The first 200 lines.
مامانبزرگ؟
اوه، کازویا درباره جشن تولد فردا
من فکر میکردم که باید سوشی سفارش بدیم یا پیتزا
چی دوست داری؟
دوباره شروع کنیم.جشن تولد
هر سال اول ژوئن، روز تولد منه همه خانواده با هم غذا می خورن
این یکی از قوانین ماست
تولدت مبارک، کازویا
سوشی، حدس می زنم؟
میدونستم اینو میگی
فقط برای همین به من زنگ زدی؟
اوه، یه چیز دیگه
تولد چیزورو سان کیه؟
من سال گذشته نتونستم کاری براش کنم، چون تازه با هم آشنا شده بودیم
ولی میخوام سن قانونیش و امسال باهم جشن بگیریم
اوه، در واقع، تولد چیزورو
چند وقت پیش بود
باورت نمی کنم
چرا به من نگفتی؟!
می دونستم اینجوری میشه
من دو سال پشت سر هم تولد همسر وارث کینوشیتا و نادیده گرفتم
من به عنوان یه مادربزرگ شکست خوردم
این شرمندگی نسلها مارو آزار میده
اون زن من نیست! آروم تر، میخوای؟
همینه ما یه جشن تولد ترکیبی میگیریم
ترکیبی؟ چیه؟
گوش کن، کازویا
بلند شو، با چیزورو سان صحبت کن و هر چی که هست فردا بیارش سر جای ما
نمیشه
من مطمئن میشم که ازش مثل یه شاهزاده خانم استقبال می کنیم
جدی، این اتفاق نمی افته
گاه! منو بکش
Anime Lord جهت دانلود دیگر انیمه ها به صورت رایگان دنبال کنید anime_lord_ir مارا در تلگرام به آدرس
هیچ کوی تو بالکن من نیست
اوه، این یه گلوله سر ماره. برای کوی نیست
نمیتونستم اهمیت بدم
فردا شب دوروبر پنج بیکاری؟
داستان مادربزرگته؟
سریع فهمید
همیشه هست
مسئله اینه که فردا تولد منه
اما وقتی بهش گفتم مال تو آوریل بود
اصرار داره که یه مهمانی ترکیبی برای هر دوتامون بگیره
خوب،برام عجیب بود که اون روز به من زنگ نزد
درسته پول
ببخش
فردا می رم مادربزرگم و تو بیمارستان ببینم
بیمارستان؟
بعد از آزمایشاتش بهم نیاز داره، پس قبلش در موردش صحبت کردیم
پس ساعت پنج نمیشه
آهان باشه...
من نمی تونم اونو مادربزرگش و اذیت کنم
آهان،ببخشید که پرسیدم
من یه بهانه ای چیزی جور میکنم
حرفم تموم نشده بود
من نمی تونم پنج بیام، اما می تونم بعد از شیش برسم اونجا. تا اون موقع مشغولشون کن
و-واقعا؟
من این کاررو برای تو انجام نمی دم
قراره من تا وقتی این کار رو ول میکنم دوست دخترت باشم
همچنین تولدت مبارک
لعنتی، چه نازه
خروسم ابوعطا میخونه چته
دوباره براش مشکل درست می کنما
ها؟ روکا چان؟
تولدت مبارک
ها؟ کازویا کون؟الووو؟
چی شده؟
نیمه شب بهت زنگ تولد می دم
درست مثل هر دوست دختری
اینقدر دیر شده؟
من امروز نمی تونم باهات باشم ولی همه یکشنبه تمام و کمال در اختیارتم،باشه؟
باشه
مطمئناً داستانی درست میکنه ...که نمی تونم بهش بگم ک
نه! نه!
خیلی خوبه که اینقدر به خانواده ات نزدیکی
من تا وقتی که چیزورو سان اونجا نباشه مشکلی ندارم
ها؟
چی؟
اوه، پسر
صبر کن، اون چیزی نیست که ...فکر می کنی من
گند زدم
میدونه؟ اوگ؟!
