The first 200 lines.
قسمت 2
دلیل اینکه یه همچنین هدیه ی گرانبهایی را بهم میدید چیه؟
لطفا توضیح بدید
رهبر قبیله نالان و من دوستهای خیلی خوبی هستیم
اخیرا متوجه شدم که به خاطر موضوعی سخت آشفته شدن و حتی نمیتونن بخوابن
چه چیزی ذهن رهبر قبیله نالان را
اینطور به خودش مشغول کرده؟
مربوط به نسلشون میشه
نالان جی سه پسر داره که یکیشون ترسو و دوتای دیگه بی باک هستن
در کل خانواده فقط یه دختره نالان یاران هست که
خیلی باهوشه و مورد علاقه پدر و مادرشه
رهبر قبیله نمیخوان زیر بار این ازدواج ناخواسته برن
اگه نوه شون با پسر شما ازدواج کنه کی میخواد وارث دارایی عظیم نالان ها و
تعدّد نسل اونها بشه
پس رهبر بزرگ به قبیله شیائو و پسر من اطمینان ندارن
واسه همین میخوان نامزدی را کنسل کنن
اون ازتون خواسته واسطه بین ما بشید
چیزی که برادر شیائو الان گفتن کاملا درست بود
پسر شما فقط یه شاگرد داروخونه اس
و شما هم که تمام انرژِی جی تون را از دست دادید
در کل خاندان شما حتی یه جوان بااستعداد هم وجود نداره که
از هنر های رزمی بویی برده باشه
اگه قبیله نالان نوه شون را به ازدواج پسر شما در بیارن
هیچ منفعتی براشون نداره
بنابراین چرا نباید بخوان که این نامزدی را کنسل کنن؟
پس بهتره رهبر قبیله شیائو این موضوع را شخصا مطرح کنن
شما بهتر از من میدونید که نالان بزرگ چقدر به شهرت و آوازه خودش اهمیت میده
اون دلش نمیخواد با شکستن این پیمان باعث لطمه زدن به شهرت و آوازه خودش بشه
اگه اون تحمل این بدنامی را نداره
پس چطور از من میخواد که اینکار رو بکنم
چطور ازم میخواد که اعتراف کنم که قبیله شیائو
در حدّ قبیله نالان نیست؟
قول این نامزدی بوسیله نیای بزرگ من از قبیله شیائو بسته شده
من نمیتونم مداخله ای بکنم
اگه من خودم این نامزدی را بهم بزنم به نیای خودم بی احترامی کردم
اونموقع چطور میتونم توی صورت آبا اجدادم نگاه کنم.؟
برادر شیائو من را به خاطر رُک بودنم ببخشید
اما بهتره واقعیت را در نظر بگیرید
اگه شما کوتاه بیایید بیشتر به نفعتونه تا اینکه بی پروایانه عمل کنید
اگه شما این قرص را قبول کنید میتونید 60 تا 70 درصد انرژِیتون را بازیابی کنید
چیزهایی هست که خودتون ازش مطلعید
فرق زیادی بین یک نابغه رزمی با یک شاگرد دارو فروش وجود داره
این چیزیه که واقعیت داره
گرچه این دانه بسیار گران بهاست
اما ازم میخواهید با شادی مادام العمر پسرم
و با شهرت و پیمان 1000 ساله قبیله شیائو معاوضش کنم؟
فکرنمیکنید ارزشش کمی کمتر از چیزی باشه که ازم میخواهید
شما در مورد من چه فکردی کردید؟
برادر جو بذارید نالان بزرگ بدونه
که اگه بخواد این نامزدی را کنسل کنه
با خشم رهبر قبیله شیائو روبرو میشه
لطفا این را بهشون بگید هدیه تون رو پس بگیرید
چیزی که گفتید را بهش میگم
تبریک میگم شیائوی بزرگ
از این طرف بفرمایید لطفا
تبریک میگم
بفرمایید
لطفا بشینید
شیائو نان بهتره نالان بزرگ را
به صرف چای دعوت کنی
وقتی داماد سرخونه اونها شدی باید بیشتر بهشون احترام بذاری
بله
