Your Honor (US) - Second Season

Your Honor (US) - Second Season

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

Your Honor US S02E04 1080p HEVC x265-MeGusta
Your Honor US S02E04 2160p WEB H265-GGWP
Your Honor US S02E04 WEBRip x264-XEN0N
Your Honor US S02E04 WEB x264-TORRENTGALAXY
Your Honor US S02E04 1080p WEB H264-GGEZ
Your Honor US S02E04 WEBRip x264-ION10
Your Honor S02E04 480p WEB x264-RMTeam
Your Honor S02E04 1080p WEB HEVC x265-RMTeam
Your Honor S02E04 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
Your Honor S02E04 1080p 10bit WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
A Commentary by KiarashNg
█⫸ کیارش نعمت گرگانی و مهرداد | 𝐃𝐢𝐠𝐢𝐌𝐨𝐯𝐢𝐞𝐳.𝐜𝐨𝐦 ◀◀

Tags

1080
x265
HEVC
web
webrip
x264
BRip
480p
480
720p
720
2CH
Published on: 2023-02-03
Downloads: 18
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫آنچه گذشت...

‫اسمش روکو آدام بکستره.

‫نوه خودته.

‫نمی‌خوام اون آدم به این خانواده نزدیک بشه.

‫باید حتما معرفیمون کنی.

‫آخه نمی‌خوام داغون و دست‌خالی،

‫بلند شم برگردم نیواورلئان.

‫به عمرم تا حالا این همه پول...

‫یک‌جا به کسی نداده بودم.

‫مگه تا حالا به کسی چیزی گفتی،

‫که بخوام نگران باشم؟

‫خودت می‌دونی به هر قیمتی ‫ازت محافظت می‌کنم.

‫دوستی جز تو برام باقی نمونده.

‫می‌خوام ساکنین این شهر ‫واسه آینده‌شون تصمیم بگیرن.

‫حقشونه که از توافق‌نامه‌ی...

‫این ساخت و ساز چند میلیارد دلاری،

‫سهمی به اون‌ها هم برسه.

‫کاش عین اون زنیکه‌ی...

‫موادفروش منطقه لوور ناینث ‫از ما هم حمایت می‌کردین.

‫من به مردم این شهر وعده‌هایی دادم.

‫کمک به افزایش ثروت ‫افراد ثروتمند از وعده‌هام نبود.

‫فامیلی ما قبلا اینجا ارج و قربی داشت.

‫اگه به جای کانتی،

‫اسم هلتمون بکستر بود، ‫کسی حتی جرئت نمی‌کرد،

‫که بهمون حمله کنه.

‫پیشنهادی بهتری بهم رسیده.

‫یا خودت این کلاب رو بهم می‌فروشی،

‫یا وارثانت می‌فروشن.

‫پیشنهاد داده بود آخر هفته ‫کلش رو نقد حساب کنه.

‫سلام خواهرزاده عزیزم.

‫چی شد اومدی اینجا.

‫مسلما اومدم خاله عزیزم رو ببینم.

‫برنامه عوض شد. لغوش کن.

‫باید همین الآن پولش رو پس بگیرم.

‫لغوش کنم؟ من قرار گذاشتم.

‫اصلا می‌فهمی اگه طرف رو ‫عصبانی کنیم چی می‌شه؟

‫خیر سرت راه بیفت...

‫برو پولم رو بیار.

‫مو گندهه. سفارش رو لغو کرد.

‫چی؟

‫پولش رو برمی‌گردونم نیواورلئان.

‫اگه الآن از شهر بخوای بری من به گا می‌رم.

‫خودت که می‌دونی رودریک ‫سر این پول شوخی نداره.

‫ای وای!

‫آها، گرفتمش.

‫- چی شده؟ ‫- بیا اینجا.

‫گندت بزنن!

‫می‌خوام خاندان خلافکاری رو...

‫به کل سرنگون کنم.

‫من نمی‌تونم برات جاسوسی کنم.

‫مایکل، توی این شرایط...

‫ازت می‌خوام اون بچه رو دوست داشته باشی.

‫« ترجمه از کیارش نعمت گرگانی و مهرداد » ‫ .:: Kiarash Ng & Mehrdadss ::.

‫فردا تولدمه.

‫تولد پنجاه سالگیم.

‫قراره توی هتلم مهمونی بگیرم.

‫حتما بهمون سر بزن.

‫از کجا فهمیدی پیش مادرزنم می‌مونم؟

‫قاضی.

‫اگه دوست داری اون رفیقت ‫چارلی فیگاروئم با خودت بیار.

‫توی مهمونی می‌بینمت.

‫اینم از این.

‫«جناب قاضی» ‫«فصل دوم، قسمت چهارم»

‫مو کوچولوئم.

‫خودت کارت رو بلدی، پس انجامش بده.

‫عجب شب باحالی داری سپری می‌کنی، نه؟

‫ممنون.

‫جای قشنگیه.

‫خب، مادرزنت امشب خونه نیست؟

‫توی باتون‌روژه.

‫قوه مقننه توی جلسه‌ست.

‫ولی خودت که این‌ها رو می‌دونی.

‫صرفا می‌خواستم حرفی زده باشیم.

‫خب...

‫حال جیمی چطوره؟

‫پیرتر شده.

‫فردا شب من رو به جشن تولدی دعوت کرده.

‫جدی؟

‫یعنی می‌خواد جای ظرف شیرینی آویزونت کنه؟

‫حرف دیگه‌ای نزد؟

‫ازم می‌خواد چارلی رو با خودم ببرم.

‫خوبه پس. با خودت ببرش.

‫قرار بود با این شرط کمکت کنم، ‫که بتونم از چارلی مراقبت کنم.

‫با این کارم می‌تونی از چارلی مراقبت کنی.

