Squid Game: The Challenge

Squid Game: The Challenge

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

squid game the challenge s01e06 fa
A Commentary by maryam.sarafha

Tags

web
1080
x265
HEVC
x264
480p
480
720p
720
Published on: 2023-11-29
Downloads: 45
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫همه‌ی بازیکن‌ها توجه کنن.

‫برای بردن جایزه‌ی 4.56 میلیون دلاری،

‫باید یک سری بازی‌ها رو کامل کنید.

‫من بهترین دوست تو خواهم بود، ‫ولی قطعاً دورتون می‌زنم.

‫اوه، نه.

‫اونا میگن بازی‌ان.

‫نیستن.

‫فکر نمی‌کنم همه حاضر باشن مامان‌شون ‫توی این بازی باشه.

‫ما توی قلمروی خودمیم. ‫اگه یه چیز باشه که...

‫من توش خوبم، همینه.

‫بهت راستش رو میگم، واسه بچه‌هام ‫این رو تعریف می‌کنم.

‫بازیکن 432، حذف شد.

‫ما قرار نیست بریم خونه، هیچ‌کدوم‌تون.

‫می‌دونیم که قراره طوفان بشه و من ‫برج دیده‌بانی توی آبم.

‫- همه یه تهدید به حساب میان. ‫- ما به یه تیم نیاز داریم.

‫گروه گانبو.

‫به علاوه، آزمایش‌های شخصیتی هم وجود دارن.

‫این که چطور بازی کنید کسی که هستید رو ‫نشون میده.

‫حالا وقتشه که نشون بدم که...

‫من می‌تونم برنده‌ی بازی مرکب باشم.

‫لعنتی.

‫243.

‫232.

‫اشکم رو درآوردی.

‫به همه‌تون فرصت جایزه گرفتن داده میشه.

‫حالا از پیکنیک‌تون لذت ببرید.

‫هیچوقت مثل این خوشحالی رو حس نکرده بودم.

‫- بچه‌ها پایینش تیله هست. ‫- پایینش تیله هست.

‫یا من قراره مادر خودم رو حذف کنم،

‫یا اون من رو حذف می‌کنه.

‫بازی بعدی‌تون تیله‌ست.

‫یعنی چی...؟

‫می‌دونی، توی این اتاق انگار... همه ساکتن.

‫و یعنی، اینجا میشه صدای افتادن ‫یه سوزن رو شنید.

‫هیچکس نمی‌خواد تیله‌بازی کنه.

‫همه باید تیله‌بازی کنن،

‫و فقط نصب جمعیت امشب برمی‌گردن خوابگاه.

‫- خدایا. این افتضاحه. ‫- هوم.

‫- آره. ‫- این افتضاحه.

‫- نه، فقط استرس دارم. ‫- آره.

‫دل و رودم به هم ریخته. پس اگه الان گریه کنم...

‫آره. نه دارم سعی می‌کنم نکنم.

‫اوه پسر.

‫گانبو. فقط چند نفرمون موندن.

‫آماده‌ام که سرنوشت‌مون رو بسازیم.

‫- توی تیله‌بازی بچه‌ها. ‫- آره.

‫بازیکن‌ها توجه کنن.

‫به محض این که این صدا میاد...

‫همه‌ی تیم‌های دو نفره‌ها دقیقه وقت دارن،

‫تا آماده بشن و تیله‌بازی کنن.

‫تیله‌بازی می‌تونه به هر شکلی که ‫تیم دو نفره توافق کنن انجام میشه.

‫همه‌ی تیم‌هایی که تا پایان وقت تعیین شده ‫برنده‌ای نداشته باشن،

‫حذف می‌شن.

‫اوه پسر.

‫بیست دقیقه وقت دارید.

‫پس بذارید بازی رو شروع کنیم.

‫خب، نظرت چیه؟

‫اگه بخوایم بازی‌ای رو بکنیم که توش پرتاب کردن ‫داره من خیلی به مشکل می‌خورم،

‫چون کارم توش خوب نیست،

‫و می‌خواستم یه بازی استراتژی رو پیشنهاد کنم.

‫نه. چون همه می‌دونیم که بازی‌های ‫استراتژی چطوری پیش میرن.

‫شاید بتونیم روی یه حد وسطی توافق کنیم،

‫که بیشتر به شانس بستگی داشته باشه.

‫مسئله‌ی من اینه.

‫من نمی‌خوام برم خونه،

‫و بگم به خاطر این بود که شانس آوردم.