پدر بزرگ افتخار میدید؟
پدر بزرگ بیایید باهم چای بنوشیم
پدر بزرگ
این فنجان چای را ازم قبول کنید
شیائو یان اول بذار پدر بزرگ صحبت کنن
بعدا هم میتونید چای بنوشید
تعداد افراد قبیله نالان درحال کاهشه
نالان بزرگ شما نباید اینو بگید
امروز روزه شادیه
...تا زمانی که دو خانواده باهم متحد بمونن
برادر شیائو قبیله داره از هم میپاشه
من 97 سالمه عمر خودم را کردم
در نسل پدری نالان ها هیچ جوان با استعدای باقی نمونده
من فقط همین یه نوه دختری را دارم
ویژگی مشخصه اون با استعداد بودنشه
هفت سال پیش در سفری دور دست به سمت تالار ارواح
تمام مبارزین نخبه ای که از قبیله نالان فرستاده شده بودن
مردن
تنها کسی هم که تونست نجات پیدا کنه فلج شد
وقتی به پوسته چنین دارایی خانواده بزرگی خوب نگاه کنین متوجه میشین که
از درون کاملا خالیه
فکر کردن به خطراتی که در آینده ممکنه برای نسل ما بوجود بیاد
خواب و غذا را از چشمانم ربوده برادر شیائو
پنج قبیله بزرگ باید در عین حالیکه متحد هم هستن قبیله خودشون هم حفظ کنن
هیچی مهم تر از این نیست
نوه بزرگ من یاران
آخرین امیده قبیله کلن هاست
اون باید با شخص با جربذه تری ازدواج کنه
اون نمیتونه با شیائو ین ازدواج کنه
من تمام هدایای قبیله شیائو یان را همراه با 10 تیل نقره بهتون برمیگردونم
ضیافت امروز ضیافت وصلت نیست ضیافت اتحاده
از امروز به بعد تمام خانواده شیائو
تحت حفاظت قبیله نالان ها خواهند بود
اگه کسی با این مشکلی داره
من اولین کسی خواهم بود که اون را به مبارزه دعوت میکنم
قبیله نالان طبقه اجتماعی بالا و قدرت زیادی در بین قبایل داره داشتن همچین حسّ مسئولیتی نسبت به
قبیله شیائو یان مورد تقدیره
این توافق نامه ازدواجه
لطفا خودتون جلو بیایید و اون را پس بگیرید
عمو شیائو در مورد همچین مسئله ای یکی از دو طرف باید مسئولیت خودش را در نظر بگیره
نه به این خاطر که میخواهیم شهرت قبیله را حفظ کنیم
به این خاطر که پدر بزرگ خودشون مجبور به لغو قرارداد نشن
شیائو ین اگه میخوای به اعتبار خانوادگیت لطمه ای وارد نشه
میتونی تا سه سال تمرین کنی و بعد ,
به قبیله یالان بیای و من را به مبارزه دعوت کنی
اگه بردی من باهات ازدواج میکنم
هیچ نیازی به سه سال انتظار نیس نالان یاران
من خودم کار را برات آسون میکنم
شما همه از لغو این سند ازدواج حرف میزنید
پس من هم به خواستتون را برآورده میکنم
اشکال نداره
بیایید همگی بخاطر لغو این پیمان شراب بنوشیم
این قبیله کلانه که لیاقت عروسی با قبیله ما رو نداره
پدربزرگ
همینو میخواستید مگه نه؟
شیائو ین
بهم بگو
این چه حرفیه که اینجا نوشتی؟
این حرف (طلاق داده شده) نوشته شده
چون برگذاری این نامزدی
به معنیه اینکه اون زن من شده
اما حالا که کلمه (طلاق داده شده) را اضافه کردم
یعنی اینکه اون دیگه زن من نیس
اون هنوز باهات ازدواج نکرده
چطور میتونی وقتی باهات ازدواج نکرده طلاقش بدی؟
این پیمان بوسیله پدر بزرگ من بسته شده بود
شما زیر اون را امضا کردید و وقتی ما هنوز بچه بودیم هر دو خانواده هدایایی به هم دادن
