The first 158 lines.
چيه ؟ چي شده ؟ چي شده ؟ چي کار داري ؟ ساعت چنده ؟
ـ 3:42 نصفِ شبِه
ميخواي سکس کنيم ؟
من تا 2 دقيقه ي ديگه 30 سالَم ميشه
اوه ، تو ميخواي حامله ات کنم باشه ، بيا تو
نه ، نه ، نه ، دارم سِکتِه ميکنم
من دارم 30 ساله ميشم و تمامِ زندگيم يه نا اُمديديِ بزرگ بوده
وقتي من 12 سالم بود يه ليست از کارايي که ... ميخواستم تا 30 سالگي انجام بدم درست کردم
و الان حتي يه دونه اش رو هم انجام ندادم...
... من حتي نميدونم باشه ، باشه ، باشه
خيلي خوب ، آروم باش ، خيلي خوب ، من کمکت ميکنم
تا قبل ازينکه تو 30 سالت بشه ما با هم ديگه يکي از کارهايِ تويِ ليستِت رو انجام ميديدم
اما فقط 2 دقيقه وقت داريم نگران نباش ، ما ميتونيم ، باشه ؟
بزار ببينيم ؛ داشتنِ 4 تا بچه نه
ازدواجِ موفق نه
اريک رو يادته ؟ آره
باشه ، اين يکي چطوره ؟
به نيک ساليوان زنگ بزني و بگي که بدجوري ناراحتت کرده
شايد بتونم اين کارو بکنم ... نيک ساليوان دوست پسرِ سالِ آخرِ داشنگاهم بود
که من رو درست قبل از مراسم رقص... آخرِ سال به خاطر اون هرزه ؛ شي هميلتون وِل کرد
فکر کنم تو " پاسادينا " زندگي ميکنه
شِي هميلتون ؟ به نظر مياد موطلايي باشه ، نه ، سَبزِه
تلفن رو بده به من باشه ، بيا ، بيا ، بيا
آره ، پاسادينا ؟ شماره اي از نيک ساليوان داريد ؟
لطفاً من رو وصل کنيد ـ 15 ثانيه ، ما ميتونيم انجامش بديم
سلام ، نيک هست ؟ اوه ، بابات خوابيده
چي کار کنم ؟ ـ 10 ثانيه ميخوام براش يه پيغام بزارم
لطفاً بهش بگو که اَلکس گَرِت فکر ميکنه که ... اون يه آشغالِه چون که با احساساتِ من بازي کرد
و اميدوارم که از شِي هميلتون تبخال گرفته باشه...
درسته ؛ اميدوارم بابات از مامانت تبخال گرفته باشه
هي ، تو تونستي خيلي خوب ، الان ميتوني اين رو از ليستت خط بزني
اوه خداي من ، الکس ؛ تو همين الان 30 سالت شد
تولدت مبارک ممنونم
ميبيني ؟ به همين دليلِ که ميام پيشِ تو هي راستي ؛ ما بايد جشن بگيريم
ميدوني چي خيلي خوبه ؟ پيراشکيِ تولد ، ميخواي برام درست کني ؟
اين به نظر عالي مياد اما من ... بايد برگردم چون دين خوابيده ، پس
اوه درسته ، آره ، دين ، درسته بايد برگردي پيش دين
ممنونم تولدت مبارک
کم کردن 27 کيلو ؟ شايد بايد به نيک ساليوان يه استراحتي بديم
"واو ، پسر ؛ اون " دي جي اون طرف داره ميترکونه واقعاً
ميدونيد ، من هم دارم فکر ميکنم که وسايلم رو دوباره سرِ هم کنم
ميدونيد ؛ دوباره برم تو کارِ " دي جِي " بودن
چرا ما به جاي مايکل يه دوستِ ديگه براي خودمون پيدا نميکنيم ؟ من ميرم بازم نوشيدني بگريم
تو هم ميخواي ؟ آره
يه شبِ مردونه دقيقاً همون چيزيه که لازم دارم اين فکر الکس بدجوري داره من رو ديوونه ميکنه
من همش منتظرم که اوضاع بين دين و الکس خراب بشه ، اما اتفاق نميافته
