The first 200 lines.
ارائـــــه شده توسط .::S o r e n a F i l m . C o m::.
: متــــــرجـــم |ShadowNighT|
!لعنتی
ســـــــلام؟
هـــــی
گریتل ؟
هنوز نَبَستی ؟
گریتل , منم میسون
تو اینجایی؟
تو, اه , احتمالا
یه تکه کیک واسه خوردن هست ؟
من فقط اومدم
این پول و بذارم اینجا و برم
باشه؟
لعنتی
گریتل ؟
اه , لعنتی
هـــی , گـــــربه جون
واو
اهـ
گاتـچـــــا
من و بخاطر میاری , درسته ؟
پافکیپسی . دیتون . استمفورد
. . . باید استمفورد و یادت باشه
تویه تله های گازی من گیرافتادی
خوابیده بودی ICUدو هفته تو
خیلی دردناکه
امــا نه ایندفعه
سیگار میکشی ؟
من میگم اون لعنتیا رو پیدا می کنیم
کارت درسته
خیلی کارت درسته
بدون هیچ فریادی . خوشم اومد
لطفا. چرا این کار و می کنی؟
خودت بهتر میدونی
دختربچه هارو میخوام
کدوم دختربچه ها ؟ تو دیگه چه منحرفی هستی ؟
من نمیدونم داری درباره یه چی زر میزنی
لطفا , بزار برم
هممم ... نــه .
بببین من معامله نمیکنم
ببین من کاری و الان انجام میدم که باید انجام بدم
ببین من مجبورم حس ششمو بکار ببرم واسه اینجور کارها
و من و تو ؟ فکر کنم ما راه زیادی رو در پیش داریم
. . . گوش کن , من نمیدونم تو
فکر می کنی من کی هستم !!!یا چه کاری انجام دادم ولی داری اشتباه میکنی
. . . لطفا اگه به من اجازه بدی الان
برم به هیچکس چیزی نمیگم
قول میدم
این بین من و تو میمونه
ما می تونیم همه این بازیها رو
اونطور که تو بخوای انجام بدیم ولی من کل روز و وقت ندارم
و فکر کنم بدونی یعنی چی
تو واقعا نمیخوای این کار و انجام بدی
اتفاقا بدجور میخوام
- آه خدا خیلی احمقی -
چجوری ؟ -
حالا کی احمقه ؟
ســـــلام؟
همه چی روبراهه خانومای کوچولو
اسمم هانسله , دارم میام پایین
من یکی از آدم خوبهام
آه لـعـنـتـی
گریتل
زودباش زودباش
آه، هی . اینجا صــــفه .
خواهرم صاحب اینجاست . . . آروم باش
هانسل ؟
یـکی یـدونه
اوه خدا جون
نزدیک یه سال شده اینجا چیکار میکنی ؟
کجا بودی؟
چرا بهم زنگ نزدی ؟
زنگ زدم
اوه , ببخشید تو نانوایی سرم خیلی شلوغ بود و نمیدونستم چجوری باهات تماس بگیرم
نگاه کن , ما باید صحبت کنیم
گریتل ، قهوه من چی شد ؟
اه درسته ! فقط یه دقیقه مارجی
آره ، فقط یک دقیقه ، مارجی
هــی ، تو کی هستی؟
!!!پای گوشت لیلیث؟
شوخیت گرفته
هانسل ! اینها بهترین چیز برای فروشه
مثل قبل نیستن ، خب ؟
و میخوام برای شام دعوتت کنم
اینجا میمونی دیگه , نــه ؟
ممنون
اممم, مامان بزرگ طعمش مثه همیشه عالیه
غذای مورد علاقتو درست کردم دنده و سیب زمینی
بعد از فوت پدربزرگ با آشپزی خودش و سرگرم کرده
نمیدونم چیکار میکردم اگه
نیامده بود اینجا
می دونی خیلی متاسفم که برای تشیع جنازش نیومدم خونه , نه ؟
. . . . می دونی من فقط مشغول بودی -
مـیدونـیم
خب , عزیزه دلم زندگی تو خیابونا چطوره ؟
مـــامــان بـــــــزرگ
مامان بزرگ , زودباش , فکر میکنی من تَن فروشی
!!!میکنم تو خیابونا یا چیزی مثل این
خب , پس من از کجا میخواستم بدونم داری چیکار میکنی؟
اصلا زنگ نزدی میتونی از حموم استفاده کنی
نگرانت بودیم
خب , گوش کنین میخواین بدونین من چیکار میکنم ؟ من جادوگر میکشم -
اوه
