The first 198 lines.
جوجوتسو کایزن انبار پنهان/مرگ زودهنگام
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @DigiMoviez
یک سال بعد آگوست 2007
آماده باش.
آره، جواب میده.
چی داره جواب میده؟
انتخاب خودکار هدف برای تکنیک جوجوتسوت؟
آره.
ولی بهتره بگیم هدف تکنیک، خودمم.
کاری که قبلا دستی انجام می دادم الان خودکار شده.
حالا میتونه سطح خطر یه شیء رو
طبق قدرت انرژی نفرین شده، حجم، سرعت و شکلش تشخیص بده.
می خوام کاری کنم سم رو هم تشخیص بده،
ولی هنوز برام سخته.
اینطوری می تونم تکنیک بی نهایتم رو
با کمترین زحمت همیشه فعال نگه دارم.
اگه همیشه فعال باشه مغزت رو ذوب میکنه.
ولی می تونم همزمان تکنیک نفرین شده معکوس رو هم
با انرژیای که خودم تولید میکنم فعال نگه دارم.
اینطوری همیشه یه مغز جدید بهش میدم.
روی کوتاه کردن نشانهای دست هم کار کردم، الان دیگه کامل شده.
حالا دیگه می تونم همزمان چندتا آبی یا سرخ رو فعال کنم.
فقط انبساط قلمرو و تلپورت
تو فاصله های دور باقی مونده.
اگه چندتا دورهای که می خوام
توی دبیرستان جوجوتسو برگزار بشه اونا هم درست میشن.
شوکو، می تونی چندتا موش آزمایشگاهی بهم قرض بدی؟
ای بابا...
ساتورو "قوی ترین" شده بود
سوگورو، وزن کم کردی؟
حالت خوبه؟
همه ماموریتاش رو تنها انجام میداد،
شوکو که از اولش هم برای ماموریتای خطرناک فرستاده نمیشد.
که یعنی منم بیشتر از قبل ماموریتام رو تنها انجام میدادم.
گرمازدگیه.
چیز خاصی نیست.
نکنه سومن* زیادی خوردی؟ مترجم: نوعی رامن
اون تابستون سرم خیلی شلوغ بود.
Episode 29 مرگ زودهنگام
شايد به خاطر فجايع مکرر پارسال،
.تعداد ارواح نفرين شده مثل مور و ملخ سر به فلک کشيد
جن گیری و جذب کردن.
دوباره و دوباره.
جن گیری.
جذب کردن.
هیچ کس دیگهای طعم ارواح نفرين شده رو نميدونه.
مثل بلعيدن پارچه ايه که استفراغ باهاش پاک شده
این کارا رو به خاطر کی میکنم؟
جن گیری.
جذب.
از اون روز، همش به خودم میگم،
چیزی که اون موقع دیدم کم پیش نمیاد.
زشتی عوام رو درک میکنم،
ولی با اینحال یه جادوگر جوجوتسو شدم تا بقیه رو نجات بدم.
دو دل نباش.
وظیفهات رو به عنوان یه جادوگر جوجوتسو قوی انجام بده.
میمونای لعنتی...
گتو سان!
هایبارا...
خسته نباشین!
چیزی میخوری؟
ها؟ این چه حرفیه!
ولی نوشابه هم خوبه!
ماموریت فردام جای خیلی دوریه.
جدا؟
سوغاتی یادت نره.
حتما!
سوغاتی شیرین یا نمکی؟
ساتورو هم ممکنه یه کمیش رو بخوره، پس... شیرین فکر کنم؟
حله!
هایبارا...
به نظرت میتونی به عنوان یه جادوگر جوجوتسو ادامه بدی؟ برات سخت نیست؟
خب...
از اون آدما نیستم که خیلی عمیق فکر کنم،
برای همین خوشحالم که میتونم تو کارای در حد توانم نهایت تلاشم رو بکنم.
که اینطور.
آره. همینطوره.
گتو کون تویی؟
از چه جور زنی خوشت میاد؟
شما کی هستی؟
از دخترای پرخور خوشم میاد!
اوهو؟
هایبارا...
مشکلی نداره.
خانم بدی نیست.
شخصیت آدما رو خیلی خوب تشخیص میدم!
کنار من نشستی و این رو میگی؟
بله!
داشته طعنه میزدا.
با اجازه.
سال پایینیته؟
پسر نازیه. از بی پرده بودنش خوشم اومد.
به عنوان یه جادوگر باید نسبت به بقیه شکاک تر باشه.
خب، جوابم رو نمیدی؟
لطفا اول سوال من رو جواب بدین.
شما کی هستی؟
جادوگر درجه ویژه، سوکومو یوکی.
اسمم به گوشت خورده؟
پس تو همونی؟
اوه، خوشم اومد! چیا میگن؟
میگن تو درجه ویژهای هستی که هیچ وقت ماموریت قبول نمیکنه،
و به درد هیچ کاری نمیخوری و اونطرف آب ولگردی میکنی.
از دبیرستان جوجوتسو متنفرم.
افسرده شد...
افسرده شد.
شوخی کردم.
ولی حقیقت داره که با سیاستای دبیرستان جوجوتسو کنار نمیام.
کاری که دارن انجام میدن صرفا رسیدگی به علائم بیماریه،
من می خوام ریشهاش رو درمان کنم.
