The first 200 lines.
...در زندگی,وقتی با یک تفنگ در یک دوئل هستین
دو تا گزینه دارین
دو گزینه همیشگی
...اقدام کنید
یا بگا برین
من روبن یابلانسکی هستم بیست و سه سالمه
واضح بگم,من مثل اون چیزی که شما بهش باحال میگین نیستم
ما سَر و پا گوشیم,آقای یابلانسکی
...این
...قانون اساسی
...ایجاد
...شده بود
...الان من
دانشجوی حقوق هستم که دارم امتحان شفاهی ام رو گند میزنم
من اضطراب دارم
دارم میبینم اضطراب دارم
من در مورد اضطراب داشتن اضطراب دارم
میبینم دارم شکست میخورم
!پس شکست خوردم
شاید عدالت وجود نداشته باشه,متاسفانه برای تو نه افراد ناشنوا
بیا همینجا متوقفش کنیم,وحشتناکه
همین موقع,همین جا در سال دیگه
شاید تو چیزی برای گفتن داشته باشی
شاید
سخنرانی وکیل مدافع
به عبارتی دیگه
کسی که جلوی افراد دیگه می ایسته
این چیزی هست که باعث میشه ارزش داشته باشه تبدیل شدن به یک وکیل
...وکیل,از یک کلمه لاتین
هیچکس؟
هیچکس
درسته,یان
تکرار دوباره یک سال,هیچ چیزی برای جشن گرفتن نداره
ولی از درون یک فاجعه یه چیز خیلی خوب در اومد
ببخشید,اینجا سالن اچ ـه؟
بله,آقای جوان,بنشینید
خانم جوان
کلاهت رو بردار تا از گیج کننده بودن در بیای
اون روز,نورا وارد زندگی من شد
...ببخشید
شاید بخوای گوشیت رو به حالت ویبره در بیاری؟
حسودی میکنی که بهت پیام نمیدم؟
اسمت چیه؟ - مارک.چرا؟ -
!هی,مارک
تا حالا یه دختر دهنت رو جلوی مردم سرویس کرده؟
نه - هیچوقت؟ -
باید تحقیر کننده باشه.داری میری؟
آره - خیلی بد شد -
!روز خوبی داشته باشی,مارک
بهتر,درسته؟
آره
چطوری؟
خیلی عالی. یک سال رو تکرار میکنم
من میدونم کلاس ها کجاست,انگار یک سال جلوترم
بده
تو میتونی کمکم کنی
!نه,آره
حتما,باعث افتخارمه
من نورا هستم
روبن,از دیدنت خوشوقتم
بیا بریم سراغش
میخوای دستم رو ول کنی؟
اینطوری نورا تبدیل شد به قرار روز چهارشنبه من
اون خیلی کار میکنه,فوق العاده اس,با استعداده
و هیچ چیز نمیتونست من رو بیشتر از کنار اون نشستن خوشحال کنه
باید برم,ببخشید - واقعا؟ -
ما هنوز کارمون با قانون مدنی تمام نشده
میبینمت
یک سال کامل,من و نورا قرار مطالعه داشتیم
گواهینامه برای ماشین های کوچک شهری گرفتم پس میتونم برسونمت
مترو کوچک خودم رو دوست دارم
ببخشید,نمیتونم ببینمت,رفیق
من هیچوقت رابطه مون رو به یک مرحله بالاتر نبردم
اون بینمون یه فضا بوجود آورد
فضای دوستی
داشتم فکر میکردم,هوا بهتر شده
پس چطوره به چیناگورا بریم؟
چیناگورا چیه؟
چیناگورا یه مرکز تفریحی,خرید در پاریس هست
دوبی رو در نظر بگیر ولی شبیه پاگودا
!ملت از زندان الکاتراس فرار میکنن ولی از فضای دوستی؟امکان نداره
!چیناگورا؟
چیزی که در مورد انتقام جویان جدید عالیه
اینکه مرد زنبوری در آخر میاد,پس همه چیز رو میگه
شروع کن
همه چیز رو در موردش بهم بگو
فردا میبینمت
بجز قرار هفتگی درس خواندمون,من هیچی در مورد زندگی نورا نمیدونستم
ولی میدونستم حاضرم هر کاری برای اون انجام بدم
گنگستردام
دارم از اینکه نمیتونم واردت بشم میمیرم
بذار واردت بشم,تا دوباره نفس خودم رو بشناسم
بیا نورا,بذار کُس ـت رو جر بدم
!بیا,نورا
رفیق,هیچی نگو,انگار توی ذهن من هستی
آرزو میکردی توی ذهنت بودم
واضح بگم,نمیخوام توی ذهنم باشی
من سرعت بهروه وری ات رو افزایش میدم - !بهره وری,از کونم -
