The first 200 lines.
.وای خدا
.اوه، نه، نه، نه، نه
."لوسی"، من اومدم خونه
"- "ریکی .- سلام عزیزم
."لوسی" باید میگفتی مهمان داریم
.این هزینهء جدا داره
،خُب، طبق گفتهء این رفیقِ مکانیکیـت
غم خودت رو غرق کردی ، در خوردن پیتزا
...خرید اینترنتی
."و مسابقاتِ "دالف لاندگرین
تو هم "لوسی"؟
- چیزی رو شخصی نگه نمیداری؟ .- بدونِ تنضیماتِ مخصوص، نه
...عزیزم، منظورم اینه که
،میدونم بدون "کاترین" واقعا بهت سخت میگذره
اما واقعا برا این چیزا یکم صبح زود نیست؟
.اینها برایِ "رایان" و "اِسپوزیتو"ـه
،امروز جوابِ امتحانـشون رو میگیرند
،پس فکر کردم یه سر برم به حوزه
.و کمی غافلگیرشون کنم
و اگه احیانا "بکت" اونجا بود چی؟
.تمامِ دلایل برایِ جشن گرفتنه
هی، خُب خبری از امتحان نشد؟
.- بس کن .- چشم میزنی
.باشه، باشه
.چیزی نمیگم
."هی "لِنی
.- هی - خُب، این کیه؟
."جاستین فِلِچِر"، 38ساله
.دو تا شلیک گلوله از نزدیک به سینه
- میدونی کی اتفاق افتاده؟ .- نزدیکِ ساعتِ 10:14 صبح
.واو. خیلی دقیق گفتی
اون موقع پلیس یه تماس ناشناس .از یه شاهد دریافت کرده
.واحد فنی داره سعی میکنه ردش رو بگیره
خُب این ماشینِ قربانیه؟
.اره. سوئیچش تو جیبش بود .تازه میخواستیم بررسیش کنیم
.پس قضیه ماشین دزدی نبوده
.یا جیب زنی
.قربانی هنوز پول و کیفش باهاشه
این شیشهها زِدِ گلوله ست، اره؟
.این تنها چیزی نیست که بهبود داده شده ،لاستیکش هم تیوبلسـه
.و داخل درها هم پوشش "کِولار" وجود داره ((پارچهء مخصوص تولیدِ جلیقهء ضد گلوله
خُب نظرت چیه؟
شاید از شرکتهایِ امنیتی بوده؟
.نه با این صندلیِ عقبِ کوچیک
منظورم اینه که .جایی برایِ سوار شدن یه نفر اون تو نیست
.اوه
.- من دیگه خفه میشم .- اره خوبه
.صندوقچه داره
"اِسپو"، واحد تجسس رو خبر کن .تا اینو بررسی کنند
،شاید بتونند بگند .قربانی چی قایم کرده بوده
میتونه چیزی باشه که بخاطرش .کشته شده
نتیجهء امتحانـه؟
.نه،نه
بخش فنی، اسم و آدرس ناشناسی که .به پلیس زنگ زده بود رو پیدا کرده
.""میا لَزلو
."ساکنِ "باتری پارک
.خیلی خُب، برید بیاریدش
بفرمایید؟
،"خانم "لَزلو ..."بنده کارگاه "اِسوزیتو
.اره
.کارگاه "اِسوزیتو" هستم .ایشون هم کارگاه "رایان"ـه
میخوایم یه چند تا سوال در مورد
.قتلی که گزارش کردین، بپرسیم
- میتونیم بیایم داخل؟ .- نه
!ببخشید خانم ما هنوز باید باهاتون حرف بزنیم.
.یه دلیلی هست که تلفنم ناشناس بوده
،شما شاهدِ یک قتل بودین ،پس یا اجازه میدید که بیایم داخل و حرف بزنیم
.یا میتونیم بکشونیمت به حوزه
.فقط یه دقیقه
.خیلی خُب، با دقت گوش بدین .اینجوری انجامش میدیم
،من به تنهایی رو یه مبل مینشینم
.و تمام مدت پنجره باید باز باشه
کسی رو در نظر دارید که بخواد برادرتون رو بکشه؟
.نه. همه "جاستین" رو دوست داشتند .آدم خیلی خوبی بود
وقتی والدینم مردند، ارتش رو ترک کرد .تا از من مراقبت کنه
.مطمئن شد که من بتونم به دانشگاه برم
،اون تمامی هزینههاش رو پرداخت کرد ...حتی با اینکه اون
.هنوز سخت دنبالِ کار بود
و دقیقا چیکار میکرد؟
،اون یه رانندهء رده بالا بود .بستههایِ زیادی رو تحویل میداد
چیزِ غیرقانونیای هم بود؟
نمیدونم. چطور؟
،یه قسمتِ مخفی در ماشینش پیدا کردیم
و فکر میکنیم شاید بخاطر چیزی که داخلش بوده .به قتل رسیده
،نظری نداری که چی داخلش نگه داشته بوده
یا اینکه امروز صبح تو پارکینگ چیکار میکرده؟
.نه
،آخرین باری که باهاش حرف زدم دیروز بود؟
.گفت باید به ملاقاتِ فردی به نامِ "فالکون" بره
!"هی "بکت
،""بکت"، "بکت"، "بکت .""بکت"، "بکت
