The first 200 lines.
من ممکنه در شُرُف کشف ماهیت واقعی مأموریت سرنوشت باشم
تا الان کنترل این سفینه تمام وقت دستت بود
چرا به هیچکس نگفتی؟
اتحاد لوسین در حال برنامه ریزی برای حمله به زمینه
من رایلی رو کُشتم با دستای خودم خفهش کردم
تو یه فرماندهی خوبی
این یه مأموریت واسه بردن مردم به خونه نبوده
هرگز هم درمورد رفتن به خونه نبوده درمورد اینه که کجا میخوایم بریم
ماموریت اینه
خُب، بررسی یکی از غلافهای پوششی رو کامل و تموم کردم
خیلی مفیدن
در حال جستجوی چیزای انتقالی از آرشیو بودیم
درمان نورونهای حرکتی توش نبود
اولین علایم 5سال بعد از اینکه به این سیاره رسیدیم ظاهر شد
چند سال بعد از اون مُردم
پهپادها جلومونن
پهپادها نمیتونن ما رو ردگیری کنن
پس ستاره رو محاصره میکنن که سفینه نتونه خودشو شارژ کنه
اگه این اتفاق بیاُفته، پایان خط میشه
آره، یه گیاه پیوندی توی گُنبد هست که ممکنه برای همیشه از دست بره
یه شکاف توی گنبد هیدروپونیک ایجاد شده
کور شدن توسط نور، اُمیدوارم موقتی باشه
نمیتونم ببینم
حالت چطوره؟ - اُوه، عالی -
هیچوقت توی یه هفته اینقدر استراحت نکرده بودم هرگز فکر نمیکردم که اینو بگم
ولی واقعاً منتظر آنالیز چشمام هستم
خُب، بزار ببینیم به کجا رسیدن
هنوزم گاه و بیگاه نورهایی میبینم فکر کنم این نشونه خوبیه، درسته؟
باشه، چشماتو باز کن
لیزا؟
هنوز تاریکه، نمیتونم ببینم
هیچی؟
نه
سرهنگ، یه لحظه وقت داری؟
میشه بمونه واسه بعد؟
افتضاح به نظر میرسی - ممنونم -
خیلی دیگه داری به خودت سخت میگیری، باشه؟ برو یکم استراحت کن
راه پیش روته، جاییه که دارم میرم
سرهنگ یانگ، راش هستیم، جواب بده
جواب نده، خسته شدنت برای ما خوب نیست
سرهنگ یانگ؟
یه چیزی داریم که میخوایم نشونت بدیم
موفق شدیم - شگفت انگیزه -
چکار کردن؟
نظری ندارم
یه راه برای ردگیری سفینه فرماندهی که پهپادها رو کنترل میکنه پیدا کردیم
چطور؟
موفق به جداسازی سیگنالهای فضایی شدیم
که اونا برای برقراری ارتباط با همدیگه ازش استفاده میکنن
بعد ما داده ها رو به سنسورهای دور برد سفینه متصل کردیم، بعد اونم کار کرد
پس ما میدونیم اونا کجان
پس میتونیم جلوشون رو بگیریم و یه سیاره امن واسه تجهیز کردن خودمون پیدا کنیم
اینم یه ایدهس، به هر حال
بریم ببینیم
این مسیریه که هسته سفینه برای ما توی این کهکشان رسم کرده
اونا دروازه هایی هستن که بزودی بهشون میرسیم
و اینا سفینه های فرماندهی هستن
اُوه، خدای من
ببین، تا جایی که اجازه داد حسگرها رو تحت فشار گذاشتیم
و نتایج یکسان شد
تا جای که میتونیم بگیم
اونا پیش هر دروازه بین ما و مرز کهکشان منتظر هستن
به گا رفتیم
Sajjad-SJJB مترجم : سجاد بیرانوند ؟؟؟؟؟ تاریخ ترجمه : 1395/12/04 For DVD-Rip CLUE
سرهنگ یانگ؟
نه، من راش هستم، ایشون یانگ هستند
سرهنگ تلفورد منتظر شما هستن
مطمئنی حسگرهای شما دقیق کار میکنن؟
البته که کار میکنن
و اونا پای تک تک دروازهها هستن؟
خُب، اونا فهمیدن که ما چطور کار میکنیم