ریشهاش؟
به جای شکار ارواح نفرین شده،
می خوام دنیایی رو بسازم که ارواح نفرین شده توش به وجود نمیان.
میخوای یه درس کوچیکت بهت بدم؟
ارواح نفرین شده اصلا چی هستند؟
موجوداتی هستند که وقتی انرژی نفرین شده از
آدما نشت و رسوب میکنه به خودشون شکل میگیرن.
احسنت.
این یعنی دو راه برای خلق دنیایی بدون ارواح نفرین شده وجود داره.
یک: حذف انرژی نفرین شده از بشریت.
دو: کاری کنیم که کل بشریت بتونه انرژی نفرین شدهشون رو کنترل کنه.
فکر میکردم راه اول احتمال موفقیت بالایی داشته باشه.
یه نمونه ثابت شده هم داشت.
نمونه؟
کسی که خوب میشناسیش.
زنین توجی.
نمونه های زیادی رو دیدم که یه پیمان بهشتی
انرژِی نفرین شده یه نفر رو تا سطح یه آدم عادی آورده پایین،
ولی اگه کل دنیا رو بگردی،
اون تنها کسی بود که انرژی نفرین شدهاش صفر شد.
جالب بودن اون به همینجا ختم نمیشد.
با این که انرژِی نفرین شده زنین توجی صفر بود،
می تونست با حواس پنجگانهاش ارواح نفرین شده رو حس کنه.
با کاملا دور انداختن انرژی نفرین شده،
بدنش یه خط قرمز کشید
و به اون مقاومت فوق العادهای علیه نفرینا داد.
حقیقتا ابر انسان بود.
نباید از باختن بهش شرمنده باشی.
میخواستم مطالعهاش بکنم، ولی اجازه نداد.
حیف شد از دست رفت.
آدمای زیادی نیستن که پیمان بهشتی داشته باشن،
برای همین نظرم روی راه دومه،
کاری کنیم کل بشریت بتونه انرژی نفرین شدهشون رو کنترل کنند.
یه چیزی رو می دونستی؟
ارواح نفرین شده از جادوگرا به وجود نمیان.
البته، غیر از مواردی که جادوگر جوجوتسو
بعد از مرگ خودش رو تبدیل به نفرین میکنه.
در مقایسه با غیرجادوگرا، جادوگرای جوجوتسو انرژی نفرین شده خیلی کمی ساطع میکنند.
این انرژی نسبت به توانایی جادوگر
و مقدار انرژیای که تکنیکشون استفاده میکنه، فرق میکنه.
ولی دلیل اصلی جریان انرژیشونه.
جادوگرای جوجوتسو انرژی نفرین شده رو داخل بدنشون به خوبی پخش میکنند.
اگه بخوام کلی بگم،
اگه همه آدما، جادوگرای جوجوتسو بودند،
نفرینی به وجود نمیومد.
پس میشه با کشتن همه غیرجادوگرا جلوی به وجود اومدن نفرینا رو گرفت.
گتو کون.
اینم ممکنه.
ها؟ ولی...
احتمالا راحت ترین راهشم باشه.
اینقدر غیرجادوگرا رو از بین ببر
تا برای زنده موندن مجبور بشن جادوگر بشن.
همونطوری که پرنده ها بال در آوردن،
با استفاده از ترس و وحشت مجبورشون میکنی تکامل پیدا کنند.
ولی متاسفانه، من به اندازه کافی دیوونه نیستم که این کار رو بکنم
از غیر جادوگرا متنفری گتو کون؟
نمیدونم.
همیشه فکر میکردم جادوگری جوجوتسو برای محافظت کردن از غیرجادوگرا وجود داره.
ولی این اواخر، ارزش غیر جادوگرا
برام زیر سوال رفته.
ستایش آدمای ضعیف...
زشتی آدمای ضعیف...
برام سخته که تفاوتشون رو درک کنم و قبولشون کنم.
بخشی از من هست که از غیر جادوگرا متنفره،
بخش دیگهای از من میخواد اون بخشم رو انکار کنه.
بینشم از خط پایان این بازی ماراتون جادوگر جوجوتسو بودن
اینقدر تار شده که،
دیگه نمیدونم کدوم بخشم احساس واقعیمه.
هیچ کدومشون حس واقعیت نیست.
هنوز به اونجا نرسیدی.
این بخشت از غیر جادوگرا متنفره،
و این بخش، اون بخش قبلی رو انکار میکنه.
هر دو احتمالاتی هستند که داری در نظر میگیری.
این که از اینجا به بعد کدوم بخش
تبدیل میشه به حس حقیقیت، دست خودته.
بعدا میبینمت.
حیف که نتونستم گوجو کون رو هم ببینم،
ولی ظاهرا امروز نیستش.
امیدوارم به عنوان سه تا درجه ویژه با هم کنار بیایم.
حتما به ساتورو خبر میدم.
اوه راستی یه چیز دیگه،
لازم نیست نگران قالب استار پلاسما باشی،
یا اون موقع یه قالب استار پلاسمای دیگه وجود داشته،
یا یه قالب استار پلاسمای دیگه تا الان به دنیا اومده.
در هر صورت، شرایط تنگن ثابته.
فکرش رو میکردم.
اوه
اوه، نفهمیدم از چه جور زنی خوشش میاد.
نفهمیدم از چه زنایی خوشش میاد
No comments yet. Be the first to leave one.