The Walk

The Walk

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

The Walk 2015 All Bluray 720, 1080
A Commentary by babi zandi

Tags

BluRay
720
1080
Published on: 2019-04-07
Downloads: 49
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

بر اساس يک داستان واقعي

"چرا؟"

اين بيشترين سواليه که مردم ازم ميپرسن

"چرا؟ واسه چي؟"

"چرا بند بازي ميکني؟"

"چرا ريسک احمقانه ميکني؟"

"چرا خطر مرگ رو به جون ميخري؟"

...ولي

.من اينطوري بهش نگاه نميکنم حتي هيچوقت اين کلمه رو زبان نياوردم

مرگ

باشه، خيلي خب حالا يه بار به زبون آوردمش

يا شايدم با الان 3 بار شده

اما ديگه اينو به زبون نميارم

بجاش از کلمه‌ي متضادش استفاده ميکنم

زندگي

واسه من، بند بازي مثل زندگي ميمونه

زندگي اينجوريه

،خب، همراه من تصور کنيد سال 1974 شهر نيويورک‌ـه

،و من عاشق اين دو تا ساختمون هستم دو تا برج

،يا همونطوري که مردم جهان بهش ميگن

برجهاي دوقلوي مرکز تجارت جهاني

اين برج‌ها من رو فرا خوندند يه چيزي رو درونم به جوش ميارن

و الهام بخش يک رويا به من بودن

روياي من اين بود که يک کابل بند بازي ،بين اون دو تا برج‌ دوقلو بزنم

و از روش راه برم

و ميدونم اين کار غير ممکنه و صد البته غير قانوني

ميخواي بپرسي چرا دنبال يه کار غير ممکن هستم؟

چرا ميخوام دنبال رويام برم؟

.اما من نميتونم جواب اين "چراها" رو بدم نه با حرف زدن

بلکه ميتونم بهتون نشون بدم که چطور اين اتفاق افتاد

و واسه اين کار بايد به زمان گذشته ،و به اون طرف اقيانوس برگرديم

چون علاقه‌ي من نسبت به اين برج‌ها از نيويورک شروع نشد

و اگه تا حالا متوجه نشدين بگم که من اهل اينجا نيستم

نه. داستان من توي يکي ديگه از خوشگل‌ترين شهرهاي جهان شروع شد

پاريس

پس حالا پاريس رو تصور کنيد

...من اينجام، يکي که مدعي بند بازيه

که هيچکس بهش اهميت نميده

که با خوندن شعر توي خيابون‌ها زندگيش رو ميگذرونه

من يه شخصيت براي خودم ساختم کلاه شاپو به سر ميکنم

فقط لباساي مشکي ميپوشم

تمرين کردم که بتونم يه دايره‌ي بي نقص روي زمين بکشم

و توي اين دايره هيچوقت حرف نميزنم حتي يه کلمه

اين دايره قلمروي منه

و حتي اجازه نميدم يه نصفه پنجه هم توش باشه

و اگه تماشاگرا بازم به حريم مقدس من تجاوز کنن

معمولاً با رفتار شديدتري باهاشون برخورد ميکنم

من واسه هر کسي که منو نگاه کنه نمايش اجرا ميکنم و مردم دوستش دارن

مرد، زن، جوان، پير، همه دوستش دارن

البته به جز پليس

من اعتقادي به مجوز گرفتن ندارم

،ولي هر جايي که ميرفتم يا هر کاري که ميکردم

...هميشه دنبال

يه جاي بي نقص واسه نصب کردن کابلم ميگشتم

سلام خانوم