این دورکس,به عنوان مدرکی از اعتماد به اولین حدس زندگی میکنه
نژاد پرست,ضد یهود,همجنسگرا,دیدگاه تبعیض جنسی داره و بهترین دوست منه
احمقانه اس!شما یهودی ها همیشه قربانی رو بازی میدین
رفیق,تو میخوای خدا یکی دیگه از ملت رو انتخاب کنه
این چه ربطی داره؟
چی؟چه ربطی داره؟
بهت نشون میدم چه ربطی داره
هیچی در مورد اون چشم ها تو رو شُکه نمیکنه
چشم های سبز,تنها چیز با ارزش من,خب که چی؟
اونا چشم های خانم ها هستن,فهمیدی؟
تو چشم های زنونه داری
دختری مثل نورا,اون دنبال خشونت هست
بدون شوخی,اون به یکی نیاز داره که با خشونت باهاش رفتار کنه
!رفیق,تو بین همه این مردم تز نده
!تو یه مو قرمزی
!تو همه جات موی قرمز لعنتی هست
!دستت رو بکش - در مقیاس ضعف,صفر هستی -
گرچه مو قرمز ها کم تر از یک درصد از بشریت رو تشکیل میدن
!ولی ما همه مون نابغه ایم
ون گوگ
....هو را تی او از سی اس آی
دقیقا
برای وقفه متاسفم
پلیس داره محوطه رو میگرده
من باید ازتون خواهش کنم
تا سالن رو ترک کرده و یکی یکی
به ایست های بازرسی دروازه ها برین
!همگی آروم باشین,لطفا
متشکرم
!نورا
ژاکتت رو فراموش کردی - !مال من نیست -
این ژاکت مورد علاقته - مال من نیست -
اصلا گوش میدی؟
هر غلطی میخوای بکنی بکن,فقط برو,باشه؟
کیف تون رو باز کنید,آقا
برید
امنه,برید,دوستان
ما رو نمیگردین؟ - برین -
بیخیال شو,دورکس
چون ساعت پنج بعد از ظهره,درسته؟
بعد از ساعت ها برای شما,ها؟
ده شب فردا,خونه من,برای آماده شدن برای امتحانت
حله,میبینمت
دقیقا ده,درسته؟
یا تو در نهایت به پلیس برخورد میکنی
!روبن
...برای اونموقع متاسفم
...نه,اگه مال تو نیست - !مال منه -
سوار شو,توضیح میدم
!گفتم سوار شو
ژاکت رو لطفا بهش بده
حتما
بیا
ممنون
...چی
!این مال من نیست
از دیدنت خوشحالم,روبن اسم من میشکاست
اون رفیقم عثمان ـه
نورا,ازش تشکرکن,تو حداقل این رو بهش بدهکاری
پلیسا دنبال من بودن
نه
بنظر میاد تو تونستی بیاریش بیرون
خوبه,ممنون
واضحه که من مواد قاچاق کردم؟
!گندش بزنن
مواد نه,علف
پوپو باهاش اوکی بودن؟ - زیاد سر و صدا نکردن؟ -
پوپو؟ - پلیسا,روبن -
متوجه ام,نه خوب بود
یعنی,اونا کاملا یه نفر رو مجبور به انجام این کار کردن
تو تا حالا توی خیابان تفتیش شدی؟ بدون هیچ دلیلی؟
نه
البته که نه
...بگو,روبن
تو خودت رو یه آدم باهوش بحساب میاری؟
بستگی داره
به چی بستگی داره؟
به اینکه با چه کسی صحبت میکنم
عثمان,بزن کنار
فکرکنم همین الان عاشقت شدم
بهت یه هدیه میدم
خوبه
یه سفر برای فردا صبح به آمستردام به همراه نورا
میشکا,لطفا
صبرکن
اون تازه کاره,خودم به تنهایی میتونم ادارش کنم
دیگه این درست نیست,متاسفم
روبن من رو تحت تاثیر قرار داد
اون قدر شناسه,خوبه,چشم های سبز رنگ بزرگی داره
اون باهوشه
...اگه میشه یه سوال سریع
این سفر برای چه کاریه؟
مثل کار همین امروز
بجای اینکه برام یه ژاکت بیاری برام یه محموله میاری
خیله خب,فهمیدم
اول,بذار بگم برای پیشنهاد شغل ممنونم
فقط دوشنبه من امتحان شفاهی دکترا دارم
!اگه اولین بارم بود میگفتم باشه,به جهنم
ولی من سال دوم هستم
این آخر هفته من درس میخونم بیشتر درس میخونم
به همراه پدرم و بهترین دوستم
من حالا جواب نمیخوام
No comments yet. Be the first to leave one.