The first 200 lines.
"اگه حقيقت رو بگم اذيت ميشي" "اذيت ميشي"-
"اگه حقيقت رو بگم اذيت ميشي" "اذيت ميشي"-
"اگه حقيقت رو بگم اذيت ميشي" "اذيت ميشي"-
"اگه حقيقت رو بگم اذيت ميشي" "اذيت ميشي"-
"آدمهاي پولدار توي کاخ زندگي ميکنن"
"آدمهاي پولدار توي کاخ زندگي ميکنن"
"آدمهاي پولدار توي کاخ زندگي ميکنن"
"آدمهاي پولدار توي کاخ زندگي ميکنن"
با لوسترهاي بزرگي که از سقف" "خونهشون آويزون شده
با لوسترهاي بزرگي که از سقف" "خونهشون آويزون شده
"ما توي يه لونه زندگي ميکنيم"
"اينجا يه لونه کوچيکـه"
فقط کافيه يکم باد تند بياد" " که سقف رو با خودش ببره
"آدماي پولدار خوشمزه ترين غذاها رو ميخورن"
"آدماي پولدار خوشمزه ترين غذاها رو ميخورن"
حتي به جاي آب معمولي" "آب معدني ميخورن
"غذامون رو با چوتني ميخوريم"
"غذامون رو با چوتني ميخوريم"
"ولي ما آب تصفيه نشده ميخوريم"
"بچههاي اونا به بهترين مدرسهها ميرن"
"بچههاي اونا به بهترين مدرسهها ميرن"
"کلي کلاسهاي فوق العاده دارن"
"در حالي که بچههاي ما سختي ميکشن"
"در حالي که بچههاي ما سختي ميکشن"
"ميگن که درس خوندن به دردشون نميخوره"
"اگه حقيقت رو بگم اذيت ميشي" "اذيت ميشي"-
"اگه حقيقت رو بگم اذيت ميشي" "اذيت ميشي"-
"اگه حقيقت رو بگم اذيت ميشي" "اذيت ميشي"-
"اگه حقيقت رو بگم اذيت ميشي" "اذيت ميشي"-
"اگه حقيقت رو بگم اذيت ميشي" "اذيت ميشي"-
مـــــــــــــــــــــــاده 15
"چند راه آدم بايد طي کنه تا قبل از اينکه آدم خطاب بشه؟"
و چند دريا رو بايد فاخته سفيد پرواز کنه" "قبل از اونکه آشيونهش رو توي شن پيدا کنه؟
چندبار گلوله توپ شليک بشه" "قبل از اينکه براي هميشه تحريم بشه؟
"جواب دوست من در باد ميوزه"
وقتي لرد راما به روستاي آيوديا برگشت
کل روستاها فانوس به دست به استقبالش اومدن
فقط يه دهکده تاريک بود
مامانم گفت که لرد راما متوجه اين موضوع شد
ايستاد و از اهالي روستا پرسيد
اونجا چرا انقدر تاريکـه؟
اهالي روستا گفتن که ما فانوسها رو براي استقبال از شما روشن کرديم
يکدفعه يه باد تند وزيد و کل فانوسها رو خاموش کرد
اونوقت ديديم که کاخ شما چطور توي تاريکي ميدرخشين
به خاطر همين همه جا رو تاريک کرديم
خارج هند خيلي خوشگله آديتي
انگار همه اکسيژن دهلي اينجاست
منم خيلي خوشم مياد
چاندربان يه لحظه وايسا
يه بطري آب برام بگير
اينجا روستاي پاسيـه
خب؟ يه طايفه ديگه ست-
مثل ما نيستن
خوک پرورش ميدن
از آب اونها نميخوريم
حتي اونها رو لمس نميکنيم سايهشون هم نبايد روي ما بياُفته
نيهال سينگ يکي بطري برام بيار
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجمين: فاطمه و مهدي
رانندهم ميگه نبايد حتي سايهشون روي ما بياُفته
چون طايفهشون فرق داره
چي خنده داره؟
مامان قبلاً به خدمتکارا غذاهاي مختلفي ميداد
يه جوري بهم نگاه ميکنن انگار از انگليس اومدم
دقيقاً همينطوره به هند خوش اومدي
آره ولي اين فقط يه بخش از هنده
!دوباره شروع شد
سمت راست مسير آيودياست
مستقيم به سمت لاکنو ميره
سمت چپ هم به سمت کلکته ميره
اينجا دارن مرکز خريد ميسازن؟
نه براي آشرام ماهانتجيه يه آشرام چند طبقه
افسر بخش براهماداتي در واقع براهماداتي سينگ قربان
از اين سمت قربان
زنده باد هند قربان
اس.اي کيسان جاتاو
آجي سينگ
راجيش ميشرا
پرامود ياداو
اون خواهر کوچيک نيهال سينگـه
يه آشپز عاليه
اگه اشکال نداره به شما خدمت کنه
...اين...ياداو و اون
سلام قربان
به لالگون خوش اومدين
آنشو ناهاريا ست يکي از پيمانکاراي روستا
