The first 200 lines.
b 💎 me
≡قسمت دوازدهم≡
.بيرون اومديم
ايان, خوشت مياد؟
.آيگو, چه خواب آلود
.خيلي خواب آلودي
!دالي - ايان بيداري؟ -
.ايان
.دکتر اختاپوس - .اوه, منو ترسوندي -
اينجا چيکار مي کني؟
..حقيقت رو به من بگو
بيماريم شروع شده؟
.گفته بودم استراحت کن
...ميدوني که... من غش کردم و حافظه ام رو از دست دادم
ربطي به بيماري ژنتيکي ـم داره؟
😠!!!!فکر نمي کني, حقيقت رو بايد بدونم؟
...درسته
.پدرت, هم, وقتي تو همين سن بود...
.نشانه هاي مشابه تو رو داشت
...هنوز اطمينان کامل ندارم اما
.پيشرفت مشابهي دارن
...داري ميگي
بيماري پدرم هم همينطوري شروع شد؟
...پس
...درست مثل پدرم, پدر بزرگم
...و پدرِ پدر بزرگم
.اين اتفاق برام مي افته
.تو سي سالگيم
...بهت گفتم
.نگران نباش و زود نتيجه گيري نکن
چطوري ميتونم نگران نباشم؟
...مادربزرگم
...ميونگ و هاپو کوچولو
خانواده ام, کسايي هستن که .ميخوام ازشون محافظت کنم
🙏 چطوري ميتونم نگران نباشم؟
.ممنون, اين روز ها حس و حال خوبي ندارم
...از دست دادن چيز هايي به اين مهمي
رئيس لي گون... اگه حافظه اش برنگرده ميخواي چيکار کني؟
.نميخوام به چيز هاي بد فکر کنم
بهش اعتماد مي کنم و .تا آخر منتظرش مي مونم
!رئيس
افرادي که به خريد کافه .علاقه مند هستن تشريف آوردن
.باشه, يه لحظه منتظر باش
ديگه کافه رو اداره نمي کني؟
...بله
.هفته ديگه به فرانسه ميرم
چرا اينقدر ناگهاني؟
.هميشه تو فکرش بودم .فقط زودتر اتفاق افتاد
...پيدا کردن خواهر کوچکترم هم همينطور
,ديگه تقريبا .همه اميدم رو از دست دادم
,هيچي برام غير ممکن نيست, اما عجيبه که اين روز ها کارهام .خوب پيش نميرن
ميخوام قوي بشم و از نو .شروع کنم
.قوي باش, همه چي درست ميشه
ديرِت نشده؟ گفته بودي که بايد به کلاس .والدين بري
.ديگه ميتونم برم
.همه واقعاً سخت کار کردين
...اين آخرين کلاس والدين ـه که
.براي شادي خانواده هامون برگزار ميشه...
,فکر کردن به اينکه آخرين کلاسه .منو احساسي مي کنه
,پس, امروز براي آخرين درس ...ما
...براي نوزادمون که تازه متولد ميشه
✉ نامه اي براي دعاي خير .مي نويسيم
...پيامي که شما به عنوان پدر و مادر
به بچه ـتون ميخواين بگين رو به زيبايي هر چه تمام تر .در اين نامه بنويسين
خوب, چرا با موزيک کارو .شروع نکنيم
...چيز هايي رو که ميخواين بگين
زماني که بچه ـتون بزرگتر بشه ,اين رو ميبينه .پس بهترين تلاشتون رو بکنين
...هاپو کوچولو, اين پدرته
کمي عجيب غريب ميشه؟
.هاپو کوچولو پدرتم
.هاپو کوچولو, منم, گون
.توسط لي گون
.عجيبه... عجيبه.. خيلي عجيبه
.سلام.. به نوشتنتون ادامه بدين
,حتي اگه مغزم مشکلي داشته باشه ...مثلاً تير خورده باشم
اولين جمله نامه اي که براي بچه ام مي نويسم رو اينطوري شروع مي کنم؟
شما چرا اينجا اومدين؟
حالا که ميدونم بچه تو شکمت ...بچه منه
بايد وظيفه ام به عنوان پدر .رو کامل کنم
...چونکه دست خط قشنگي داري
.چيزي که ميگم رو بنويس
!خط به خط... با دقت تمام
.بله, با دقت
...هاپو کوچولو, دنيا خيلي بزرگه و ✏
.زندگي... خيلي زيبا ✏
.ن... نه, نه. از اول.. از اول
.بايد واقعي تر صحبت کنم
....زندگي... خيلي غريبانه و ✏
.دنيا خيلي سخته ✏
...اگه عمر زيادي نداشته باشي ✏
...ثروت و افتخار بي معنيه. با اين وجود ✏
بهترين تلاشت رو ✏ براي زنده موندن تو اين دنيا بکن
...سعي کن از استرس دوري کني ✏
.به خودت بيش از حد فشار نيار ✏
.اگه بدن سالمي ميخواي... غذاي سالم بخور ✏ يه عالمه
.حتما بايد همه چي رو بخوري ✏
...مواظب سَگا, ماشينها ✏
...و آتيش باش - ✏ ...ببخشين -
.گفتم به نوشتنت ادامه بده
.سريع بنويس... قبل از اينکه يادم بره
اين براي نامه دعاي خير بچه خيلي جدي نيست؟
اين نامه بايد به بچمون طرز زندگي کردن .رو ياد بده
.تا جديَم... سريع بنويسش
.ممنونم
من به طور معمول واقعاً از اين نوع غذا ها خوشم .مياد
