The first 200 lines.
یان یان
ولم کن
ده رانگ
بانوشیائو
ده رانگ
نه
ولم کن
ده رانگ
ده رانگ
نه ،نزنینش
هو نیان بگو تمومش کنن
اگه انقدر بزننش میمیره
هو نیان
ولش کن
باهات برمیگردم
نزنینش
تمومش کنین- بسه-
ده رانگ
متاسفم ده رانگ
متاسفم
قول بینمون رو شکستم
متاسفم
لطفا من رو ببخشین عمو جان
ده رانگ به خاطر فرار از مرگ شدیدا مجروح شده
میفهمم
هو نیان
برای کمکت ممنونم
با اجازه مرخص میشم
ده رانگ
ولم کنین
ولم کنین
هو نیان
خواهش میکنم هو نیان
ولم کنین
بذار هان ده رانگ رو ببینم هو نیان
هو نیان
هو نیان
بذار برم
هو نیان
هو نیان بذار برم
بذار ده رانگ رو ببینم
هو نیان- متاسفم یان یان-
بدون دستور پدر
نمیتونم در رو باز کنم
نمیخوام با یه لو شیان ازدواج کنم
هو نیان
هو نیان نمیخوام باهاش ازدواج کنم
ده رانگ چطوره؟
خواهش میکنم بذار برم
باهاش ازدواج نمیکنم هو نیان
هو نیان
اعلیحضرت
یان یان و آقای هان هر دو برگشتن
اما آقای هان به شدت مجروح شدن
به نظر میاد درحال مرگه
در حال مرگه؟
از دی لی گو بخواه که بلافاصله به عمارت هان بره
و هر کاری برای نجات زندگی هان ده رانگ انجام بده
فهمیدم
برو- همین الان دستورتون رو بهش میرسونم-
مراقب باش
ده رانگ
ده رانگ
چشمات رو باز کن
نگاهم کن
ده رانگ لطفا بیدار شو
خیلی خوب
با اینکه ده رانگ خیلی خون از دست داده
افراد هو نیان میدونستن تا کجا پیش برن و کی متوقفش کنن
حداقلش جراحت داخلی شدیدی نداره
میدونستن تا کجا پیش برن و کی تمومش کنن؟
زخماش رو ببین
از اینکه پسر خوبم اینطوری شده
درد وحشتناکی دارم
حتی اگه همون درد رو نداشته باشی
نمیتونم باور کنم فقط برای یه زن
خودش رو اینطوری زخمی کرده
یه مرد واقعیه که
که اینطوری برای عشقش میجنگه
از نظر من
هیچ اشتباهی نکرده
شایسته پسر بودنمه
اگه مرد خوبمون از خیتان
بتونه همچین چیزهایی رو تحمل کنه
پس یه مرد واقعی نیست
او وارث خاندان هانه
باید سلامت بمونه
و کاری که باید رو انجام بده
اگه به عنوان یه مرد
هیچ شهامت و درستکاری نداشته باشه
چطور انتظار داری که
بتونه مسئولیت انجام
چیزهای مهم رو بپذیره؟
ارباب
خانم
اعلیحضرت طبیب سلطنتی دی لی گو رو فرستادن اینجا
تا جراحات ارباب جوان رو درمان کنه
بگو بره پی کارش
بفرستش داخل
اطاعت میشه
یه شبانه روز شده
چو بو
در خدمتم
دی لی گو دقیقا چی گفت؟
اعلیحضرت
دی لی گو گفت که
بااینکه آقای هان شدیدا مجروح شده
اما مشکلی نداره
خوبه
ده رانگ
ده رانگ
ده رانگ
بهوش اومدی ده رانگ
جاییت درد میکنه؟
اگه احساس ناراحتی داری لطفا بهم بگو
ده رانگ
حتما برات دردناک بوده
شدیدا زخمی شدی
یکمی جوشونده بخور
بیا بذار بهت بدم
ده رانگ این جوشونده رو بخور
جوشونده اش سرد شده
بذار برات گرمش کنم
آقای هان
آقای هان
گمشو بیرون
اعلیحضرت خیلی نگرانتونن
گمشو بیرون
لطفا برو
پس فعلا میرم
یان یان کجاست؟
پدر
یان یان چطوره؟
ده رانگ
امپراتور جدیدمون تازه به تخت نشسته
یان ساگه فراریه
همه شاهزاده ها طمع سلطنت دارن
الان وقتیه که اعلیحضرت بیشتر از همیشه
به حمایتمون نیاز دارن
اگه بقیه بفهمن که تو و یان یان علیه اعلیحضرتین
شک میکنن که
اعلیحضرت حمایت ما دو خاندان
رو از دست داده
اون موقع است
که سعی میکنن یه کارایی انجام بدن
بعدش این آرامشی که انقدر پای بدست آوردنش هزینه کردیم از بین میره
اگه اوضاع سیاسی آشفته بشه
تو و یان یان
گناهکارای سلسله لیائو میشین
یان یان دختر خوبیه
اما نمیتونین باهمدیگه باشین
میدونم چقدر برات دردناکه
اما بعضی وقتا
باید سرنوشتت رو بپذیری
پدر
سرنوشتم رو نمیپذیرم
نمیپذیرمش
ده رانگ
ده رانگ
ده رانگ
یان یان
یه چیزی بخور
سعی داری انقدر غذا نخوری
تا از گرسنگی بمیری؟
به هر حال که میخوای روز عروسی دست و پام رو ببندی
و من رو به قصر ببری
ممکنه جنازه ام رو ببری قصر
پس داری سعی میکنی مثل وو گو لی باشی؟
خودت میدونی که
پدرمون سازش نمیکنه
نمیخوام سازش کنه
فقط نمیخوام زندگی کنم
همه چیز بدون ده رانگ بی معنیه
قبلا یه بار سر وو گو لی همچین اشتباهی کردم
دوباره همون اشتباه رو تکرار نمیکنم
هر روز سوپ گوشت گوسفندی بپزین
و هر وعده به زور بهش بدین تا بخوره
چشم
نمیتونم پدرم رو باور کنم
هیچ توجهی به
دومادش نکرده
اعلیحضرت دو روزی میشه برگشتن
اما هنوز احضارت نکردن
اگه طی چند روز آینده اقدامی نکنیم
برادرات تمام محافل خصوصی و موقعیت های خوب
رو تصاحب میکنن
نگران نباش
پدرت میخواد کمکمون کنه
او هیچ ظلمی به
دختر گرانقدرش نمیکنه
به علاوه مینگ یی ضعیفه
دیر یا زود میذاره از اینجا برم
اون موقع است که ممکنه بهترین تیکه گوشت
منتظرم باشه
اینا همش تقصیر اون یان ساگه حرومزاده است
مانع این شد
تا به موقع نیرو به کوهستان سیاه ببری
و کاری کرد تا فرصتت رو از دست بدی
مشکلی نیست
وقتی یه لو جینگ امپراتور بود
No comments yet. Be the first to leave one.