The first 200 lines.
،خیلی خب، پنج دقیقه آخر گروه امروزه
میخوام از "نولان" چیزی رو بپرسم ...که ما مودبانه به روش نیاوردیم
موهات رو کی درست کرده؟
و کی میری یه عکس از خودت بگیری؟
.خب، من انجام دادم
.و فکر میکنم خیلی عالی شده
.این هفته "نولان" والدینم رو میبینه
.واو، این خبر بزرگیه
...و امیدوارم ازش خوششون بیاد چونکه
...و من واقعاً به این افتخار میکنم
نولان" اولین مردیه به والدینم معرفی میکنم"
.که ازش برای گرفتن پول از اونها استفاده نمیکنم
.همگی تشویق کنید
."نمیدونم نگران چی هستی، "لیسی .پدر مادرها عاشق من هستن
مخصوصاً وقتی بفهمن چرا من اینقدر میرم پارک بازی
.چونکه سرسره خیلی حال میده
اونها از تو خوششون نمیاد .و قرار هم نیست خوششون بیاد
،اولین باری که من پدر زنم رو دیدم
.اون با مشت زد توی صورتم
.فکر کنم خیلی خوب پیش رفت
نگران نباش، "نولان" نمیتونه بدتر از
وقتی باشه که آخرین دوست پسرم .من رو برد تا پدرش رو ببینم
اون از تو خوشش نیومد؟ - .نه، من ازش خوشم نمیومد -
.اون توی تریلر ماشین زندگی میکرد
.اون با مشت زد توی صورتم... با فقیر بودنش
."تو وضعت خوبه، "نولان
فقط آماده باش که به چند تا سوال ساده جواب بدی
"مثلاً، "اهل کجایی؟
"سرگرمی تو چیه؟" "کارت چیه؟"
.خب، پس به فنا رفتم
.خیلی خب، شاید این کمکت کنه
،توی این موقعیتها ،تو با دختر رابطه داری
.نه با پدر و مادرش
،مگر اینکه مادره خیلی جذاب باشه
که در این صورت مثل وضع من .توی تابستون سال 93 هست
.هی، بچهها، شرمنده مزاحم شدم
.نه، اشکالی نداره. خیلی خب، وقت تموم شد
.دوشنبه بعدی میبینمتون
چارلی"، من میخوام باز درباره" .بودجه باهات حرف بزنم
بهت گفتم، ما نمیتونیم از پول دولت استفاده کنیم
.تا توی اداره کارت کریسمس بفرستیم .ما توی زندان کار میکنیم
،خوش میگذره
تو و من و یه زندانی نقش .بابانوئل رو بازی میکنیم
.اوه، این عالیه
هی، بچهها، اون کیه که" داره از دودکش میاد پایین؟
اوه، اون بابانوئله و اومده ".که موقع خواب ما رو بکشه
اوه، خدای من، من خسته شدم از بس که
با تو درباره همه چیز بحث کردم
از برنامه ریزی تا مقررات .تا اینکه ناهار رو از کجا سفارش بدیم
خب، اگه تو باهام موافقت کنی و
قبول کنی تمام نظراتت اشتباهه .دیگه بحثی نمیکنیم
کاش یه نفر توی اداره بود .و میتونست تصمیم نهایی رو بگیره
...باشه، بیا یه نفر رو استخدام کنیم
.یه روان شناس تا بهمون کمک کنه
.ما که کلی زندانی داریم تا بهشون برسیم
عالیه. ما یه آگهی استخدام توی هیئت روان شناسی میدم
.و از فردا برای استخدام با ملت مصاحبه میکنیم
ولی برای اینکه نشون بدم چه کار میکنیم .به یه عکس از تو و من و زندانیها نیاز دارم
اوه، بیخیال. تو میخوای با فوتوشاپ
لباس قرمز و ریش سفید روی زندانیها بگذاری، مگه نه؟
...چطور جرات میکنی من رو متهم به
کاری که میخواستم بکنم، بکنی؟
."هی، "چارلی - .اوه، هی -
.اوه
."سلام، "جوردن
."سلام "شان
.خب، این ضایع هست
فکر کنم شما دو تا از زمان جدایی همدیگه رو ندیدید؟
.اصلاً ضایع نیست حالت چطوره، "شان"؟