‫شاید بتونیم با دست مخالف‌مون بازی کنیم، ‫که من با دست چپم بازی می‌کنم، تو هم...

‫واسه این که... یه جورهایی منصفانه باشه، چون...

‫- فکر نمی‌کنم این باعث بشه منصفانه باشه پسر، ‫- چطور؟ اصلاً با عقل جور درنمیاد.

‫باید یه ذره منطقی باشی.

‫سنگ، کاغذ، قیچی، بیا. ‫سنگ، کاغذ، قیچی، بیا.

‫- لعنتی. ‫- باشه.

‫پس تو اول بازی می‌کنی؟ ‫اول یا دوم؟ می‌تونی انتخاب کنی.

‫- نه تو اول بازی کن. ‫- باشه. پس من اول بازی می‌کنم.

‫خدایا، من خیلی ترسیدم. الان بالا میارم.

‫برو بابا!

‫- پسر. ‫- وای. باشه.

‫می‌تونیم یه بازی براساس توانایی بکنیم.

‫یه سطل پیدا کنیم. بندازیم توش.

‫هرکسی هم که بیشتر تیله بندازه ‫برنده میشه.

‫دست بدیم؟

‫پسر، دوستت دارم.

‫این قراره افتضاح باشه.

‫خیلی استرس دارم.

‫چیزی نیست پسر، یه بازیه دیگه.

‫فقط بازی کن.

‫واسه چی می‌خوای ببری؟

‫به خاطر این که نمی‌تونم بازنشسته بشم، می‌دونی؟

‫همچنین یه فرد نزدیک بهم بیماره،

‫و راستش فکر می‌کنم در نهایت بخشیش رو ‫به خیریه‌هایی که...

‫توی سلامتش نقش داشتن کمک کنم.

‫- متوجه هستم. ‫- تو چطور؟

‫خب، یعنی... می‌دونی که من کرم،

‫برای من، مسئله نماینده‌شون بودنه.

‫می‌خوام باعث افتخار جامعه‌ام بشم،

‫و تا الان هیچکسی رو ندیدم که نماینده‌ی ‫من بوده باشه.

‫نماینده‌ی کسی که کره، از زبان اشاره ‫استفاده می‌کنه،

‫کسی که حرف هم می‌زنه.

‫آره، آره، آره.

‫و این که بتونم به مردم اینجا زبان اشاره ‫یاد بدم.

‫آدمایی که فقط حدود پنج دقیقه ‫باهاشون صحبت کردم،

‫دارن با زبان اشاره میگن صبح بخیر.

‫ولی من کرم.

‫- سمعکت رو دیدم، آره. ‫- آره، آره، آره.

‫واسه چی به من زبان اشاره یاد ندادی؟

‫- من باهات حرف زدم ولی تو... ‫- این مسئله دو طرفه‌ست تیم.

‫اگه می‌اومدی پیشم و اینطوری می‌کردی، ‫من هم...

‫وظیفه‌ی من نیست که بیام پیشت.

‫- داری کارت ترحمت رو بازی می‌کنی؟ ‫- کارت ترحم؟

‫آره!

‫- تیم. تیم، داری چیکار می‌کنی؟ ‫- نه، نه، نه، نه.

‫نه، چون به این مسئله اشاره‌ای نکردی. ‫اصلاً از این قضیه صحبتی نکردی.

‫- خودت هم می‌دونی. ‫- تیم، ما دوست نیستیم.

‫نگهش داشتی واسه این لحظه.

‫- می‌دونم... می‌دونم چه فکری توی سرته. ‫- تیم، این واقعاً زشته.

‫تو شروع کردی به حرف زدن باهام، ‫بعد یه دفعه اینا رو گفتی.

‫من گفتم که اوه، زبان اشاره بلده. ‫تو هیچوقت این کار رو نکردی.

‫- نه تیم. ‫- گذاشتی این لحظه این کار رو بکنی.

‫تیم، داری... داری الان خودت رو خراب می‌کنی.

‫تو گولم زدی.

‫- اوه تیم. ‫- نه من...

‫اوه نه، متاسفم.

‫دلم برات می‌سوزه.

‫من خیلی دلم برات نمی‌سوزه چون ذره دیگه ‫قراره بری خونه.

‫بیا ببینیم سرنوشت نظرش در مورد این چیه.

‫دقیقاً.

‫من فقط می‌خوام ببرم.

‫من فقط می‌خوام توی یه چیزی بهترین باشم.

