The first 200 lines.
اونا برادرهاي دوقلو هستن
مالام پسر صادق و رو راستيه
خيلي دوستم داشت
اما آلام يه عوضي به تمام معناست
باهاشون کجاها رفتي؟
...آفريقا
آمريکا
نميدونم محمولهها رو از کجا ميگرفتن
چه محمولهاي؟
اونا قبلا قاچاق ميکردن
نميدونم اون دفعه چي داشتن ميآوردن
پوستم جوري ميسوخت که انگار اسيد پاشيدن روش
اون عوضيا هم لباس محافظ نپوشيده بودن
اونا هم مريض شدن؟
يا فقط تو اينطور شدي؟
نسرين, محمولهها رو کجا ميبردن؟
ماندوي
روز دهم
تلاش ميکنيم که قايقشون رو پيدا کنيم, جيبريل
چطور؟
خب اين دستگاه ميتونه مواد راديواکتيو رو تا 100 متري تشخيص بده
الان 0.25 ميکروسيورته چيز قابل توجهي وجود نداره
وقتي ردپايي ازشون پيدا کنيم ميتونيم دنبالشون کنيم
الو- موهيت ام-
بله موهيت, بگو
قربان, روهيت نميره مدرسه
ميره جاي ديگه اما ما نميدونيم کجا
اخيرا دو روزه که خونه نيومده
مادر واقعا نگرانه
به مادر بگو نگران نباشه من باهاش صحبت ميکنم
قربان به مادر نگين که من زنگ زدم
باشه, نميگم
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
سلام
مطمئنيد برادرهاي دوقلو بودن؟
خيلي خب, الان مياييم
از پليس محلي تماس گرفتن مثل اينکه چيزي پيدا کردن
بياييد قربان
تمام چيزايي که گفتي رو به آقا بگو
قربان, تمام چيزي که ميدونم اينه که, اونا مريض بودن همين
ملوانهاي زيادي ميان اينجا بعضيهاشون با دختر ميان, بعضياشون با مشروب
مشروب رو فراموش کن کارت شناسايي اونا رو به قربان نشون بره
بفرماييد
مالام علي
اين فقط شمارهي قايقه
نميتونستي اطلاعات بهتري بگيري؟
کارت تأمين اجتماعي براي رزرو اجباريه ,مگه نه؟
اون رو بعدا ميگيريم قربان
تا حالا باهاشون صحبت کردين؟
غذاي ساده سفارش ميدن
و؟؟
و...دارو
هر دو سه روز يکبار دارو سفارش ميدن
اين روزا سفارش بزرگي هم داشتي؟
براي استفراغ؟ يا سوختگي؟
هي- اين چيه؟-
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: مهدي - ويرايش: فاطمه
قسمت يازدهم, آپاسمارا
پس شما اين شبکهي بهم پيوسته رو ميشناسيد؟
کس که اين شبکه رو تاسيس کرد متعلق به ساتيا يوگا بود
و اين شبکه رو بصورت رايگان در اختيار مردم قرار داد
...که يعني
اين اولين نشانه که ساتيا يوگا بالاخره برميگرده
فرد از بين ميره
و يک حس آگاهي به هم پيوسته برمي گرده
ياد بگير که چطور از اينترنت استفاده کني
آهام براهماسي
ترس در درون تو وجود داره
چه ترسي؟ من از هيچکس نميترسم
تو امروز وجود داري
اما فردا وجود نخواهي داشت
اين همون ترسه
ترس از اينکه فردا همه تو رو فراموش ميکنن
بفرماييد
اين چه ترفنديه؟
اگه از اين ترفند خوشت مياد
سعي کن اون رو در دنيا گسترش بدي
گانش
استاد يه چايي بهم داد که بيشتر شبيه سوپ قرمز بود
کي ميدونه که اون چايي از چي درست شده بود و چي داخلش ريخته بودن
گوچي هوش از سرم برد
معذرت ميخوام بابا
سواين
من به جرمي متهم شدم که تو مرتکب شدين
و تو من رو اينجا ول کردي که بميرم
تو تا روز مرگت عذاب ميکشي
زندگيت تبديل به جهنم ميشه
هرگز آرامش پيدا نميکني
مثل جادو بود
يکدفعه تمام سنگيني درد از من برداشته شد
انگار خيلي سبک شده بودم
از اون روز به بعد تجارت جديدي رو شروع کردم
تجارت گوچي
گوچي در خانه استاد در دوبرووينک توليد ميشد
و من اونا رو بين همهي خونههاي مذهبي پخش ميکردم
و البته بازار سياه در سراسر دنيا
استاد ميگفت که اين کار هم کار خيره و هم سود خوبي داره
و واقعا هم راست ميگفت
گوچي تنها کسب و کاري بود که داشتم
که خانم ياداو چيزي راجع بهش نميدونست
اصلا نميدونست
کاري کردم که خوشحال باشه و تا جايي که ممکنه از استاد دور باشه
و اطلاعاتي که ميخواست رو بهش ميدادم
نايروبي
