The first 177 lines.
تيــــم ترجـــمه .:: قـقـنوس ::. .تــقــديم ميـــکـــند
اين قسمت اتاق 104 در استوديو زنده مقابل تماشاچيان ضبط شده است
لعنتي
خدايا . بي خيال
افزايش ابرها در آسمان را خواهيم داشت ... و به زودي هوايي مرطوب و مه آلود
عزيزم . داري چيکار ميکني ؟
هيچي . داري خواب مي بيني
هري . اگر خواب مي ديدم تو الان بايد تام کروز مي بودي
دوست دارم ماوريک توي تله مرگ مانور بده
بابا ! خاموشش کن
جولز . خواهر و برادرتو بيدار نکن
من ؟
همگي . برگرديد بخوابيد
هيس .. لالا لالا لالا
....::::ترجمه : هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... telegram : @subforu
اتاق 104 فصل چهارم - قسمت پنجم
وقتي اوضاع سخت ميشه رفتن هم سخت ميشه
تو هيچوقت نميدوني باد از کدوم طرف قراره بوزه
در اتاق 104
وقتي پول کمه و شما در حال تقلا هستيد
هر کجا که باشيد سمت خانواده تون برمي گرديد
در اتاق 104
تو اين چهار ديواري ممکنه تعجب کنيد
چرا زحمت ميکشم ؟
وقتي بالاي همديگه زندگي مي کنيد
براش صبر مي کنيد . بهش اميد داريد
اميدواريد و آرزومند
تا روزي که
ما راهي پيدا کنيم
وقتي اوضاع سخت ميشه رفتن هم سخت ميشه
در اتاق 104
مامان
مامان چيه جولز ؟
ما توي يک اتاقم
آره . ما تو اتاق تنهاييم
جولز . امروز نه
بابا دوباره تو حموم خم شده
مامان من بايد ديوراماي خودم را تموم کنم
باشه . شايد پدرت بتونه براي اين بهت کمک کنه
نه کمک بابارو نميخوام اون هميشه همه چيزو خراب ميکنه
اوه عزيزم .. اوه ويل
مدي ! باز کي اين چيزو رو بيرون گذاشته ؟
بچه ها ! هيچ کاري بدون همکاري انجام نميشه
ما پنج نفر توي اين اتاق هتل هستيم
پس اينطوري کار نميکنه
بهت گفتم امروز نه
هري ؟
هري
هري ها چيه چيه ؟
جولز بايد بره دستشويي
اين دقيقا همون کاريه که منم دارم ميکنم
بابا من به حريم خصوصي نياز دارم ها ؟
اوه اينجا چه خبره ؟
اوه ويل . مدي
با غذاتون بازي نکنيد و صبحانه تونو
بخوريد
باشه
وعده غذايي خاص براي آغاز روزي خاص
ممم ؟
ديروز هم همينو پختي
و من دوستش داشتم . اوف
اوه هري يادت که هست
بايد با چارلي براي تعمير يخچال تماس بگيريم
ميدوني چيه ؟ هري
بزنش بزنش
بزنش بزنش
عزيزم ؟
عزيزم ؟
همه چيز روبراهه ؟
بيرون
بچه ها
فکر کنم امروز تولد مادرتونه
جولز . ويل . مدي جلسه خانوادگي
دور بزن . بيا
به نظر مياد تمام ما اينکه امروز چه روزيه را فراموش کرديم
امروز تولد مامانه من براش يک کارت درست کردم
اوه
پس فقط من يادم رفته
ببينيد بچه ها ما کارهاي زيادي داريم که بايد انجام بديم بايد به صورت گروهي کار کنيم
و امروز را براي مامان خاص کنيم
بابا فراموش نکن من گزارش ديوراماي کتابم را هم دارم انجام ميدم
خيلي خوب پس بايد هم امروز را براي مامان خاص بکنيم
و هم به مدي براي ديوراماش کمک کنيم
ميتونيم تزيينات هم بکنيم ؟
چه فکر خوبي ويل
فکر کنم زير تخت براي تزيين يک چيزهايي باشه
فکر کنم اونجا چند تا چيز باشه
راستش من فکر ميکنم اونها ممکنه اينجا باشند