لعنتی جواب نمیده
حدس می زنم باید یکشنبه جبران کنم
همه کارا انجام شده
بیا،بیا بریم پیش خونوادت
رکا چان چرا اینجایی؟
خب من دوست دخترتم
بالاخره تصمیم گرفتم تو جشن تولدت باشم
اما توافق کردیم که یکشنبه همو ببینیم
آره گفتیم
اره،میدونه
اوه، اینطوره؟
خوب، اون عصبانیه
من از این جون سالم به در میبرم؟
رسیدیم
وای، خونتون چه بزرگه
نه زیادم. ما طبقه دوم زندگی می کنیم
طبقه سوم و چهارم و اجاره دادیم
آه، پس اینجارو کردین آپارتمان
آره، هر چند نه از این و نه فروشگاه پول زیادی در نمیاریم
بیا، ما نمی تونیم همینجا بمونیم
چیزورو، انگ من- ها؟ رکا دونو؟
سلام
چیزورو گفت که بعداً میای یهویی بود، پس اون برنامه های دیگه داشت
اوه می فهمم. بیا تو
خیلی بده ولی ما دقیقاً هیچ هشداری بهش ندادیم
پس من ممنونم که تونستیم کاری رو انجام بدیم
به هر حال از بودنت خوشحالم، روکا دونو
بیا تو
از اینکه قبولم کردین ممنونم
فرشته من چیزورو وقتی دوستش اینجا باشه احساس راحتی بیشتری می کنه
صبر کن کازویا کفش هات و جفت کن
من هم می خوام بهم "فرشته" بگی
اون گفت چه ساعتی میاد؟
من فکر می کنم حدود شش
خیلیه اینا برای جشن تولدم
به این همه سوشی نگاه کن
زیاد نیستن، اما لطفا اینارو قبول کن
چی؟
برای ما؟
روزیه که نوه عزیزت به دنیا اومده
برای خانواده هم باید روز خاصی باشه
من! خیلی ممنونم
عجب خانم جوان با شعوری
کی رو میخوای گول بزنی؟!
اوکی، روکا چان، بزار اطرافت و بهت نشون بدم
میخوای؟
بیا کازویا اینطور نیست که تو عمارت زندگی کنیم
خوبه پس نوشیدنی هارو بخورین
خب اینجا آشپزخونه...
ما خوبیم؟ ما خوبیم، نه؟!
چی؟ منظورت از "خوب" چیه؟
منظورم رابطه ماست
خانواده من هنوز فکر می کنن میزوهارا دوست دختر منه
قرار نی بگامون بدی که،نه؟
صبر کن، بیخیالش شو
شما دوتا منصف نیستین
همش میگین رابطتتون کاریه
اما سعی می کردی جشن تولد خانوادگیت و با اون بگذرونی، بدون اینکه به من بگی
چیزی هست که باید بدونم؟
باز هم سعی نکردم قایمش کنم
من دوست دخترتم، نه؟
نمی تونی حقیقت و درمورد چیزورو سان به مامانبزرگت بگی چون دوسش داری
این چیزی نیست که به من گفتی؟
آره...
پس هی سعی نکن جلومو بگیری
اوه، صدارو بیار پایین
آره آره حق باتوعه
بدون چیزورو سان اینجا، این شانس منه
چی میگی؟
من مطمئن میشم که مادربزرگت ازم من خوشش بیاد
از تولدت لذت ببر
من می رم دوباره گلدون و پر کنم
مطمئنی همه چی حله؟
حالم خوب میشه نگران من نباش
Anime Lord چنل انیمه ها AMLDsub چنل زیرنویس
اوه، یه کراوات؟
آره. می خواستم کازویا سان بزرگتر به نظر برسه
که اینطور.چشمگیره، روکا دونو
این یه هدیه خنده دار و کاربردیه
آفرین به تو، کازویا
بفرما پدر
آه، بابت کفش ببخش
اوکیه
عجب تولدیه
میزوهارا حالا که نیست
من ماساژ حرفه ای بلدما میدونستین؟
روکا چان واقعاً تموم تلاشش و می کنه تا خوب به نظر بیاد
من نوشیدنی ها رو میگیرم
اوه، ممنونم
حتی از نظرمن، اون نقش دوست دختر ایده آل و بازی می کنه
و برای تو، مادربزرگ
این بخاطره؟
تنها تو یه ساعت با اونا خودمونی شده
آره. اسمش جونمیه
پس میزوهارا چی شد؟
ساعت از شیش گذشته
چیزورو هنوز نیومده؟
کازویا، چرا بهش زنگ نمیزنی؟
ها؟ بهش زنگ بزنم؟
اوکی، پس میرم بیرون
ها؟
شمارش و داره؟
نه، نمی تونه شماره دوست دختر اجاره ای رو داشته باشه خلاف قوانین شرکته
چیزورو سان نیومده و نمی تونه باهاش تماس بگیره
این واقعا یه فرصت طلاییه
لطفا، بخور
اون زود خونواده منو تو مشتش میگیره
عجله کن میزوهارا...
ولی من نمی تونم بدون اینکه تو مخاطبین ذخیره کنم باهاش تماس بگیرم
داره میره رو مخ
بهش زنگ بزن
بهش زنگ بزن
بازی تموم شد
اضافه کردنش به عنوان دوست برای من خیلی زیاده
ببخشید جواب نداد
اوه... من نگرانشم
کیش و مات
بعدا دوباره تلاش میکنم
No comments yet. Be the first to leave one.