The first 200 lines.
= قسمت 30 =-
همینه
چرا میزنی
تو اول زدی
نکن
چه غلطی داری میکنی؟
!عجب عوضی هایی
از صبح تا حالا باهاش لاس زدی برات بس نبود؟
به چه جطوری مرتیکه رو برداشتی آوردی خونه؟
پسر من داره بدبختی میکشه
اونوقت تو داری با این مرتیکه خوش میگذرونی
!ای فاحشه
لطفا آروم باشید
ولم کن
اگه میخواین چیزی بگین به من بگین
ولم کن مرتیکه عوضی
وقتی اومده بودی تاکستان به نظرم مشکوک میزدی
از اون به بعد با هم رابطه داشتین ...درسته؟
این مرتیکه از راه بدرت کرده درسته؟
به من گفتی مرتیکه عوضی؟ مراقب حرف زدنتون باشید
پسر بیچاره من بخاطر تو به این بدبختی افتاده
حقته بهت بگم مرتیکه عوضی
اینقدر عصبانی ام که دلم میخوام زنده زنده چالتون کنم
لطفا تمومش کن مادر
...چطوری تونستی از پشت به پسر خنجر بزنی
اونم با این ظاهر موش مرده
!ذلیل بشی ایشالا
...من نمی فهمم
.به چه حقی با یون شیل اینطوری رفتار میکنی
عروسم با یه مرد دیگه رابطه داره
اونوقت نباید چیزی بهش بگم؟
تو باید بیفتی زندان مرتیکه
یون شیل عروست نیست ، اونها عقد نکردن
خودتو گول نزن
برای چی عروسم نیست؟
اون با پسرم عروسی گرفتن
اون مراسم کامل نشد
در ضمن اونها از نظر قانونی ازدواج نکردن
بیخودی مدعی نباش
الان داری به من درس میدی؟
تو با عروس من رابطه داری
به چه جراتی داری به من چیز یاد میدی؟
خواهش میکنم مادر
بیاین بریم تو حرف بزنیم
تو همینجا بمون
وایسا و ببین عوضی
مرتیکه آشغال
لطفا برو خونه قبل از اینکه چنگت بندازه
چطوری میتونم اینجا تنهات بذارم؟
اشکالی نداره ، آرومش میکنم
اون در اصل آدم بدی نیست
پس من همینجا منتظر میمونم
اینطوری راحت نیستم ، لطفا برو خونه
پس اگه اتفاقی افتاد سریع با من تماس بگیر فوری میام
باشه بعدا بهت زنگ میزنم
دنیا زیر و رو شده
چطوری تونستی این کارو بکنی؟
شوهرت توی یه سلول سرد تنهایی داره عذاب میکشه
چطوری میتونی به عنوان زنش
با یه مرد دیگه رابطه داشته باشی؟
دلت برا اون شوهر بدبخت نمی سوزه؟
...من قرار بود باهاش ازدواج کنم
نه بخاطر اینکه دوستش داشتم
چی؟ - نصفش بخاطر ترس بود -
و نصف دیگشم بخاطر احساس دین کردن
برای همین تا اینجام پیش اومدم
معذرت میخوام که اینو میگم همینطور که اون شخص گفت
عروسی من با پسر شما کامل نشد
و ازدواجمونم ثبت نشد
لطفا اجازه بدین من برم
این گوه ها چیه میخوری
...مادر شما هم یه زنی
لطفا احساس منو درک کن
...الان من میخوام
اینطوری همه چی رو درست کنم
حالا دیگه گی پیو از چشمت افتاده ؟
چی رو میخوای درست کنی؟
یادت رفته گی پیو برای تو و پدرت چیکارکرده؟
حالا میخوای پسر منو بندازی دور چون یکی دیگه رو دوست داری؟
اگه با زدن عصبانیتت می خوابه
هر چقدر دلت میخواد منو بزن
تو خیلی بی حیایی
تو همون یون شیلی هستی که من می شناختم؟
خانم چوی یه خورش ماهی برامون داده که مزه اش کشنده است
بشین
!تادا
چرا تو نمیخوری؟بیا
چیزی شده؟
آخه چرا زندگی اینقدر سخته عزیزم؟
چرا؟ چی شده؟
زنه که فروشنده فروشگاه روغن بود فرار کرده؟
گفتی فروشنده روغن فروشی؟
همون فروشگاهی که تو بازار بود؟
منظورت چیه فرار کرده؟
با پولهای من فرار کرده - چی؟ -
یادت میاد اون پولی رو که بخاطر ضمانت دوستت از دست دادیم؟
منتظر بودم تا اون پولو بگیرم به جاش بدم
چرا همه چی اینطوری خراب شد؟
برای همین اینطوری به نظر میومدی؟
راست میگن به هیچ کس نباید اعتماد کرد