من خوبم، "جوردن". تو چطوری؟
."منم خوب هستم، "شان
.آره، اصلاً ضایع نیست
.خب، من باید برم
.کاملاً بیخیال این دختر شدم - .منم همینطور -
میدونی چیه؟ من میخوام کسی رو استخدام کنم
فقط به خاطر اینکه با من موافقت کنه .تا اون توی همه بحثها بازنده باشه
.این به نظر میرسه یه حس انتقام باشه
.و همینطور یه نفر صاحب کار میشه
.خب، به نظر میرسه تمام شرایط رو دارید
و اینجا نوشته که شما حتی .کار کنترل خشم انجام دادید
بله، وقتی داشتم دوره .بالینی میدیدم اینکار رو کردم
خب ما دنبال کسی میگردیم که
.از اینکه نظرش رو بگه ترسی نداشته باشه
.اوه، من میتونم اینکار رو بکنم
،باشه، برای مثال
من ترجیح میدم با زندانیها
.در فضای بسته و در خلوت حرف بزنم
.من کاملاً موافقم
میبینی، من حس میکنم فضای بسته باعث میشه زندانیها احساس بدی داشته باشن
.چونکه به یاد سلولهای زندان میافتن
.کاملاً حق با شماست
.باشه، ما میتونیم جلسات رو اینجا برگذار کنیم
فکر کنم لازمه که ما
دیوار رو آبی رنگ کنیم .تا حس آرامش بیشتری داشته باشه
.فکر کنم آبی بهترین رنگ ممکنه
.من ترجیح میدم زرد باشه - .این حتی بهتره -
.خب، این مصاحبه خیلی خوبی بوده
.فقط یه چیز دیگه ما دنبال کسی میگردیم
که از اینکه نظرش رو بیان کنه .ترسی نداشته باشه
و شما فکر میکنید میتونید این کار رو بکنید؟
نظرم رو بیان کنم؟
.بله، باشه
خیلی خب، آره، من امیدوار .بودم شما این رو بگید
من یه ساعته اینجا نشستم
و موندم که چرا شما دارید .با من مصاحبه میکنید
،یعنی، خودت رو ببین، با اون لباسی که پوشیدی
.تو با اون تیشرتی که پوشیدی
اینجا کجاست، مدرسه روزانه انگلیسی؟
و ما قراره روی این اسبهای پلاستیکی یورتمه بریم؟
میدونی چیه؟ من فکر میکنم تمام این برنامه
.مسخره و غیر ضروریه
پس میدونی چیه؟ چرا تو نمیتونی با من صادق باشی؟
من تونستم کار رو بگیرم؟
و نه، من هیچ دودلی توی .گفتن نظرم ندارم
و اون وقتی که دو سال توی ،اون زندان با ایمنی متوسط کار میکردم
خیلی نسبت به بهبود برنامه .تلاش کردم
.و تو داری دکترا میگیری
در ضمن رساله دکترای تو درباره خشم در .محل کار و سودمندیه
.بله، همینطوره - پس چرا وارد روانشناسی شدی؟ -
"،و اگه میخوای بگی "برای کمک به مردم مخم سوت میکشه
.چونکه این کاریه که من کردم
.ممنون از اینکه تشریف آوردین
ما قبل از تعطیلات باهاتون .تماس میگیریم
سلام؟ - .از دیدنتون خوشحال شدم -
رزومه خیلی خوبی دارید .و واقعاً باهوش هستید
و من مطمئنم شما متوجه این هستید که سیاست اداری اینه
.که خودت رو هم نظر با نفر اول اداره قرار بدی
.کاملاً حرفتون رو متوجه شدم
.بگذار چیزی ازتون بپرسم
شما که فکر نمیکنید فرستادن کارت کریسمس
از طرف ادارهای مثل این کار درستی باشه، مگه نه؟
.مطلقاً نه
.فکر کنم ما راحت با هم کنار بیایم
منم همینطور. تا وقتی که شما متوجه باشین
که من با آدمهایی که کار میکنم قرار نمیگذارم
.و هر رفتار ناپسند با شکایت حقوقی روبرو میشه
.خب، لازم نبود این رو بگید
.یعنی، حالا دیگه لازم نیست این رو بگید
