Season 1

Release info

The Beginning After the End Ep09 by d gray-man [@animkingdomsub]
A Commentary by animkingdom
d.gray-man: مترجم | animkingdomsub: تلگرام و اینستاگرام | هر گونه سواستفاده از زیرنویس انیم کینگدام شامل کپی، دستکاری، حذف تگ کپی رایت و نام مترجم و تیم ترجمه، هاردساب کردن و انتشارش توسط شما در سایر سایتها بدون کسب اجازه حرام است و رضایت ما را ندارد. با تشکر

Tags

webdl
Published on: 2025-05-28
Downloads: 64
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 140 lines.

باورم نمیشه تونستم فقط چند ثانیه نگهش دارم

زیادی عجله کردم؟ باید روش دیگه ایو انتخاب میکردم؟

نه‏.‏ باید به این قدرت مسلط بشم

فقط اینطوری میتونم از کسایی که دوستشون دارم محافظت کنم

تمام دلیلم برای برگشتن همینه

درسته‏.‏ من ‏.‏‏.‏‏.‏

من برگشتم خونه

بو گند میدی‏!‏

وووول نخور‏!‏

نمیتونی این عمارت مجلل رو با بوت به گند بکشی

باید اعتراف کنم

خانواده ی هلستیا خوب از مزایای مؤسسه ی حراجی بهره میبرن

استرس؟

ارباب و خانم فقط میخواستن اون بعنوان یه جادوگر بیدار بشه

با اینکه خودشون جادوگر نبودن

نمیتونم اینو از ذهنم بیرون کنم

اوه‏،‏ ببخشید‏،‏ سیلوی بذار خشکت کنم

خب‏،‏ حالا خیلی تمییز شدی

حالا دیگه ‏.‏‏.‏‏.‏

نوبت نو نوار شدن خودته‏!‏

آره‏!‏

اوه خدا‏،‏ یه جواهر کمیاب گیرم افتاده‏!‏

میخوام از اینکار لذت ببرم

یه جواهر کمیاب؟

آروم باش‏.‏ یه استایل خفنی بشی BTS بزنم یه پا

خیلی عالی شدی‏،‏ عسلم‏!‏

خیلی شیک و مرتب شدی‏،‏ برادر‏!‏

همه ی اینکارا برای چیه؟

داشتم فکر میکردم ببرمت یه نگاهی به مؤسسه ی حراجیمون بندازی

مؤسسه ی حراجی هلستیا اونقدر معتبره که حتی اعضای خاندان سلطنتی هم با لباس مبدل میان اونجا‏!‏

پس‏،‏ نمیتونستی با قیافه ی عادی بری اونجا

یعنی این اینقدر بد بود؟

امروز‏،‏ قراره اطراف شهر سایروس رو نشونت بدیم

برادر‏!‏

منو همراهی کن‏،‏ لطفاً

باعث افتخارمه

حسودیم شد‏.‏ قبل از اینکه برگردی النا همش با من بود

اون فقط درمورد من که تازه برگشتم کنجکاوه

درسته؟

درسته‏!‏

خوشحالم لباسه بهت اومده

تو هم چیزی انتخاب کردی؟

آره‏.‏ ولی نه همه ی چیزا رو

اونا کی بودن؟

شاگردای آکادمی جادوی سایروس

دردسرساز بنظر میان ‏.‏‏.‏‏.‏

خب‏،‏ آره‏.‏ پوشیدن یکی از اون یونیفرما عملاً مثل اینه که عضو خانواده ی سلطنتی باشی

پس بهمین دلیل ‏.‏‏.‏‏.‏

یه چیزی حس میکنم

اونا هسته های هیولان

هسته های هیولا؟

درسته‏.‏ هسته های جادو از هیولاهای مانا که گرفته میشه

قدرت کسایی که نگهشون دارن رو تقویت میکنن

هسته های هیولا رو میشه خرید و فروش کرد؟

اوه‏،‏ نمیدونستی؟

قبل از اینکه بتونیم به این مغازه بیاریمش‏،‏ از هم جدا شدیم

این درمورد الفها اینطوری نبود

اثراتشون بسته به هسته متفاوته

اگه این با اراده ی یه هیولا همراه باشه‏،‏ 100سکه ی طلا ارزش داره

100سکه ی طلا؟

این پول برای 250 سال زندگی تو روستامون کافیه

250سال‏!‏؟

یه تعدادیشون تو حراجی به فروش گذاشته میشن

من ترتیب همه چیزو میدم که بتونی بررسیشون کنی‏،‏ آرتور

باشه

راستش الان از اراده ی هیولایی که دارم راضیَم

مامان ‏.‏‏.‏‏.‏

مامان‏،‏ فکنم ‏.‏‏.‏‏.‏

جوابم هنوز نه هست‏.‏ داشتن یه هسته ی هیولا برای بیدار کردن جادوگریت یه میانبر نیس