اونا میدونن که ما از کدوم ستاره برای شارژ استفاده میکنیم
اونا میدونن که ما از دروازهها برای تدارکاتمون استفاده میکنیم
اونا هرجا که بخوایم بریم توی مسیر همراهمون هستن
پس از مسیر خارج بشید و از شاتلها برای بررسی سیارههای بدون دروازه استفاده کنید
نمیتونیم این کارو بکنیم بیش از 300میلیارد ستاره توی این کهکشان وجود داره
فقط درصد کمی از اونا سیاره دارن
و حتی درصد کمتری از اونا قادر به حفظ حیاط درخودشون هستن
هسته سفینه کار دشواری رو انجام داد
اونا باید یه سوزن توی انبار کاه رو پیدا کنن
اگر از مسیرمون خارج بشیم این میتونه ماهها طول بکشه
حتی شاید سالها، بین ما و دنیاهای قابل زیست گزینه خوبی نیست
وضعیت تدارکاتتون چطوره؟
برای یک ماه آب و غذا داریم
درمورد شارژ سفینه چی؟ - قبل از اینکه به اون مسئله برسیم -
از تشنگی هلاک میشیم
ما واقعاً به یه خط تدارکات از خونه نیاز داریم، دیوید
خُب، تنها سیاره ای که برق شما برای رسیدن به اون کفاف میده
هنوز برای کمک امتناع میکنه
وولسی هنوز در حال وارد کردن فشارهای دیپلماسی هست، ولی پیشرفت زیادی نداشته
به هر حال راه حلش اینه
خودتون قراره برای خودتون این کارو انجام بدید
هی، گزارش موجودیمون رو اوکی کردم
فکر کنم بتونه مارو تا رسیدن به دروازه بعدی ساپورت کنه
پس اینطور که میشنوم
درواقع ما تا چند وقتی توی وضعیت خوبمون هستیم
مت درباره لیزا بهم گفت
فکر میکنی وضعیت اون دائمیه؟
نمیدونم، منظورم اینه
باید تا الان یه پیشرفتهایی میداشت
این دیگه تقصیر تو نیست
تو تجهیزات درستو حسابی نداری
...و منابع
حتی اگر داشتم هم، فرقی نمیکرد
درمانی وجود نداره
قرنیه اون به وسیله اشعه ماوراء بنفش سوخته
...اگر اونا خود به خود خوب نشن
خُب، میدونم منصفانه نیست
ولی گاهی اوقات مجبوری با همون دستی که بازی میکنی پیش بری
چرا حس میکنم فقط درمورد لیزا صحبت نمیکنی؟
هنوزم اُمیدی هست
برای اون و تو
مریضی من حکم اعدامه، کلویی، خودتم میدونی
و این قرار نیست سریع تموم بشه
با ضعف عضلانی و گرفتگی عضلات شروع میشه
بعد مشکل توی راه رفتن و صحبت کردن و تغذیه
و درنهایت، فلجی کامل
ولی ذهنم بدون مشکل میمونه
مثل یه زندانی توی بدن خودم به دام میاُفتم
همونطور که گفتم
با همون دستی که بازی میکنی باید پیش بری
پس، کمکی از طرف خونه نمیاد - نه -
خُب، انتخابهای زیادی برامون نمیمونه
نمیتونیم فرار کنیم، نمیتونیم قایم بشیم، مجبوریم مبارزه کنیم
کُلی از اونا اون بیرونه
مجبور نیستیم با همشون بجنگیم
تا وقتی که مجبور بشیم در صورت لزوم تدارکات جمع کنیم
که هنوز هم خیلی سخته
با توجه به اینکه ما فقط یه سفینه فرماندهی داریم
که رو کمکش حساب کنیم
خُب، هنوزم یه سوپرایزه که میتونیم اونا رو ردگیری کنیم
باشه
هدفمون رو انتخاب میکنیم، از حالت نور خارج میشیم
و قبل از اینکه بخوان کاری بکنن میترکونیمشون
چطور میشه اگه وضعیتشون رو مدیریت کنن؟
خُب، اگه ما بلافاصله نابودشون نکنیم
