My Daughter Left the Nest and Returned an S-Rank Adventurer

My Daughter Left the Nest and Returned an S-Rank Adventurer

冒険者になりたいと都に出て行った娘がSランクになってた

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

S-RankMusume-11 [AioFilm life]
A Commentary by AioFilm

Tags

other
Published on: 2024-01-07
Downloads: 16
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 174 lines.

‫‫‫‫‫‫‫برگشت رنک اس از خونه رفت و به عنوان یک ماجراجوی دخترم

‫"تصمیم بلگریو"

‫قسمت 11

‫‫‫‫‫قسمت بعد

‫‫"روبرو شدن با گذشته"

‫رسانه‌ی آیوفیلم تقدیم می‌کند

‫ارائه‌ای از رسانه‌ی آیوفیلم

‫‫ارباب، کمکم کن... کمکم کن...

‫ارباب، دلم برات تنگ شده... کمکم کن...

‫چیکار داری میکنی؟

‫جا خالی هم نمیتونی بدی؟

‫خفه شو!

‫آهای، اون قدرت شاه شیطانه

‫روش حساب نکن

‫زیادی ازش استفاده کنی اونوقت اونه که ازت استفاده میکنه

‫لعنت بهش...

‫بهتر شد. روی عضو مانا ساز بدنت تمرکز کن

‫مانای خودتو از مانای شاه شیطان جدا کن

‫‫مامان بزرگ...

‫بیاکو، حالت خوبه؟

‫یبار دیگه بیا جلو، پیرزن ‫‫لین دفعه دیگه قلقش اومد دستم

‫چی؟ به چه جرئتی یه خانوم جوان رو پیرزن صدا میکنی؟

‫باید قبل از پرداختن به مانای بدنت ‫‫ یه فکری به حال اون دهن گشادت بکنیم

‫میترسی بجنگی؟

‫آره

‫وقتی از قدرت سولومون استفاده میکردم ‫‫ حس میکردم از پس همه کاری بر میام

‫زود باش، بگو "خانوم، میشه لطفا افتخار یه راند مبارزه دیگه رو به من بدید؟"

‫ولی الان قدرتی ندارم

‫خفه شو، عجوزه!

‫ولی معلوم نیست چه اتفاقی ممکنه بیفته

‫احمق!

‫بهت گفتم از اون مانا استفاده نکن!

‫تو هم باید نحوه استفاده از جادوت رو یاد بگیری

‫اجازه نده احساساتت کنترلت کنن، بچه

‫از مامان بزرگ ماریا؟

‫لعنت بهش!

‫خب، شاید بهتره واسه تو یه آدم خوش اخلاق تر پیدا کنیم

‫‫ضعیفی!

‫برمیگردیم تورنرا

‫‫دلم لک زده واسه اون توت قرمزها!

‫آدم عجیبی هستی

‫ساکت باش، بیاکو

‫چیزی بهتر از اینکه خونه ای داشته باشی که بهش برگردی؟

‫همینجوریشم احمق هستی

‫ولی وقت بحث بابات وسط باشه احمق ترم میشی

‫عشق آنجه به آقای بل واقعا عمیقه

‫بابات اون پیرمرد کله قرمزه دیگه، آره؟

‫دقیقا چه ویژگی منحصر به فردی داره؟

‫‫بیاکو...

‫وقتی که ببینیش متوجه میشی

‫درسته. میدونم که تموم خاطرات آنجه از آقای بل رو شنیدی

‫و اینکه دستاش خیلی گرمه!

‫تو کلا چند ثانیه دیدیش

‫خب، اون منو نجات داد

‫آره، بعد از اینکه بهش حمله کردی

‫توی تورنرا آنچنان موقعیت نبرد و مبارزه ای وجود نداره

‫بیاکو!

‫بیاکو مجبور نمیشه از مانایی استفاده کنه که توش تبحر نداره

‫جدیدا خیلی نازک نارنجی شدی ها

‫آخه دستای گرم نشونه مهربونیه!

‫و شار هم اونجا جاش امن تره

‫تو درک نمیکنی

‫و منم میتونم کلی وقت با بابام بگذرونم. فکر فوق العاده ایه

‫من خیلی باهوشم، و این ترسناکه

‫آهای، آنسا

‫چیه، بیاکو؟

‫تو هم میخوای بری بابای اونو ببینی؟

‫خب، باید بگم بودن کنار آقای بل باعث میشه احساس امنیت کنم

‫نامه ات به دستم رسید

‫فکر نکن که میتونی سر ما رو شیره بمالی

‫این افتضاحه... چه زمان بندی بدی

‫بیشتر از این نمیتونی خودتو به نفهمی بزنی، لایونل

‫خانوم آنجه هنوز اینجاست؟

‫اگه این اتفاق زودتر میفتاد...

‫توی شمال خیلی به ندرت توی این وقت سال بارون میباره

‫امیدوارم اتفاق بدی نیفته

‫بیخیال، گراهام. نفوس بد نزن

‫یجوری میگی انگار واقعا قراره اتفاقی بیفته

‫شرمنده، بل. میدونم عادت بدیه

‫بابابزرگ تو دردسره؟

‫من در حد بل نیستم

‫آهای! غذا حاضره!

‫زمستون که برسه از تورنرا بیرون زدن سخته، آره؟

‫آره، اینجا زیاد برف میاد

‫البته فکر نمیکنم به اندازه سرزمین الف ها برف بیاد

‫ولی بازم رفتن از اینجا سخت میشه

‫که اینطور

‫پس باید قبل از زمستون اینجارو ترک کنم

‫کجا میخوای بری؟

‫جنوب. تورنرا جای خوبیه،

‫ولی خب من هنوز هم میخوام مثل تو یه ماجراجو بشم

‫میخوام که همه جور جاییو ببینم

‫فکر نمیکنم بتونم جلوتو بگیرم

‫ماری میره؟

‫آره، ولی نه برای همیشه

‫قول میدم که یه ماجراجوی درجه یک بشم و به اینجا برگردم

‫راستشو بخوای...

