Ms. X

Ms. X

Download Farsi/persian Subtitle

Season 1

Release info

Ms X S01E03 The Talented Mr Roberts DSNP WEB-DL DD+5 1 H 264-NESTED
A Commentary by NESTED
🔥Mr. Rocky | T.me/NestedSubtitle 🔥

Tags

other
Published on: 2026-07-12
Downloads: 29
Hearing Impaired: No

Farsi/persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫تقدیم به تمام پارسی‌زبانان

‫NESTED ‫با افتخار تقدیم می‌کند

‫چخبر؟

‫هو.

‫دستت روش نیست تاویتا.

‫اینجا چیکار میکنی؟ گفتم صبر کن.

‫آره، خب، من از اون جور دخترا نیستم

‫که منتظر بمونن تو زنگ بزنی.

‫ببخشید که جمع پسرونه‌تون رو بهم زدم،

‫ولی خبر دارم.

‫باشه.

‫خب، دیمک پاسپورت رو نداره.

‫کارتل خوشحال نمیشه.

‫کار تموم. ما برنده شدیم. ‫بیا دوباره بازی کنیم.

‫شنیدم یه نفر مُرده.

‫توی یه هتل. راجع بهش شنیدی، ساسکیا؟

‫- آره، آره. ‫- آره؟

‫همونی که پاسپورت میساخت.

‫خب پرت شدنش از پنجره ‫برای ما خیلی خوب تموم شد.

‫گفتی که پاسپورت رو از چرخه خارج میکنی.

‫جسد جزو معامله نبود.

‫جسد یعنی پلیس. یعنی سوال.

‫درسته. خب، اون پسر پرید پایین.

‫خودکشی بوده.

‫حواسم بود. مشکلی نیست.

‫کس دیگه‌ای ازش خبر داره؟

‫جدا از تو، من و اون مرحوم؟

‫یه زن داره، آره. میا بنت.

‫اون چاقو زد به من.

‫شکنجم کرد داداش.

‫خونسرد و بیرحمه پسر. مواظبش باش.

‫- هی! ‫- ولم کرد بمیرم

‫خفه شو لعنتی!

‫چرا لعنتی حرف میزنی تو؟

‫چیه؟ میخوای من از شرش خلاص کنم؟

‫- چه مرگته؟ ‫- بذارش کنار. فقط...

‫یا خدا، شوخی کردم.

‫خدایا.

‫تاویتا ببین، زنش جزو بازیه، باشه؟

‫جری هیچوقت ازش حرف نزد.

‫اگه هیچوقت ازش حرف نزده،

‫از کجا میدونی که اون تو بازی نیست؟

‫نمیدونم. لعنتی حس زنونه.

‫اگه میخوای با پسرای بزرگ بازی کنی،

‫باید مطمئن بشم جدی هستی.

‫چون اگه اینا به گوش دیمک برسه،

‫رو عملیات من تاثیر میذاره.

‫و من اینو دوست ندارم.

‫پس باید با زنش ردیف کنی.

‫- باشه. ‫- خوبه.

‫پیدا میکنیم کجا زندگی میکنه.

‫ولی وقتی که من خیابون کینگ رو اداره میکنم،

‫بچه‌های تو و بچه‌های من بهترین دوست میشن

‫تا وقتی که نشن.

‫آره، این حرفای بزرگیه برای یه خانوم کوچولو.

‫من به خدا ایمان دارم،

‫نه به اسلحه، ساسکیا.

‫تو هنوز باید جایگاهت رو به دست بیاری.

‫اگه دوباره بهم بگی خانوم کوچولو،

‫تو دهنت شلیک میکنم و جات رو میگیرم.

‫صلح با تو باد.

‫بیا بریم این عوضی رو پیدا کنیم.

‫خیلی خوبه، نه؟

‫این همونه؟ تموم شده؟

‫آره. خب، یه کم اینور و اونورش ‫نیاز به ظرافت داره،

‫- ولی آره، این... ‫- وای.

