The first 58 lines.
LoliHunter
آیوفیلم تقدیم میکند
بارون؟
من کجام؟
...از امروز به بعد
!تو حیوون خونگی خودم میشی
من داشتم چکار میکردم؟
.اصلا یادم نمیاد
!بدنم رو حس نمیکنم...خیلی سرده
.آره
.پس با خودم میارمش خونه شاید تو راه خونه بیهوش شدم؟ +
.فعلاً
این دختر... اینوکای-سان هست، اگر درست یادم باشه؟
آره خودشه. چرا یکی از دخترای همکلاسیم من رو بغل کرده؟
یعنی اینوکای-سان منو نجات داده؟
!وای چرا اینقدر بهش نزدیکم؟
!! سوتین اش هم دیده میشه
همینجا صبر کن، باشه؟
نکنه اینجا...خونه اینوکای-سان هست؟
...پس واقعا منو نجات داد
!باید ازش تشکر کنم
...ولی...چرا
اصلا نمیتونم چیزی بگم؟
...ماهیچه هام خیلی سرد و بی حس شدند
خب ،آماده ای بریم؟
...تو خونه اش خیلی چهره درخشان و مهربونی داره
.تو مدرسه حتی لبخند هم نمیزنه
!کارن
.حموم رو برات آماده کردم
.حتماً خیلی سردت شده، سریع بپر داخلش
اوه خدای من! این همون هاپو کوچولوی نازه که دربارش حرف زدی؟
...مامان
میدونم که خیلی بامزست ولی نگهداری سگ مسئولیت بزرگیه، باشه؟
!ایشون باید مادر اینوکای-سان باشه +
...باید بهشون سلام کنم +
!ولی اینقدر سردمه که نمیتونم حتی درست فکر کنم +
.بله خودم میدونم. من دیگه میبرمش حموم
!خیلی سرده +
...تا وقتی از حموم بیای بیرون، من هم شام رو حاضر میکنم
.پس حتماً بعدش بیا غذات رو بخور
...به نظر میاد...اینوکای-سان یه سگ ولگرد با خودش آورده +
میدونم خیلی دوستش داری ولی یوقت زیاد تو حموم نمونی که غش کنی ، باشه؟
.بیخیال مامان. من که اینقدر خنگ نیستم، همچین کاری کنم ...سگه هم باهاش میره حموم +
!بهش حسودیم میشه
!!چـــــی؟
!اینوکای-سان داری چیکار میکنی؟
!!من هم اینجا هستم! فراموش کردی؟
!!نگاه نکن، نگاه نکن، به هیچ وجه نباید نگاه بکنم
!!اگر نگاه کنم ، تا آخر عمر به عنوان یه منحرف شناخته میشم
!!اصلاً نگاه نمیکنم
!!من یک جنتلمن هستم، لعنتی
!باید چشمامو ببندم
!!لطفاً بسته شو
!!چرا نمیتونم چشمامو ببندم؟
!!زود باش بسته شو
!ای بابا! اینقدر تکون نخور
چی شد؟ چرا باز اینوکای-سان من رو تو بغلش گرفت؟
چرا اینوکای-سان با من اومد داخل حموم؟
No comments yet. Be the first to leave one.