The first 200 lines.
مامان
معمولا اين اولين کلمهايه که به زبون مياريم
کلمهاي که تعريف کردنش غيرممکنه
چون با هيچ کلمهاي نميشه تعريفش کرد
جايگاه مادرها از خدا هم بالاتره *لندن 2001*
مادر يعني از خودگذشتگي
اما، مادر من اينطور نيست
امروز من ميخوام کاري رو بکنم که شايد هيچ دختري تا به امروز انجام نداده
ميخوام عليه مادر خودم يه پروندهي قضايي راه بندازم
اومد
خانم آنوپاما بنرجي
دختر خانم شاکونتالا دِوي
ايشون آقاي گراهام هستن، دلال
سلام سلام-
خوبي؟
...خب، خانم بنرجي، شما خانم شاکونتالا دِوي رو
متهم کردين که ميخوان به صورت غيرقانوني وضعيت مالي شما رو نابود کنن؟
ايشون مادر شما هستن و يک رياضيدان معروف در سراسر دنيا
آيا رياضيدانهاي معروف بالاتر از قانون هستن؟
ممکنه اين کار منجر به حکم بازداشت ايشون بشه
کاملا مطمئن هستين که ميخوايد اين کار رو بکنيد؟
بله
بله، مطمئنم
مادرم من رو از تمام کساني که دوستشون داشتم، دور کرده بود
اما ديگه نه
...حتي اگر اين به معني جنگ باشه
اون هم در مقابل شاکونتالا دِوي بزرگ
شـــاکـــونــتـــالا دِوي
16777216... *بنگلور، 1934*
پس مجموع اول 216 تاست
بعدش 716
2 x 2 = 4
4 x 2 = 8
256?
چي گفتي؟ ريشهي توان سومت-
اين؟
اين يه معادلهي هشت رقميه
و تو کلا 5 سالته، اوکي؟
شاکونتالا
چطور اين کار رو کردي؟
همينطور جواب به ذهنم مياد
برو بابا دروغگو
من دروغگو نيستم
پس توضيح بده که چطور اين کار رو کردي؟
نميتونم توضيح بدم فقط ميتونم نشون بدم
فقط ريشههاي سوم رو ميتوني انجام بدي يا کارهاي ديگه هم ميتوني بکني
بهم شيريني بده تا بگم
شيريني رو فراموش کن بهت پول ميدم
بعدش ميتوني هر چيزي که دوست داري بخري
هر چيزي؟
آره
اين چند ميشه؟
عمو، زن عمو عمو، زن عمو
ببينيد شاکونتالا چيکار کرد
اي خدا، حالا ديگه چيکار کرده؟
من داشتم درس ميخوندم
داشتم ريشهي سوم يه عدد هشت رقمي رو حساب ميکردم
و اين توي چند ثانيه جواب صحيح رو داد
حتما شانسي گفته
نه، نه، خودتون ببينيد
اين رو حل کن
مُفتي انجام نميدم پول بده
خيلي خب، اين رو بگير
و براي دومي؟
اين مزدورتر از امپراتوري بريتانياست
بگير، حالا بگو
پونصد و دوازده که مکعب عدد هشت هم هست
حالا ميتونم برم از مغازه شيريني بخرم؟
عمو، اين يه دختر معمولي نيست
نابغهست، نابغه
نابِ...چي؟
نابغه
يعني انقدر ذهن قوياي داره که از هر چند ميليون نفر، يک نفر اينطوره
شاکونتالا، مدرسهت داره دير ميشه
شاکونتالا، مدرسهت داره دير ميشه
شاکونتالا، مدرسهت داره دير ميشه
اومد
اين دختر فسقلي؟ نابغهي رياضيتون اينه؟
خب، حالا کي قراره مسئلهي رياضي بهم بده تا حل کنم؟
معلمها هم ميتونن سوال بپرسن
فقط يه خواهش دارم
يه کم سوالهاي سخت بپرسين
وگرنه حوصلهش سر ميره
خيلي خب، نابغهي رياضي
اميدوارم با اين سوال حوصلهت سر نره
چيکار ميکني؟
اينها توي راه من هستن
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجمين: مهدي.ز و اسکايلر - ويرايش: سانابينگ
درسته؟
بيا دخترم
شاکونتالا
بابا، من هم ميخوام برم مدرسه
آره، داريم ميريم ديگه؟
ساعت 3 بعد از ظهر، مدرسهي دولتي نايوديام
بابا، نه براي برنامهي رياضي
ميخوام برم مثل بقيهي بچهها درس بخونم
مدرسه ميخواد چي بهت ياد بده؟
تو بايد بهشون درس بدي
بيا بريم
