Desire

Desire

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Desire 1936 1080p BluRay REMUX AVC FLAC 2 0-EPSiLON
Peter Ibbetson 1935 1080p BluRay x264-USURY
Peter Ibbetson 1935 720p BluRay x264-USURY
Desire 1936 DVDRIP
A Commentary by AMIRHOSSEINMONSEFI
تقدیم به عزیزان، تبدیل و ویرایش از روی نسخه هارد ساب (چسبیده) به اس آر تی

Tags

BluRay
1080
REMUX
x264
TS
720p
720
DVD
DVDRip
dvdrip
dvdr
Published on: 2022-12-23
Downloads: 26
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫حالا گوش کنید آقای گیبسون

‫شما و هیچ کس دیگه ای نمیتونه جلوی منو بگیره

‫من باید به این سفر برم چه شما دوست داشته باشید چه نداشته باشید

‫اگه میخواین منو بندازین بیرون خب چرا اینکارو نمیکنید؟

‫بله میدونین حق با منه

‫اجازه بدید از این بحث های بیهوده با هم نکنیم

‫بله شما منو از دیترویت آوردین اینجا ولی به خاطر خودم که اینکارو نکردین

‫چون میخواستین یه مهندس خوب داشته باشین اینکارو کردین، منم کارمو به نحو احسن انجام دادم

‫اجازه بدید بهتون بگم ...آقای گیبسون

‫من تا به این سفر نرم ...برنمیگردم به دیترویت

‫اگه خوشتون نمیاد، میتونین کار منو ازم بگیرید و میدونید میتونید باهاش چیکار کنید؟

‫درسته

‫آقای گیبسون میخوان شمارو ببینن

‫بهش بگو الان میام

‫بله آقای بردلی

‫آقای گیبسون؟ آقای بردلی؟

‫مشکلی نیست میتونید به این سفر برید

‫میتونم...

‫خیلی ممنون آقای گیبسون

‫نیازی نیست ازم تشکر کنی ...تو کارتو به نحو احسن انجام دادی

‫بذار اعتراف کنم تو بہترین مهندس ما هستی

‫همه تو دیترویت اینو میدونن

‫تو دیترویت مردم زیاد چیزی سرشون نمیشه

‫ایده هاتون رو در مورد کاربراتور جدید واقعا دوست دارم

‫میخوان که نهایت تا پونزدهم برگردین

‫پونزدهم؟ آره

‫خب... دو هفته پس وقت دارم درسته

‫کجا میرین؟

‫اسپانیا اسپانیا، ها؟

‫همیشه دلم میخواست برم اونجا از زمانی که بچه بودم

‫هر چی کتاب در مورد اسپانیا هست خوندم

‫تصور کنید، تام بردلی از دیترویت ...زاده ی پیوریا

‫فردا تو مادریده داره گاوبازی میبینه

‫نشسته کنار یه خانم زیبارو

‫در حالی که همه دارن گاوبازی رو میبینن اون داره منو نگاه میکنه، منم اونو نگاه میکنم

‫ایتم تابلوهایی که باید به ماشین آقای بردلی نصب بشه، قربان ممنون

‫کدوم ماشین؟ یادم رفت بهم بگم

‫برای اینکه نشون بدیم ...چقدر از خدماتت ممنونیم

‫قراره برای این سفرت یه ماشین بهت قرض بدیم این که عاليه

‫ولی به این فکر کردیم که میشه با استفاده از این کار کمی تبلیغات کنیم

‫اشکال نداره که یکی از تابلوها رو بزنی رو ماشینت، نه؟

نه ‫بذار ببینم کدوم بهتره

‫تصمیم سختیه خیلی باید سخت باشه، آقای گیبسون خیلی

‫من واقعا خوشحالم که سوار ماشین برانسون 8 میشم

‫من خرسندم که سوار ماشین برانسون 8 میشم

‫خوشحالم خرسندم

‫یه بار تو بخون بشنوم ببینم چطوری میشه؟

‫من واقعا خوشحالم که سوار ماشین برانسون 8 میشم

‫اون یکی رو هم امتحان کن لطفا

‫من خرسندم که سوار ماشین برانسون 8 میشم

‫همین خوشحالم رو برمیداریم، با کلاسه

‫یه مشکلی هست خیلی متکبرانه‌ست

‫مردمی که زیر 100 دلار در هفته در میارن هیچوقت خوشحال نیستن

‫خیلی باید خوشحال باشن که ماشینای ما رو بخرن

‫راست میگی همون سرخوشم رو برمیداریم

‫اونم خوب نیست آخه سرخوش واژه ی کم قدرتیه

‫برای مثال دارم ...تو یه بلوار راه میرم و اطراف رو نگاه میکنم

‫برای اینکه اوقات خوشی داشته باشم ولی جاش، چی میبینم؟

‫ما من به شما چی میگم؟

‫از دیدنتون خرسندم آقای گیبسون

‫اینو بهتون میگم خرسندم واژه ی درستی نیست

‫یه مثال دیگه

‫اگه دارم با یه دختری ...قدم میزنم و دیگه ازش خوشم نمیاد

‫خرسند میشم که از شرش خلاص شم

‫ولی بعد اینکه از شرش خلاص شدم...

