The first 200 lines.
!عجب شانس خری آوردیم
جدی میگم. سلطان جهانیم تو شانس
دیدین چی شد؟ رد شدیم
همه زندهایم. آخرشه. فوق العادهست
امشب باید جشن بگیریم. یه جشن محشر
...نمیدونم بهتر نیست به پلیسی جایی زنگ بزنیم؟
اینجا آنتن نداره. بالا زنگ میزنیم
عزیزم بیا سلفی بگیریم - !صبرکن، صبرکن -
یه سلفی میگیرم
!ول کن میخوام این لحظه رو ثبت کنم. خیلی خوفه
آره. مثلاً عوض شده
!لعنتی
!ریدم توش - بریم. نباید اینجا وایستیم-
آنتن نداره؟ - برو تو ماشین -
!جدی میگم. باید از قیافهتون عکس میگرفتم
بیا جیگر
زیاد پیش میاد سنگا این شکلی بیفتن؟
نه. ولی بعد زمستونی که داشتیم صخرهها سست شدن
ما که به راه و ترابری هشدار داده بودیم
شمام آنتن ندارین؟ - نه -
هیشکی؟ - نه -
همیشه اینجوریه؟ مگه تو روستا موبایل کار نمیکرد؟
آره. "ایتن" حتماً تا الان زنگ زده بیان درستش کنن
خب. نباید بذاریم ناراحتمون کنه، خب؟ بیام بنوشیم
انگار اینجا هیچی کار نمیکنه، نه موبایل نه خط تلفن، نه اینترنت، هیچی
خط ثابت که طبیعیه. خطش از زیر پل رد میشه
آره
ولی برعکس موبایل غیر عادیه معمولاً موقع طوفان این شکلی میشه
پس چطوری به پدر مادر "تیفان" خبر بدیم که دارن آخر هفته میان؟
نترس. مهم اینه خسارت جانی نداشت
خودمون یه فکری براش میکنیم
مارديــن :ترجمه و تنظیم @ Mardin 5
نه لباس عروسی میرسه، نه پدر مادرم عروسیم عملا به فنا رفت
خودتو لوس نکن. چیزای ضروری رو داری
حلقه ازدواج، شاهدا و مهمتر از همه دوماد رو
منم لباس ندارم. مهم نیست
پدر مادر تو کجان؟
دو ساله فوت کردن
معذرت میخوام. نمیدونستم
چندتاییم رو سفره؟ دوازده تا؟
"به اضافهی دختر "ماتیلد - آره. سیزده نفر -
اینجا انباری داره؟ - اونجاست -
صبر کنید. من کمکتون میکنم - با کمال میل -
"تو" خطابتون کنم مشکلی نداره؟ - نه -
شانس آوردیم سرآشپز بینمون هست - حالا میبینیم -
برای سه چهار روز دیگه آذوقه داریم
سبزیجات ببینیم باهاش گوش هم هست
گل کاهو، سسِ روکفور. خوبه
دخترت چیزی میخوره؟
براش ماکارونی درست میکنم
واقعاً فکر همه جاشو کردن
آره
تقویت کننده کجاست؟ - چهار پنج کیلومتر تو مسیر مستقیم -
چطور؟ - مانو حق داشت -
اگه کسی ازشون سر در بیاره باید بهش یه نگاهی بندازیم
من میتونم برم به نگاه بهش بندازم
چرا چون مهارت تکنیکی داری؟ میتونی تقویت کننده تلفنو درست کنی؟
نه. ولی مهندس برقه. میتونه کمک کنه - آره -
الان حق با توئه. نصاب دکل بهتر میتونه کمک کنه
باشه پس تصمیم گرفته شد، فردا میریم کی میاد؟
مرسی
من - من -
منم میام
حداقل دو ساعت تا اونجا پیاده رویه برگشت هم همینطور
هرچند رو نقشه به نظر نزدیک میاد
میتونیم حول حوش ساعت هشت بریم، خوبه؟
آره - باشه -
منم میام. اگه از شیب نمیترسین یه میانبر بلدم
و فراموش نکنین بچهها باید برای عروسی آماده بشیم
بیا "اتیِن" این جوونا رو به حال خودشون بذاریم
خداحافظ فیلیپ. شب خوش - خداحافظ -
خداحافظ - تا فردا -
خداحافط بابا - شبتون خوش -
به سلامتی تازه دوماد
از کجا بدونیم مشکل تقویت کنندهست
بهرحال اینجا موبایلا زود به زود قطع میشن - بلاخره باید امتحانش کنیم -
من بیشتر رو گاسپار حساب میکنم - وقتی برگرده و ببینه پل خراب شده
نه پلی هست نه خط موبایل. انگار اوضاع پروژهی پنج ستارهت خوب نیست، نه؟
وظیفهی تو بود که اون عوضیای راه و ترابری رو بیاری میدونستیم این اتفاق میفته
باشه حالا پسرا بیخال. درست میشه
خب، ک.ر. کارد سمت راست
شنیدم بازیگری
تو فیلمی بودی که دیده باشیم؟
تو یه فیلم تلویزیونی، ولی ندیدی چون بخش منو کات کردن
چه بد
ولی میتونی زندگیتو بچرخونی با بازیگری؟
آره. شاید یه روزی
فعلاً که تو نمایشگاه ماشین پیش سباستین کار میکنم
اینطوری با هم آشنا شدیم
تو مدل ماشینا رو معرفی میکنی؟ - نه خیلی -
نه. پاهام و یقه م رو به مشتری های کله گنده معرفی میکنم تا کمتر چونه بزنن
آهان، باشه