.بگذار برم این کار رو انجام بدم
خب؟ فکر کنم ما همکار .جدیدمون رو پیدا کردیم
.باشه، من حالا میدونم کیرت چی فکر میکنه خودت چی فکر میکنی؟
.من فکر میکنم باید استخدامش کنیم
و محض اطلاع، اون با کسایی که کار .میکنه قرار نمیگذاره
و من و کیرم حرف زدیم .و ما نمیخوایم ازمون شکایت بشه
.من و کیرم داریم پول جمع میکنیم تا قایق بخریم
.خیلی خب، باشه
.ما میتونیم استخدامش کنیم - .عالیه -
ولی من یه کم فکر کردم که ما .چطور میتونیم دکوراسیون اداره رو تغییر بدیم
خب، تو بهتره این رو یه جایی بنویسی
و وقتی "برین" اومدم اینجا .رای میگیریم
تـي وـي وُرلـد » با افـتـخـار تـقـديـم مـي کـنـد »
تــرجــــمــــه از: احـــســـان و جــويــبــاري De PALMA & Juybari
خب این دختر جدید، میخوای بری تو کارش، مگه نه؟
."نه، "ارنستو
زنها برای این روی زمین نیستن .که ما بتونیم ازشون استفاده کنیم
من فقط میخوام این زن با من موافقت کنه
.تا بتونم روحیه "جوردن" رو نابود کنم
میدونی چیه، "چارلی"؟
من تازه داشتم به برناممون نگاه میکردم .و یه چیزی به ذهنم رسید
،اگه ما هر روز نیم ساعت زودتر بیایم
.میتونیم هر هفته پنج تا زندانی بیشتر رو ببینیم
آره، و اگه موقع طلوع آفتاب بیایم، ما .میتونیم طویله رو رنگ کنیم و شیر گاو رو بدوشیم
.من گروه درمانی دیگه هم دارم .من زندگی دارم
تو چی فکر میکنی، "برین"؟
.من با تو موافقم
شنیدی چی گفت، "جوردن"؟ ما یه نفر دیگه رو استخدام کردیم
.و اون با من موافقت کرد
در ضمن من همینطور فکر میکنم که مهمتر اینه
که بتونیم این همه کاری که .روی دوشمون هست رو انجام بدیم
.پس من باید با نظر "جوردن" موافقت کنم
!بهت گفتم... چی؟
."متاسفم، من با "جوردن" موافقم، "چارلی
.باشه، ما الان به یه بن بست رسیدیم
"نه، اینطور نیست. "برین .و من موافقیم و دو به یک بردیم
و حالا که داریم حرف میزنیم، من فکر میکنم .که ما باید شبهای چهارشنبه بیشتر بمونیم
چرا، تا بتونیم ترافیک آخر شب رو ببینیم؟
،اینجا زندانه .نه بستنی فروشی
درسته، "برین"؟
.متاسفم، شما کلی کار عقب افتاده دارین
.من میخوام روی یه چیز رای بگیریم
من رای میدم که ما دیگه از کلمه .کار عقب افتاده استفاده نکنیم
.شوخیت گرفته .من این رو هم میبازم
.چارلی"، این هم گوش گوزن شمالی تو"
.قشنگ شدی
برین" و من تصمیم گرفتیم که" .امروز برای کارت کریسمس عکس بگیریم
چی؟ - .من الان برمیگردم -
.من باید برم بابانوئل رو بیارم
،اون به خاطر زخم چاقو توی درمانگاهه
.ولی میتونه اونقدر وایسه تا عکس رو بگیریم
.معجزه کریسمسه
برین"، تو گفتی برای کارت کریسمس" .با من موافقی
.هی، "جوردن" استدلال خوبی داره
در ضمن، من فقط باهات موافقت کردم .تا این کار رو بگیرم
.من فقط کاری رو کردم که مجبور بودم
.ممنونم
من اخراجت میکنم، ولی فکر کنم .نتونم رای بیارم
."نگران نباش، "نولان
،من به والدینم نگفتم که تو پولدار
،موفق، با فرهنگ .تحصیلکرده یا هیچی هستی
.امیدوارم بتونم این رو نشون بدم
No comments yet. Be the first to leave one.