‫اسکار، گفتی که خوبه.

‫این افتضاحه. کار نمیکنه.

‫منظورم اینه، من فکر میکردم ماشینش خوبه.

‫خب، باید پاسپورت نیوزلند باشه.

‫این انگار تو کلاس کاردستی درست شده.

‫هولوگرام داره؟ اونا هولوگرام دارن؟

‫این هیچوقت از گمرک رد نمیشه.

‫خب، پرینتر لیزری

‫توی آفیس استیشنری خراب بود، ‫پس من فقط...

‫این رو توی آفیس استیشنری درست کردی؟

‫آره. نه، نه، نه، فقط بخش جلدش و.

‫تو روشنایی روز توی ‫یه فروشگاه پاسپورت جعل کردی؟

‫خب اینطور نیست که... ببین، ‫نمیتونم از چیزایی

‫که جری استفاده میکرد ‫استفاده کنم چون دیگه نیست.

‫- یا خدا. ‫- و به پسر پرینتر گفتم

‫که تو سینما کار میکنیم، باشه؟

‫پس اوکیم. کاملا مطمئن.

‫اگه پاسپورت رو نرسونیم به اون گانگستر،

‫ما مُردیم، میفهمی؟

‫- آره. نه... ‫- ما رو میکشه!

‫میفهمی چی میگم؟ ‫وقت رو از دست دادیم؟

‫میفهمی که ما...

‫لعنتی! همه جا رو گشتم. هیچجا نیست.

‫کاملا هیچجا.

‫بهش چی بگیم؟

‫لعنتی، لعنت، لعنت...

‫هی، گوش کن، میدونم بهم گفتی نکن،

‫ولی، اون پسر رو گوگل کردم.

‫معلوم شد که اسمش ال انترنادور هست،

‫و مکزیکیه.

‫منظورم اینه، اشکالی نداره، ‫ولی از یه کارتل مکزیکیه،

‫و اسمش، در واقع یعنی مربی.

‫چون ظاهرا یه بار،

‫صورت یه نفر رو دوخته به یه توپ فوتبال.

‫- پس من فکر میکنم... ‫- میدونی چیه؟ بس کن.

‫لطفا بس کن.

‫میدونم سعی کردی، ‫ولی دیگه سعی نکن.

‫خودم درستش میکنم.

‫پاسپورت رو پیدا میکنم.

‫فقط ازش دور بمون، باشه؟

‫تو کی هستی؟

‫دوازده گرفتم!

‫هو...

‫همینه. آره. یه دو بدو بزن.

‫یه دو بدو بزن! نه! نزنش!

‫دیلن. بگیرش!

‫ببخشید. ببخشید دیرم شد. ببخشید.

‫نه. اشکالی نداره. ‫به هر حال دارن افتضاح بازی میکنن.

‫و مکس رو نیمه دوم میذارم.

‫اون فقط... آره.

‫خب. اوکیه.

‫مهارت‌های هماهنگیش رو از من گرفته، پس.

‫آره، آره. داره.

‫آفسایده! تمام روز آفسایده!

‫سفارش دادین شماها؟

‫جوزف بعدازظهر برمیداره، پس بهم بگین.

‫خونه رو برای خودمون داریم.

‫مارک رو میذارم خونه. ‫یه آخر هفته بدونش نیاز دارم.

‫هی، ریکی.

‫- امشب میای؟ ‫- آره. نه. معلومه.

‫برو، برو...

‫سلام، میا.

‫ببخشید، من، من ندیدمت اینجا.

‫- سلام. ‫- من و جاش داریم

‫امشب یه مهمونی شام کوچیک ‫با غذاهای خونگی میگیریم.

‫چند تا از والدین شورای مدرسه میان.

‫خیلی خودمونیه. واقعا خیلی کوچیکه.

‫اگه دوست داشتی خوش اومدی.

‫آره، نمیتونم.

