Castle

Castle

Download Farsi Persian Subtitle

Season 8

Release info

Castle 2009 S08E05 720p HDTV X264-DIMENSION
Castle 2009 S08E05 720p HDTV HEVC x265-RMTeam
Castle 2009 S08E05 480p HDTV x264-mSD
Castle 2009 S08E05 HDTV XviD-FUM
Castle 2009 S08E05 HDTV XviD-AFG
Castle S08E05 The Nose 720p WEB-DL DD5 1 H 264-BTN
A Commentary by MTCpersian
♦TVcenter♦ ارائه ای از || •MTCpersian• مترجم

Tags

HDTV
hdtv
x264
720p
720
HD
x265
HEVC
480p
480
XviD
Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
Published on: 2015-10-31
Downloads: 38
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

.‏وای خدا

.‏اوه، نه، نه، نه، نه

.‏"لوسی"، من اومدم خونه

"‏- "ریکی .‏- سلام عزیزم

.‏"لوسی" باید می‌گفتی مهمان داریم

.‏این هزینهء جدا داره

،‏خُب، طبق گفتهء این رفیقِ مکانیکی‌ـت

‏غم خودت رو ‏غرق کردی ، در خوردن پیتزا

...‏خرید ‏اینترنتی

."‏و مسابقاتِ "دالف لاندگرین

‏تو هم "لوسی"؟

‏- چیزی رو شخصی نگه نمی‌داری؟ .‏- بدونِ تنضیماتِ مخصوص، نه

...‏عزیزم، منظورم اینه که

،‏می‌دونم بدون "کاترین" واقعا بهت سخت می‌گذره

‏اما واقعا برا این چیزا یکم صبح زود نیست؟

.‏این‌ها برایِ "رایان" و "اِسپوزیتو"ـه

،‏امروز جوابِ امتحان‌ـشون رو می‌گیرند

،‏پس فکر کردم یه سر برم به حوزه

.‏و کمی غافلگیرشون کنم

‏و اگه احیانا "بکت" اونجا بود چی؟

.‏تمامِ دلایل برایِ جشن گرفتنه

‏هی، خُب خبری از امتحان نشد؟

.‏- بس کن .‏- چشم میزنی

.‏باشه، باشه

.‏چیزی نمیگم

."‏هی "لِنی

.‏- هی ‏- خُب، این کیه؟

.‏"جاستین فِلِچِر"، 38ساله

.‏دو تا شلیک گلوله از نزدیک به سینه

‏- می‌دونی کی اتفاق افتاده؟ .‏- نزدیکِ ساعتِ 10:14 صبح

.‏واو. خیلی دقیق گفتی

‏اون موقع پلیس یه تماس ناشناس .از یه شاهد دریافت کرده

.‏واحد فنی داره سعی می‌کنه ردش رو بگیره

‏خُب این ماشینِ قربانیه؟

.‏اره. سوئیچش تو جیبش بود .تازه می‌خواستیم بررسیش کنیم

.‏پس قضیه ماشین دزدی نبوده

.‏یا جیب زنی

.‏قربانی هنوز پول و کیفش باهاشه

‏این شیشه‌ها زِدِ گلوله ست، اره؟

.‏این تنها چیزی نیست که بهبود داده شده ،‏لاستیکش هم تیوبلس‌ـه

.‏و داخل درها هم پوشش "کِولار" وجود داره (‏(پارچهء مخصوص تولیدِ جلیقهء ضد گلوله

‏خُب نظرت چیه؟

‏شاید از شرکت‌هایِ امنیتی بوده؟

.‏نه با این صندلیِ عقبِ کوچیک

‏منظورم اینه که .‏جایی برایِ سوار شدن یه نفر اون تو نیست

.‏اوه

.‏- من دیگه خفه میشم .‏- اره خوبه

.‏صندوقچه داره

‏"اِسپو"، واحد تجسس رو خبر کن .تا اینو بررسی کنند

،‏شاید بتونند بگند .قربانی چی قایم کرده بوده

‏می‌تونه چیزی باشه که بخاطرش .کشته شده

‏نتیجهء امتحان‌ـه؟

.‏نه،نه