بابا ! تو مردي ؟
بابا ؟
بابا
بابا نمرده
چه خبر شده ؟
تولد مامانه و تو نمردي
کي ؟ چي ؟
...چي ؟ آره ! حالت خوبه ؟
چه خبره ؟
روز تولد مامانه و تو نمردي
اما قراره بعدش تو اينو ببيني
بابا ؟
.. باشه . پس
مدي بايد ديوراماشو شروع کنه درسته ؟
اوه .. ممم
و من و ويل ميتونيم يک کيک درست کنيم
.. و تو ميتوني
بادکنک ها را باد کني
بابا ! ما چطور بايد بدون فر کيک درست کنيم ؟
کيک پنکيک چطوره ؟
کيکي که از پنکيک درست شده باشه ؟
بابا ! به ويل بگو اين نميشه
بچه ها بايد بگم مطمئن نيستم واقعا چه خبره
بابا ! ما چطور بدون فر بايد کيک درست کنيم ؟
صبر کن ! مگه الان همينو ازم نپرسيدي ؟
مگه من فقط مسئول بادکنک باد کردن نبودم ؟
چي... !؟
کيک پنکيک چطوره ؟
کيکي که از پنکيک درست شده باشه ؟
بابا به ويل بگو اين نميشه
باشه . جدي بچه ها چه خبر شده ؟
من هيچ نظري ندارم تو معمولا هيچ نظري نداري
اون چي بود ؟
شنيديش ؟
و قبلا
مثل اينکه هر چي تو مي خواستي بگي را من مي دونستم
آره بابا . زندگي قابل پيش بينيه
آه ! اون صدارو شنيدي ؟
هري ؟ و اون ! ميتوني بشنويش ؟
شنيدمش بابا
آره . به ياد بيار . اون مامانه
ما بخاطر سورپرايز شدنش بخاطر تولدش توي دستشويي نگهش داشتيم
تو خيلي احمقي بابا
آه
اوه خوبه . تو بايد مادر باشي شايد بتوني کمکم کني
اون بيرون چه خبره ؟ من صداي جيغ شنيدم
دستت دوباره به توستر چسبيد ؟
نه
نميدونم اون بچه ها اون بيرون چکار دارند مي کنند
اين وظايف پدر مادريه
تو هم بخشي از اين هستي مگه نه ؟
تو دقيقا مثل اونهايي
صبر کن . شما همه با هم اين کارو مي کنيد ؟ اين همون چيزيه که ديده ميشه ؟
و چرا همه مي خندند ؟
من نميخندم
فکر کنم دارم ديوونه ميشم
..من
هري وارد حمام ميشه تا ليندا را در وان خالي پيدا کند
با هندزفري ، قهوه و يک دسته مجلات و روزنامه
اون در حال خواندن يک مجله است
اون طوري نشسته که مجبورش کنه تو دستشويي بمونه
هري اونجا چه خبره ؟ ليندا ! اون بيرون چه خبره ؟
من صداي جيغ شنيدم
..باز تو ؟ دستمو به توستر چسبوندم ؟
نه . چرا همه اينطوري مي کنند ؟ فکر مي کنيد من احمقم ؟
من احمق نيستم
خيلي خوب . مشخصه تو هيچ کمکي به من نمي کني
يادت نره به مدي براي ديوراماش کمک کني
سلام هري
صبر کن ! حالا تو کي هستي ؟
آقاي ترنر هرگز پير نميشه
مدي . فکر کنم ممکنه بيش از حد چسبيده باشه
تا کي ميخواد اينطوري بمونه ؟
باشه باشه
بسه
اين چيه ؟ يک جور کمدي ؟
يعني شما به معناي واقعي هر چي اين گفته انجام ميديد
ببين . اين گفت هري بعديه
صبر کن ! قراره هري من باشم . درسته ؟
.. باشه ، هري چي ميگه ؟ هري ميگه
ميشه اينو تعمير کرد ؟
خوب فکر کنم بستگي به مشکلش داره
اون
باور نکردنيه
حتي گفته بود قراره اتفاق بيفته باشه
هيچي اينجا واقعي نيست ؟
صبر کنيد .. يعني اصلا شما بچه هاي من هستيد ؟
من گزينه دوم را دوست دارم
خوب اگر واقعا من پدرتون نيستم
No comments yet. Be the first to leave one.