همچنین تاریخ تولد و ازدواج من و یاران توی این برگه لحاظ شده
چطور میتونید بگید که اون باهام ازدواج نکرده؟
با آوردن این کلمه تو میخوای شهرت و پاکدامی اون را لکه دار کنی
این اول شما بودید که میخواستید شهرت قبیله شیائو را لکه دار کنید
باید همین الان این کاغذ را بخوری
شیائو ین معذرت بخواه
ارباب
ارباب
شیائو ین اگه این کاغذ را بخوری من با تمام افراد قبیله ام از اینجا میریم
یویان کاری کن کاغذ را بخوره
شیائو یان پدربزرگ ازت میخواد که قواله ازدواج را بخوری پس بخورش
ارباب شیائو شما که نمیخواهید اینجا خون و خون ریزی بشه
پسر شما از تربیت بویی نبرده
شیائو اگه بخوای با این دختر ازدواج کنی حداقل باید بتونی حریفش بشی
تو حتی نتونستی اولین حرکت اون را پیش بینی کنی
وقتی به این کاغذ طلاق نگاه میکنم میبینم این یارانه که باید تو را طلاق بده نه تو
یاران تمومش کن
پسرم
پسرم
نالان یاران
سه سال
سه سال دیگه به مبارزه با خودم دعوتت میکنم
و اون موقع
همین بی احترامی که به خانواده شیائو کردی را
به خانوادت میکنم
کاری میکنم تاوانش را پس بدی
اینو بیاد داشته باش
رودخانه ای که 30 سال به طرف شرق جریان داره
سی سال هم به غرب میریزه
به خاطر تحقیری که امروز به من روا داشتی روزی تو را تحقیر میکنم
پدر مطئن باش تاوان این کارشون را پس میدن
این دارو مال قبیله نالانه
اون را روی زخمت بمال
هفت سال قبل مراسم تشییع جنازه گو ییانگ
وقتی شنیدم قهرمانه مبارزه شدی
این را واست درست کردم
میخوام بدمش به تو
پشیمون نیستی؟
تو کی هستی؟
شیائو شانگ آر خواهر همونی که ردش کردی
سرنوشت من از خانواده شما جداست
اگه کسی در خانواده شیائو ین باشه که بتونه حریف قبیله ما بشه
من حرفی ندارم
تو به این خاطر میخوای عروسی را کنسل کنی چون فک میکنی شیائو ین بی مصرفه
حتما بنظرت بدرد مبارزه با تو نمیخوره
ولی یادت نره وقتی اون 9 سالش بود میتونست تا لول 12 نیروی جی را بره تو چی؟
هفت سال قبل میتونست با یه ضربه دستش سنگ را به دونیم کنه
در آینده
چی باعث میشه فک کنی که نمیاد ازت انتقام بگیره؟
شیائو ین و من سه سال بعد همدیگه را میبینیم
اگه تو این سه سال بتونه من را شکست بده من حرفی ندارم
ولی اگه نتونست من رو مقصر ندون
حالا بکش کنار
فک نکن که چون حمایت قبیله نالان پشت سرته
میتونی از سرنوشت فرار کنی
این سرزمین خیلی بزرگه
کلی قبیله بزرگتر از شما وجود دارن که قبیله شما انگشت کوچیکه اونها هم نمیشه
بگیر
این دیگه چیه؟
نمیخوام که بکشمت زخمت را خوب میکنه
تو داری دیوونم میکنی
وقتی واسه خودم کسی شدم کاری میکنم اون دختره کاغذ بخوره
داری چی میگی؟
اگه پدر بفهمه دعوات میکنه
تو نمیترسی تو آینده ازدواجت خراب بشه
من ازدواج نمیکنم
میخوام به پدر بگم دیگه نمیخوام تکنیک (جی) را یادبگیرم
بجاش میخوام بیام اینجا و کار با چرتکه را یاد بگیرم
چی گفتی؟
بهش فک کن واسه من خیلی خسته کننده اس که بخوام هنر های رزمی یاد بگیرم
چطور واست خسته کننده اس
No comments yet. Be the first to leave one.