قبلاً درمورد این حرف زدیم

اما ‏.‏‏.‏‏.‏

علاوه بر این‏،‏ خرید چیزای خیلی گرون برای یه بچه عقلانی نیس

اما ‏.‏‏.‏‏.‏ فروشگاههای اسلحه ارزون ترن‏!‏ فقط میخوام امتحانش کنم

نه‏.‏ درمورد این حرفامو زدیم

از حرفاشون بنظر نمیاد مادرش لیلیا رو تحت فشار گذاشته باشه

پس‏،‏ یعنی انتظارات پدرش داره اذیتش میکنه؟ یا شاید ‏.‏‏.‏‏.‏

هی‏،‏ گوش ــــ

هان؟

رفته

اما کجا؟

میتونستم با پول تو جیبیم اینو بخرم

واقعاً میخوای بخریش؟

آرتور؟ اینجا چیکار میکنی؟

داشتن یه هسته ی هیولا تضمین نمیکنه بتونی از جادو استفاده کنی

مادرتم همینو بهت گفت

تا سعی نکنیم اینو نمیفهمیم‏!‏

سعی کنی و جواب نگیری چی؟

من قبلاٌ چیزای مختلف زیادی رو امتحان کردم‏!‏

یه شکست دیگه به جایی نمیخوره

لیلیا ‏.‏‏.‏‏.‏

تو خاصی‏،‏ پس نمیفهمی

مهم نیس چقدر بخوام‏،‏ مامان بابام حتی نمیذارن به یه هسته ی هیولا دست بزنم‏!‏

که اینطور‏.‏ پس من دلیلیم که اون داره این فشار رو احساس میکنه

لیلیا‏،‏ بیا حرف بزنیم

تنهام بذار‏!‏

متأسفم

این فسقلی کیه؟

عذرخواهی کردنت همین بود؟

فکر میکنی با کی طرفی؟

اون یونیفرما ‏.‏‏.‏‏.‏

هی‏!‏ این سر صداها برا ــــ

هان؟

اوه‏،‏ چیزه ‏.‏‏.‏‏.‏ به کارتون برسین

اون میگه میتونیم به کارمون برسیم

خب‏،‏ چطور قراره خوش بگذرونیم؟

دارن مزاحمت ایجاد میکنن

حتیزحمت فرار به خودتون ندین‏!‏

امیدوار بودم کار به خشونت نکشه‏،‏ ولی ‏.‏‏.‏‏.‏

دارین چیکار میکنین؟

قدرتتونو غلاف کنین‏!‏ همین الان‏!‏

تـ‏-‏تو کی باشی؟

خانم‏،‏ اونا شاگردای آکادمی هستن‏!‏

اگه ناراحتشون کنین و روی فروشگاه من اثر بذاره ـــ

تو نگران این موضوعی؟

میدونی اگه بلایی سر دختر هلستیا بیاد چی اتفاقی میوفته؟

هلستیا‏!‏؟ از مؤسسه ی حراجی‏!‏؟

هلستیا ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ از مؤسسه ی حراجی؟

اونا کمکهای مالی زیادی به اکادمی میکنن

اگه مدیر اینو بفهمه ‏.‏‏.‏‏.‏

لعنتی

کسی که جایگاهشو با پول میخره بی فایدس‏!‏

لیلیا ‏.‏‏.‏‏.‏

یه دعوا با شاگردای آکادمی‏!‏؟

قبل از اینکه از کنترل حارج بشن جلوشو گرفتم

راستش ما بیشتر نگرانِ اون شاگردا بودیم

متأسفم‏،‏ بابا

لیلیا ‏.‏‏.‏‏.‏

نگران نباش‏.‏ این یه مسئله ی بی اهمیته

تو هم همینطور‏،‏ آرتور‏.‏ اگه تصمیم داری تو آکادمی ثبت نام کنی مشکلی نیس

خیالت راحت باشه

راستش واقعاً تصمیم نگرفتم ‏.‏‏.‏‏.‏

ما کمکای مالی خیلی زیادی به آکادمی کردیم

حادثه ای مثل این روی شما هیچ تأثیری نمیذاره

داری میگی میخوای آرتور رو جای من به آکادمی بفرستی‏،‏ بابا؟

چی؟

معلومه که نه

چون‏،‏ بعداز تمام اینا‏،‏ هنوز نمیتونم از جادو استفاده کنم

پس میخوای آرتور رو جای من بفرستی‏،‏ درسته؟

چی داری میگی لیلیا؟ آروم باش

ازت متنفرم‏،‏ بابا

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left