The first 200 lines.
اینجا! همین الان!
زنده!
آههههههههههههههههههههههههه!
ما احساسات خودمون و بالا میبریم
ما از شخصیت کامل خودمون میترسیم
از گذشته پشیمون نیستم
از آینده نترس
بذار بیاد بیرون
آزاد باش!
آههههههههههههههههههههههههه!
آههههههههههههههههههههههههه!
بذار بره!
- آههههههههههههههههههههههههه! - بذار بره!
در خبرهای دیگه
مقامات پزشکی در حال تحقیق در مورد یک پرونده هستن
اونا میگن ممکنه این هاله با ویروس جدید ارتباط داره
چارچوب ما برای به حداقل رسوندن خطرات
در کانادا به نظر میرسه پاسخگو باشه
با توجه به سازمان بهداشت جهانی،
که اونو پیچیده و ...بسیار کارآمد خواند
خانوادههای سراسر کانادا
از دیدن عزیزان خود منع شدهاند
به عنوان قفل خانه های مراقبت طولانی مدت
به دلیل افزایش موارد کووید 19
اغلب اونا بدون هیچ گونه دسترسی یا اطلاعات باقی موندن
این چیه؟
...اوه
میچ!
دیگه هیچ ماسکی وجود نداره!
نمیتونیم به این کار ادامه بدیم!
"اوه، هی،" مایک ماسک میخوای؟
من اینا رو درست کردم
"ممنون،" بابی تو فوقالعادهای
آه! محافظ احمقانه صورت!
کیسه هوا باز نشده
احتمالا تصادف بوده
یه نفر اونو به قیمت پشه فروخته
سرش با ضربه به فرمون خورده؟
اره، اون کمربند ایمنیش و نبسته بوده
اطراف دماغش خون هست
فرمون ثابت بوده
یه کبودی روی دستش هست
اسمش "روبرتا آلمدا" ست
حداقل ما یه آدرس ازش داریم
صندوق عقب رو برام بده بالا
بله
من تو رو میشناسم
خیلی خب. آره، آره
خیلی خب، خبرم کن
- کی بود؟ - برونی میکس
یه چمدون پر از اون داره
دنبال چی میگردی؟
رسید.. اون همه اینا رو ساعت ۸:۵۳ خریده
پس اون داشته بخاطر ...کووید 19 خرید میکرده و بعدش
چی؟ یکی بهش حمله میکنه و سعی میکنه فرار کنه
و به یه ستون میکوبه؟
خب، ممکنه یه ماشین دزدی باشه
ما نمیدونیم، حتی یه کیف هم پیدا نکردیم
اون یه کارت اعتباری تو جیبش داشت
وقتی میخوای ماشین سواری کنی هیچوقت اینکار و نمیکنی
اون کارگر خط مقدم بود
استخون های گونه اش کبود شده
خیلی خب بذار ببینم کالبد شکافی چی میگه
هی! پات هنوز داره اذیتت می کنه؟
نه
- هی - هی
اون یه کارمند بهداشت و درمان بود یکی از ماست
به نظرت آشنا میاد؟
منظورم اینه که، احساس میکنم قبلا دیدمش
من فقط، نمیتونم، نمیتونم اونجا رو پیدا کنم
نه
مکانیسم مرگ از خونریزی های شدید
خونریزی کرده؟
- از دماغش جمجمه ش ترکخورده
این مرگ برای یک زن جوان وحشتناک
اون یک چسب زخم روی پیشونیش داره
روی دستاش کبودی داره
یه بریدگی عمیق کوچیک وجود داره
منظورم اینه که شاید سو استفاده خونوادگی باشه
اونو تا پارکینگ تعقیب کردن و اونجا بهش حمله کردن؟
چی؟
والا من تجربه خونوادگی ندارم
اما شبیه یه جواهر واقعی به نظر می رسه
اوه... خب...
چطور وارد اونجا شده؟
نمیدونم
اما من فکر میکنم که دختر ما جواهر کمیاب - ه
آره، من باید یه قرار ملاقات بخاطر پام بذارم
سال پیش خرابش کردم
مکآوی، بله
داناوان
این عالیه خیلی خب، ممنون
سریع فکر کن!
