The first 200 lines.
زیرنویس از امیر آقاجانی
"خیلی خوبه خیلی خوبه" (فرانسوی)
"خیلی خوبه" (فرانسوی)
"خیلی خوبه خیلی خوبه"
"عاشقا تو فرانسه اینو میگن"
"خیلی خوبه خیلی خوبه"
"وقتی به عشق بازیشون هیجان میدن"
"خیلی خوبه خیلی خوبه"
"یعنی خیلی خوبه"
"آه این خیلی خوبه"
"خیلی خوبه خیلی خوبه"
"پس بهت اینو میگم"
"خیلی خوبه خیلی خوبه"
"جوری که مردم فرانسه میگن"
اونا رسیدن، مثل همیشه
لباس های خزدار و الماس ها یکی یکی به صف شدن
برام جالبه بدونم چندتا از اونا از جوّ پشت صحنه خبر دارن
بعضی از اون ها هزاران پوند برای بلیت خرج کردن
تنها کاری که اجراکنندگان باید بکنند اینه که...
آرایشها شون رو مرتب کنند، لباسها شون رو بپوشند...
شاید یه ساندویچی هم خوردند، و بشینند و نگران باشند
شنیده ها حاکی از اینه...
که ماشین سلطنتی همین اطرافه
به ما گفته شده، ملکه فقط کمی دیگه خواهد اومد
و درست به موقع، ماشین سلطنتی به جمعیت هوادار ها می رسه
ملکه، ستاره اصلی امشب...
قدم هاشو روی فرش قرمز می گذاره...
تا توسط مدیر دوست داشتنیِ اُپرا، لُرد دلفونت، مورد استقبال قرار بگیره
رئیس صندوق خیریه ی هنرمندان حوزه سرگرمی
برای امشب که موقع آن است...
که دنیاهای کسب و کار نمایش و سلطنت...
برای یک دلیل خوب دور هم جمع بشوند
این واسه توئه انت
جون کالینز از سریال تلویزیونیِ "دیناستی"
یک لبخند بزرگ از دوکِ ادینبرو
باشه پس جرج
و حالا سرود ملی
اوه، شروع شده، آره؟
"ملکه ی مهربان مارا حفظ کن خداوند"
"عمر طولانی داشته باشی ملکه ی نجیبِ ما"
خیلی خب، کاترین. بفرما
و تو، نریسا
"ملکه را حفظ کن خداوند"
دخترِ خوب. قورت دادی؟
آفرین
چطوری؟
"بر او روان کن"
تقریبا وقت خوابه
"سلطنت او طولانی باد"
"باشد که از قوانینمان دفاع کند"
"و دلیلی باشد برای ما"
"تا با صدا و قلبمان آواز سر دهیم"
"ملکه ما را حفظ کن خداوند"
به سلامتیِ نمایشِ رویال ورایتی
"بیا برقصیم"
"کفشای قرمزتو بپوش و بلوز* برقص" (*نوعی مدلِ رقص)
"بیا برقصیم"
"همراه آهنگی که داره از رادیو پخش میشه"
"اگه بگی فرار کن"
"باهات فرار می کنم"
"اگه بگی قایم شو"
"قایم می شیم"
"چون عشقم برای تو"
"قلبمو نصف می کنم"
-امشب با یه هدیه اومدم -اوه
شایعه
مورد علاقمه
بی شرمانس؟
خیلی
راجع به یه آدم معروفه؟
آره. ولی باید ازت بخوام که مثل یه راز حفظش کنی
اه، نازنازی نباش
خودم تصمیم می گیرم وقتی بشنومش
-خانم -دزل
تو اینو جدی نمی گیری
امم. چطور؟
این یه رازه بزرگه
این تقریبا یه راز دولتیه
من...
من سر تا پا گوشم
و چشم
-و لب -خیلی خب
گفتی لب؟
احساس شیطونی می کنم
آره فهمیدم
امم-همم
خانم، من واقعن از چند ماه اخیر لذت بردم
منم همینطور
و این حس صمیمیتی که بین ما ایجاد شده
-صمیمیت نه، نزدیکی -وای خدا
لطفا
یه زمانی بود که مردی که عاشقش بودم...
منو به راحتی بخاطر یه زن دیگه ترک می کرد
اما الان منو بخاطر کلیسا ترک می کنن
کی؟
-درک جنینگز -دزل؟
-آره دزل -با اون چیکار داشتی؟
آروم آروم عاشقش می شدم
-اوه، مارگارت -همم
کالین تنانت می گفت ما دو تا از غیرممکن ترین آدمایی هستیم که می شناسه...