بیاین رو میز تا سرد نشده
لوران، میدونی ماتیلد کجاست؟ - میاد. لئونور رو میخوابونه -
سه...دو - مرسی -
ایول. چیز خوبیه
مرسی سرآشپز
تو نابغه ای فابیو این عالیه
یه دقیه - چی شد؟ -
خوبه
میخواستم یه توست سلامتی والمولین بزینم
و بعد به سلامتی همهتون که مثل دوران بچگی برگشتین اینجا
بعد باید بگم به تموم خاطرات خوبی که با هم داشتین غبطه میخورم
و هرچند اهل اینجا نیستم از اینکه با شمام خوشحالم
که با وجود مشغولیهاتون، کارتون موفقیت های شغلیتون
...اینجا دور هم جمع شدین و
و این درس خوبی میشه برامون وقتی برگشتیم به زندگی روزمرهمون
همین. البته بعد اینکه پل درست شد
همین بود. میتونین بخورین
نوش جان - مرسی. قشنگ بود -
خب، با این داستان، کی شراب میخواد؟ - من لطفاً -
من میرم دنبال یه شیشهی دیگه
...پس میخوای
سلام پل - صبر کن آلیس. یه چیزی دارم برات -
خب. بفرمایید
مرسی
همین؟ - آره -
مادرت خیلی برات نامه نمینویسه، نه؟
نه. ولی هر هفته تلفن میکنه
حالش خوبه. اول پاییز برمیگرده
آره
"میلو" به این زودیا اونو نمیبینه
هجب هرزهای
نامهتو آوردم - باشه -
با ژولین میرم قدم بزنم - صبرکن -
برای نهار برمیگردی؟ - نه میریم پیکنیک بغل دریاچه -
باشه. ولی قبل شام برمیگردی
باشه بابا. فعلاً - آره -
یه چیزی برات دارم
جدی؟ چی هست؟
یکیشون برای توئه - مرسی -
خودت درستشون کردی؟ - آره، پیشآهنگ بودم -
صداش خفنه - میدونم از صداش بدت میاد -
نه اصلاً
اگه بخوام ببنیمت، جلوی پنجره اتاقت سوت میزنم. میفهمی منم
مسخره نکن - مسخره نمیکنم -
نمیخوام هیچوقت از اینجا برم
چرا اینو میگی
تازه رسیدی
با پدرم باید همیشه آماده رفتن باشی
تو دو سال سه بار اساس کشی کردیم
سلام آلیس - نمیتونین ولمون کنین لعنتی -
خیلی مزاحمی سباستین بیا بریم ژولین. میریم
بیا ژولین. بیا توله سگ خودم
با این بدبخت چیکار داری میکنی؟
بهشون توجه نکن. احمقن. بریم
ولم کنین!
تکون نخور
ولم کن - میگم تکون نخور -
تنظیمات
مامان
مامان چندتا پیام فرستادم. ولی جواب ندادی
یه گوشی دیگه بگیر. بوس
مامان عروسی ده روز عقب رفت !داریم میریم به یه سفر غیر منتظره
!خیلی خوشحالم بعدا برات تعریف میکنم. بوسِ گنده
حذف تمام پیامها
در حال خاموش شدن
ما سه تا مثل ده سالگی برگشتیم پیش هم خوب نیست؟
به سلامتی - به سلامتی بروبکس -
هی. اون یارو که با آلیسه رو دیدی؟
هیچوقت با همچین آدمی تصورش نمیکردم
چرا. به نظرم آدم خوبیه
آره. آشپز خوبی هم هست - همچین خوب هم نیست. به بچه آشپزه -
آشپز نیست، سرآشپزه - بله، سرآشپز -
آره سرآشپز
لوران راست میگه. شامش که عالی بود، نه؟
نمیدونم
امیدوارم این سرآشپز بلد باشه شکارا رو هم بپزه
به زودی غذامون تموم میشه
شاید ببرمش شکار - او لا لا -
چیه؟ - فهمیدم چه مرگته -
ببین. من اینجام تا عروسی کنم و از تعطیلات متاهلی لذت ببرم
پس همه چیز باید درست باشه شوخی خرکی نداریم. خب؟
چیزی نیست. شوخی کردم - آره. خوبه -
منم میگم یاروی آلیس آدم خوبیه ...فقط
آره. پس چی؟
...نمیدونم موهاش. قیافهش
چرا چشه؟
سِب، نمیخوای که بگی هنوز عاشقشی؟
امکان نداره!سب! یادت نیست چند بار بهت جواب رد داده؟
نه. صبرکن نمیدونی داری چی میگی
چرا میدونم - نه چرت میگی -
اون وقتا با هم میرفتیم بیرون و خیلی تو کف من بود
آره. حتماً - جدی میگم -
خیلی ضدحالین
خیلی جدی
خب. چیه این سروصدا؟
در مورد "سب"ـه که تصوراتش رو با حقیقت اشتباه کرفته
آره. مثل همیشه - خفه شین بچهها. جدی میگم
اریکا کجاست؟ - رفت بخوابه -
نظرت چیه عزیزم بریم تو جنگل یه چرخی بزنیم
بیا. من گرگه میشم بریم
مسخره - کون خوبی داره -
تعریف کنین که 2007 چه اتفاقی افتاد؟
...2007
نمیدونم در مورد چی دارین صحبت میکنین
اون سال اتفاق قابل توجهی افتاد
شما متهم به تعرض جنسی شدین علیه یکی از کارمندای شرکتتون
"ساندرین لفور"
آره. درسته
No comments yet. Be the first to leave one.