‫منم داشتم به رفتن از شهر فکر میکردم

‫تو هم؟

‫هنوز آدمای دیگه ای هستن که دوست دارم باهاشون روبرو بشم

‫خب، کمکی از من که برنمیاد

‫ولی هانا چی؟

‫قبلا راجع بهش صحبت کردیم

‫این آخرین تور گردش منه

‫بعدش تو هم برمیگردی؟

‫خیلی مارو منتظر نذاری

‫خیالت راحت

‫قضیه چیه؟ ‫‫دست کم گرفته بودمت، دانکن

‫تصمیم گرفتی کی حرکت کنی؟

‫آره، بعد از جشنواره پاییزی

‫پس بیشتر از من اینجا میمونی

‫ماری، به نظرم تو هم تا جشنواره بمون

‫چی؟ چرا؟

‫کلی کاروان و تاجر میان اینجا

‫میتونی بعدا با اونا از شهر بری

‫چی؟ عمرا ! خیلی حرکت ضایعیه

‫بعدشم، تنهایی سفر کردن راحت تره

‫میخوای دوباره گم بشی؟

‫بانو ماری، ماجراجوها همیشه باید ‫‫ هزینه ها و خطرها رو تا حد ممکن کاهش بدن

‫حق با دانکنه

‫حالا ببینم چی میشه

‫ماری ناراحته؟

‫نخند بابا!

‫به اینکه چقدر این محیط سرزنده و با نشاط شده عادت کردم

‫من کلی راجع بهش فکر کردم، خب؟

‫وقتی که برن دلم برای جفتشون تنگ میشه

‫یه بار دیگه بگو!

‫م-میدونی، خانوم آنجه، این خبر از طرف دوک بزرگ استوگال رسیده، ‫‫ ما که همچین چیزی نگفتیم

‫‫مزخرف نگو!

‫برام مهم نیست دوک بزرگ باشه یا هرچی

‫هیچ حقی نداره که به من دستور بده کجا برم!

‫آنجه، آروم باش

‫تقصیر لایونل نیست

‫اگه الان برم استوگال ‫‫چشم به هم بزنی میشه زمستون

‫اونوقت دیگه نمیتونم به تورنرا برگردم

‫در هر صورت، من نمیرم

‫اهمیتی هم به افتخارات و این مزخرفات نمیدم

‫التماست میکنم، خانوم آنجه!

‫اگه دوک برزگ استوگال باهامون چپ بیفته به فنا رفتیم!

‫حالا هرچی. همین که سر تورو قطع کنن راضی میشن و براشون کافیه

‫جدی جدی همین کارو میکنن ها، متوجهی؟

‫من نمیخوام بمیرم!

‫عمو سیلور و ژنرال ماسلز ‫‫شما طرف اینو میگیرید؟

‫نامه خطاب به انجمن بود و توش درخواست ‫‫ داده بودن که تو رو به استوگال بفرستیم

‫این دیگه فقط مشکل تو یکی نیست، آنجه

‫اه، بیخیال! باورم نمیشه شما دوتا همچین حرفی بزنید

‫باید درخواست کوفتیشنون رو رد کنیم

‫آقای چبورگ؟

‫اگه بخوان بیان اذیتمون کنن ‫‫اونوقت میزنیم لهشون میکنیم

‫برا کی مهمه که اون دوک بزرگه؟

‫یه مشت ریقو که نمیتونن مارو شکست بدن

‫ما نمیتونیم همچین کاری کنیم، مگه نه، آقای دورتوس؟

‫اتفاقا، اگه دید درستی به قضیه داشته باشی، ‫‫ این هم یه گزینه روی میزه

‫تو من و چبورگ رو داری ‫‫اگه ماریا رو هم قانع کنیم...

‫به هیچ وجه! میخواید اورفن رو منطقه جنگی کنید؟

‫بعدشم، آقای چبورگ، مگه خونه دوک پاتوق شما نیست؟

‫پس حتما باید برم، آره؟

‫خ-خانوم آنجه؟

‫جنگیدن با ارتش یه دوک به نظر باحال میاد ‫‫ولی بابا از دستم عصبی میشه

‫خدایا شکرت ‫‫بالاخره برا خودش آدم بالغی شده، مگه نه؟

‫صددرصد. خیلی لحظه قشنگیه

‫بهرحال، من از کاری که دوک بزرگ استوگال میکنه خوشم نمیاد

‫اینو باهاش موافقم

‫یه انگیزه سیاسیو پشت این مفتخر کردن آنجه ‫‫ بخاطر شکست دادن شاه شیطان حس میکنم

‫بهرحال، خوشحالم آنجه آروم گرفته

‫ببخشید که شما دوتا هم مجبور به بازی تو این نمایش کردم

‫وایسا ببینم... این کاراتون الکی نبود ‫‫ که سعی کنید نظر آنجه رو عوض کنید؟

‫‫زود باش، یه چیزی بگو!

‫چرا بهم نگاه نمیکنی؟

‫چیشده، خواهر؟

‫نمیدونم چیکار کنم

‫چی نارحتت کرده؟

‫سفرمون به تورنرا عقب افتاده

‫چ-چرا؟

My Daughter Left the Nest and Returned an S-Rank Adventurer subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for My Daughter Left the Nest and Returned an S-Rank Adventurer

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left