The Girls on the Bus

The Girls on the Bus

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

The Girls On The Bus S01E04 XviD-AFG
A Commentary by llillusionll

Tags

XviD
web
x264
720p
720
x265
1080
HD
HEVC
Published on: 2024-03-28
Downloads: 57
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫برای بیشتر آدم‌ها، یک مراسم یادبود ‫یک چیز باتشریفات هست

‫که برای احترام به شخص متوفی ‫برگزار میشه

‫اما برای دستگاه‌های حکومتی،

‫تشنه‌های قدرت، ‫نخبه‌های سیاسی،

‫و طبقه متوسط خبرنگاری

‫که کل این اکوسیستم رو تغذیه می‌کنن،

‫یه چیز دیگه ست...

‫یه فرصت انتخاباتی به حساب میاد

‫درسته که اون پیر مرد مُرده بود،

‫اما رقابت داغتر از قبل در جریان بود

‫یه رقیب جدی از بازی کنار رفته بود،

‫دیگه نامزد نبود و اوهایو ‫آمادۀ استفاده از این فرصت بود

‫بعد از مرگ یک آدم مهم، ‫نمیشه زیادی شلوغـش کرد

‫باید هم همینطوری باشه، ‫اما همیشه هم اینطوری نمیشه

‫من این حس وظیفه شناسی ‫و هدفمند بودنـی که

‫که این مرد در زندگی و برای ‫خدمت به جامعه داشت رو درک می‌کنـم

‫ما آخرین آمریکایی‌ها رو از شهر ‫سایگون در ویتنام

‫در یکی از پرافتخارترین فیلم‌هام ‫یعنی "شجاعی در میان ما" خارج کردیم

‫من عاشق اون فیلمـم!

‫ممنون

‫ما در پیمان خود به اون عهد آمریکایی

‫با هم متحد بودیم

‫حتی اگه آمریکای او

‫در امتیاز دادن به سفیدپوستان ‫خلاصه میشد

‫به طرق مختلف، اون من رو به ‫یاد پدر مرحومم می‌ندازه

‫وقتی پای سیاست وسط میاد، ‫اگه به اندازه کافی بی رحم نباشی

‫که یک نطق مجلس ختم رو تبدیل ‫به یک سنخرانی سیاسی در تحسین خودت نکنی

‫پس اصلاً چرا داری جون می‌کنی ‫که رئیس جمهور بشی؟

‫یک، دو، سه

‫ما همه...

‫ما اینجا هستیم تا...

‫می‌دونید چیـه؟

‫صادقانه بگم، خیلی از شما

‫جناب وزیر رو بهتر از من می‌شناختید

‫اما هیچکس اینجا

‫اون رو بهتر از همسرش که 44 سال ‫با هم بودن نمی‌شناسه

‫و لایلا، من تا حدی با چیزی که امروز

‫تو داری تجربه‌اش می‌کنی آشنا هستم، ‫دوستـش ندارم، ولی می‌فهممـش

‫پس اگه اشکالی نداشته باشه،

‫می‌خوام مقداری با لایلا صحبت کنم

‫سلام

‫همسر من اِما، و من...

