The first 200 lines.
Amirhossein & Ava
رسانهی آیوفیلم تقدیم میکند
.آکادمی جادوی کیمبرلی
در حین فارغالتحصیلی، ۲۰ درصد ...از دانشآموزانی که در اینجا ثبت نام کردهاند
."توسط طلسم "بلعیده شدن
درخت جک بیشکوفه داره .به زیبایی شکوفه میده
...اوه، عزیزم
تویی که اونجایی! به نظر مضطرب میای، نه؟
اینطور به نظر میام؟
.آره، دقیقاً همینطوری به نظر میای چرا سعی نمیکنی یکم ریلکس کنی؟
!امروز روز مراسم ورودیتهها
مهم نیست که چه آیندهی ...وحشتناکی در انتظارته
.ممنونم، بانو
آیندهی وحشتناک؟
احتمالاً این چیزا رو میگن .که فقط بچههای جدید رو بترسونن
.مشکل اینه که نمیتونم با اطمینان اینو بگم
به هرحال، این مدرسهای که دارم واردش میشم .به هیچوجه یه مدرسهی معمولی نیست
.اون گل واقعاً منو ترسوند
منظورش از "آیندهی وحشتناک" چی بود؟
.خودتو نگران حرفای گیاهان پراید نکن
گیاهان جادویی مثل اونا ذرات جادویی رو از روی زمین جذب میکنن،
.که روی شخصیتشون تاثیر میذاره
میگن که خیلی از گیاهانی که در .این اطرافن بدجنس و موذی هستن
.که اینطور
.من چیز زیادی در مورد گل و گیاه نمیدونم .ولی در عوض عاشق جونورای جادویی هستم
واقعاً؟ از کدوم نوعش خوشت میاد؟
همشونو! از اون کوچیکاش بگیر تا اون بزرگاش
...مخصوصاً از اون لزج هاش
لزج هاش؟ اونا دیگه چـــین؟
!تویی که اونجایی. آره، خودت
من؟
!ببین داری پاتو کجا میزاری
!تقریباً پا روی ساقهی بانو گذاشتی
کی میدونه که چه بلایی ممکنه سرت بیاره؟
!چقدر بی ادب
!ازت کمک نخواستم
!رو به راهم
.اوه عزیزم، تو خیلی لباسای عجیبی پوشیدی
...هی، اون
یه ساموراییه؟
.آره، احتمالاً همینطوره
...تا حالا ندیده بودم
چی توی اون دختر بود که باعث شد وایسم و بهش خیره بشم؟
بخاطر لباسای خارجی عجیبش بود؟
...یا
.شاید یه چیزی رو توی قلبم احساس کردم
چیزی شبیه پیشآگاهی یا چیزی .که مردم اونو "سرنوشت" صدا میکنن
سلطنت هفت شمشیر جادویی
!رژهی جونوران جادویی
!همونطور که از کیمبرلی انتظار میره
!اولش گیاهان، حالا هم جانوران
!تا حالا اژدهایی مثل این ندیده بودم
میدونی این چیه؟
.آره، اون یه فافنیرـه
هیچ موجود دیگهای به این .اندازه پولک های درخشانی نداره
.پشمام، خوب درمودشون میدونیا
.نه زیاد
.فقط چیزیه که توی دایرهالمعارف خوندم
چیشده؟
فکر میکردم که از .جونورای جادویی خوشت میاد
...خوشم میاد... اما
.نگاه کن
اونا یه ترول رو مجبور به راه رفتن .توی رژه کردن، درست مثل بقیه هیولاهای جادویی
!این اصلاً درست نیست
.چشه مگه؟ اون یه تروله
،اونا به زبون ما صحبت نمیکنن .و وحشیاش به آدما حمله میکنن
بنابراین برای پاسخ به نیازهامون، اونا رو آموزش میدیم
دلیلش اینه که انسان ها !به قلمروـشون حمله می کنن
!اونا در واقع موجودات مهربونی هستن
من از جایی امدم که این موجودات !هر ساله زمین هامون رو خراب میکنن
یا نکنه حمله اونا ایرادی نداره؟
!اون زمین ها قبلاً مال اونا بوده
هوی، شما دوتا میشه تمومش کنید؟
.نمیتونم درست روی مطالعهام تمرکز کنم
.ببخشید
.تقصیر من بود
.همین که متوجه شدید کافیه
پس اون یه گریفینـه؟
بالهاش با چیزی که .اینجا کشیده شده متفاوته
،احساستون رو درک میکنم اما چرا بعداً درموردش صحبت نکنیم؟
!حداقل بعد از اینکه اسم همدیگرو فهمیدیم
.اوه، درسته
...اسم من
.ایاس
هوی، داری چیکار میکنی؟
!بس کن! به رژه نزدیکتر نشو
!دست خودم نیست
!اما پاهام خودشون دارن حرکت میکنن
!جادو؟
مشکلی پیش اومده؟
...نه، مطمئن نیستم
!اوه، نه
!اون ترول داره مستقیم میره سمتش
معنی اینا چیه؟
چخبره؟
این یه جور مراسم نیست، نه؟
...ن-نه
!این خوب نیست
!به موقع نمیرسیم
!متوقف شین
میتونی بدوی؟
...آخخ
...نه، پاهام
.خیلی خب
.پس از جات جُم نخور
اون سامورایی قصد داره باهاش بجنگه؟
!این خودکشیـه
!باید یه جوری توجهش رو جلب کنیم
!تونیتروس
