The first 141 lines.
Uso mitai na koto mo tsukitsukerareru بعضی مواقع مجبوری با چیزهای تصورناپذیر روبرو بشی
Genjitsu wa yōsha naku aru واقعیتهای تلخی وجود دارن
Kanaetai omoi wa neko no ashioto آرزو مثل قدمهای یک گربه ست
Shiranu ma ni shinobi ryōte tsume tateru بدون این که بفهمی خودشو بهت میرسونه و تو چنگ میگیرتت
Tesaguri de susumu keredo کورکورانه به جلو میرم
Seikai mo machigai mo ima wa wakaranai هنوز که هنوزه درست و غلط دنیا رو تشخیص نمیدم
Zankoku na sentaku shika nai to shitte mo حتی اگه بدونم دنیای بیرون جز ظلم هیچی نیست
Sore ga kimi no tame nara ba se o muku اگه بخاطر تو باشه، حاضرم تن بهش بزنم
Yokubō no mama awasete میلم توی سرم میخونه
Ugatsu iwa no ne tachimukau که با سنگی که جلوی راهم قرار گرفته روبرو بشم
Kore kara wa futari de hitotsu از حالا یک روح میشیم در دو بدن
...نبودی این ماشین خودفروشه رو ببینی
ماشین خودفروش؟
.تو یه لاو هتل پلمپ شده داشت خاک میخورد
.برندش هم اولین بار بود که دیدم
یعنی چی؟
.تازه چیزی هم نمیشه ازش خرید
دیدم روشنه رفتم یه چیزی .بخرم اما پولو پس داد
.تازه یه لوگوی عجیب هم روش زده بود
!ببندین کون خرو، سال اولیها
!پاچیدم
راستی شنیدی؟ هیکاوا برای .مسابقات ملی رد صلاحیت شد
قباحت داره. خیر سرش با سهمیه ورزشی .ثبت نام کرده بود
...مسخره
.سپاسگزارم که سکه عزیزمو برام پیدا کردی
.بذار حقی که به گردنم داری ادا کنم
!بجای خود
!چقدر سبکم! قدرت ازم فوران میکنه
!سریعتر
!با این پاها هرجا دلم بخواد میرم
!اون نفلهها جلوم هیچن
!اینه! سریعتر! سریعتر
!این دیگه چه مدلشه؟
!لامصب! چرا هیچی نیست؟
!یه دونه هم گیر نمیاد
!سگ توش
راستی، شوئیچی. میدونی این چیه؟
نه، تا حالا ندیدمش. سکه ست؟
.ظاهراً یه ربطی به شما هیولاها داره
شما»؟»
.اگه نمیدونی پس ولش
!یه لحظه
!ضعیفه
!بگیر
...فقط میخواستم سکه رو قاپ بزنم برم رد کارم، اما
.حالا که صورتمو دیدین میکشمتون خلاص
!بمیر
.هوی
!شوئیچی، الان! یالا
!هه؟
!ای جنده! میکشمت
!چیکار میکنی؟! کلکشو بکن
!هی
!فرار میکنی که چی بشه! بجنــگ
اون جنده رو
!از وسط جر میدم
شوئیچی، ای شاسکول. چرا فرار کردی؟
.فرصتو به باد دادی
از کجا فهمیدی دشمنه؟
فازت چیه انصافاً؟
،ببین، نه میدونستم دزده نه هیولا
اما وقتی یه غریبه همینطوری تو .بالکونت سبز میشه یعنی دشمنته
اگه راست میگی پس چرا اسپری فلفل دم دستت حاضر و آماده بود؟
میدونستی یه اتفاقی میفته، مگه نه؟
!خودت هم یه حرفایی درمورد سکه و قدرت میزدی
اع پس گوش میدادی؟
جوری که من میدیدم انگار .هر لحظه میخواستی وا بری
این سکه چیه؟ از کجا گرفتیش؟
.الان وقت این حرفا نیست .دختره میخواد بکشتمون
چون صورتشو دیدیم تا سرمونو .زیر آب نکنه کوتاه نمیاد
خودت باشی خوشت میاد یکی بدونه هیولایی؟
...خب
.بهش میخورد به این کارها عادت داره
.صورتمونو دید که هیچ، الان خونهمونو هم بلده
قبول، اما واقعاً حاضره بخاطرش بکشتمون؟
.میتونی بهش بگی حدس
،اما با در نظر گرفتن شرایط
.باید یه فکری به حال خودمون بکنیم
چه فکری؟
...اع
.پشتت زیپ داری
خودت خبر نداشتی؟
...این چه بدنیه آخه؟ دیگه دارم واقعاً
.شوئیچی. این سکه معنا داره
.شاید هیکل تو هم معنایی داره
معنای این هیکل؟
دلت نمیخواد بدونی چی هستی؟
نباید چک کنی چی تو زیپته؟
کلر، جدی؟
...راست میگفت
.با این سکه همه چیزو در ازای قدرت ازدست میدی
.شاید داخلته
.قدرت واقعیت که خودت ازش بیخبری
قدرت واقعیم؟
بنظرت میتونه بیحکمت باشه؟
.این که این بدن مسخره رو داری
واقعا ممکنه...که همچین قدرت خارقالعادهای داشته باشم؟
.حاضری؟ بازش کردم
.حتماً یه معنایی داره
چی شد؟ چی توشه؟
.خالی خالیه...هیچ اثری ازت نیست
.داخلت...خالیه
خالیه؟
.آره
...ولش کن، الان باید یه فکری به حال
!دیگه مهم نیست
!چی رو مهم نیست؟
.اگه یه فکری به حالش نکنیم جفتمونو میکشه
.دیگه مهم نیست
.من هیچی ندارم
.خالیم
!لباس...یافتم
.فهمیدم معناش چیه
هی شوئیچی، میشه برم داخلت؟
!ها؟
.به امتحانش میرزه
!یعنی چی؟
.خالی رو پر میکنیم تا یکی بشیم
.حتماً معنای خالی بودن اینه
!مگه میشه؟
.لطفاً. حس میکنم اینطوری باهم یکی میشیم
.باشه
.چقدر چسبناکه
.فقط خدا کنه هضم نشم
وقتی نمیتونم ببینم از کجا بدونم؟
.خب، رفتم تو
.وای، هم چسبناکه هم خیس
!هی، یواشتر
.شل کن که اومدم
.تا ته رفتم
.هم گرمه هم اندازه
میگم، درد نداره؟
.نـ نه. الان...داخلمی
.آره. الان واحدیم
.حسش میکنم
چی رو؟
...نفرتت رو
...اندوهت رو
.ندارمشون
!حسشون میکنم! احساساتت رو
شوئیچی. روبراهی؟
No comments yet. Be the first to leave one.