‫پنج سال بود که ازدواج کرده بودیم، ‫و هشت سال با هم بودیم

‫و زمانی که از دستـش دادم، ‫فقط احساس خالی بودن اون خونـه

‫و این که کسی نیست که باهام

‫برنامه تلویزیونی تماشا کنـه ‫اذیتـم نمی‌کرد

‫یادم میاد جایی خوندم که سلول‌های بدن

‫هر هفت سال کاملاً تعویض می‌شن، پس وقتی که اما رو از دست دادم

‫توی بدنم سلولی وجود نداشت که

‫که اون رو نشناسه

‫و نبودش رو احساس نکنه

‫شاید تو امروز همچین حسی داری

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید ‫DigiMoviez@

‫گه توش

‫خیلی متاسفم

‫نمی‌تونم جواب ندم... ‫خیلی متاسفم

‫فقط... ببخشید. ‫داره اتفاق میوفته

‫- جدی؟ ‫- آره

‫چه این عشقی بود که همسر شما

‫به کشورش یا یا به خانواده‌اش

‫الو. الو، اینجام. ‫شرمنده

‫من... ‫الو؟

‫کسی هست؟ ‫الو؟

‫لعنت. ‫می‌کشمت

‫یه استعاره‌ست دیگه

ترجمه از: حـسـیـن هـیـدن و امیـرعـلی illusion & Hidden

‫هی بروس

‫- بگو ‫- سیدی

‫یکم دیگه بهت زنگ می‌زنم، خدافظ

‫هی

‫- تو خوبی؟ ‫- خواهش می‌کنم، من خوبـم

‫ممنون. ‫شرمنده

‫می‌دونم که به همدیگه نزدیک بودید

‫می‌دونی که اصلاً احساساتی نیستم

‫رسماً وسط مراسم شروع کردی

‫به مثل پارکور بازا رفتن از روی صندلی‌ها

‫که یعنی داری روی یک چیز ‫بزرگ کاری می‌کنی

‫اونقدا هم پارکور بازی در نیاوردم

‫چرا در آوردی

‫می‌دونم داری چیکار می‌کنی

‫کاری می‌کنی که منابع سکوت ‫ناخوش آیندی رو تجربه کنن

‫و بعدش یهو شروع می‌کنن به دادن اطلاعاتی

‫که نباید بدنشون

‫من گولـش رو نمی‌خورم

‫منم می‌تونم ساکت باشم

‫اهمم

‫خیلی خب، ممنون، ‫اما واقعاً من فقط...

