The first 200 lines.
نمیتونم باور کنم که برای اردو باید برم بیسبال بازی کنم school's Field Day مراسمی در مدارس، که در آن، به هر دانش آموز، ورزشی واگذار شده، تا در آن روزِ بخصوص، انجام دهد
اینا همه ـش تجربه ـست پسر
منظورم اینه که اصلا باورمون میشد که تو بتونی پشت خط دفاع قائم شی؟ البته
منظورم اینه که اصلا باورمون میشد که تو بتونی پشت خط دفاع قائم شی؟ البته
یا حتی بسکتبال، طوری که تو از توپها جا خالی میدادی؟ قطعا
...اما خدا به ما بیسبال رو داده، پس
اما من بیسبالم افتضاحه
خب ما 48 ساعت فرصت داریم تا یکم از افتضاح بودنت کم کنیم
اول از همه
باید مثل یه بازیکن بیسبال رفتار کنیم
پس کاری که باید بکنی اینه که
سیستمتو بگیر و تُف کن
چیمو بگیرم؟
تو فقط... فقط همون قسمت تُف رو انجام بده
بدترین تُفی بود که تاحالا دیدم
تُفت ریخت
اوه، خودت دستمال داری
خیلی خب، بذار یه نقطه اینجا بکاریم
خب اینم یه نقطه
خیلی خب، آماده شو
خیلی خب، میخوام توپ رو سمتت پرت کنم
به سمتش خم شو. برو که رفتیم
خیلی خب، اونقدرا هم بد نبود
اوه، این دیگه خیلی بد بود
فکر میکنی هم تیمی های من، ناامیدیشون رو به فقط سرزنش کردنِ کلامی، محدود میکنن؟
فکر میکنی هم تیمی های من، ناامیدیشون رو به فقط سرزنش کردنِ کلامی، محدود میکنن؟
یا من با یه دعوای حسابی طرفم؟
راستشو بگو
این یه چیز نامعلومی ـه که برام خیلی سخته
خبر خوب
حدس بزن کی قراره از قطب جنوب واسه سرزدن بیاد؟
هواپیماش تازه فرود اومده
هرلحظه ممکنه برسه
و واسه سه روزِ تموم میمونه پیشمون
سه روزِ کامل
خیلی خب، اون صدارو بس کن دیگه لطفا
حرف بزن - حرف بزنم؟ حرفی ندارم -
...تنها چیزی که دارم
خیلی خب، همه آروم باشید
کی رو از قطب جنوب میشناسی؟
بابایی - وای خدای من -
نیست؟ Sean Connery انصافا شبیه
داستانی دربارۀ یک پسربچه :فصــل اول - قسمت دهـم دربـارۀ پــدرِ یـک بچــه Hassan Cool :مترجم
واسه اینکه اینجایی خیلی هیجان زده ـم، بابا
واسم کادو آوردی؟
چی؟ برات کارو آوردم؟
البته که برات کادو آوردم
چقدر هیجان انگیز
به نظر میاد یکی یادش رفته که آجیل هاشو چک کنه
وای خدا. درسته
پدر مارکوس قطعا یادش رفته که
بادوم زمینی میکشتش
درسته
اینا صددرصد به منظور اسباب بازی ان، عزیزم
اینا صددرصد به منظور اسباب بازی ان، عزیزم
(نگاه کن، ماراکاس (جغجغه
یوهــو
اگه حتی یه کوچولو هم پاره شدن، بش فکر نکن. فقط فرار کن
اگه حتی یه کوچولو هم پاره شدن، بش فکر نکن. فقط فرار کن
باشه؟
سلام
همسایه
آه ه ه، پدر
ویل هستم
دو نفر از مهمترین مردای زندگیم دارن همدیگه رو ملاقات کردن
دو نفر از مهمترین مردای زندگیم دارن همدیگه رو ملاقات کردن
از دیدنت خوشحال شدم
یا همونطور که یه پنگوئن میگه
