیرون خیلی...

‫مزخرف و پر از دروغه!

‫چند سالی که بعد رفتن از پرورشگاه گذروندم

‫واسه فهمیدن اینکه چقدر دنیای بیرون سرده کافی بود

‫لطفا یکی بردارید

‫نظرتون چیه یکی واسه بچه تون بردارید؟

‫خوشحالشون میکنه

‫لطفا یکی بردارید. لطفا

‫‫من...

‫باید بازم کار پیدا کنم

‫خیلی سرده

‫چیشده، پشا؟

‫گشنته؟

‫حق داری. ببخشید

‫الان یه چیزی برات درست میکنم

‫یکم صبر کن، خب؟

‫پشا تنها نور زندگی منه

‫نمیذارم گرسنه یا ناراحت باشی...

‫لتانا سان، یکم وقت داری؟

‫ببخشید، ولی میتونی آخر این ماه اسعفا بدی؟

‫چی؟

‫راستش... ما الان توی رکود اقتصادی هستیم

‫باید تعدیل نیرو انجام بدیم

‫که اینطور، متوجه ام

‫باید کار بعدیمو پیدا کنم...

‫پشا، عزیزم...

‫نمیتونی اینجا بخوابی

‫من و پشا داریم... لبخند میزنیم؟

‫کیک؟

‫اصلا تا حالا همچین قیافه ای به خودم گرفتم؟

‫خیلی متاسفم، پشا

‫که نمیتونم بذارم این غذاهای خوشمزه رو بخوری

‫ولی یه روز... یه روز میتونم

‫بیشتر از این نمیتونم بودجه غذامونو کم کنم

‫باید سریع کار بیشتر پیدا کنم، وگرنه پشا...

‫بله؟ میتونم کمکتون کنم؟

‫لعنت بهش، لتانا سان!

‫میدونی چرا اینجام!

‫اجاره بهات! شیش ماهه که پرداخت نکردی!

‫خیلی متاسفم... واسه پیدا کردن کار به مشکل خوردم

‫اوضاع واسه منم سخته

‫منم آدم بی رحمی نیستم، و دوست ندارم همچین حرفی بزنم...

‫ولی اگه این وضعیت ادامه پیدا کنه، باید خونه رو تخلیه کنی

‫شرمنده. فقط یکم وقت بیشتر بهم بدید...

‫چیشده، پشا؟

‫نمیخوای بخوری؟

‫نمیشه بد غذا باشی ها

‫باید هرچی که میتونی بخوری

‫بیخیال پشا. میدونم که درک میکنی

‫لطفا بخور. دختر خوبی باش

‫بیخیال دیگه. خواهش میکنم... پشا

‫بسه دیگه!

‫پشا، نه... من-من فقط ‫‫...

‫‫ما...

‫مامان... تو... خیلی وقته که هیچی نخوردی...

‫فقط میخواستم بهت بگم... ‫‫که از سهم منم بخوری...

‫متاسفم...

‫متاسفم...

‫متاسفم...

‫من نمیتونم

‫من نمیتونم مادر این بچه باشم

‫اون بخاطر من هیچوقت خوشحالیو تجربه نمیکنه

‫‫اگه فقط گم و گور میشدم...

‫‫اگه فقط گم و گور میشدم...

‫یعنی اگه پشا هم به اون پرورشگاه بره ‫‫میتونه خوشحال باشه...

‫کاش میتونستم برگردم به اون روزا

‫به اون محیط گرم... و شاد

‫دیگه نمیتونم این شبای سرد زمستونی رو تحمل کنم

‫‫حالا که رسیدیم به آخر خط...

‫میخوام حداقل یه بار از اون کیکای ‫‫ خوشمزه براش بگیرم

‫خوش اومدید

‫چه کیکی رو دوست دارید سفارش بدید؟

‫راستش... میخواستم یه کیک خوشمزه برای دخترم بگیرم...

‫ولی یکی از همین کوکی هارو میبرم...

‫عزیزم. چند لحظه صبر کنید

‫بفرمایید. این کیکیه که من پیشنهاد میکنم

‫خیلی خوشمزست

‫چی؟ ولی من نمیتونم اینو بخرم

‫قیمتش زیاده

‫نیازی نیست. شما برش دارید

‫چی؟

‫ولی در عوض، بعد اینکه میل کردید ‫‫لطفا برگردید و بهم بگید که باب میلتون بود یا نه

‫و دخترتون هم با خودتون بیارید

‫واقعا... ممنونم

‫قول میدم... که دوباره برگردم

‫نمیتونم...

‫نمیتونم تسلیم بشم... ‫‫بخاطر پشا هم که شده نمیتونم

‫باید بابت داد زدن سرش ازش معذرت بخوام

‫نمیدونم پشا الان ازم بدش میاد یا چی

‫باید بهش بگم...

‫که حتی با این وجود، من براش آرزوی خوشبختی میکنم

‫حالا که بهش فکر میکنم... من هیچوقت ‫‫ درست حسی که دارمو بهش نگفتم

‫چطور روت شد همچین کیکی بخری؟ زنیکه مایه دار

‫دنیا... همچیو ازم گرفت...

‫ولی اشکالی نداره

‫‫حتی اگه به جهنم برم...

‫پشا

‫شاید تو و بچه های مثل تو

‫هیچوقت چیزی از این دنیا که پر شده از درد و رنج نفهمن

‫واسه اینکه مطمئن بشم بقیه از همچین چیزی خبردار بشن

‫من حتی حاضرم تبدیل به یه شیطان ‫‫ بشم و این دنیا رو نابود کنم...

‫اوه...

‫خیلی سرده

‫ما...

‫مامان...

‫میگم، پشا...

‫من ازت در برابر این جهنم مراقبت میکنم

‫پپشا سان!

‫چیزی که الان دیدم... خاطرات مامان پپشا سان بود؟

‫تو هم دیدیش، سلیطه رو اعصاب؟

‫خاطرات تلخ تزوتا چان که حتی نمیشه بهش خندید؟

‫و حالا، وقت امتحانه!

‫بگیرش!

‫قهرمانا میتونن لبخند به لب تزوتا چان بیارن؟

‫خب، خیلی بد شد! وقتت تموم شد!

‫حالا میتونی منفجر شی!

‫باید پیش بینی میکردم این کارشو!

‫تو واقعا... مامان منی؟ واقعا؟

‫بله. مامانی که ازش متنفری

‫از من متنفر بودی، مگه نه؟

‫چون که نمیتونستم خوشحالت کنم

SHY subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for SHY

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left