The first 165 lines.
هیچچیز اینجا نیست، هیچ نیست مگر من
هیچکس اینجا نیست، هیچکس نیست مگر من
و من یکهوتنها وا مانــــدهام
عذابی که به قلبم افتاده، مرا از نفس انداخته است
باران که میتراود، آرزو میکنم که کاش مرا هم با خود بشوید و به خوابی ابدی فرو برد
اما من ماندهام و هقهق گریههایم
آخر در این دنیای بیرحم، چگونه زنده بمانم؟
دیگر چه چیز را باید فدا کنم؟
به هر در میزنم تا کورسوی امیدی بیابم
امیدی که گویی هرگز امیدی به پیدا کردنش نیست
من بیقدرت و واماندهام، وجودم بیهدف است
و این احساسات، استئصال درون قلبم را قوت میدهند
و ناگهان صدایی مرا میخواند
و من سرشار از امید فرداها میشوم، قوا در وجودم جریان میگیرد
چیزی یا کسی هم بالاخره به انتظار من ایستاده است
خانهی من همینجاست، به واقع که به اینجا تعلق دارم
تمام زندگی من همینجاست، باید همینگونه زندگی کنم
اصلاً من به خاطر لمس همین لحظه، همینجا و همین اکنون بود که به وجود آمدم
Forums.Animworld.Net
ترجمان و زیرنویس
HodaArian
&
Sarrow
.روی دم شیر پا نگذار
واسه چی اینقدر جوش آوردی؟
!آهای
!آهای جادوگر
،شرمنده آزمایشت رو خراب کردم
.ولی آدم ها تا وقتی بهشون توجه کنی یه عالمهان
.خیال کردم برات مهم نبودن
خیلی راحت روت رو برمیگردونی .و یه دونه به جیب میزنی. آب خوردنه
مگه نه؟
.عجب نامردی هستی! هنوز داشتم حرف میزدم
!آهای تو
...ایزابل
کجام؟
ایزابل باز اذیتت کردن؟
.صدای اون آقاههست
.خدا این قیافه رو بهم داد
،انگار دست من بوده که چرا موهام رنگ هویجه
.یا چشمهام همرنگ علف هستن
.من عاشقتم. مهم نیست چه شکلی باشی
.سرحال باش
...بذار ببینم
یولیسی؟
!ممنون یولیسی
!ایزابل
چی شده ایزابل؟
!کالسکه زده به یکی از بچهها
!ای وای
!دیدم اونا داشتن میدویدن دنبال ایزابل
!تـ...تقصیر ما نیست
!خودش دوید تو خیابون
.وایستا
!وایستا
ایزابل کی بیدار میشه؟
.خیلی وقته صداش به گوشم نخورده
.ایزابل
!ایزابل
!ایزابل
.یولیسی دیگه ایزابلی در کار نیست
.نه، فقط خوابیده
.میریم خونه
.نه
.نه پدر جان
.من همینجا منتظر میمونم
.اگه تکوتنها بیدار بشه دلش تنگ میشه
.همیشه
.تا ابد
.چیزی نیست
من که بیدار شدم دیگه؟
...چیسه
.الیاس
.ای بابا.. موادش خوب خرج روی دستم گذاشت ها
.جنازهها یا کنترل کردن پوستهها همچین بیهزینه نیست
.کارتافیلوس
.وجود نداری با این اسم صدام بزنی
.هیولایی بیش نیستی که بدن آدم پیدا کرده
!الیاس
هیولا به یکی دیگه میگه هیولا؟
!چه خندهدار
.یک طلسم روی گلوله گذاشتم که جلوی احیا و ترمیم رو بگیره
...چیسه پس زندهای
.انگار جواب داد
...یکم
.خب، یه عالمه درد دارم
.ولی هر جوری بود دووم آوردم
.غافلگیر شدم
.منم یکم غافلگیر شدم
چیسه با این قیافه ترسناک نیستم؟
.میخوام برگردم حالت عادی. ولم کن
.باشه
.گمونم با این قدت نمیتونی از در رد بشی
.بهتره عادی بشی
...آره
.اگه در رو بشکنم سیلکی شاکی میشه
.اگه میشد هم من کنارت معذرتخواهی میکردم
.قوتقلب میدی
.دختره سلیقهی عجیبی داره
!سنسی
.آلیس
...سنسی
!خنگول
!همینجوری رات رو نکش برو
.نامهت رو که دیدم داشتم با خودم میگفتم ولت کنم
.ببخشید
.قدرت خودت رو زیاد نبین
.یکم فکر کن
!آخه
...آخه
...اینجوری شما
.تو شاگرد و محافظمی
.محافظ نباید از کنار رئیسش جم بخوره
.بله
.خیلی داغونی
.مغز پیچیدهست
.درست کردنش خیلی زحمت داره
...عوضی
.من فقط دنبال اون سگم چون نمونهی آزمایشی خوبی میشه
«.ساحرها پا به قلمروی جادوگرها نگذارند»
.توافقی بود که نیاز به گفتن نداشت
چرا افتادی دنبال پریها؟
.آخه خوش میگذره
.اگه با یه پری کیمرا بسازم چیز جالبی از آب در میاد
.ولی سروکلهزدن با نفرین پریها خیلی رو اعصابه
.برای همین روی اون ساحر قلاده گذاشتم
.هیولا
.اگه سگه از پس کارایی که بهش میگم هم بر نمیاد نمیخوامش
...اون
...که
ایزابله؟
.اون ایزابل تو نیست
.قبلاً دیدمت
.توی اولتار متیو رو گول زدی و مینا رو کشتی
اولتار؟
.آهان، آزمایش گربهها
.گمونم اگه دوباره برم توی کارش نتیجهی خوبی بگیرم
نظرت چیه؟
.چیسه
.نمیذارم دست بهش بزنی
!به هیچ وجه دستت بهش نمیرسه
.عجب بچهی رو اعصابی
...چیسه
همه چی؟
.آره
.راستش رو بگم، میتونی با جادو هر کاری بکنی
،سنگ رو طلا کنی
،کاری کنی ماهی در آسمون شنا کنه .جلوی پوسیدهشدن محصولات کشاورزی رو تا ابد بگیری
.حرفهاش از ذهنم عبور میکنه
.ولی... نباید چنین کاری بکنی
.نمیذارم ببریش
.درسته بچهای ولی اطلاعاتت تکمیله
.زنبورهای رتیلخوار
.شکارچی عنکبوتن
،ولی با این اندازهی کوچیکشون
.فقط غذای عنکبوت میشن
!چیسه، وایستا
...بدنت کشش
!جادوگر
.فقط یکم از دستم رو خورد
!چیسه
!چیسه
.نباید همچین کاری بکنی
!نباید قوانین کائنات رو دور بزنیم
!بتاز ای اسب
No comments yet. Be the first to leave one.