"کی کی کی کی کی کی، هانـــــک"
دارم شوخی میکنم
اگه واقعا به عنوان پنگوئن ملاقات میکردیم
باید قبل از من تعظیم میکردی و خودتو میلرزوندی
اول خودت، پسر
پدر مارکوس توی قطب جنوب یه محقق پنگوئن ـه
پدر مارکوس توی قطب جنوب یه محقق پنگوئن ـه
همونطور که میتونی تصور کنی، کاملا مسحور کننده ـست
کاملا
حتی نمیتونم تصورش کنم
خب، من یه اسلاید براتون اوردم
خب، من یه اسلاید براتون اوردم
ویل، تو حتماً بعداً باید بیای خونمون
این اسلایدِ نمایشی زندگیتو بهشت میکنه
اوه، پسر، خیلی دوست دارم که بیام
اما میخوام خونه بمونم و هرگز اونو نبینم
سلام - سلام -
به کمکت نیاز دارم - چی روی گوشته؟ -
هیو داره بمون نشون میده که چطور پنگوئن هارو دنبال میکنه
اون و مارکوس دارن دنبال یه همسر میگردن
و منم همون مؤنث موردنظر هستم
کاری که داری در حق بچه ـت میکنی، ذهنمو منفجر میکنه
کاری که داری در حق بچه ـت میکنی، ذهنمو منفجر میکنه
مارکوس خیلی دوست داره با پدرش ارتباط برقرار کنه
اما "هیو" همش تو فاز پنگوئن ـه
خب چرا چیزی بش نمیگی؟
میشه لطفا به مراسم اسلایدیمون بیای
و فقط یکم جَو رو بهتر کنی؟
نخیر، نمیتونم. شانس خیلی کمی برای سم وجود داره که شاید امشب زود کارش تموم بشه
نخیر، نمیتونم. شانس خیلی کمی برای سم وجود داره که شاید امشب زود کارش تموم بشه
و اگه اینطوری بشه، ما بالاخره میخوایم که رابطمون رو یه قدم به جلو یعنی داشتن سکس پیش ببریم
و اگه اینطوری بشه، ما بالاخره میخوایم که رابطمون رو یه قدم به جلو یعنی داشتن سکس پیش ببریم
اوه، ایول ، ایول
عالیه، عالیه، عالیه
خب، فکر میکنی بتونی سکستون رو به تعویق بندازی؟
میدونی که، بخاطر مارکوس
واقعا ازم میخوای که
اسلایدِ نمایشیِ پنگوئن هارو به داشتن سکس
با یه زن زیبا، ترجیح بدم؟
چه مرگته تو؟
بخاطر پسر فوق العاده ای که سعی داره با پدرش ارتباط برقرار کنه پسری که اگه شانس بیاره دوبار در سال میتونه پدرشو ببینه
بخاطر پسر فوق العاده ای که سعی داره با پدرش ارتباط برقرار کنه پسری که اگه شانس بیاره دوبار در سال میتونه پدرشو ببینه
بخاطر پسر فوق العاده ای که سعی داره با پدرش ارتباط برقرار کنه پسری که اگه شانس بیاره دوبار در سال میتونه پدرشو ببینه
خیلی خب، باشه
میخوام یه چیزی بت بگم. باشه؟
اگه حتی یه درصد شانسِ اینکه سم زود کارش تموم بشه، باشه، من میزارم میرم
اگه حتی یه درصد شانسِ اینکه سم زود کارش تموم بشه، باشه، من میزارم میرم
باشه، مرسی
و اگه برات مسئله ای نیست
میشه هیو توی خونه تو مستقر بشه؟
میشه هیو توی خونه تو مستقر بشه؟
خیلی هم مسئله ـست آخه چه مرگته تو؟
باشه باشه باشه، گوش کن
من نمیتونم باش تنها باشم
اگه باهم تنها باشیم
من وارد یه جَوِ شدید شهوانی میشم
وای خدا