اوه پسر

‫هی داری کجا میری؟

‫اسپانيا

‫برگرد

‫په چاراز بگو برگرده نمیخوام همهمه ای به پا شه

چشم، خانم ‫چارلز

‫چه کاری از دستم برمیاد خانم؟ میخوام چند تا از اون مروارید ها رو ببینم

‫گردنبند، خانم؟ لطفا

‫خانم میتونن بگن تا چه قیمتی میخوان

‫اگه آقا بتونن یه سری قیمت بدن چشم

‫مدل های مختلفی داریم

‫از ده هزار فرانک شروع میشه تا بالای یک میلیون

‫چند تا تیکه هم هست ...که عالی و کمیاب

‫که تا بالای دو میلیون هم میره

‫اگه واقعا کمیابه میتونه سه میلیون هم باشه

‫فکر کنم بهتر باشه آقای دووال خودشون خدمتتون برسن

‫خانم میشه لطف کنید از این سمت تشریف بیارید؟

‫افتخار بدید، خانم

‫تا حالا اونو ندیدم

‫شما میخواستین تعدادی از مروارید ها رو بینید، خانم؟ لطفا

‫هنری، لطفا گردنبند گوردت رو بیار

‫دون دیدیرونت، کایلو

‫سیگار؟ ممنون سیگار نمیکشم

‫منم همینطور رسم بدوی ایه

‫چرا باید یکی ریه های خودش و چشمای بقیه رو پر دود كنه

‫فکر میکنم قبلا فرصت خدمت گذاری ...به شما رو نداشتم، خانم

پوکه ‫خانم پوکه؟

‫شما با ژولز پوکه نسبتی دارید؟ واقعا عالی میشه

‫نه جناب با خانم ژولز پوکه نسبتی ندارم

‫ببخشید خانم

‫چند؟

‫چهار و سال نیم زمان برای جمع آوریش صرف شده خانم

‫زمان و تلاشی که هیچ دستمزدی هم نداشته چند؟

‫من با خودم فکر کردم قیمت 2 میلیون دویست هزار فرانک خوبه

پس دو میلیون، دویست هزار فرانک

‫چهار و نیم سال کار برده، خانم تمام مروارید ها بی نقص و هماهنگ هستن

‫باور کنید خانم ...حتی با این قیمت

‫من وقتی که چیزی رو میبینم که دوستش دارم عادت ندارم چونه بزنم

‫این گردنبند رو میخوام

‫میخوام همین امشب بندازم

‫به این آدرس خیابان 145 Rue des Elysees

‫ خیابان 145 Rue des Elysees خانم پوکه

‫خانم موریس پوکه

‫موریس پوکه! دکتر پوکه، متخصص اعصاب؟

‫بله ایشون شوهر منه میشناسینش؟

‫نه، ولی کیه که تو پاریس آوازه ی ایشون رو نشنیده باشه؟

‫متاسفانه افتخار آشنایی با ایشون رو نداشتم

‫شاید دوست داشته باشی بیای ملاقاتش؟ بله خانم، البته

‫خیلی خب میشه ساعت 6 مروارید ها رو بیاری دفتر شوهر من؟

‫شوهرم چکش رو به شما میده

‫ممنون خانم واقعا باعث افتخار منه خدمت دکتر برسم

‫هیچکس نمیدونه که کی قراره دیوونه شه

‫خدافظ خانم خیلی هم متشکرم خدافظ آقا

‫و دکتر پوکه؟ بله خانم، میشه لطفا بشینید؟

‫اسمتون رو بگید لطفا؟ خانم دووال

‫خانم آریستید دووال

‫آریستید دووال، همون جواهر فروش معروف؟

‫بله من همسرشم، میشناسینش؟

‫تا حالا افتخار آشنایی با ایشون رو نداشتم ولی خیلی در موردشون شنیدم

‫کی تو پاریس هست که ایشون رو نشناسه؟

‫همین موضوعه که همه چیزو بدتر میکنه

‫دکتر، من...