من بو میدم؟
چی؟
شاهد تهدید کرد که
.بخاطر بویِ کشنده ازم شکایت میکنه
میگه من مثل بویِ پوشکِ بچه میدم
"و ادکلانِ "خاوی .مثل "بویِ باسنِ شیطان"ـه
،خُب اره ...خیلی سر و سنگینه، اما
میشه تو باهاش مصاحبه کنی؟
.تو همیشه بویِ خوبی میدی
.کاپیتان
.باشه
،تو و "اِسپو" در مورد زندگیِ "جاستین" تحقیق کنین
ببینید میتونین ارتباطی .با شخصی به نام "فالکون" پیدا کنین
.من کاپیتان "بکت"ـم
."بابت اومدنتون ممنونم، خانم "لَزلو
.بیا زود شرشو بکنیم
خُب، از قتل امروز چی به یاد میاری؟
.خیلی یادم نیست
.دو تا شلیکِ گلوله شنیدم
،و بعدش یه مردِ ماسکدار .با من اومد داخل آسانسور
،فکر کردم میخواد منو بکشه .اما نکشت
.بجاش، تو طبقهء همکف پیاده شد
.منم به پلیس زنگ زدم و رفتم
حالا میتونم برم خونه؟
.- اه،نه - چرا؟
.چون هنوز سوال پرسیدنم تموم نشده
همیشه صبحونه کلم میخوری؟
.چون کارـه اشتباهیـه
از کجا میدونی امروز صبح کلم خوردم؟
.بویِ گندش رو میدی
.مثل این اتاق که بویِ غذایِ یونانیِ درجه 4 میده
.حس بویاییـت خیلی حساسه
.اوه، باید اسمت رو به کاپیتان "واضح" تغییر بدی
.اسمش "هایپرآسمیا"ست ((اختلال ادراکی در بالا بودن حس بویایی
.مراقب باش
باشه، خُب قاتل چه بویی میداد؟
.خدایا، نمیدونم
،یا بویِ تولهسگ بود .یا بویِ باروت
همیشه اینقدر آدمِ نچسبی هستی؟
.بلی
.هان
چیزِ دیگهای هست که در مورد
این یارو تو آسانسور یادت باشه؟
.یه مردِ سفیدپوست بود
،تقریبا 180سانت قد داشت ،لباسهایِ تیره
،و یه سامسونت هم دستش بود
.که از اون مردی که کشته بود، گرفت
.باشه، خیلی ممنون
.خُب، مالک تایید کرد
.پارکینگ هیچ دوربینی نداره
.و منم فیلم دوربینهایِ اطراف رو گرفتم
.مثل یه ادم کار درست
این چیه؟
.- نتیجهء امتحانـه .- لحظهء دیدنِ نتیجهست
.اره
.خیلی خُب رفیق. با شماره 3 میبینیم
... 1 ، 2
.ایول
.گروهبان "اِسپوزیتو" هستم
.لعنتی. متاسفم رفیق
.من نمیفهمم
چطوری تو قبول شدی و من نه؟
.اوه هی
."رایان"، دفعهء بعد قبول میشی، رفیق
.هی
."اِسپو"، آفرین
!هی
.خوبه
.میدونی
.هی
هی. چطوری؟
.خوبم
،میدونی، اگه ممکنه کنار اسانسور منتظر بمون
""رایان" و "اِسپو .شما رو میرسونند خونه
ترجیح میدم یه بوسهء فرانسوی .به یه جسد بکنم تا بخوام با اینا برم
.یه افسر شما رو میرسونه
،به نظر زن خوبی بود قضیهء دماغش چی بود؟
.هوم، داستانش طولانیه
.گوش کن، میخواستم بهت زنگ بزنم
.جدی؟ خُب حالا اینجام
،بیریا خوشتیپ .و در خدمت شما
چی نیاز داری؟
فقط امیدوار بودم بتونم بعدا بیام خونه
.چون باید بقیهء وسایلم رو بردارم
.حتما. هر موقع خواستی بیا
.باشه. ممنون
.واضحه که بهت علاقه داره
کی؟
.کاپیتانِ نه چندان جذاب، دیگه
،وقتی تو رو دید ."فِرومون"ـش آزاد شد و تا سقف رفت
و اینو از کجا میدونی؟
میتونم بوش رو حس کنم، مثل اینکه میتونم بویِ
کرمِ اصلاحی که امروز صبح .باهاش موهات رو شستی رو حس کنم
و ترجیح دادی "تاکوییِ" که خوردی زیر دندونات باشه .تا بخوای مسواک بزنی
تو یه جادوگری؟
.از نوعِ نفرین شدهاش
.صبر کن. تو "هایپرآسمیا" داری
با توجه به اینکه حسِ بویاییت چقدر قویه؟
.اکثرا نمیدونند ...شما از کجا میدونین که
.زیاد کتاب میخونم
داری میگی با بو کردن
میتونی دقیقا بگی "بکت" چه حسی نسبت بهم داره؟
.بله
میگم که
.من یه "فراری" مدل جدید پایین پلهها دارم
.بویِ بهشت میده
،نظرت چیه که من برسونمت خونه
و تو هم یکم بیشتر برام بگی؟
،یا افسر "جولیان" میتونه تو رو برسونه خونه
No comments yet. Be the first to leave one.