شاکونتالا، بايد تمرين کني برو داخل
ميخوام با شاردا بازي کنم
هفتهي بعد ده تا برنامه داري
چرا بابات رو عصباني ميکني؟
برخلاف تو، من از عصبانيتش نميترسم
دربارهي بابات اينطور صحبت ميکني؟
اون باباي من نيست من باباي اون هستم
چي ميگي؟
پدر مردم توي خونه چيکار ميکنن؟
کار ميکنن، پول در ميارن خونه رو ميچرخونن
پس پدره خونهي ما کيه؟
شاکونتالا
بله، الان ميارمش
بيا
نميام
بيا ديگه
زمين گرده
يه روز هم دختر خودت اينطور اذيتت ميکنه
شاکو، تو از کسي نميترسي؟
ببين، يه روز تو مرد خيلي بزرگي ميشي
چرا بايد مرد باشم؟
چون چيزي به نام زنِ بزرگ وجود نداره
پس من حتما يه زنِ بزرگ ميشم
و تو هميشه کنار من خواهي بود
قسم به ميخوري؟
قسم ميخورم
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
شاردا
شاردا
شاردا، بلند شو
چرا شاردا رو نبردين بيمارستان؟
پول زيادي ميخواست
من شب و روز برنامه اجرا ميکنم پولها کجا رفتن؟
اگه بخوايم کسايي که دارن ميميرن رو نجات بديم، ديگه چيزي براي زندهها نميمونه
مامان، دارم با تو حرف ميزنم
نميتوني حرف بزني؟
چرا نميتوني جلوي بابا حرف بزني؟
شاکونتالا
من هرگز مادرمون رو نميبخشم شاردا
قسم ميخورم، من يه روز زنِ خيلي بزرگي ميشم
و به هيچ عنوان مثل مادرمون نميشم
قسم ميخورم
خانم شاکونتالا
*بنگلور 1954*
اين هم هزينهي اجراي امروزتون پيش پرداخت
ممنون
حالا شما ميتونيد بريد
نه، نه من ميمونم
نه، نه بريد
با ريکشا بريد توي راه سبزي هم بخريد
خيلي دير نکن
سلام
من شاکونتلا هستم
کي ميخواد اولين سوال رو ازم بپرسه؟
آرون، تو بپرس
نه، يکي ديگه بپرسه لطفا
تو توي سه ماه مدرک حسابداريـت رو گرفتي بپرس
نه بابا بپرس ديگه-
من آرون هستم
سلام آرون، خب سوالت چيه؟
توي يه شرکت انگليسي بهم پيشنهاد کار دادن
تبريک ميگم
توي ماه آپريل بايد بهشون ملحق بشم
خب
اما نميتونم تصميم بگيرم که بايد اين کار رو قبول کنم يا نه؟
چرا؟
خب، سيستم حقوق دادنشون يه کم عجيبه
روز اول يک پيسا بهم ميدن
روز دوم دو پيسا
روز سوم چهار پيسا
و روز چهارم هشت پيسا
يعني هر روز حقوق پرداختيشون دو برابر ميشه
شما چي فکر ميکنيد؟
بايد اين کار رو قبول کنم يا نه؟
نميدونم شماها با دقت گوش کردين يا نه؟
اما آرون گفت که بايد توي ماه آپريل بهشون ملحق بشه
و آپريل 30 روز داره
واي خانم، شما واقعا نابغه هستين
شما ميدونيد که آپريل سي روز داره
خانم رو تشويق کنيد
آرون، از اونجايي که قراره به يه شرکت انگليسي ملحق بشي
حالا بايد جواب رو به پوند بدم يا به روپيه؟
با روپيه هم کارمون راه مياُفته
باشه
...پس حقوق تو خواهد بود
يک کرور و 737 لاک و 418 روپيه و 23 پيسا
درست گفتم؟
آرون، درست گفت؟
درسته داداش
خب آرون، اين کدوم شرکته؟
خانمها هم ميتونن استخدام بشن؟
به نظر ميومد روح ديدن
ديدن اين که يه زن داره سوالهاي رياضي حل ميکنه، انقدر عجيبه؟
اکثرا زنهاي اينجا، مسئلههاي مربوط به خونه رو حل ميکنن، نه؟
براي اون کار هم به رياضي نيازه
هيچکس نميتونه جلوي تو پيروز بشه عزيزم
با مادرت صحبت کردي؟
عزيزم، ما داريم به املاک عالم ميريم تا قرقاول شکار کنيم
به محض اينکه برگشتيم باهاش صحبت ميکنم
يک ساله همين رو ميگي
"بعد از نامزدي خواهرم به مامان ميگم"
No comments yet. Be the first to leave one.