سرويس بهداشتي تعمير لازم داشت
پيشنهاد ميکنم يه سنگ جديد بخرين
در واقع خيلي کار برامون ميکنه ....توي جاده و راه آهن
سرويس بهداشتيهاي خيلي خوبي ساخته
مردم روستا امروز براي استقبال از شما برنامه ريزي کردن
ميخواين استراحت کنيد قربان؟
قبل اينکه از لالگون برين همه رو ميبينيد
اعلام ميکنم
که چوب درخت چريش از چوب صندل کمتر نيست
شهر ما لالگون از لندن کمتر نيست
نيهال سينگ اين مهموني براي منه؟ بله قربان-
آيان رانجان خوش اومدي
قربان مايانک ام
ايده اينکه مالت بخره از فيسبوک به ذهنش رسيد
اينستاگرام همون-
بفرماييد قربان بياين
..خواهرا و برادرا
يه شخص جديد به جمع ما اضافه شده
افسر پليس بالا مقام
آيان رانجان رانجان،رانجان،رانجان
!کف مرتب
...اعلام ميکنم
ماه بعد از مدتها ميدرخشه
سرگرمي و شادي از الان شروع شد
خوب بگيرش
طرفدار سخت کتابش ام
پدرتون نويسنده بوده؟
يه افسر ارشد بود
بعد بازنشستگي يه کتاب نوشت
آيان خارج کشور درس خوندي؟
نه قربان،فارغ التحصيل سنت استيفن دهلي ام
بعد به اروپا رفتم وقتي بابا گفت بيا،برگشتم
براي اولين سال خدمت به لالگون فرستادنت؟
يه جور مجازاتـه مجازات؟-
با کسي بحث کردي؟ نه قربان،از روي عشق بوده-
به شاستري جي گفتم باحال
مادانلال شاستري
وزير داخلي دهلي
بهش گفتي باحالي؟
يعني اون توي مهموني فارغ التحصيليم يه چيزي گفت
منم گفتم باحاله قربان
بعد چي گفت؟
دو ثانيه مکث کرد و بعدش گفت
!باحال
باچو راي 20 روپيه به خوانندهمون آميت داد
از همه متشکريم
يه رستوران پشت ايستگاه هست که غذاهاش خيلي خوشمزه ست
سوبود جي هيچوقت از خونه غذا نميآورد
دفترتون اونجاست
اون ساتيندار رايـه؟
بله،اون رو ميشناسين؟
البته،توي دهلي باهم درس ميخونديم
آره جزء افسراي اينجاست
صداش بزنم؟ بيا بريم-
ساتيندرا
ايشون رو نميشناسي؟
بايد به خاطر مهموني ازشون تشکر کني
شناختم قربان
تبريک ميگم جناب کميسر
چطوري؟
با تو حرف ميزنن
برميگردم قربان
انگاري زياده روي کرده دوستاي خوبي بوديم-
الان برميگردم ببخشيد قربان
چي؟ اگه بگردين پيداشون ميکنيد-
منظورت همين الانـه؟ حداقل شکايتم رو ثبت کنيد-
چه خبره؟
بايد مثل شاستري کار کنم اينجا مثل باليوود سال 1980 ميمونه
چند روز صبر کن
بعد ميتوني با کميسر حرف بزني
!ديگه اينجا نياي
خيلي خب آيان
فردا ساعت 5 صبح پرواز دارم از الان ديگه لالگون در اختيار توئه
تمام تلاشم رو ميکنم قربان
ممنون،ممنون
موفق باشين
مراقب باش آيان اوه براهماداتي
اون کي بود؟ از اهالي روستاي اطراف بود قربان-
حيوونها رو مخفيانه ميکُشن و به دباغي ميفروشن
مشکل چيه؟
هيچي قربان يه چيز معموليه
ميگن که 3 تا دخترشون الان يکي دو روزه که گُم شدن
خبري داري؟ داريم تحقيق ميکنيم-
هميشه از اين اتفاقا ميافته
دختراشون فرار ميکنن بعد برميگردن
نزديک ترين ايستگاه پليس کدومه؟ ما قربان-
نه قربان اين ليوان منه يه ليوان ديگه براتون ميارم
يکم مانگوري تازه بيار
!زود باش
ساتيندراي احمق
خوبم
مي رسونمت
سالهاست موتور سواري نکردم
!جاتاو اينجا رو ببين
تو نرو به چاندربان بگو که دنبالشون بره-
!چاندرمان
داره با موتور ميره برو دنبالش
!زود
خيلي سخت کار کردم داداش
ولي شايد تو بهتر بودي
مي دونستم امتحانات رو عالي ميدي
!وايسا
کجا فرار ميکني؟
!هي
مستـه وايسا-
!وايسا
عوضي بيا اينجا
پسر بولان نيستي؟
چيه؟
!بشين پاشو
چيزي نيست قربان پسر شيريني فروشـه
چاقوي آشپزخونه دستش بود
بريم قربان باشه-
فکر نميکردم من رو بشناسي
چرا نبايد بشناسم؟
No comments yet. Be the first to leave one.