اینا رو تو آپارتمان "بابی آلمدا" پیدا کردم
همراه با یه همستر یه پلیور خونگی
اون یه "PSW" بود
که در شش خانه سالمندان مختلف در جی تی آ کار میکرده
این یه نه-نه
آره، تو نمی تونی میکروب هات رو روی آدمهای پیر پخش کنی
آخرش کدوم یکی جواب داد؟
دوره طولانی درخت" لیندن
- اون شریک داشته؟ - نه.مجرد بود
سلام ... من کارآگاه "مکآوی" هستم، این
"جنی کوپر" ما همدیگه رو دیدیم
من تمام مدت به خاطر ۲۱ بیمار سالخورده ای
که در ماه گذشته بر اثر کووید 19 جان باختن اینجام
وقتی میخوابم قیافه هاشون و میبینم
من از ماه مارس واقعا نخوابیدم
- اون اینجا کار میکرد؟ - اون بابی - ه
- اون مرده - میدونم، خبرش و شنیدم
- بابی "اینجاست؟" - نه، عزیزم، متاسفم
"آقای" دیویس بذار برگردونم به اتاقت
هی، میشه اینو نگه داری؟
خب، کسی رو میشناسی که از دستش عصبانی باشه؟
نه، اون خیلی دوست داشتنی بود
سلام من جنی کوپر، از پزشکقانونی هستم
بابی آلمدا رو میشناختی؟
من فقط، باورم نمیشه که بابی مُرده
متاسفم
میتونم … میتونم کمک کنم؟ ... من
اره
خیلی عالی میشه، ممنون
بابی از کووید 19 مُرده؟
نه، نه، فکر نکنم
اون پیرها رو دوست داشت
اون باعث میشد که اونا رفتارشون باهم خوب باشه
وقتی که مدیر اونا رو بهمون نمیداد
اون برامون ماسک میدوخت
اما الان تو یه N۹۵s داری، مگه نه؟
داداشم تو کار ساخت و ساز
پس من هر شب با لیزول اسپری میزنم
اره
این خیلی زیباست
... منظورم اینه که، این ناراحتکننده ست اما خیلی … زیباست
اره، هیچکس متوجه نمیشه، میدونی
که تو میتونی ملاقاتی داشته باشی
در واقع، بابی به اینجا پناه آورده بود
با کی؟
نمیدونم یه نفر
... انگشتر من همیشه این کار رو میکنه
متاسفم
... من نشنیدم چی گفت و بعدش
... اون رفت پیش اون و بعد یهو
بوم!
میدونم که اون جواهر چطور تو پیشونی - ش گیر کرده
داریم درباره جواهر روی فرمون حرف میزنیم؟
- نه، آه، جواهرات! ... یه
یه جواهر کوچیک پیشونیش و سوراخ کرده بود
- اوکی - همین الان فهمیدم
که "بابی" با کی درگیر شده
با یکی از اقوام بیمار
- یه دعوای فیزیکی؟ - اره! منظورم اینه که، اگه
... اگه تا پارکینگ تعقیبش کرده باشه و بعدش
اسمی گیر آوردی؟
نه. دستت رو بکش بالا
اون یه انگشتر دستش بود
خیلی خب، نظریه تو
شخص نزدیک مرموز
... انگشتر "نگین دار دستشه"
اون جعبه بزرگ رو تا پارکینگ بعدی دنبالش کرده
اونا درگیر شدن و بعدش بهش حمله کرده
- چرا؟ - نمیدونم
شاید اون نمی تونسته پدر و مادربزرگش رو ببینه
و اون ناراحت بوده
من فیلمهای دوربینهای امنیتی شون رو چک میکنم
از مدیر چیزی گیر آوردی؟
اوه، اون اونو به خاطر کار در چندین خانه مقصر میدونه
خیلی زیرکانه گفت که اون این ویروس رو به اینجا آورده
میدونستم که اونو میشناسم
"منظورم اینه که، من بارها اینجا بودم،" داناوان
من فقط، حتی اسم "PSWs" رو هم ثبت نکردم
تو غیر قانونی میگی،
و همه یه ماسک زدن
اره
هی! هی!
هی
یه مراسم یادبود برای "بابی" داریم!
من اون پایین نوشتم تو باید بیای!
- باشه - خیلی خب - ممنون
- سلام، اسمیلر - سلام، بابا
باور میکنی امروز غاز راس رو دیدم؟
این یه علامت یا چیه؟ یه "غاز راس"
همه چی مرتبه؟
...من
بالاخره یه نامه از "لیام" گرفتم
- اوه بچه جون - بابا. ... تو باید
- نه، چیزی نیست تو اونور میزی
و من دارم از این جهنم میرم
زودباش، ماسکت رو بردار بذار صورتت و ببینم
خواهش میکنم؟
اون اونجاست
کای، تو نامه چی نوشته؟
میدونی، پنج ماه از هیچی گذشته
- … و حالا من - چیه؟ از چیزی
میترسی؟ از چی میترسی؟
میدونم این یه خداحافظیه
اوه تو هنوز عاشقشی
خب، تو چی، چی کار میکنی، تو می خوای چی کار کنی؟
...نمیدونم، من فقط
من فقط، نمیتونم... همونطور که گفتم الان نمیتونم با این وضع روبرو بشم
No comments yet. Be the first to leave one.