‫- آره. نه، نه. معلومه. ‫- آره.

‫آره. نه، خودمم اینو حدس میزدم.

‫خیلی گرفتاری میمی.

‫و وای، امیدوارم اولیویا ‫خیلی ناراحت نباشه از، مثلا،

‫همون مسئله ناخدای مدرسه.

‫چه مسئله ناخدای مدرسه‌ای؟

‫همون جلسه پریروز بود.

‫آره.

‫ما فکر میکنیم رای باید ‫فقط توسط دانش‌آموزا باشه.

‫یعنی رای از طرف کادر آموزشی نباشه.

‫میدونی نوجونا و رقابتی بودنشون رو.

‫و ما فقط نمیخوایم معلمای جدیدتر رو

‫تو موقعیت ناخوشایندی قرار بدیم.

‫داری راجع به وین حرف میزنی؟

‫آقای امبروز؟

‫- آره. ‫- اون مرد خیلی دوست‌داشتنیای هست.

‫- الهی. الهی. ‫- ما خیلی خوش‌شانسیم

‫- الهی. الهی... ‫- که اونو تو مدرسه داریم.

‫ببخشید، ولی این کارش این نیست که ‫تبدیلش میکنه به یه مسابقه محبوبیت

‫به جای اینکه در نهایت بهترین ‫رهبر رو برای مدرسه انتخاب کنه؟

‫مردم دارن حرف میزنن.

‫و نگاه کن، من مطمئنم همه چیز کاملا بیگناهه،

‫ولی تو فقط نمیخوای اولیویا

‫تصمیمات احمقانه‌ای بگیره ‫ تا چندتا رای رو به نفع خودش جابجا کنه.

‫ببخشید بریجت، ولی این اصلا ‫اون چیزی نیست که داره اتفاق میفته.

‫- برو، برو! آره، برو دیلن. ‫- برو دیلن!

‫آره، برو دیلن، آره، آره، آره!

‫برو، برو، برو، ولش کرد.

‫لعنتیی ولش کرد!

‫مادرشه.

‫دیگه مربیش نمیشم. دیگه نمیتونم.

‫وای.

‫خیلی زود عصبانی میشه، نه؟

‫مخصوصا وقتی دیلن دست اندرکاره.

‫منظورم اینه، این بچه که ‫قرار نیست آل‌بلک بشه یا چیزی.

‫سلام خوزه. چطوری؟

‫خوبم. آره، فکر کنم خوبم.

‫آره، کارمون، الان خیلی شلوغه.

‫پس تازه قوانین جدید ‫انطباق با مقررات رو آپدیت کردیم

‫برای شورا.

‫حالا که کیویریل کنسل شده،

‫که یعنی باید ریسک رو کاهش بدیم

‫تا از منافع عمومی محافظت کنیم.

‫آره. منافع عمومی. این...

‫...سخته.

‫در واقع اصلا سخت نیست. خیلی راحته.

‫پس ما یه فرآیند دو مرحله‌ای کامل داریم.

‫پس مرحله یک، مشکل رو شناسایی میکنیم.

‫مرحله دو که میرسیم به...

‫- یه... ‫- ببخشید خوزه.

‫اهل کجایی؟

‫- پالمرستون نورث. ‫- آره.

‫ولی نه، ولی خانواده‌ات، اونا...

‫آره. خب، مادرم اهل شیلیه. پدرم مائوریه.

‫اونا در واقع وقتی که تو آمریکای جنوبی ‫کوله‌گردی میکردن همدیگه رو دیدن.

‫اسم اصلی من خوزه‌س،

‫ولی تو پالمرستون نورث ‫نمیتونن درست تلفظش کنن، پس...

‫من جوس هستم.

‫میمی! میمی!

‫- پرتقال. وقت استراحته. ‫- آره. میام.

‫آفرین بچه‌ها.

‫مربیتون رفت، ولی من پرتقال دارم.

‫تیلور بهم گفت

Ms. X subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left