‫پس ببرم تحویل جیمی بکستر بدمش؟

‫نگران چی هستی؟

‫صرفا جشن تولده دیگه.

‫وای.

‫مایکل.

‫مایکل.

‫تو فقط کاری که ازت می‌خوام رو بکن،

‫واسه رفیقت چارلی مشکلی پیش نمیاد، خب؟

‫الو؟

‫این تماسی داخلی...

‫از بازداشتگاه هریس است.

‫برای پذیرش هزینه تماس...

‫کلید یک را فشار دهید.

‫سلام مامان. کمکت رو می‌خوام.

‫چی کار کردی؟

‫هیچ‌کاری.

‫من و مو کوچولو بحثمون شد.

‫پلیس‌ها پیازداغش رو زیاد کردن.

‫بحث سر چی؟

‫مامان...

‫پرسیدم تو و مو کوچولو...

‫سر چی بحثتون شده بود؟

‫هیچی.

‫اگه هیچی نبوده بود که ‫الآن از زندان زنگ نمی‌زدی.

‫مامان، می‌شه لطفا بیاریم بیرون؟

‫خواهش کردم.

‫امروز اندازه کافی مشغله دارم،

‫و وثیقه گذاشتن برای جنابعالی ‫جزو مشغله امروزم نیست.

‫نوبت توئه.

‫به کی زنگ زدی؟

‫جانی کورکران.

‫فقط تو انقدر خری که ‫به وکیل مرده زنگ بزنی.

‫آهای. برو پای اون‌یکی تلفن.

‫الو؟

‫این تماسی داخلی...

‫از بازداشتگاه هریس است.

‫برای پذیرش هزینه‌های تماس ‫کلید یک را فشار دهید.

‫سلام آقا کوچولو، منم.

‫پسر. حالت خوبه؟

‫بدک نیستم.

‫کوله‌ام دستته دیگه؟

‫آره، زیر تختمه.

‫خیلی‌خب، خوبه.

‫هرجوری شده از اینجا آزاد می‌شم،

‫که بتونم برگردم نیواورلئان.

‫تا اون‌موقع ازت می‌خوام ‫چهارچشمی حواست بهش باشه.

‫باشه.

‫مرگ و زندگی من بهش بسته‌ست کوچولو.

‫شنفتی؟

‫آره، فهمیدم.

‫خیلی‌خب. خوبه.

‫صبح بخیر.

‫سلام.

‫دیشب با بچه‌ها رفته بودید بیرون؟

‫آره. رفته بودیم چیزی بخوریم.

‫بعدش؟

‫تری و مو کوچولو درگیر شدن.

‫بازداشت شدن.

‫تو کجا بودی؟

‫توی ماشین منتظر بودم.

‫خیلی‌خب.

‫صرفا می‌خوام ته و توی قضیه رو در بیارم.

‫این کی بود؟

‫تویی رودریک؟

‫سلام خانم شیلا.

‫- واسه چی اومدی اینجا؟ ‫- اومدم دیدن تری.

‫- توی حیاط پشتی خونه‌ام؟ ‫- نمی‌خواستم کسی رو بیدار کنم.

‫اینجاست؟

‫سال‌هاست اینجا زندگی نمی‌کنه.

‫توی واحد آپارتمانش هم نبود.

‫سخت در تلاشی...

‫- که پیداش کنی، نه؟ ‫- آره.

‫مشکل مکانیکی برام پیش اومده.

‫گفتم شاید اون بلد باشه.

‫می‌دونید کجاست؟

‫تری دیگه مرد بالغی شده.

‫دیگه زاغ سیاهش رو چوب نمی‌زنم.

‫تو چی؟

‫هوم؟ تو ندیدیش؟

‫نه.

‫توی کوله‌پشتیه چیه؟

‫کتاب و وسایلم توشه.

‫چی کار می‌کنی؟

‫- مجبور بودم بگردم. ‫- از خونه‌ام برو بیرون.

‫روز خوبی داشته باشی.

‫حالت خوبه؟

‫نظرت چیه؟

‫می‌دونم، می‌دونم.

‫همه‌چیز درست می‌شه.

‫خیلی‌خب...

‫نه، ظاهرا کارساز نیست.

‫می‌خوام توی مهمونی عین ‫چشم و گوش خودم باشی.

‫دقیقا می‌خوای چی رو ببینم؟

‫جیمی کلی بدهی بالا آورده.

‫همه چنین اشتباهی می‌کنن.

‫درمورد لقمه‌ای خیالبافی می‌کنن ‫که از دهنشون گنده‌تره،

‫و بعدش اشتباهی ازشون سر می‌زنه.

‫داری الکی دست و پا می‌زنی.

‫دارم پرونده‌ای می‌سازم.

‫نه، من خودم می‌دونم پرونده قوی چه شکلیه،

‫و خوبم می‌دونم چه موقعی...

‫دادستان‌ها شرایط خوبی ندارن.

‫تا حالا روی اسبی بستی؟

‫- چی؟ ‫- شرط‌بندی روی اسب رو می‌گم.

‫- تا حالا شرط بستی؟ ‫- نه.

‫من بستم. خیلیم دوستش دارم.

‫کلا اسب‌ها رو دوست دارم.

‫اینکه بی‌نقص نیستن رو دوست دارم.

‫این رو دوست دارم که ما آدم‌ها ‫برای شناختشون باید پیش قدم بشیم،

‫و تخصص من توی همین زمینه‌ست.

‫آها.

‫و دوست من، جنابعالی توی خاکی خوب می‌دوی.

‫- عه. ‫- قدرتمندترین اسب نیستی،

‫سریع‌ترین اسب نیستی،

‫و مسلما خوشگل‌ترین اسب نیستی.

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left