‫- حرفام دلی بودن ‫- درواقع

‫می‌خواستم با اون حرف بزنم

‫من باید... من... ‫آره

‫تسلیت میگم

‫سلام علیکم

‫- اوه ‫- سلام

‫سخنرانیـت قشنگ بود

‫شبیه یک انسان واقعی بودی نه کسی ‫که برای قدرت اینجاست

‫که توی این شرایط چیز کمیابیـه

‫و تو حتی تا تهش رو گوش نکردی

‫اوه خدا، متوجه شدم

‫خیلی شرمنده‌ام

‫- فکر می‌کنی رئیس جمهور دید؟ ‫- بله

‫راسـتش اتفاقی شنیدم که به ‫مامورهای امنیتیش گفت

‫که حواسشون بهت باشه

‫پس واسه همین یه مامور امنیتی

‫توی دستشویی باهام اومده بود

‫هیچ وقت نفهمیدم چرا عوامل رسانه

‫نمی‌تونن از دستشویی‌های ‫داخل استفاده کنن

‫یعنی بهمون اعتماد کنن که از همون دستشویی

‫که رئیس مجلس نمایندگان استفاده می‌کنه ‫استفاده کنیم؟ ما وحشی هستیمـا

‫درست میگی

‫مقاله چطور پیش میره؟

‫باید می‌پرسیدم که آیا الان ‫دیدارمون غیر رسمی هست؟

‫خدا، امیدوارم که باشه

‫قراره یک بکشنبه منتشر بشه

‫بهت زنگ بزنم که مقاله رو چک کنی؟

‫آره، هرموقع که خواستی

‫به زودی ممکنـه یه اتوبوس ‫برای رسانه‌ها بگیریم

‫اگه بخوای سنتیل می‌تونه ‫یک صندلی اونجا داشته باشه

‫مراقب باش چه آرزویی می‌کنی

‫خیلی خب

‫سلام، حالتون چطوره؟

‫از آشنایی باهاتون خوشوقتم

‫خدایا، چه وقت تلف کردنی بود

‫کلی چیز میز از دست دادم

‫چقد دیگه باید اینجا بمونیم؟

‫شاید یک بار هم که شده

‫نباید هرچی میاد تو سرت رو بگی

‫وایسا، تو که واقعاً داری عذاداری اونو نمی‌کنی؟

‫شرمنده، نمی‌دونستم قبل از

‫بروز یک حساس، باید با تو چکـش کنیم

‫بیخیال، تو هفته‌ها هر فرصتی که پیش اومد

‫توی تلویزیون ملی ریدی به طرف

‫اون سیاستـه، لولا

‫اما این یک مراسم سوگواری واقعیـه

‫و منم یک آدم واقعی هستم

‫اصلاً اون سخنرانی‌ها رو گوش کردی؟

‫این هم سیاسیـه

‫تمام آدم‌های اینجا از جمله خود تو

‫ظاهراً خیلی دو رو هستید

‫فقط اشک تمساح می‌ریزید که ‫بگید شما هم عضو این چرخه‌اید

‫همه اینا مسخره بازیـه

‫آره

‫- نیلی ‫- سلام

‫و توام چندتا چیز درمورد نقش بازی کردن

‫می‌دونی، مگه نه؟

‫حالا اگه اشکالی نداره، می‌خوام برم ‫با یکی دیگه از شیاد‌ها حرف بزنم

‫فکر کردم دیگه کاری با دموکرات‌ها نداری

‫کیمی!

‫می‌دونی که چطوریـه. هرجا که ‫رئیس جمهور بره، ما هم می‌ریم

‫مطمئن غذایی که بهتون میدن

‫خیلی بهتر از ساندویچ ترکیـه

‫توی راه فیله مینیون خوردیم

‫دختر، دلم برات تنگ شده بود

‫اخیراً همیشه توی تلویزیونـم ‫می‌دیدمـت

‫داری حزب دموکرات رو راضی می‌کنی ‫که برات کار بکنـه

‫آره

‫لحظه‌هایی هستند

‫که یکم دیدگاهت رو

‫درمورد کاری که داری میکنی ‫تغییر میدن

‫منظورت چیـه؟

‫منظورم این هست که گاهی انتقادها خیلی شخصی میشن

ما قراره درمورد سیاست صحبت کنیم

‫عزیزم، ما قرار برای تلوزیون ‫برنامه بسازیم

اینطوری نیست که تو اون رو کشته باشی

‫لیبرال‌ها همیشه یک راه پیدا می‌کنن

‫که به خودمون شک کنیم

‫مخصوصاً وقتی که انتخابات مقدماتیـشون ‫دچار هرج و مرج شده

‫آره

‫احتمالاً حق با توئه

‫- همینطوره ‫- نیلی، نمیای؟

‫من باید برم

‫بعداً باهات حرف می‌زنم

‫اگه درمورد پودر پروتئین هست

‫باید بگم امروز امتحانـش کردم، ‫و مزه‌ سگ میده

‫اون فقط عصاره قارچـه

‫اما من یه چیزی دارم

‫که ممکنـه مزه‌اش بهتر باشه

‫آب

‫آب مجانیـه

‫این یک آب خاصه

‫یک تکنولوژی هست که آبرسانیـش رو ‫خیلی بیشتر می‌کنـه

‫همچنین گرونترش می‌کنـه

‫اما صاحب اون پروئین ها ‫برای امروز یه پست می‌خواد

‫پس شروع کن به کار کردن

‫من توی مراسم ختمم، اشلی

‫الان کجا برم شیک پروتئین درست کنم؟

‫کارت همینـه، عزیزم

‫من دارم میرم جلسـه

‫بهت باور دارم

‫نزار سرویس مخفی اونو ببینـه

‫- سلام ‫- سلام

‫تو خوبی؟

‫به نظر عصبی میای

‫من خوبم

‫فقط زیاد از کلیسا خوشم نمیاد

‫مشخصه، آره

‫یکی می‌خوای؟

‫وای خدای من

‫همیشه خوراکـم تخت فشار بیشتر ‫قرار گرفتنـه

‫کامل بخورش ترسو

‫هی، تو خوبی؟

More Farsi Persian subtitles for The Girls on the Bus

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left