Last Straw

Last Straw

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Last Straw 2023 720p BluRay DD5 1 x264-playHD
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian Last Straw 2024 زیرنویس فارسی فیلم

Tags

bluray
Published on: 2025-11-23
Downloads: 16
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

۹۱۱. وضعیت اضطراریتون رو بگید.

دوستم... دوستم... دوستم زخمی شده.

دوستم، نانسی... اون... اون غرق خونه.

نفس عمیق بکشید. می‌تونید بگید کجا هستید؟

من کافه فَت باتم هستم، کنار مسیر 9G.

تازه اومدم تو. همه جا پر خونه.

کف زمین خونه. امم... فکر کنم دوستم داره می‌میره.

متوجه شدم، آقا.

نیروهای امدادی در راهن.

با کی صحبت می‌کنم؟

اسمم جیک کالینزه.

لعنتی!

این دیگه چیه؟

من واقعاً هر روز به اون توییت فکر می‌کنم.

تو واقعاً خاصی، تبز.

مرسی.

اون چیه؟

حامله‌ی لعنتی.

چی؟

یه موجودی هست

که داره تو وجودم رشد می‌کنه.

تو حامله‌ای؟

آره.

خب، باباش کیه؟

هرزه!

نمی‌دونی؟ نه!

اِمم.

یا اون بازیکن لاکراسِ که اَبروهاش پیوسته‌ست

اِمم... یا...

اون پسره مسته با بازوهای گنده و کیر کوچولو.

یا مرد پچ‌پچه.

مرد پچ‌پچه کیه؟

اون کل مهمونی یه صدای خیلی بم و کلفت داشت.

اوهوم.

همین که شروع کردیم

اینجوری می‌گفت:

"آره، بکوبش. آره."

"آه، بکوب..."

باشه، بس کن، بس کن. بده اون رو به من.

خب، می‌خوای چیکار کنی حالا؟

افتضاحه.

بکشیش؟

واقعاً نانسی؟

نمی‌دونم.

به بابات گفتی؟ اه، نه!

اون قبل از اینکه من بکشمش، منو می‌کشه.

خب، تبریک می‌گم.

نه.

لعنت!

شوخی می‌کنی.

نانسی؟

نانسی!

آه، خدایا شکرت، بابی.

می‌تونی منو برسونی؟ خیلی دیرم شده.

یک ربع به نُهه. درست سر وقتیم.

مدیرا زودتر می‌رسن اونجا.

خب، لعنت. خوش بگذره.

آه، فکر می‌کنی؟

تو خیلی نازی، بابی.

وای خدا، چقدر خسته‌ام.

منو می‌کشه.

کیفم. ممنون، بابی!

چون می‌دونیم که پرداخت کردیم، من فقط...

نمی‌تونم پیداش کنم. پیداش می‌کنم.

بهت زنگ می‌زنم، باشه؟

هی، دیر کردی. دوباره.

می‌دونم. می‌دونم.

تو الان مدیر شدی.

همکارا باید بهت احترام بذارن.

اوف.

چطوری می‌خوای

اونا رو سر جاشون بذاری

اگه خودت ندونی کجا باید باشی

یا چه ساعتی باید اونجا باشی؟

باشه، فهمیدم.

چرا اینقدر عرق کردی؟

چون مجبور شدم پیاده بیام اینجا.

ماشین داغون شد.

ماشین قدیمی مامان؟

اون لعنتی خراب شد. چطور؟ چی شد؟

گیربکسش بود؟ چه صدایی می‌داد؟

فکر می‌کنی من می‌دونم؟

مطمئنم قراره برام آب بخوره

دو هزار دلار دیگه تا این آشغال رو درست کنم.

فکر نمی‌کنی شاید وقتشه که ما...

باشه.

امشب که بهش نیازی نداری.

چون شیفت شب کاری.

چی؟ نه. بابا، نمی‌تونم.

نمی‌خوام بشنوم.

قرار بود با تبز برم جشن فارغ‌التحصیلی.

می‌دونی که تو تقریباً یه سال پیش فارغ‌التحصیل شدی.

چرا هنوز با بچه‌های دبیرستانی می‌گردی، برام جای تعجبه.

این اصلاً منصفانه نیست.

خب، متاسفم یه ویروس پیچیده.

پس فقط تو و جیک می‌مونید.

پس منو با اون دیوونه تنها می‌ذاری.

حداقل می‌تونی بذاری بابی بمونه؟

نه. احساس راحتی نمی‌کنم.

که تو و بابی رو تنها بذارم.

