The first 200 lines.
تقديم ميکند KT Team تيم ترجمه
!کانگ سو جین
مادر کودک ربوده شده
هویت مجرم را مقابل خبرنگارها فاش کرد
و پلیس تصمیم گفته که این موضوع رو در یک تحقیقات عمومی منتشر کند
و اقدامات گسترده انجام خواهند داد
از جمله تحویل دادن مجرم صحبت می کنن
مجرم, کانگ سوجین, قد 162 سانتی متر و دارای موهای کوتاه
مامان
بیا بریم اونجا
هان؟
مردم با بچه هاشون دارن میرن
دارن میرن به یه جزیره به اسم نامی
حقیقت هنوز پیدا نشده است
این یعنی محل اختفا کیم هه نا هنوز مشخص نشده است
همینطور این یه وضعیت وخیمه و ما نمیدونیم خانم کیم هنوز زنده است یا مرده
ما به همکاری همه نیاز داریم
بعد از این اطلاعات زیادی به دستمون میرسه
میتونیم به زودی اونو بگیریم
تا الان کانگ سوجین رو تا کجا تعقیب کردیم؟
ببخشید؟
ما از جایی که از ماشین دکتر پیاده شده بود شروع کردیم
و به ماشین نام هونگ هی رسیدیم
مادر دکتر 6 سال پیش فوت کرده بود
و بعد محل تلفن مادرش رو ردیابی کردیم
خواهر کوچکتر کانگ سوجین با پلیس تماس گرفت
بعدش کانگ سوجین و هه نا با ماشین نام هونگ هی فرار کرد
و بین راه بودن که هه نا توسط لی سول اک ربوده شد
بعد از اینکه, از دست لی سول اک فرار کردن با دکتر رفت
درسته - ... ولی -
نام هونگ هی مشغول اسباب کشی بود
مطمعنم اون به اندازه کافی سرش شلوغ بوده
پس چرا کانگ سوجین رو با ماشین خودش برده؟
این دو نفر چه رابطه ای با هم دارن؟
مردم وقتی جابجا میشن مستاجراشونم با خودشون میبرن؟
اطلاعات نام هونگ هی رو ببین
جانگ اوه گیون
بله؟
من کلی پول بابت خرید بلیط دادم که سوار بشیم
حالا منظورت چیه که نمیخوای بیای؟
!ولی, بابا
چطوری سوار اون بشم؟
!خیلی ترسناکه
نمیای , خودم میرم
خودت تنهایی برو کشتی سواری
!تو هم نمیتونی , بابا
!خیلی خطرناکه
نه, من این کارو می کنم
من سوارش میشم و بهت نشون میدم که چقد کیف داره
خودم تنهایی میرم, تو برو کشتی سوارشو؛ بلیطتو بگیر
!ببخشید
ما میخوایم از همه یه سوال بپرسیم
ممنون
از همکاریتون متشکرم
ببخشید
ممنون
پس مادر و دوست پسر مادرش اونو اذیت و ازار می کردن
مقامات دولتی کمک چندانی بهش نمی کردن؛
و معلم میخواسته از بچه محافظت کنه
فقط یک نفر میتونه این موضوع رو درک کنه؛
اگه اونا بدونن که چه بلایی سر کودک اومده
کارت تو جمع اوری همه مطالب خوب بود
... رسانه های دیگه
"در مورد این نوشتن که "چگونه یک معلم دانش اموز خود را ربود
این میتونه یه دیدگاه متفاوت در مورد پرونده باشه
ولی من یه گزارش از معلم قبلی که باهاش کار میکرده دریافت کردم
و گفت فکر نمی کنه این اولین بارش بوده باشه
دوست پسر مادره, لی سول اک به بچه صدمه زده
اطلاعاتش قابل اعتماد هست؟
ما اسم بچه و مهدکودکی که می رفته رو پیدا کردیم
واسه همین فکر میکنم اگه بیشتر بگردم میتونم بفهمم
لی سول اک مرده
پس پلیس نمی تونه بیشتر از این ازش بازجویی کنه
یه امتحانی می کنم
... ولی مهمترین قسمتش الان
اینه که مجرم دخترخونده بازیگر چا یونگ شینه
چی؟ - تو خبر نداشتی؟ -
نتیزنا با نظراشون همه جا رو پر کردن
مگه اطلاعاتو یکی از اعضای خانواده اش فاش نکرده بود؟
... اه
... اون - خب -
اگه سرت شلوغه و نمی تونی بهش برسی
خودم باید این داستانو بررسی کنم؟
نه, این کارو هم قبول میکنم
بسیار خب, میدونم سختت میشه ولی همه چیزو به خودت واگذار میکنم
از عهده اش برمیای, اره؟