حداقل یه آسیبی خفنی بهشون میزنیم که زمان برای کارمون بهمون بده
پس، باید بگم این کار یه بار شایدم دوبار جواب میده
و ما هم شروع میکنیم به آسیب دیدن و میریم سمت تلفات دادن
خُب، پس باید راه حلی پیدا کنیم که حداقل خسارت رو ببینیم
جدی؟ و فکر کنم تو یه فکری هم واسه نحوه مدیریتمون داری
اگه برات اهمیت داره
دارم
پس شما میگید به سپرها متوصل بشیم؟
خُب، نه، نه دقیقاً
این بیشتر شبیه وقف دادنشونه - وقتی توی جنگ هستیم -
سپر به طور مداوم از طریق فرکانس های مختلف میچرخه
به این امید که با حملات خودشو تطبیق بده و انرژی اونا رو دریافت کنه
شبیه یه بازیه انرژی حملات رو جذب میکنیم
و در نتیجه خسارت کمتری میبینیم
یه بازی حدسیه مثل سنگ، کاغذ، قیچی
ولی درمورد پهپادها، نیاز به حدس زدن نیست
مرسی که ایده درخشانتو به عرضه گذاشتی
اثر انرژی اونا طیف نسبتاً محدودی داره
میتونیم یه هدف اختصاصی بهشون بدیم
ما باید اُلگوی سپر تصادفی سفینه رو نادید بگیریم
و مثل کاغذ که همیشه سنگو پوشش میده
کُل کاری که سفینه باید بکنه یه تطبیق مناسبه
چرا باید خودمون رو این همه عذاب بدیم؟
چونکه تطبیق و یه اُلگوی خاص فقط
باعث آسیب پذیر شدن در اشکال مختلف حمله میشه
درسته، مثل اینکه وقتی اونا قیچی میان، ما باید سنگو حدس بزنیم
نباید برای قیاس کردن فشار زیاد بیاریم - خیلی دیره -
پس اگر اشتباه کنیم مثل اینه که ما کلاً سپری نداریم؟
اشتباه نمیکنیم
سلاحهای اصلی شارژ و آمادن
راش، وضعیت تو چطوره؟
به نظر میاد سفینه نادیده گرفتن ما رو پذیرفته سپر در حداکثر توانشه
محدوده هدف تا داخل رو تنظیم کنید
کی پرش به سرعت نور رو محاسبه کرده؟ - کلویی -
فکر میکنی توی محدوده از سرعت نور خارج بشیم؟
خُب، این مثل اینه که بخوای از 1000متری با گلوله یه سکه رو بزنی
ولی اون کارش خوبه
اون دیگه چیه؟
هشدار برخورده، داریم میخوریم بهش - بچسبید -
حرفمو پس میگیرم، اون تو کارش خیلی خیلی وارده
مهمون داریم
کار کرد سلاحهای اونا تقریباً اثری رومون ندارن
تمرکزتون روی سفینه فرماندهی باشه
پهپادها رو نادیده بگیرید
نمیتونم شلیک کنم
دارم روش کار میکنم
سفینه فرماندهی صدمه دیده ولی هنوز عملیاتیه
برگردونمون کنارش
این دیگه چی بود؟ - سپرا 10% اُفت کردن -
چی شده؟ مثل اینکه قدرت شلیکشون بیشتر شده
اینا شلیک نیستن
اینا خود پهپادها هستن. دارن خودشونو میکوبن به ما شبیه خلبان ژاپنی که از جان گذشتگی کرد
سپر تا 50% اُفت کرده و داره کمتر هم میشه
برق قسمتهای مختلفی رو از دست دادیم
سه تا سلاح از کار اُفتاده توی موقعیتم دارم نمیتونم معتلشون کنم
فراموشش کن، خیلی از اونا هست
فقط میخوام دَخل اون سفینه فرماندهی رو بیاری
میخوای از مانورمون فرار کنه نیاز به زمان بیشتری دارم
وقت نداریم، سپر در حال نابود شدنه
تقریباً رسیدیم
توی دسترسمن
ضربه مستقیم سفینه فرماندهی نابود شد
به نظر پهپادها هم غیرفعال شدن
تیمهای خروجی برن سمت شاتل باید سریع انجامش بدیم
No comments yet. Be the first to leave one.