‏بخش فنی، اسم و آدرس ناشناسی که .‏به پلیس زنگ زده بود رو پیدا کرده

."‏"میا لَزلو

."‏ساکنِ "باتری پارک

.‏خیلی خُب، برید بیاریدش

‏بفرمایید؟

،"‏خانم "لَزلو ..."‏بنده کارگاه "اِسوزیتو

.‏اره

.‏کارگاه "اِسوزیتو" هستم .‏ایشون هم کارگاه "رایان"‌ـه

‏می‌خوایم یه چند تا سوال در مورد

.‏قتلی که گزارش کردین، بپرسیم

‏- می‌تونیم بیایم داخل؟ .‏- نه

!‏ببخشید خانم ‏ما هنوز باید باهاتون حرف بزنیم.‏

.‏یه دلیلی هست که تلفنم ناشناس بوده

،‏شما شاهدِ یک قتل بودین ،‏پس یا اجازه میدید که بیایم داخل و حرف بزنیم

.‏یا می‌تونیم بکشونیمت به حوزه

.‏فقط یه دقیقه

.‏خیلی خُب، با دقت گوش بدین .اینجوری انجامش میدیم

،‏من به ‏تنهایی رو یه مبل می‌نشینم

.‏و تمام مدت پنجره باید باز باشه

‏کسی رو در نظر دارید ‏که بخواد برادرتون رو بکشه؟

.‏نه. همه "جاستین" رو دوست داشتند .‏آدم خیلی خوبی بود

‏وقتی والدینم مردند، ارتش رو ترک کرد .‏تا از من مراقبت کنه

.‏مطمئن شد که من بتونم به دانشگاه برم

،‏اون تمامی هزینه‌هاش رو پرداخت کرد ...‏حتی با اینکه اون

.‏هنوز ‏سخت دنبالِ کار بود

‏و دقیقا چیکار می‌کرد؟

،‏اون یه رانندهء رده بالا بود .‏بسته‌هایِ زیادی رو تحویل میداد

‏چیزِ غیرقانونی‌ای هم بود؟

‏نمی‌دونم. چطور؟

،‏یه قسمتِ مخفی در ماشینش پیدا کردیم

‏و فکر می‌کنیم شاید بخاطر چیزی که داخلش بوده .‏به قتل رسیده

،‏نظری نداری که چی داخلش نگه داشته بوده

‏یا اینکه امروز صبح تو پارکینگ چیکار می‌کرده؟

.‏نه

،‏آخرین باری که باهاش حرف زدم ‏دیروز بود؟

.‏گفت باید به ملاقاتِ فردی به نامِ "فالکون" بره

!"‏هی "بکت

،"‏"بکت"، "بکت"، "بکت ."‏"بکت"، "بکت

‏من بو میدم؟

‏چی؟

‏شاهد تهدید کرد که

.‏بخاطر بویِ کشنده ازم شکایت می‌کنه

‏میگه من مثل بویِ پوشکِ بچه میدم

"‏و ادکلانِ "خاوی .‏مثل "بویِ باسنِ شیطان"‌ـه

،‏خُب اره ...‏خیلی سر و سنگینه، اما

‏میشه تو باهاش مصاحبه کنی؟

.‏تو همیشه بویِ خوبی میدی

.‏کاپیتان

.‏باشه

،‏تو و "اِسپو" در مورد زندگیِ "جاستین" تحقیق کنین

‏ببینید می‌تونین ارتباطی .‏با شخصی به نام "فالکون" پیدا کنین

.‏من کاپیتان "بکت"‌ـم

."‏بابت اومدنتون ممنونم، خانم "لَزلو

.‏بیا زود شرشو بکنیم

‏خُب، از قتل امروز چی به یاد میاری؟

.‏خیلی یادم نیست

.‏دو تا شلیکِ گلوله شنیدم

،‏و بعدش یه مردِ ماسکدار .‏با من اومد داخل آسانسور

،‏فکر کردم می‌خواد منو بکشه .‏اما نکشت

.‏بجاش، تو طبقهء همکف پیاده شد

.‏منم به پلیس زنگ زدم و رفتم

‏حالا می‌تونم برم خونه؟

.‏- اه،نه ‏- چرا؟

.‏چون هنوز سوال پرسیدنم تموم نشده

‏همیشه صبحونه کلم می‌خوری؟

.‏چون کار‌ـه اشتباهی‌ـه

‏از کجا می‌دونی ‏امروز صبح کلم خوردم؟

.‏بویِ گندش رو میدی