در سال 2001 من 2.5 ميليارد درآمد داشتم
اون سال القاعده آمريکا رو بخاطر بدقوليهاش بهم ريخته بود
هر کي هرچي ميخواد بگه اما اوسامه خيلي شجاع بود
اون در مقابل تمام دنيا ...نه يک بلکه دوتا از برجهاي آمريکا رو
با خاک يکسان کرد
اين رو دوست ندارم ساري رو در ميارم
بسه ديگه, اون الان مياد اينجا
ولم کن, بذار درش بيارم اينطور برام جذابيتي نداره
هي, بذار درش بيارم
نه, همينطور که هست هر کاري که دوست داري بکن
دو ساعت طول کشيد تا ساري رو بپوشم
پس ترجيح ميدم يه هرزه رو بکنم
پول ميدم و هرکي رو که دلم بخواد انتخاب ميکنم
مگه من ازت دعوت کردم که بياي اينجا؟
درست صحبت کن
نميفهمي؟
وقتي جسممون با هم رابطه برقرار کنن و اين گرسنگي جنسي رو از بين ببرن
فقط اونموقع است که روحمون باهم ارتباط برقرار ميکنن
و بهت گفتم که شب شده اون الان مياد خونه
برو بيرون, من نميخوام با تو کاري بکنم
و هردومون گرسنه ميمونيم
و قدر امشب رو بدون چون اين ديگه آخرين باره
چون وقتي گردن اون يارو رو بزنم مياي پيشم تا باهام ازدواج کني
اون شوهر منه
ميفهمي؟
بهت گفتم که من يه زن متاهلم
و درست صحبت کن من هرزهي تو نيستم
با عرض پوزش مغازه تعطيله
ميدونيد کي پشت انفجارهاي بمبئي بوده؟
عيسي
و کي پشت عيسي بوده؟
پاکستان
عيسي
و ميدوني کي عمليات رو اجرا کرده؟
آره, تو راجع به يه نفر بهم گفتي
عکسش رو هم بهم نشون دادي
اين يارو, بعد از انفجارهاي بمبئي تبديل به يک آدم بزرگ شده
عزت و احترام بدست آوورده
انقدر آدم بزرگي شده که رئيسش که رئيس داعشه
رو پيش همه بهش ميگه بزدل
آدم باحالي به نظر مياد
الان ديگه گروه تروريستي خودش رو تو هند بوجود آورده
اسم گروهش حزب الدينـه
اسم خودش شاهيد خانـه
مي کُشين يا دستگيرش ميکنيد؟
هرکدوم که فرصتش پيش بياد
من اين کار رو بخاطر وطن پرستي انجام نميدم
پنجاه ميليون پول ميخوام
و يه ماشين رولز رويس
شاهيد خان درحال مذاکره با خلافکارهاي دبي هست
براي حزب الدين به پول نياز داره
اطلاعات به دست آوردن از دنياي زيرزميني دبي کار خيلي سختيه
فقط يک راه وجود داره
بايد با ايسا حرف بزني
ببين الان چطور با احترام درخواست رولز رويس کردي
همينطور با احترام با اون صحبت کن اينطور موفق ميشيم
...مادر سگ, اين
صبر کن
ديگه کارمون تموم شد
...اگه دوباره ببينمت
دفنت ميکنم
کازينوي جادويي کوکو
فکر کردم ديگه کارم باهاش تموم شده
اما نميدونستم که اون بيخيال بشو نيست
تمام کسب و کارم با پول نقد انجام ميشه
خانم ياداو جاسوسي من رو پيش مقامات کرد
و من هر روز 50 تا 100 ميليون از دست ميدادم
به زودي اونا دهن من رو سرويس ميکنن
و تا آخرين روپيه من رو ازم ميگيرن
استاد- بدش من-
موضوع چيه گانش؟
اگه من هم ميتونستم همه چي رو از قبل بدونم درست مثل شما
ديگه مشکلي بوجود نمياومد
همهي مشکلاتت رو به من بده
اين مشکل منه
اهريمني بود به نام آپاسمارا
که قدرت منحصربفردي داشت
اون ميتونست خاطرات هرکسي رو کنترل کنه
اما يک نقطه ضعف داشت
اون عاشق اين بود که ديگران بهش توجه کنن
يک روز, آپاسمارا
طلسمي رو روي الهه پارواتي گذاشت
که تمام قدرت خداييش از بين رفت
شيوا که عصبي شده بود
رفت به غار آپاسمارا و شروع کرد به رقصيدن
صداي شديد طبل لرد شيوا باعث شد تا رگهاي گوش آپاسمارا پاره بشه
آپاسمارا افتاد به پاهاي ناتاراجا
ناتاراجا ضربهي محکمي به سر آپاسمارا زد
از اون موقع
ناتاراجا تو همون وضعيت مونده
آپاسمارا عصباني شده بود که با وجود ايکه خيلي قدرتمند بود
هيچکس کمکش نميکرد
من هم در همچنين وضعيتي بودم
آبهاي بين الملل سال2002
براي اولين بار تو زندگيم پول زيادي به دست آوردم
اما هيچکس راجع به من چيزي نميدونست
No comments yet. Be the first to leave one.