بو ـش خيلي شديد ـه, نه؟
واسه همين بود که گفتم با تنها خوردن .مشکلي ندارم
.نه, زياد بخور
واسه چی ميخندي؟
.فقط چون خوشم مياد
اين مَنو ياد موقعي ميندازه که .با هم اومديم
...قبلاً هم وقتي که به اينجا اومديم
.گفتي که بو ـش خيلي بده
مثل ديوونه ها دستمال کاغذي رو .تو دماغت جا داده بودي
.اين بي معنيه
.من هرگز تو زندگيم وقارم رو از دست ندادم
.نه اينطور نيست
,خيلي از سَگا ترسيده بودين .مثل ديوونه ها فرار مي کردين
,با مادرم رفتار خوبي داشتين .و حتي براش آواز خوندين
.آدم خيلي سرگرم کننده اي هستين
.واقعاً همسر خوبي بودین
.هميشه کاري ميکردين که بخندم
...من
...حتي يه بار هم کاري نکردم
...که باعث ناراحتي
يا گريه ـتون بشه؟
.نه... حتي يه بار
ميونگ, شما واقعا درست مثل .زَناي احمق هستين
.مثل اينکه کمي نااُميد شدين
اما به لطف شما, من از ..."پستش کن" به يه "دختر سوپر چسبي"
که فقط تو فيلما ظاهر ميشه... .تبديل شدم
یه لباس خيلي زيبا پوشيدم و .آرايش خيلي قشنگي داشتم
...دختر سوپر چسبي
.ميتونم تصور کنم که چه زيبا شده بودي
...اما, کيم ميونگ
هميشه نميتوني يکي رو .کنارت داشته باشي
در آخر, خودت بايد کارها رو انجام .بدي
بخاطر همينه که دارم .سخت کار مي کنم
ميخوام به کسي تبديل بشم که .ميتونه بهتون قدرت بده
,اينطوري ميتونين به من تکيه بدي .درست همونطوري که من به شما تکيه دادم
...در صورتي که حافظه ـتون برگرده
.ميتونيم دوباره با همديگه باشيم
.هديه تولدتون🎁
اين چيزيه که از من خواسته بودين .براتون درستش کنم
.فنجون گُوني
"باباي هاپو کوچولو" 💑
چطوره؟ مثل همن, درسته؟
.خيلي خوب ميشد اگه تولدت نمي گذشت
.بجاش, سال بعد يکي بهتر درست مي کنم
حالت خوبه؟
.مزه تندي داره
.بفرما
اولش وقتي فهميده بود... که تحقير شده ...حتي نميخواست
.حتي واقعا نميخواست... خانواده اش رو ببينه
نميخوام اميدم رو از دست بدم, اما ...ديدن اينکه
داره عوض ميشه و به پسرم نگاه ميکنه ...با دونستن اين موضوع... فقط به نوعي .آسيب ميبينم
رئيس, اينا پرونده هايي هستن که .امروز بايد امضا کنين
اين روزا براي خانم بايد خيلي سخت باشه, درسته؟
...بخاطر همين نقشه اي کشيدم
.که حالشون رو بهتر مي کنه ...
...دوباره يه چيزي مثل
آتيش بازي و ترقه بازي کنار رودخانه هانـه؟
!ميگم ديگه
ترقه ها اصلا بيرون نمي اومدن واسه .همين خيلي سخت بود
.رئيس
رئيـ
مشکل چيه؟
رئيس! دوباره برگشتين؟! دوباره حافظه ـتون برگشته, درسته؟
!رئيس ما 👌
.بهتره با خانم تماس بگيرم - !نکن, نکن -
.اينو يه راز نگه دار... يه راز
تو اين شرايط ميخواين مرموز باشين؟ - .منشي تاک -
فکر کنم اين بخاطر مريضي .ژنتيکي احمقانه ام بود
...از الآن, حتي نميتونم
تصور کنم که چقدر ميتونم باعث رنج اون زن... .زيبا بشم .حتي نميتونم تصور کنم
ميخواستم زنگ بزنم که همديگه رو .ببينيم. حتما فکرمون يکي بوده
ديروز بخاطر اينکه اونطوري گذاشتي رفتي .خيلي تعجب کردم
...سرا
...ما
.بيا بهم بزنيم
چرا اينطوري مي کني؟
.از اينکه يهويي دارم ميگم, متاسفم
.اين بخاطر اون زن ـه. کيم ميونگ
...نه - فکرم درسته = ...با اون, هم -
.ميخوام تمومش کنم
طي 6 سالي که با هم بوديم... اوقات خيلي ...خوشي داشتيم
از اينکه اون لحظه ها رو تلف کردم .خيلي متاسفم, سرا
.هيچکدوم اينا تقصير تو نيست .همش تقصير منه
پس بخاطر اين به خودت صدمه نزن, باشه؟
اين يه دروغه... درسته؟
اين همش بخاطر اون زن, کيم ميونگ ـه درسته؟
,اگه بخاطر اون نبود .اين اتفاق نمي افتاد
.نميخوام
...نديدنت
هيچ وقت به اينکه .بدون ديدن تو زندگي کنم فکر نکردم
فرانسه؟ کَي ميخواي برگردي؟
.نميدونم. شايد ديگه هيچ وقت برنگشتم
,به لطف فيلمي که برام درست کردي .من تو اين شهر محبوب شدم
.اگه خواستي برگردي, حتما بهم زنگ بزن
!نه, ممنون, رئيس .بعدا ميبينمت
No comments yet. Be the first to leave one.