نه وایسا وایسا وایسا وایسا - بابا تازه یه چیزی کوفت کرده بودما -
آخه واسه مارکوس گیج کننده ـست
و اینم بدون که یه پنگوئن میتونه کثافت خودش رو تا
چهل سانتیمتر دورتر از آشیانه ـش، از پشتش پرتاب کنه
مثل این میمونه که مثلا من و تو مدفوعمون رو 150 سانتیمتر دورتر پرتاب کنیم
چه باحال
ایناهاشش، مؤنث موردنظر
اوه، هیو
من تو رو مال خودم میکنم، ای مؤنث
اجازه هست؟ - اجازه هست -
واو
بالاخره شدیم یه خونواده نرمال
اون لوئیس ـه و بقیه اعضای گروهش
که به دوردست های قطب جنوب خیره شدن
عاشق این صحنه ـم
بعضی مواقع دوست دارم کنارش وایسم
و تصور کنم داره به چی فکر میکنه
میدونی، فکر میکنم اون خیلی خوشحاله
که اونجا کنار توئه، بابا
راستش پنگوئن ها قادر به ابراز دلبستگی خودشون به انسانها نیستن
راستش پنگوئن ها قادر به ابراز دلبستگی خودشون به انسانها نیستن
(اسلاید بعدی، فیفی (فیونا
این وینچل ـه، وینچل
به زردیش نگاه کنین
بصورت مؤدبانه میشه گفت اون مشکل رنگدانه ای داره
بصورت مؤدبانه میشه گفت اون مشکل رنگدانه ای داره
ولی درواقع اون یه فاجعه ـست. یه نخالۀ اجتماعی ـه
اون مطرود شده ـست
میتونین خشم بقیه رو نسبت بهش احساس کنین؟
میتونین خشم بقیه رو نسبت بهش احساس کنین؟
اون درنهایت از گروه رانده و خورده میشه
خورده میشه؟ - این طبیعته، مارکوس -
اسلاید بعدی، فیفی
این چیه؟
متعجبم که این چطور اومده اینجا
خب درهرصورت، منم، که دارم واسه روز اردو تمرین میکنم
که روز زمین پاک هم هست
برای رفتن به بیسبال، انتخاب شدم اما خیلی توش افتضاحم
یکم درموردش نگرانه
ولی یکم به تمرین نیاز داره
هیو، شاید بتونی به مارکوس برای بیسبال کمک کنی
فیفی، خودت میدونی که ورزش توی ذات من نیست
اسلاید بعدی، فیفی
چرا میخوای اینجا بخوابم؟
این سفت ترین سطح موجود در اینجاست
که برای سیاتیک ـت هم بهترینه
خیلی خب، حمام طبقه بالاست
پتوی اضافه هم همون بالا هست
من به پتو نیازی ندارم
من یه خوابندۀ سکسی ام
همیشه همینطور بودی
شب همگی خوش
شب بخیر
کی کی کی کی کی کی کی کی
خیلی خب، رفیق
اوه، خدای مـــن
رفیق
دوست دارم مثل پنگوئن ها بخوابم
فقط منقارتو از این مبل چرمم دور نگه دار
منظورت دماغمه یا دودولم؟
به این میگن راحتی
...میخوای در رو باز کنی یا
چه غلطی داری میکنی تو؟
چیه؟ - رفیـــق -
اصلا حرکت جالبی نبود پسر
اصلا جالب نبود - چرا خو؟ -
جالب نبود - چی؟ -
ویل
هی، نمیدونستم میخوای بیای
امروز دیوانه کننده ترین چیز توی بخش اورژانس اتفاق افتاد
یه بیمار ایست قلبی داشتیم
اون کاملا مرده بود
بعدش من دستگاه شوک الکتریکی رو برداشتم، بهش زدم و بعدش بوووم
ضربان قلب. از مرگ برگشت - واو، خیلی عالیه -
میدونم، خیلی محشر بود
No comments yet. Be the first to leave one.