عاليه ، همون چيزي که لازم داشتم خدايا ؛ خدا کنه مارو نبينن
سلام الکس و دين جويي اينجاست
سلام ، سلام چطوريد ؟
تولدت مبارک ممنونم
برنامتون براي تولدت چيه ؟ دين ميخواد بره خارج از شهر
ما اومديم بيرون که من دين رو تا فرودگاه برسونم
اين زياد شبيهِ تولد به نظر نميرسه
خيلي دوست داشتم اينجا باشم ، اما اين کار خيلي واجبه ، زمانِ واقعاً بدي افتاده
اما از طرفِ ديگه وقتي که دين نيست اجازه داده من پورشه اش رو برونم
من قبلاً اصلاً ماشينِ اسپورت نروندَم
نگران نباش عزيزم ، وقتي که برگشتم ميدم " کِلاچ " رو عوض کنن
چي رو عوض کنن ؟ اوه خدايا
بعداً ميبينمتون خداحافظ
خداحافظ مراقب خودت باش
متفرم که اونهارو ببينم ، منظورم اينه که دين واقعاً از الکس خوشش مياد ، مگه نه ؟
اما باز هم الکس ساعت 3 نصفِ شب مياد خونه ي من
آره ، اما جويي اون اومد پيشِ تو اين چيزيه ما دي جي ها بهش ميگم خيلي خاص
نه نميگيم
نه ، نه مايکل ، اومدن الکس پيشِ من چيزِ بديه
وقتي که يه دختر نصفِ شب ... مياد پيشِ آدم و ميخواد حرف بزنه
يعني اين که اون تورو به چشم يه رفيق ميبينه... و تو اين رو نميخواي
تو بايد يادش بندازي که يه زماني اون تورو به عنوان يه کسي بيشتر از يه دوست ميديده
چجوري من همچين کاري بکنم ؟ دين داره ميره بيرون از شهر
چطوره که يه کار خاص براي تولد الکس بکني ؟
، اين فکر خيلي خوبه ، خيلي خوب آقايون ؛ من بايد برم برنامه ريزي کنم
تو ميتوني رفيق
چيه ؟ چي شده ؟ من رفته بودم براي تولد الکس خريد کنم
و مارسي رو ديدم ؛ همون دختر ديوونهِ که تو مجبورم کردي باهاش قرار بزارم
اون کاملاً ديوونه ي منه داره مياد
من نميتونم باهاش سر و کله بزنم اون خيلي رو اعصابِه
تَق تَق در ميزنم
دنبالِت ميگردم ، ديدمت
سلام مارسي چه خبر ؟
اينجا وايستادم... با تو احساس ميکنم قلبم تند ميزنه
شوخي کردم
باشه ، باي باي ، درو ميبندم دارم ميترسم
خيلي خوب ، عجب زوري هم داري ها
من يه مقدار ، گل ، شراب و اين جور چيزا گرفتم و ميخوام بگم که الکس بياد اينجا
پس من لازم دارم که تو اينجا نباشي
اگه تو خونه تنهايي براي خودت ميخواي به مامان و جيمي بگو
تمام روز نشستن تو حياط خلوت و دارن سعي ميکنن ميتونن دود کنن { بِکِشَن
خوب ، ميدوني چيه ؟ ... اگه اونها بتونن اون پُشت اين رو بفهمن شايد
زمانِ خوبي باشه که به جيمي بگي پدرته... " اين دو جلمه حالت شعر دارد "
خيلي خوب ؛ الان ميرم اونجا و بهشون ميگم که برن
هي بچه ها ؛ من امشب به آپارتمانَم خودم تنهايي نياز دارم
مشکلي نيست ، هي جو جو بله ؟
ما بايد يه جورايي يه چيزي رو اعلام کنيم
اوضاع بين ما داره خوب پيش ميره ... و در هر رابطه ي يه زماني هست که آدم
احساس ميکنه بايد وارد مرحله ي بعدي رابطه بشه...
