The first 126 lines.
بهترين تيم ترجمه فيلم و سريال کره اي تقديم ميکند -= Arirangland. com =-
. بگو
. هرچي باشه ميرم برات رديف ميکنم
، بگو ديگه
. جدي ميگم
... هرکاري بگي برات ميکنم و
. سه قدم
. سه قدم برو عقب تر
مگه نميدوني بايد فاصله ي مجازُ حفظ کنيم؟
"فاصله ي مجاز؟"
... اگه منظورت اون اتفاقِ صبحه که
... ببخشيدا، ولي عقل حکم ميکنه
. احتياط کنم
، براهمينم عوض شدم
، اصلا ديگه نميخوام زياد ببينمت
، اصلا ديگه تو رو به چشمِ دوست نميبينم
، برامنم همه چي عجيب غريب شده
. ولي سوتفاهم شده
... اتفاقي که امروز افتاد
اتفاقي که امروز افتاد چي بود ؟
، خوب اونجوري که فکر ميکني نبود
، گفتنش هم حتي سخته، برا خودم هم عجيبه
... براهمينم
. خودم هم دوست دارم بهت بگم ولي نميشه ، آخه رازه
!"اوه کيونگ وي"
!"اوه کيونگ وي"
*تـرجـمـه و زيـرنـويـس : عسل* @Arirangland
هي "جانگ سول گي"! چته تو ؟
چطور تونستي اينکارُ بامن بکني ؟
تو بايد قوي باشي، چطور تونستي به خودکشي فکر کني ؟
چته تو؟
! بسه بابا ، بسه
. نه ، نميخوام
، کيونگ وي" بيا بريم"
. بذار همه بفهمن رابطه ي ما چيه
، ديگه از اين موش و گربه بازي خسته شدم
. من دوست واقعيتم ها
!"اوه کيونگ وي"
!پاشو بريم
. اگه باهم باشيم ، ديگه هيچ ترسي نداريم
. دنيا داره تغيير ميکنه
چي داري ميگي؟خل شدي؟
! من همه چي رو ديدم، همه چي رو
!نـــه
! عمرا
. هان نابي" ،پيش خودت فکر الکي نکنيا"
!هيچي بين ما نيست
راحت باشيد ، فقط زياد ازين اين کارا جلو مردم نکنيد . ناسلامتي مدرسه است
کجا ميري؟
. با من بمون
. منُ ببخش
. ولم کن
! "هي "هان نابي
. کيونگ وي" تو رو خدا منُ ببخش"
! خدايا
! "هي "هان نابي
کيونگ وي" کجا ميري ؟"
!گمشو اونور
. فقط افتاده بود اونجا
، راستي ميگيا
آخه دليلي نداشت تو همچين چيزي بنويسي ؟
، ولي احمق جون
. ناسلامتي رفيقيم
. واي تو واقعا ميري رو اعصابم
الان فکر ميکني کي ميري رو اعصابه کي! ؟
، ميدوني وقتي يکي آسيب ببينه چقدر به بقيه سخت ميگذره ؟
! تو که فعلا حالت خوبه
ولي خدايي تو ميخواستي خود کشي کني؟
داشتي شوخي ميکردي ، مگه نه ؟
. اونُ بيخيال
مدرسه ي قبلي "هان نابي ُ" ميشناسي؟
. از کجا بدونم
، فقط چون خوشگله نرو سر به سرش نذار
. شنيدم از ما بزرگتره ها
. شنيدم دوست پسرِ قبليش شبيه يکي از بروبچِ "اکسو" ئه
باور ميکني؟
برا همينه ميخواي بهش نزديک شي؟
. ميدونستم
، اگه "هان نابي" طرفِ ما باشه ديگه هيچ کي نميتونه اذيتمون کنه، آره ؟
. بابا ايول عجب فکري کرديـا
، سول گي" تو هيچ وقت عوض نميشي"
. اصلا نميدوني جريان چي به چيه
. راستي تو حواست به خواهرم باشه ها
من؟ چرا؟ مگه خواهرت چي شده؟
. يه بسته سيگار لطفا
. ببخشيد
يعني يه خورده آبجو تو اين خونه پيدا نميشه؟
"انجامش بده"
=برنامه ي زندگي=
=امروز کار کن تا فردا پشيمون نشي=
=تو ميتوني=
چرا بايد همچين زندگي کنم؟
. "فردا بايد قبلِ مدرسه برم سراغِ "هان نابي . آيگو
اين چيه؟
اين چه جوري... ؟
... دوشنبه 9 جولاي
جين ووک" اوپا امروز مدرسه اشُ عوض کرد" . ديگه نميتونم ببينمش
ميخواستم ببينمش و ازش بپرسم . هنوزم حسش بهم همونطوريه يا نه
. پ. ن :"اوه کيونگ وي" خيلي عوضيه
، ميخوام به معلممون بگم
. ولي بنظرم اگه بگم هم اوضاع فرقي نميکنه . برا همين ساکت ميمونم
سه شنبه 10 جولاي
... بالاخره اوپا رو ديدم
. دوست دخترشم کنارش بود
. آشغال
. پس لابد احساسش نسبت بهم عوض شده
چهارشنبه 11 جولاي
. باز با بابام بحثم شد
. اون هيچي نميدونه
. شايدم حتي نفهميد که داريم بحث ميکنيم
پنجشنبه 12 جولاي
. اوه کيونگ وي" دوباره ميخواست خودکشي کنه"
. راستش من بهش حسوديم ميشه
. حداقل ميدونه از دست کي عصباني
جمعه 13 جولاي
. امروز يه روزِ افتضاح بود
. کمک، کمکم کن، کمک
هرگونه استفاده مادي از اين زيرنويس در= =فروشگاه ها و سايت ها ممنوع و غير مجاز است
«پارت دوم»
. امروز يه روزِ افتضاح بود
. کمک، کمکم کن، کمک
. اوه کيونگ وي" عقلشُ از دست داده"
. ديوونه اس
، خيلي مرموزه
، فکر کنم تا جاييکه ميشه بايد ازش فاصله بگيرم
. آره بايد ديگه باهاش گرم نگيرم
No comments yet. Be the first to leave one.