!يه دندون درد وحشتناک دارم !فورا بايد دندونپزشک من رو ويزيت کنه

قبلا تلفني نوبت گرفتين؟

نه، من تلفن ندارم

خب، پس، بايد صبر کنين

صبر کنم؟ !خانوم، خواهش ميکنم

دو ساعت ديگه يه نوبت خالي داريم

... خانوم! نميشه که انتظار داشته باشين که من

اين درد وحشتناک رو !تا دو ساعت ديگه تحمل کنم

بسيار خب. من صبر ميکنم

و بايد اميدوار باشيم که !که من از شدت درد بيهوش نشم

صبح بخير آقا. حالتون خوبه؟

!منم از آشنايي با شما خوشحالم

يهويي خشکم زد

درد دندونم از بين رفت

توي اون مجله يه مقاله و يه عکس از اون برج‌ها بود

ساخت اونا هنوز تموم نشدن

اما توي اون مجله نوشته بود وقتي که کارشون تموم بشه

بلندترين برج جهان ميشن

و با کشيدن اون خط کوچولوي مداد

سرنوشتم رقم خورد

اين شروع روياي من بود

اولين باري که يه بند باز رو ديدم ‏ 8 سالم بود

اون سيرک به شهر من اومد

...و گروه سيرک خانواده‌ي اومانکوفسکي

يکي از بزرگترين گروه بند باز در جهان نمايش ميدادند

شياطين سفيد

پسرم، يه دلقک سيرکه

و تمرين کردم تا ياد بگيرم روي اون طناب راه برم

و معلوم شد استعدادهاي ديگه هم دارم

مثل بالا رفتن، تعادل و حتي ژانگولربازي

اما من ميخواستم چيزاي بيشتري ياد بگيرم

!هي

داري با کابل من چيکار ميکني؟

!بيا پايين

!از روي کابلم بيا پايين

!ميخواي خودت رو بکُشي؟ احمق

!زود باش

!وگرنه خودم ميام بالا و ميندازمت پايين -

اينطوري با رودي اومانکوفسکيِ پدر آشنا شدم -

"بزرگ خانواده‌ي گروه بند باز "شياطين سفيد

کسي که همه به اسم "پاپا رودي" صداش ميکنن

اون هيچوقت نميگفت دقيقاً اهل کجاست

اما مشخص بود اهل فرانسه نيست

،پاپا رودي" يکي از بهترين بندباز" آکروبات و ژانگولربازها بود

و توي اون لحظه گمون کنم اون يه چيزي توي من ديد

!فيليپ

ميشنوي چي ميگم؟

چرا ميشنوم، ولي من زبان چک رو بلد نيستم

اوه، شرمنده

انگليسي حرف ميزنم- باشه -

امروز قراره ياد بگيري که چطوري وارد بشي

بايد ياد بگيري که چطوري تعظيم کني

تعظيم کردن يه پيغام بدون صداست

يه دستور که به بيننده ميگه بهت توجه کنن

و بعد نمايش تعظيم به عنوان تشکر حساب ميشه

يه درود

!آه

درود

باشه. باشه. باشه

.نه، فيليپ افتضاح بود

تو داري زياده‌ روي ميکني

.کار خاصي نکن حالا دوباره امتحان کن

"!نه! گفتم "هيچکاري نکن

!هنوزم داري زياده‌روي ميکني مثل يه آدم ترسو ميموني

تماشاگران هميشه بايد احساس کنن کنترل همه چي دست توئه

!پس تلاش زيادي نکن

.کار خاصي نکن دوباره انجامش بده

آه! پس احترامت کجاس؟ تو کار خاصي نکردي

!ولي خودت گفتي کار خاصي نکن

در ظاهر کار خاصي نکن

،توي درونت، توي قلبت بايد بهشون احترام بذاري

"توي قلبم؟"