و باید بخاطر امنیت عمومی به هر قیمتی که شده از هم جدا بشیم
مثل نیتروژن و گلیسیرین
ولی خب...اون خیلی خوش تیپه
آره
واسه همه یه حرف ناخوشایند داره
که من این ویژگیشو خیلی دوست دارم
و... یه آسیب پذیری قابل لمس
و چون اونم مثل من خوشبختی رو به سختی پیدا کرده...
پس ما راجع به همه ی راه هایی که می تونیم واسه پیدا کردن شعف و آرامش انجام بدیم، بحث می کنیم
-من میگم برو یه قدمی بزن -مم
-آره. شاید واسه تو کار کنه -می کنه. هردفعه
ولی ممکنه برای بقیه ما کار نکنه
و دزل بهترین چیزی رو که براش جواب میده رو پیدا کرده
چی؟
کشیشی
-کشیش کاتولیک؟ -آره
این دومین دلیلِ اینه که چرا اون هیچوقت مرد مناسبِ تو نبوده
دلیل اول چیه؟
خب، میدونین، اون...
دوستِ دوروتیه
-دزل؟ -آره
مطمئنی؟
ولی اون نگاهی که بعضی موقع ها بهم می کرد...
همم
توصیفش کن
با چشمای بزرگِ دوست داشتنی
فکر کنم بخاطر اینه که تو یه پرنسسِ سلطنتی هستی...
و اون شدیدا ظاهرپرسته
من اینقدر احمقم؟
یا بیچاره؟
-از صدای اون سرفه خوشم نیمد -چیزی نیست
تو یه مدتیه که با سینت درگیری
باید همون موقع که هی پیشنهاد میداد بریم اُپرا می فهمیدم
اوه
پرنسس مارگارت در بیمارستان سلطنتیِ برومپتون...
تحت عمل جراحی قرار گرفته است
پرنسسِ 54 ساله، که امروز بعد از ظهر بستری شده...
بعید است که تا چند روز آینده نتیجه کارهای انجام شده را متوجه شویم...
ولی منابع سلطنتی می گویند...
او از درد و علامت خاصی رنج نمیبرد
بیمارستان از انتشار اطلاعات بیشتر از وضعیت پرنسس...
خودداری کرده است
خیلی بده که پرنسس مارگارت هر روز تقریبا 60 نخ سیگار می کشیده...
و این می تونه باعث...
فکر کنم بهتره خاموشش کنیم، میشه؟ یکم...
پرنسس مارگارت در بیمارستان خواهد ماند...
پرنسس مارگارت خوب میشه. پرنسس مارگارت پیش آدمای درستیه
-کاترین، خوبی؟ -جان، بیا
-الان سرسختی نکن -کاترین، بیا
آها
-زودباش. وقت خوابه -دالی باید بره بخوابه، مگه نه؟
همه با هم
آها
مراقب باش، کاترین. این جای توئه
تولدت مبارک
تولدت مبااارک
تولدت مبااارک، ادوارد عزیز
تولدت مبارک
باریکلا
تولدت مبارک، کاترین
مثل اینکه ما تو این خانواده دو نفره کار می کنیم
صادقانه می تونم بگم که هیچ وقت چهارتا نخواستم
یه تجدید روحیه برای من کافی بود...
ولی، امم، رئیس اجازه نداد...
و بعد از یه مذاکره سخت...
روی یه کشتی تفریحی تو لیسبون وسط توفان...
-یادت میاد؟ -آره یادم میاد
...دوتا دیگه، امم، اومدن...
تیمِ B
آره، ثانیه 11
...که خیلی خاص بودن
نه اینکه اولی ها خاص نیستن...
ولی فکر کنم اونا فرق داشتن
وظیفه
درحالی که دومیا بخاطر...
می خواستم بگم لذت، ولی انگار لغت درستی نیست...
بر اساس صورت ان
-دنبال چه لغتی می گردم؟ -شعف
دقیقا
شعف
اونها باعث آشتی...
و وصل کردن همه ما به هم و شعف زیاد شدن
پس لطفا لیوانهاتون رو بالا بیارید
مطمئنی؟
بیخیال، مارگارت
-تند نرو -بلند شدم
پس مبارک باشه، امم...
ببخشید. اسمت چی بود؟
بچه کوچولومون...
ادوارد عزیز
-تولدت مبارک -ممنون
-یه تیکه بزرگ می خوای؟ -معلومه
همه شو نمی تونی داشته باشی. ول کن
من دو قسمتش می کنم
چونکه تولد خواهرته...
یه تیکه گنده اضافی می گیری
همه دیدنش؟
اون روزی رو که اون یکی غسل تعمید داده میشد رو یادمه
-اینوریه -تو نزن
-میشه من بزنم؟ -تو نزن
No comments yet. Be the first to leave one.