The first 200 lines.
کلیه شخصیت ها، نهادها، مکان ها و حوادث این سریال خیالی
و زائیده ذهن نویسنده می باشند
از اینوریه؟
از اینوری نیس؟
بنظرم قبلاً هم از اینجا رد شدم مگه نه؟
اونوریه؟
چرا همه مسیرها شکل همن؟
کجــ...ااا
اینوریه؟ نیس؟
!هان؟ جنگل؟ جنگل؟
بازم جنگل؟ !بازم که جنگله
-خشم -432
کار یدی
-حیوون -سه
حیوون؟ حیوون؟
-لکه ی آب -لکه؟
بیخیال بابا
مسخره بازی شد
دیگه نمی کشم
منم دیگه نمیکشم به هیچ عنوان نمیکشم
خدا لعنتت کنه
ارباب، مگه ما چه بدی
در حقت کردیم، هان؟
بشمارید ببینید زمین چند بار شخم زده شده
و اینکه چقدر اقونیطون در اون زمین کاشته شده
و مساحت زمین رو تا حد ممکن
دقیق تخمین بزنید
!آخه چرا؟ چرا؟ چرا؟
چرا باید اینکارُ بکنیم؟
خب معلومه چون باید گزارش رد کنم
در ضمن، این قضیه مرتبط با اعلیحضرته
ازتون یه کار عالی انتظار دارم
پس باید افراد بیشتری رو به کمکمون میاوردید
این مساله باید محرمانه نگه داشته شه
نمیشه که برم به مردم جار بزنم
دارید جدی میگید؟ شوخی نمیکنید؟
چرا همه ی خرحمالی ها مال ماست؟
!یواشتر
بابت زحماتتون ازتون قدردانی میکنم پس به خودتون آسون بگیرید
!جَلدی قال قضیه رو بکنید
داری کجا میری؟ داری کجا میری؟
ما از پسش برنمیایم !من نمیتونم، دیگه انجامش نمیدم
باید بریم براش گزارش رد کنیم
نه، در هر حال باید بهش خدمت کنم
!این کار نهایت بی انصافیه
!نه! نـــــــــه
کجا بودیم؟
تو اونجا بودی، اونورتر
-و منم اینور داشتم پوشش میدادم -...پس تو
این دیگه چیه؟
"یومچو؟"
یومچو همون باروت نیس؟
الان چی گفتی؟ "یومچو؟"
انگاری واقعاً خودشه
اینجا در مورد باروت حرف زده
اینجا رو نگاه کن این آدمها نه تنها از شاه دزدی کردن
بلکه تجارت باروت هم انجام میدن
بنظرم اینا دزدای معمولی نیستن
میگم این حرفایی که اینجا نوشته چیه؟
-"میدو" -"میدو؟"
میدو دیگه چیه؟
این میشه دم، یعنی جزیره بنظر یه مکان میاد
جزیره ی دم؟
وای، زهلم ترکید کی اونجاست؟
!یکی میزنم تو فرق سرت
آیگو
ارباب
شما حالتون خوبه؟
-آب، یخورده آب لطفاً -چشم
چی؟ پس بی نتیجه برگشتین؟
زمین ناهموارتر از چیزی بود که فکرشو میکردم
مسیرها درست مثل یک مارپیچ تو هم پیچیدن و چرخیدن
یه مشت احمق بیشتر نیستن
اما بنظرم این قلعه در عالی ترین جای ممکن بنا شده
پس حالا باید چیکار کنیم؟
قصد داشتم پس از تخمین مکان معدن تقاضای نیروی پشتیبان بکنم
اما همین حالاش هم خیلی دیر شده
باید با چاپارخانه یا پایگاه مرزی تماس بگیرم
شما که گفتید مقامات طرف اونان
تو راه متوجه شدم همه جور امکاناتی در اختیار دارید
احیاناً در کار تجارت گیاهان دارویی هم هستید؟
ما با گیاه میاه سر و کار نداریم
افسری که مسئول اینکاره، فرد خیلی محتاطیه
حوصله ی غُرغراشو ندارم
حتماً پای یکی وسط هست که نباید باشه
اداره پرداخت مستمری، حقوق افسران رو پرداخت میکنه
با قاضی مستقر در اون دفتر دیدار خواهم کرد
من اون دفتر رو بلدم
اتفاقاً همین نزدیکی هاست شما رو تا اونجا میبرم
نیازی نیست
اگه پیداش نکنم، چی؟
پس لطفاً من رو ببرید به اون اطراف
بله
-یوک چیل، گوپال -اونا اینجا نیستن
-4557 -7432
-4558 -7433
-4557 -743...