ولی اینکه من و جیکو با هم تنها بذاری، خیالت راحته؟

آره

جدی می‌گی؟ هی، می‌تونی اینجا کمکم کنی؟

تا خرخره تو قرض و قسط غرقم

من نمی‌تونم به بابی یا هیچکس دیگه اضافه‌کار بدم

و جیک... خب، بهش اعتماد هست اینجا

احتمالا که به هر حال می‌میریم

ولی حتی اگه دو تا مشتری هم داشته باشیم

ارزششو داره، پس انجام میشه

تو کجا قراره باشی؟ هان؟

من برنامه دارم

هوم

می‌تونی پیازها رو ببری بالا و، خب...

فقط یه کم جسارت به خرج بدی و مدیر باشی؟

من جسارت نمی‌خوام

چرا برای اداره اینجا باید جسارت داشته باشم؟

منظورم همون جسارت مجازی بود

حالت خوبه؟

آره، من شیفت شب رو با جیک کار می‌کنم

می‌تونم بمونم، می‌دونی...

حتی اگه بهم پول هم ندی یا هرچیزی

شنیدم امشب پارتیه

فکر کنم خونه مکس باشه

می‌دونی، راستش... من اونقدر مست بودم که هیچی یادم نمیاد

هیچی یادم نیست

فقط یک دقیقه

چی گوهی خوردی دختر؟ لعنتی! جیک

برو کنار

خوب به نظر نمی‌آی

تو هیچوقت خوب به نظر نمی‌آی

حامله‌ای؟

نانسی اینجاست؟

هی. هی

این چه کوفتیه؟ اه، فقط... فقط گوشت مونده بود

فقط حالشو بد کرد. تقصیر منه

باید درست دورش می‌ریختم، متاسفم

باشه، وایسا، فریزر دوباره خراب شده؟

اوم... آره

باشه، میرم یه نگاهی بهش بندازم

یه شلنگ بگیر و اینو پاک کن، بعدش من میرم

پس، فقط بدونی اگه بهم احتیاج داشتی، پیام بده، باشه؟

موفق باشی تو قرار بزرگت رئیس

قرار بزرگ، ها؟

پدرت هم نیازهایی داره، خب

وای خدا، دوباره حالم بهم می‌خوره

ممنون

ببخشید، آقا. متاسفم

هی، می‌تونی یکی از ساندویچای معرکه‌تو برام بزنی؟

قبل از اینکه برم؟

باعث افتخاره

الان میام تو

لعنت

جیک امشب اینجاست

ولی اگه شلوغ شد... نمیشه

اگه شد، خب

اینجا کالباس و ژامبونت رو داری

مواد ساندویچ، همبرگر

اگه کسی چیزی شلخته بخواد...

مخلوط‌کن اینجاست... چاقوی سرآشپز

می‌دونی، آه!

وقتی این سرخ‌کن روشن بشه، اوضاع واقعاً بهم می‌ریزه

باشه، ممنون. می‌دونی چیه؟

امشب یه لطفی در حقم بکن. فقط مطمئن شو که...

نانسی؟

بابی، هیچکدوم از اینا برام مهم نیست

خب، چکش‌های گوشت‌کوب چی؟

تا بتونی گوشت رو بکوبی

آره، شرط می‌بندم عاشق گوشت کوبیدنی

اه، شنیدم حالت بد بوده

پس واقعا مریضی؟ یا مثلا، می‌دونی...

سفارش شماره ۱۳، مال شماست

ممنون

و حتما اون باسن گنده رو بیار...

دوباره زودی به فَت باتم بیسترو

آره. روز خوبی داشته باشی

"مطمئن شو که اون باسن گنده رو بیاری...

دوباره به فَت باتم بیسترو."

لعنتی

بابات جزو پنج نفر اول ترسناک‌ترین آدماییه...

که تا حالا دیدم

آره، فقط حرفه

ته دلش یه خرس گنده پشمالو بیشتر نیست؟

می‌خواستم بگم ترسو. خانم نانسی آزبورن!

تو دهنت خیلی بی‌ادبه

باید با صابون بشوریش

ممنون، ولی نه ممنون، جیک

ترجیح میدم تو فانتزی‌های عجیب و غریب فتیش تو بازی نکنم

نگران نباش، ما کل شب رو وقت داریم که با هم "بازی" کنیم

من و تو شیفت شب کار می‌کنیم، آره

و لطفا دیگه هیچوقت کلمه "بازی" رو به کار نبر

اینقدر مشتاق به نظر نرس

ترجیح می‌دم تمام موهامو بکنم تا اینکه شب رو با تو کار کنم

داری قلبمو می‌شکنی

وای خدای من، من... من خیلی متاسفم، نانسی

نگران نباش، پیت. من الان تمیز می‌کنم، نانسی

اشکالی نداره، اتفاق بود

شت

من انجامش میدم. لعنتی

خوبه. فقط لعنتی وایسا

هی!

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left