.‏مثل این اتاق که بویِ غذایِ یونانیِ درجه 4 میده

.‏حس بویایی‌ـت خیلی حساسه

.‏اوه، باید اسمت رو به کاپیتان "واضح" تغییر بدی

.‏اسمش "هایپرآسمیا"ست (‏(اختلال ادراکی در بالا بودن حس بویایی

.‏مراقب باش

‏باشه، خُب قاتل چه بویی میداد؟

.‏خدایا، نمی‌دونم

،‏یا بویِ توله‌سگ بود .‏یا بویِ باروت

‏همیشه اینقدر آدمِ نچسبی هستی؟

.‏بلی

.‏هان

‏چیزِ دیگه‌ای هست که در مورد

‏این یارو تو آسانسور یادت باشه؟

.‏یه مردِ سفیدپوست بود

،‏تقریبا 180سانت قد داشت ،‏لباس‌هایِ تیره

،‏و یه سامسونت هم دستش بود

.‏که از اون مردی که کشته بود، گرفت

.‏باشه، خیلی ممنون

.‏خُب، مالک تایید کرد

.‏پارکینگ هیچ دوربینی نداره

.‏و منم فیلم دوربین‌هایِ اطراف رو گرفتم

.‏مثل یه ادم کار درست

‏این چیه؟

.‏- نتیجهء امتحان‌ـه .‏- لحظهء دیدنِ نتیجه‌ست

.‏اره

.‏خیلی خُب رفیق. با شماره 3 می‌بینیم

... ‏1 ، 2

.‏ایول

.‏گروهبان "اِسپوزیتو" هستم

.‏لعنتی. متاسفم رفیق

.‏من نمیفهمم

‏چطوری تو قبول شدی و من نه؟

.‏اوه هی

.‏"رایان"، دفعهء بعد قبول میشی، رفیق

.‏هی

.‏"اِسپو"، آفرین

!‏هی

.‏خوبه

.‏می‌دونی

.‏هی

‏هی. چطوری؟

.‏خوبم

،‏می‌دونی، اگه ممکنه کنار اسانسور منتظر بمون

"‏"رایان" و "اِسپو .‏شما رو می‌رسونند خونه

‏ترجیح میدم یه بوسهء فرانسوی .به یه جسد بکنم تا بخوام با اینا برم

.‏یه افسر شما رو می‌رسونه

،‏به نظر زن خوبی بود ‏قضیهء دماغش چی بود؟

.‏هوم، داستانش طولانیه

.‏گوش کن، می‌خواستم بهت زنگ بزنم

.‏جدی؟ خُب حالا اینجام

،‏بی‌ریا خوشتیپ .‏و در خدمت شما

‏چی نیاز داری؟

‏فقط امیدوار بودم بتونم بعدا بیام خونه

.‏چون باید بقیهء وسایلم رو بردارم

.‏حتما. هر موقع خواستی بیا

.‏باشه. ممنون

.‏واضحه که بهت علاقه داره

‏کی؟

.‏کاپیتانِ نه چندان جذاب، دیگه

،‏وقتی تو رو دید .‏"فِرومون"ـش آزاد شد و تا سقف رفت

‏و اینو از کجا می‌دونی؟

‏میتونم ‏بوش رو حس کنم، مثل اینکه می‌تونم بویِ

‏کرمِ اصلاحی که امروز صبح .‏باهاش موهات رو شستی رو ‏حس کنم

‏و ترجیح دادی "تاکوییِ" که خوردی زیر دندونات باشه .‏تا بخوای مسواک بزنی

‏تو یه جادوگری؟

.‏از نوعِ نفرین شده‌اش

.‏صبر کن. تو "هایپرآسمیا" داری

‏با توجه به اینکه ‏حسِ بویاییت چقدر قویه؟

.‏اکثرا نمی‌دونند ...‏‏شما از کجا می‌دونین که

.‏زیاد کتاب می‌خونم

‏داری میگی با بو کردن

‏می‌تونی دقیقا بگی ‏"بکت" چه حسی نسبت بهم داره؟

.‏بله

‏میگم که

.‏من یه "فراری" مدل جدید پایین پله‌ها دارم

.‏بویِ بهشت میده

،‏نظرت چیه که من برسونمت خونه

‏و تو هم یکم بیشتر برام بگی؟

،‏یا افسر "جولیان" می‌تونه تو رو برسونه خونه

More Farsi Persian subtitles for Castle

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left