‫می‌دونی؟

‫من هم فقط دنبال اون تمایل درونی بودم ‫که انجامش بدم.

‫فکر می‌کنم دوباره به دستش آوردم.

‫آره.

‫دوستت دارم مامان.

‫من هم دوستت دارم.

‫حالا قراره پوستت رو بکنم.

‫ببینم چیکار می‌کنی.

‫امکان نداره این رو از من ببری.

‫خیلی افتضاحه داداش.

‫ولی من نمی‌خوام با تو رقابت کنم.

‫یه تیله، اونی که به دیوار نزدیک‌تره می‌بره؟

‫- آره. ‫- پس همینطوری پرتش می‌کنیم سمت پله.

‫همه‌ی تیله‌ها رو درمیاریم. یه پرتاب.

‫اونی که نزدیک‌تره همه رو می‌بره.

‫- به نظرم خوبه. ‫- می‌ذاریم وقت بگذره؟

‫بذار کامل وقت بگذره، 20 یا 30 ثانیه بمونه.

‫- باشه. ‫- بوم.

‫یه پرتاب. برنده همه رو می‌بره.

‫- قبوله. آره. ‫- بسیار خب.

‫می‌خوای یه چاله بکنی و ببینی ‫چندتا می‌تونیم بندازیم توش؟

‫- پرت می‌کنیم، هرکسی بیشتر بندازه تو برنده‌ست. ‫- پرت می‌کنیم. بیشتری برنده‌ست.

‫اوه!

‫بسیار خب.

‫بگیر که اومد.

‫باشه.

‫من نگاهم کاملاً تونلیه.

‫فقط روی خودم تمرکز می‌کنم و فقط روی ‫اون تیله.

‫لعنتی.

‫بفرمایید.

‫- می‌ذارم تو اول شروع کنی. ‫- باشه.

‫تو می‌تونی بازی رو انتخاب کنی، ‫ولی من واقعاً نمی‌خوام یه بازی پرتابی بکنم.

‫من هیچ بازی‌ای به جز یه بازی پرتابی نمی‌کنم.

‫فقط یه بازی پرتابی رو می‌کنی؟

‫آره. هر بازی پرتابی که بخوای که...

‫- بیشتر از یه تیله داشته باشه رو هستم. ‫- من با بازی‌های پرتابی راحت نیستم.

‫لازم نیست صدات رو ببری بالا، مشکلی نیست.

‫من صدام رو بالا نبردم.

‫تو... مشکلی نیست. گوش کن. ‫فکر می‌کردم تو اهل رقابتی.

‫من اهل رقابتم. واسه همین تسلیم نمی‌شم.

‫واضحه که اینطور نیست.

‫چرا انقدر یه دنده‌ای؟

‫می‌خوام به خودم یه فرصت واسه برنده شدن بدم، ‫تو هم همینطور.

‫اوه!

‫- رفت داخل؟ ‫- آره.

‫- واقعاً رفت؟ ‫- رفت داخل.

‫اوه!

‫- اوه! ‫- عحب پرتابی.

‫ممنونم.

‫رفت تو.

‫- رفت تو؟ ‫- آره.

‫یک صفر.

‫دو صفر.

‫سه صفر.

‫تو نمی‌تونی همه‌اش رو بندازی داخل.

‫اوه پسر.

‫خدایا. این خیلی سخته.

‫خیلی ناجوره. یه ذره صبر کنیم؟

‫باشه، بیا صبر کنیم.

‫این بازی خیلی فشار آورده بهم.

‫می‌دونی، مصیبت‌های عجیبی رو از سر گذروندم، ‫پس...

‫خوشحالم که تا اینجا پیش اومدم،

‫ولی یکی از بزرگ‌ترین کارهایی که به نظرم ‫با این پول می‌کنم،

‫اینه که بخشیش رو به مرکز اهدای کلیه میدم،

‫چون من پارسال همین موقع کلیه‌ام رو ‫به برادرم بخشیدم.

‫می‌دونم که این واقعاً...

‫باعث میشه خانواده‌ام مسیری رو برن ‫که حق‌شونه.

‫چون ما حق‌مون این نیست که همینطوری ‫این چرخه‌ی درد رو ادامه بدیم،

‫و مشکلاتی که داریم رو تجربه کنیم.

‫مسائلت رو درک می‌کنم.

‫همه‌ی سختی‌هایی که توی زندگیت برات پیش میاد.

‫من به خاک سیاه نشسته بودم.

More Farsi Persian subtitles for Squid Game: The Challenge

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left