-زده به سرت؟ -زده به سرت؟
-خُل شدی؟ -مرتیکه ی بیشعور
!مگه تقصیر منه؟
گفتم مگه تقصیر منه؟
-!ول کن -!اول تو ول کن
-!گفتم ول کن -!خودت ول کن
-تا خود فردا نگهش میدارم -منم
-تا خود فردا نگهش داشتم -اصلنم درد نداره
!گفتم ول کن
هنوزم دارید عین خروس جنگی دعوا میکنید؟
-ارباب -!آدمای احمق
اندازه گیری دیگه بسه بیاین دنبالم
باید فوراً بریم یه جایی راه رو نشون بدید
دفتر از این طرفه
این بار قراره کجا بریم؟
چطور به این زودی برگشت؟
!راه میفتید یا نه؟
گفتی جسد؟
بهمون گزارش دادن که یک بوی گندیدگی از دفتر گروه تجاری سویانگ میاد
...وقتی رفتیم اونجا
هونگ سوک گی
این که همون کارمند ارشد بخش حمل و نقل دریاییه
چیز دیگه ای بغل دست جسد نبود؟
این نامه رم کنارش پیدا کردیم
نجیب زاده ای شش فوتی با هیکلی تنومند دیدم
در شنلی سبزینه فام
کمی پیش از مرگ، با صدایی بلند
کارمند ارشد بخش حمل و نقل دریایی را تهدید میکند
...نامه ای از یک رهگذر
بیاید بیرون کسی اون داخل هست؟
-برای چه کاری به اینجا اومدید؟ -بابا بزار بریم تو
-بابا مشکلی پیش نمیاد -بریم تو خودت می فهمی
باشه؟
عذرخواهی من را بپذیرید
آمدم تا در مورد یک امر فوری تقاضای کمک کنم
نجیب زاده ای شش فوتی با هیکلی تنومند دیدم
در شنلی سبزینه فام
کمی پیش از مرگ، با صدایی بلند
کارمند ارشد بخش حمل و نقل دریایی را تهدید میکند
-...من از هانیانگ -!دستگیرش کنید
-اطاعت -اطاعت
-!صبر کنید -اینجا چه خبره؟
-چیه؟ -شما چتونه؟
این چه کاریه؟
شما کارمند ارشد بخش حمل و نقل دریایی هونگ سوک گی رو میشناسید؟
شما اونو از کجا میشناسید؟
هونگ سوک گی؟
کجا پیداش کردید؟
کی این بلا رو سرش آورده؟
...بی ریونگ
اون زنی که اونجا بود چه بلایی سرش اومد؟
داری از چی حرف میزنی؟
خودت کُشتیش داری طفره هم میری؟
!یکی شهادت داده که تو اینکارُ کردی
آیگو، اشتباه به عرضتون رسوندن !ارباب ما همچین آدمی نیست
ایشون افسر هونگ مونگوان هستند
این حقیقت داره
من بازرس مخفی هستم که شخص عالیجناب من رو
برای سرکشی به استان چونگچونگ فرستادند
این مرد یک کارمند ارشد بود
و این حقیقت داره که من ازش بازجویی کردم
!اما من نکشتمش
قصد داشتم به قصد بازجویی بفرستمش هانیانگ
من یک بازرس سلطنتی ام چطور میتونستم بُکشمش؟
...نشان اسب
کلی آدم احمق دیدم که
با یک نشان قلابی، ادعای بازرس بودن کردند
فقط برای اینکه نا آرامی به پا کنند
-زندانیشون کنید -اطاعت
عقل از سرتون پریده؟
!بابت این رفتار هزینه ی گزافی خواهید پرداخت
!ارباب، شما هم یه چیزی بگید خب
-از اینکارت پشیمون میشی -!ولم کن
قبل از اینکه مثل یک جنایتکار با من رفتار کنی !باید یکی رو بفرستی تا صحت حرفم رو تایید کنه
!گوش کن چی میگم
-..صبر کنید -...آخه
-!کاری نکنید که از کرده تون پشیمون بشید -!دارید اشتباه میکنید
-ما رو بیارید بیرون -باشه؟
چقدر دیگه باید راه بریم؟
آدم اشتباهی افتاد تو تله
چی؟ اون احمق یکی از اعضای خانواده ات نیست؟
!مرتیکه ی عوضی
از کجا اینجا رو پیدا کرده؟
!تو...همونجایی که هستی وایستا
!دارم میام با دستای خودم بُکشمت
!تو... همونجا وایستا
مهمون ناخونده داریم
!به به
!باید زودتر از اینا کمک میخواست
یعنی انقدر کلّه شق بود؟
!خب ببینیم کجا بودیم؟
...آره میدو ...میدو
"توروکسون؟"
"توروکسون؟"
!توروکسون که دیو دریاست
چی؟ با دیو دریایی هم داد و ستد داشتن؟
!جویی
!جویی، به دردسر افتادیم
!ارباب... ارباب رو زندانی کردند
!چی؟
!هی، با توام !با توام
ارباب
ارباب
No comments yet. Be the first to leave one.