آره . یکی رو تو فلوریدا سر بریدم
نزدیک بود با ونم برم ته دره بخاطر یه آتش سوزی تو پورتلند
خیلی افتضاح بود
و اخیرا هم یکی که
دخترای جوون و میدزدید کشتم
تمام وقتم مشغول کشتن این موجودات بد ذات بودم
خب ، همه جادوگرا شیطانی نیستن
البته، مادر بزرگ اما اونایی که خوبن
واقعا گیر من نمیوفتن
آبمیوه بریزم برات؟
ممنون میشم
لـبـخـنـد بـزن , دخـتـر زیـبای من
شب بخیر ، مادر بزرگ
راستی، مادربزرگ چش شده ؟
پـیـــــر شـــــده دیگه
نه یه چیز دیگه ای هست که بروزش نمیده
بگیر , خشک کن مثل روزایه قدیم
خب , واسه چی برگشتی ؟
میسون
اوه , پس دربارش فهمیدی
آره، دربارش فهمیدم
گریتل ، شش نفر گمشدن
فکر نمیکنی بهتر بود اگه بهم خبر میدادی
من میخواستم هانسل
اما نمیدونستم چجوری باهات تماس بگیرم
من میفهمم چرا مردم ازش فرار میکردند ,حتی پدر مادر ها بدون هیچ رابطه ای, هروقت میدیدنش
و بعدش فکر کردم چیزی نیست
درسته میسون یه عوضیه ولی همنیجوری از خونه فرار نمیکنه
میدونم
فکر کنم بدون چه اتفاقی واسه میسون افتاده
روز بعدش ناپدید شد
رفتم شیرینی فروشی
همه جا خون پاشیده شده بود
چی؟
تو این فکر بودم برم به پلیس خبر بدم . . . ولی بعدش اتفاقی که با لیلیث واسه ما افتاد و
نزدیک یه ماه دست از سرم برنداشتن
من فقط فرش و برداشتم و انداختمش دور
لیلیث رفته بود و اونا فکر میکردند کاره منه
خب من میتونم از رویه تجربه ی شخصی بگم که
بیشتر از اونچه که تصور کنی خارج از اینجا مثله لیلیث پیدا میشه
نمیتونه دوباره شروع بشه
گریتل ، نگاه کنید، می تونیم دو نفری حلش کنیم
فقط کافیه به من اعتماد کنی , باشه ؟
آره
اول صبح میریم خونه ی میسون
هی , خوشحالم که برگشتی
طعمه جادو میده
اون اینجاست و خواهرمون و اینجا ازمون گرفته
عالیه , اون جنده رو به خاک میشونیم
باید اول پیداش کنیم
شما ! شیاطین
فاسد ، شیاطین کثیف
دقیقتر از اونچه که نشون میده به نظر میرسه
خب , گفتی یه حیوون خونگی میخوای ؟
نمیتونستید یه جای بهتری برای مخفی شدن پیدا کنین ؟
. . . لیلیلث کابین فقط
اون از ما محافظت میکنه
هیچکس مارو نمیبینه
یه انرژی قوی اینجاست
شما چی پیدا کردین ؟
حق با من بود یه دختر کوچولو که هنوزم اینجاست
آه، این یه دوسته
میتونه واسمون مفید باشه
میتونه کمکمون کنه پیداشون کنیم
واسه شام چی داریم ؟
یه چیز معمولی , یه خوک چاق
دنده بچه ؟
جالبه
به من بگو عزیزم , هر چیزی که میدونی رو بگو
یادت میاد کدوم آپارتمان بود ؟
فک کنم شماره هفت بود
اوه درست همینجایه
گمشده , میدونی که ؟
حالا چــــی؟
چجوری یادگرفتی این کارو ؟
فقط یکی ازون چیزهایی که تو این یه سال خارج ازینجا یادگرفتمه
خب , اگه توسط یه جادوگر گرفته شده
دقیقا دنبال چی هستیم اینجا ؟
مطمئن نیستم
همه جارو باید بگردیم
مشتری مورد علاقه من بود
بویی احساس نمیکنی ؟
سِـــــلام ؟
کسی خونه هست ؟
اوه
اون چیه ؟
دوست نداری اینو ببینی
این فرانکـــــه
چی؟
خرگوش میسون فرانکه
خیلی بانمک بود
کی میتونه اینکارو کرده باشه ؟
خب نقشه چیه ؟
با بردار میسون (جیکوب) صحبت کردی ؟
گاهی اوقات , نه همیشه
با ویلی زندگی میکنه
No comments yet. Be the first to leave one.