...ولي يه هنرمند سيرک بايد احترام صادقانه بذاره

و از تماشاگرا تشکر کنه

اما چرا من بايد به اونا احترام بذارم؟ من کسي‌ام که روي کابل وايستاده

تو بايد به تماشاگرا درود بدي !و اداي احترام کني

....اگه اينو درک نکني

هيچوقت نميتوني توي يه سيرک اجرا کني

خوبه، باشه، اصلاً من نميخوام توي يه سيرک اجرا کنم

من يکي از اون دلقک‌هاي مسخره‌ي سيرک نيستم

!من يه هنرمندم

...خب، همينطور شد که

پاپا رودي منه هنرمند رو پرت کرد توي خيابون

...و يه خورده بعد از اون هم

تو با اين حرکات احمقانه‌ي سيرک !به جايي نميرسي

!با بند بازي نميتوني امرار معاش کني

!ادموند، بايد تجديد نظر کني !يه فرصت بهش بده

!نه! هويجهاش پخته شدن

!دقيقا

!هويجها پخته شدن

!فيليپ

.هويجها پخته شدن کار ديگه‌اي نميشد کرد

پس راه خودمو پيش گرفتم

حتي نميدونستم دنبال چي هستم

اما فکر کردم شايد بتونم توي پاريس پيداش کنم

ميدوني، تا قبل از اينکه بياي !من کارم گرفته بود

به خودت افتخار ميکني؟

از کي پانتوميم بازي ميکني؟

.نه. من پانتوميم کار نميکنم !پشت يه ديوار خيالي هم پنهان نميشم

.خواهش ميکنم به دايره‌ي من احترام بذار اين يه مکان مقدسيه

آه. مرسي

ممنون ميشم اگه از اينجا برين

ما داريم حرفاي خصوصي ميزنيم

خب، نميدونم چي بگم

ما فکر کرديم شماها دارين اجرا ميکنين - نه اينطور نيست -

اين واسه شماهاست

خب، ممنونم از لطفتون

خداحافظ

.واي. عاشق انگليسي حرف زدنتم مثل آمريکايي‌ها حرف ميزني

!تو دزدي

فکر کنم از انگليسيت بيشتر خوشم مياد

فکر ميکني کي هستي، احمق؟

اوه، آره، قطعاً از انگليسيت بيشتر خوشم مياد

.پس گوش کن، ژانگولرباز توي بهترين تماشاگراي اين چند هفته‌ام رو دزديدي

!اونم واسه چي؟ يه سري شيرين کاري‌هاي سطح پايين؟

خب، متاسفم اما مردم از بند بازي در ارتفاع من خوششون مياد

اوه، به اون ميگي بند بازي در ارتفاع؟

اين کم ارتفاع ترين بند بازي بود که تا حالا ديدم

حق با شماست، دوشيزه خانوم

ولي بخاطر اينه که بلندترين دو درخت ... توي اين ميدان

درست پيش محل نمايش شما بود

و من هيچوقت به محل نمايش يه هنرمند ديگه تجاوز نميکنم

قراره بارون بياد

خانوم موسيقي‌دان خيابوني عصباني

مايلم باهات يه قراري بذارم

من زماني توي اون ميدون نمايش ميذارم که تو اونجا نباشي

اوه، اين يعني تمام آخر هفته‌ها و سه‌شنبه‌هاي توي ماه

باشه. قبوله

اسم من فيليپ

منم آني ام - آني، اسم قشنگيه -

چرا همش انگليسي حرف ميزني؟

.آه، چون بايد تمرين کنم ميخوام برم نيويورک

.آه، نيويورک خيلي هيجان انگيزه

جدي؟ شايد تو هم باهام اومدي

آره، شايد

.از آواز خوندنت خوشم مياد خيلي خوبه

تو به آواز خوندن من گوش نميدادي

تو مشغول نمايش آتيش بازي روي طناب بودي

اوه، نه، قبل از اون هم اونجا بودم

شايد تو منو نديدي ولي منو تو رو ديديم و آواز خوندنت رو شنيدم

خيلي خوب بود

خب، ممنونم

آني، ميشه به يه ليوان شراب دعوتت کنم؟

نه، بنظرم فکر خوبي نمياد

باشه، پس باهات يه قراري ميذارم

More Farsi Persian subtitles for The Walk

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left