بله - البته که میتونی -
اوم, بله, در حال حاضر خانم چا بیمارن
به خاطر همین نمیتونم چیزیو تایید کنم
لطفا درک کنین
!اوه, بله, بله !البته, البته
ما تصمیم داریم هیچ کاری نکنیم
مامانم؟
اون ارومه
امروز اخبارو نگاه نکنین و به هیچ تلفنی هم جواب ندید
تا بتونه اروم بشه
این تنها راهیه که میتونه از عهده هر کار دیگه ای بربیاد
شنیدی که چی گفتن, اره؟
من دیگه میرم
حتما, بفرمایید مواظب خودت باش
دکتر جونگ
ممنونم
خدافظ
خدافظ
مامان سومین ترند جستجوی انلاینه اینو ببین
مامان, سومین ترند جستجو انلاین شدی
!تلفنت رو خاموش کن
هان؟
اجوشی خودتم خاموش کن
!این هیون جینه, خب؟ هیون جین
ای خدااا, دست از سرم بردار
بله, هیون جین؟
مامانم چطوره؟
با ته مونده قدرتش هنوز داره تحمل میکنه
شما نمیخواین بیانیه ای اماده کنین, اره؟
معلومه که نه
چی می تونیم بگیم؟
اگه خواستی اقدامی کنی, حتما اول به من خبر بده
خدای من, واقعا
فکر میکردم دخترشی؛ ولی تو یه گزارشگری
!هی
اگه میخوای در مورد این چیزا حرف بزنی, قطع می کنم
جه بوم
تلفن رو بده من
یه لحظه گوشیو میدم به مامانت
هیون جین
امروز ساعت چند میای خونه؟
دیر میام خونه, مامان
پس فردا یه وقت ازاد جور کن
میخوام مصاحبه کنم
صبرکن خانم
نمیتونی مامان
خداروشکر, یه اتاق خالی دارن
بازرسی ساعت 3بعدظهره, پس تا اون موقع بریم قدم بزنیم؟
تا وقتی اینجاییم, مامان
تنها راهی که کسی متوجه نشه, اینه که خوشحال به نظر برسی
لبخند بزن مامان
لبخند بزن مامان
مامان
بله؟
اون چه جور ابریه, اون بالا
... خب
... این ابر
یه ابر سیروسیه
شبیه جینگه
جینگ واقعا عاشق ذرت بود
وقتی چیزای خوشمزه میخوری یاد جینگ میوفتی؟
اره
و همینطور مادربزرگم
مادربزرگ هر وقت از خونه می رفت بیرون
... همیشه با یه خوراکی خوشمزه برمی گشت
که بده بخورم
واسه همین, هروقت چیپس میخورم به مادربزرگ فکر میکنم
مادربزرگ وقتی منو میدید خوشحال میشد
خوشش میومد واسه من چیپس بخره
می فهمم
به خاطر همین نترسیدم
با اینکه واقعا ترسیده بودم
وقتی عمو گفت منو میکُشه
... به این فکر کردم که
میرم پیشه جینگ و مادربرزگ
... به مامانی
اون ابر شبیه یه نقشه اس
چقدر میتونم از اینجا دور بشم؟
چقدر میتونم از اینجا فاصله بگیرم؟
فکر کنم تا الان خیلی دور شدی
وقتی با مادرم زندگی می کردم
دورترین جایی که بلد بودم, سوپرمارکت و خشکشویی بود
ما خیلی دورتر از اون می ریم
... و در اونجا
این لحظه رو به یاد می یاریم
پس بازم به ابرها نگاه کن
و ببین ابرها چی میخوان بهمون بگن
وقتی ابرهای سیروسی تو اسمون باشن؛ معنی اش اینه که فردا بارون میاد
اگه فردا بارون بیاد, میریم و سوار قایق میشیم؟
فکر نکنم بتونیم
هنوز خیلی خطرناکه
خب, کی این کار خطرناک نیست؟
میخوای بری و قایق سوار شی؟
اره
این کار خیلی خطرناکیه
ممکنه اونجا از هم جدا بشیم
و اگه اینطور بشه, این اخرین سفرمون میشه
... برای همین
واسه مامانی سخته که این تصمیم رو بگیره
میفهمی که دارم چی میگم, اره؟
"سفر اخر؟"
آخخخ
چی شد؟
دندونت افتاد؟
داره خون میاد؟
به نظر که خوبه
بیا
مراقبش باش گُم نشه
تا بعدا پرتش کنیم روی سقف و ارزو کنیم
هان؟
اون پسره که قبلا دیدیمش
من مقاله رو خوندم
براساس چیزی که تو نوشتی همه چیز به نفع "کانگ سو جین" بود
هیچ چاره ای جز دزدیدن بچه ام نداشتم چون خیلی اذیت کرده بودم
No comments yet. Be the first to leave one.