چطوری تونست این کارو با من بکنه
...شنیدم تقریبا پول تمام بازاریی هارو
برداشته و در رفته
کل بازار زیرو رو شده بود
راست گفتن که آدم هیچ وقت نمی تونه بفهمه مردم چی تو سرشون میگذره
چطوری تونست این کارو با ما بکنه؟
حالا چیکار کنیم ، عزیزم؟
الان دیگه هیچی نداریم
دیگه جوونم نیستیم
توی این سن حتی یه خونه نداریم
اگه با این وضع پیر شیم چی؟
بیا مثبت فکر کنیم
میتونست بدتر از اینم باشه
اگه هنوزم مرغ سرخ شده توی بازار میفروختیم چی؟
اینطوری خیلی بیشتر از پول از کفمون رفته بود
حق باتوئه
این همه پولهارو پس انداز کردم اونوقت این اتفاق افتاد
چرا همش از این اتفاقها برای ما پیش میاد
...دیگه کی میتونیم پول جمع کنیم
تا برا خودمون خونه بخریم؟
کی میتونیم مثل بقیه زندگی کنیم؟
...به این فکر کن که هم تو هم من
چهار ستون بدنمون سالمه که بتونیم کار کنیم
درسته بچه نداریم
اما دوتامون کنار هم به اندازه کافی خوشحالیم
در ضمن بهت قول میدم از حالا حسابی روی کارم تمرکز کنم
صدات نشون میده بزرگ شدی
حداقل یه چیزی داری
شوهرت یه مرد خوش تیپه
یادت باشه
مگه نباید بعد از شام مشق شب انجام بدیم؟
قبول
ای زن ورپریده
درسته بیا بخور
یالا بخور
بیا برای تکلیف شب جون داشته باشیم
...اما
نمیشه اول تکلیف شب انجام بدیم ؟
تا الان باید کلی ازش پیام داشتم
خیلی عجیبه کل روز آروم بوده
نکنه باز بخاطر همبرگرایی که خورده مریض شده؟
...یا - ته یانگ فردا می بینمت -
نکنه مادرش دعواش کرده؟
....نگرانت بودم
برای اینکه دیدم اونجوری رفتی
مادرت که نزدت ...زدت؟
این بچه رو ببین
...مامان من
هرگز با خشونت با من رفتار نمی کنه
اون یه آدم خوش قلب و مهربونه
خدارو شکر که میشنوم
راستشو بگو
در مورد مادر من چی فکر میکنی؟
ممکن اگه اینو بگم بی ادبانه باشه
اما به نظرم ایشون خیلی زیبان
پس یعنی به نظرت ترسناک نیست؟
شاید یه کم تهدید آمیز باشه رفتارشون
اما از نظر من خیلی زیبا و دوست داشتنی هستن
حسابی داری براش چایی شیرین میریزیا مگه نه؟
من اصلا اهل چاپلوسی نیستم
میدونی چیه؟ فکر میکنم اگه تو هم وقتی به سن مادرت برسی
شبیه اون باشی خیلی دوست داشتنی میشی
خدای من نمیدونستم اینقدر دوست داشتنی ام
به نظر حالت خوب میاد ، پس من دیگه میرم سراغ درس
حسابی بخون
فایتینگ
خدای من
من الان دارم چیکار میکنم؟
مامان چرا داری وسط غذا اس ام اس بازی میکنی؟
اون کیه؟ - هان -
...خب
یکی از دوستام که سالها خارج از کشوره بوده بعد از مدتها برگشته کره
از خوشحالیم دارم باهاش چت میکنم
مادر این کنار غذاها واقعا خوش مزه است
شما آشپزیتون فوق العاده است
دیدی که همه چی رو آجوما درست کرده
داره چاپلوسی میکنی
چاپلوسی یعنی چی
داره ادبشو میرسونه
فکر کنم هیو وون امشب دیر میاد
خیلی خوب میشد با ما غذا بخوره
هیو وون که بیرون نیست
توی اتاقش زندانی شده
زندانی شده؟
یعنی درو روش قفل کردن؟
هر چقدرم شجاعت داشته باشم
فکر نکنم بتونم از اینجا بپرم
دلم برای کانگ ته یانگ تنگ شده
نه گوشی نه لپ تاپ دارم
هیچ جوره نمی تونم باهاش تماش بگیرم
خدای من
لعنتی
اگه راستشو بخوای
من از همون اول ازت خوشم نمیومد
...تو بیش از حد دراز و
مردنی بودی
تازه قیافه اتم مثل ننه مرده ها بود
اصلا تحمل تو رو نداشتم
اما چه کاری از دستم بر میومد گی پیو ازت خوشش اومده بود
همینطور میگفت میخواد باهات ازدواج کنه
No comments yet. Be the first to leave one.