‫خیلی مشکله در موردش حرف بزنم

‫نه بس کنید بس کنید بس کنید

‫میخواین به عنوان بیمار قبولتون کنم؟

‫درست میگین باید به خاطر اونم شده آروم باشم

‫میدونید، به طور ناگهانی ...در چند هفته ی گذشته

‫شوهرم از یه چیزی رنج میبره...

‫گمونم چیزیه که شما بهش میگین توهم

‫میشه نشونه هاش رو بهم بگین؟

‫فرق میکنن

‫خیلی به پول وسواس پیدا کرده کی این روزا وسواس نداره به پول؟

‫ولی داشتن اوقات خوش همه ی این مسائل رو درست میکنه

‫نمیدونم این همه نگرانی ای که دارید به خاطر پوله یا نه

‫اینطوری نیست

‫دکتر...

‫خیلی شرم آوره

‫شما دارید با دکترتون حرف میزنید، خانم

‫وقتی ازدواج کردیم ...مرد بسیار قوی و پرتوانی بود

‫الان...

‫دکتر...

‫یه وقتایی تصور میکنه که یه دختر مدرسه ای که داره از مدرسه فرار میکنه

اوه

‫میدونید ...اون پیژامش رو در میاره

‫لباس خواب زنونه میپوشه؟

‫اصلا خوشم نمیاد

‫منم همینطور

‫واقعا عاجز شدم

‫اینطور نیست خانم، روانپزشکی مدرن به راهی برای حل این مشکلات داره

‫باور کنید، یه مقدار درمان با احتیاط میخواد...

‫سريعا کاری میکنیم که لباس خوابش رو در بیاره و بره همون پیژامش رو بپوشه

‫خیلی بهشون وابسته ست مسلما

‫خب یه قرار ملاقات براشون تنظیم کنم؟

‫به این راحتی نیست خیلی به مردم ظن پیدا کرده

‫جزو رایج ترین نشانه هاست

‫مطمئن باشم اگه بتونم بیارمش اینجا ...و ببینه افراد دیگه ای هم این اطراف هستن

‫شانسی داره که بتونه شما رو تنهایی ببینه؟

‫بعد از ساعت کاری گهگاهی استثنا قائل میشم

‫میشه همین امشب حدود ساعت 6؟

‫خیلی خب پس شد همین امشب، ساعت 6

‫نمیدونم چطوری ازتون تشکر کنم زیاد نگران نباشید

‫سعی میکنم

‫خدانگهدار دکتر، بازم ممنون خدافظ خانم

‫دکتر به مسئله ی دیگه هم هست

‫نمیدونم چقدر مهمه ولی فکر میکنم بهتره باشه قبل اینکه شما رو ببینه بهش اشاره کنم

‫تصور کنید ...یه مردی که خیلی زیرک و درستکاره

‫همه در دنیای کسب و کار ...بالاترين احترام ها رو بهش میذارن

‫چندین و چند بار قبض هایی رو به مردم میده در حالی که چیزی بهشون بدهکار نیست

‫از نشانه های زوال عقله واقعا وحشتناکه

‫همه جا این کار رو میکنه با آدمایی که قبلا اصلا ندیدتشون

‫اصلا تعجب نمیکنم اگه بیاد اینجا و یه قبض بده دست شما

‫نگران نباشید خانم من ترتيب اون قبض رو میدم

‫بسپرید به من حتما دکتر

‫بفرمائید

‫ببخشید شوهرم دیر کرده مطمئنم هر لحظه ممکنه برسه

‫عجله ای نیست یه خورده کار دارم سرم گرمه اوناست

‫شب بخیر آقای دووال

‫شب بخیر خانم خیلی خوش قولین

‫فکر میکردم دیر کردم خیاطم معطلم کرد، بیا تو

‫سیگار آقای دووال؟ من سیگار نمیکشم

‫اوه بله فراموش کردم، تو یه چیزی با هم تفاهم داریم بازم هست

‫هر دو از مروارید خوشمون میاد، نه؟ بله خانم

‫گردنبند رو با خودتون آوردید؟ البته

‫میدونین آقای دووال وجدانم داره آزارم میده

‫میشه شوهرم رو مجاب کنم که پول بیشتری بده؟

‫این مروارید ها ارزشش رو داره؟

‫بله خانم! !یه بار دیگه نگاه کنید

‫بفرمائید زیر نور

‫چه هنری چه تناسبی

‫اینا مروارید نیستن اشک های پری های دریایی ان خانم

‫چقدر زیبا حرف میزنین

‫فکر کنم هر چیزی بتونید بهم بفروشید، جناب

‫اگه یه وقت نظرتون عوض شد ...بهمون بگید، تا دو سال آینده

‫خوشحالم میشم اونا رو پس بگیرم

‫شما منو نمیشناسین، آقای دووال

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left