حتی به این سمت یه نگاه هم نکرد؟
!همه باهم انجامش میدیم
!ح-حله
!وایسید! دیدید که چی شد
ما به اندازه کافی قوی نیستیم .که بتونیم با جادو حواسش رو پرت کنیم
پس قراره مُردنش رو تماشا کنیم؟
!نه
میتونید از طلسمهای باد استفاده کنید؟
.آره، یه کوچولو
.یه نقشه دارم
باهم یه باد شدیدی درست کنید !و وقتی که علامت دادم به سمتش هدف بگیرید
...ولی باد به تنهایی
!وقت نداریم
!فقط کاری که گفتمو بکن و سوال نپرس
.خیلی خب
.طبق نقشهـت پیش میرم
.حدس میزنم چاره ای ندارم
.ف-فهمیدم
!ایمپتوس
،طلسم رو متوقف نکنید !مهم نیست چه اتفاقی میوفته
!تیبیا
صدای اژدها؟
این فقط یه صدای بلنده، که !اونو به صدای غرش اژدها تغییر دادم
اما حتی یه اژدهای تقلبی هم .هنوز یه اژدهاست
...اگه یه شکارچی رو حس کنه
!خوبه، حالا! فرار کن
رنگ معصوم؟
!چه جمجمهی سفتی
!انگار دستامو با برق شستم
.لطفاً، فقط یه لحظه بهم فرصت بده
به محض اینکه دستام از .بیحسی در بیاد از اینجا میبرمت
...ب-باشه
.و شما چهار نفر. بابت کمکتون سپاسگزارم
!شما بهم بهترین فرصت رو برای حمله دادید
!اون غرش خیلی شدید بود
قبل از مراسم ورودی !تقریباً خودم رو خیس کردم
سلطنت هفت شمشیر جادویی
.ما در نهایت از بقیه جدا شدیم
.من ترجیح میدادم از تو هم جدا بشم
،پس وقتی جلوی اون ترول ایستاده بودی هیچ نقشهای نداشتی؟
نقشه؟
!البته که نه
.شمشیری که باهام بود حتی تیغه روش نداره
!توی بد مخمصهای افتاده بودم
!این ته بیاحتیاطی بود
!اگه طلسم ما شکست میخورد، تو میمردی
!حق با توئه
این اولین روز مدرسهـمه و یکی همین !چند دقیقه پیش زندگیـمو نجات داده
!من بهش میگم بخت خوب
.من چیز زیادی در مورد این دختر نمیدونم
اما رنگ موهاش اونموقعـــ
.رنگ معصوم
به موهای کریستال مانندی گفته میشن که ذرات جادویی به راحتی از طریقش جریان پیدا میکنن
همچنین به معنای گردش قدرتمند .مانا در بدن هست
معنیش اینه که به عنوان .یه جادوگر پتانسیل بالایی داره
!همگی، سکوت رو رعایت کنید
خانم مدیر در آستانهی ورود .به سمت سکو هستند
.من مدیر مدرسهی شما، اسمرالدا هستم
ابتدا، اجازه بدید بابت .حادثهی رژه ازتون عذرخواهی کنم
ترولی که از کنترل خارج شده بود همین الان دوباره تحت کنترل قرار گرفته
.و دانش آموزان مجروح تحت مداوا قرار گرفتند
فقط نگاه کردن بهش !باعث میشه که قند توی دلم آب بشه
!حتماً باید خیلی قوی باشه
اینجا، آکادمی جادوی کیمبرلی
خانهای برای یادگیریه که شما دانش آموزان هفت سال آینده رو در اون سپری خواهید کرد
ما در اینجا دو چیز رو .در اولویت قرار میدیم: آزادی و نتایج
...به ساده ترین شکل ممکن
!زندگی و مرگـتون توی دستای خودتونه
.این صرفاً یه استعاره نبود
،فقط ۸۰ درصد از دانش آموزان .سالم از کیمبرلی خارج میشوند
اون ۲۰ درصد دیگه، وقتیکه جادوشون از کنترل خارج بشه، برای همیشه فلج میشن
،یا، اون چیزی که احضار کردن خودشون رو به داخل میکشه
یا بعد از دیوونه شدن و تلاش .برای کشتن همکلاسیهاشون، میمیرن
،در دنیای جادو به این افراد میگیم
."توسط طلسم "بلعیده شدن
.اما یادگیریه جادو به همین معناست
به این ترتیب ما به جایی که :امروز هستیم رسیدیم
.با آسفالت کردن مسیرمون با اجساد مردگان
دوباره میگم. زندگی و مرگـتون .توی دستای خودتونه
اما وقتیکه مُردین یه .چیزی از خودتو به جا بزارید
،وقتی یه ببر میمیره .خزش رو بجا میزاره
شما باید ببر بشید، وگرنه .چیزی ازتون در اینجا باقی نمیمونه
.ربع کلامم همین بود
،اگه کسی سوالی داره بپرسه .الان بهش جواب میدم
میتونم یه چیزی بگم خانم مدیر؟
.میشنوم
چیه؟
وقتی سرتون درد میکنه، میتونید با مالش !دایرهای شکل، توی این قسمت درمانش کنید
این یه سوال بود؟
.نه، فقط یه نصیحت کوچولو بود
!آخه انگار به یه دلایلی دارید درد میکشید
No comments yet. Be the first to leave one.