اوه ، شماها... ؟
درسته جويي ما ميخوايم خالکوبي هايِ هَمسان بزنيم
من ميخوام خالکوبيم رو جايي بزنم که متعلق به توئه ، درست بين قَلبَم و سينه ام
کاشکي من هم ميتونستم يه خالکوبي تويِ چشمَم بزنم که خيلي درد داشته باشه
من تورو خيلي ميخوام { منو ببوس هرزه ي جوهَري { اشاره به خالکوبي
اوه خدايا اينا نميتونن به هم نَچَسبَن
حالا يکي ديگه مثل تو درست ميکنن و من بايد باهاش سر و کله بزنم
ميشه بعداً اين کارو بکنيم ؟
من همين اطرافم باشه
سلام الکس ، جوييَم
گوش کن ؛ ميشه يه لحظه بياي اينجا ؟
نه ، بهت نميگم ، اين سورپرايزِه فقط بيا اينجا ، باشه ، خداحافظ
سلام خوشگله ، چه سريع اومدي ... منتظر کسِ ديگه اي بودي يا
يا اين شبيهِ اون شبيِ که من فهميدم... که بايد يه هم اتاقي تو دانشگاه براي خودم پيدا کنم ؟
سلام دين ، اينجا چي کار ميکني ؟ فکر رفتم رفتي خارج از شهر
آره ، اما تو فرودگاه که بودم پيش خودم فکر کردم
چي کار دارم ميکنم ؟ ... اينجا يه دختر خوب هست که من ديوونَشَم
و الان تولدِ 30 سالگيشِه من بايد کنارش باشم
آفرين به تو ، گوش کن ؛ الان زياد ... زمانِ مناسبي نيست پس اگه ميشه
چه خبره ؟ دختري قراره بياد اينجا ؟
نه ، راستش کسي نيست ، فقط خودمم ميچرخم ، با خودم خوب رفتار ميکنم
باشه ، چيزي نگو من از الکس ميپرسم کي رو دعوت کردي ؟
نه ، نه ، نه ، من بهت ميگم کيه ، باشه ؟ يه دختريِه به اسمِ مارسي
من رو صدا زدي ؟ بازم ممنون گوش هاي جادويي
اوه خداي من ، اين براي... ؟
سورپرايز اوه ، اين خيلي خوشگله
ميدونستم تو اَلَکي از من دوري نميکردي ... من به گلِ ياس حساسيت دارم اما يه خورده... و من
واو ، واقعاً باحال به نظر ميرسه شرط ميبندم تو اتاق خواب ديوونه است
تو همه ي اتاق ها ديوونه است ، دين
... خوب ؛ من ميرم تا به کارِت برسي ، اما گوش کن
من ميخوام فردا شب برايِ الکس يه... مهموني کوچيک بگيرم ، شما دو تا هم بايد بيايد
خوب ، ما ميخواستيم بريم پيشِ پدر و مادرِ من اما باشه
سلام جويي... اوه خداي من دين تولدت مبارک عزيزم
اوه خداي من ، چه سورپرايزِ عالي اي
فکر کردم اونها نميخوان مارو تنها بزارن ... ميدوني چيه ؟ من
من ميرم دنبالشون ، مطمئن بشم که رفتن اونها رو فراموش کن جويي
به نظرت چطوره که تو من رو ببري طبقه ي بالا و من رو رام کني
پس دين يه دفعه همين جوري ظاهر شد ؟
آره ، اون کاملاً برنامه ي من رو براي الکس به هم ريخت ، حالا خودش داره براي الکس يه مهموني راه ميندازه
سختِه بتوني باهاش رقابت کني آره ، اما من يه کادوي خيلي خوب براي الکس دارم
تو ليستِ کارهايي که الکس ... ميخواست تا 30 سالگي انجام بده
آهنگ خوندن با يه گروه موسيقي بود... پس من هم يه گروه موسيقي استخدام کردم
پس اون ميخواد شبيهِ" گلاديس نايت " بشه باحاله ، اين يکي از روياهاي من هم هست
جدي ميگم جويي نظر راجع به يه نفرِ روسي به جايِ مايکل چيه ؟ چونکه من يکي رو ميشناسم
حالا که صحبت از موسيقي در مهموني الکس شد بزار يه سوالي ازت بپرسم جويي
نظرت درباره ي بيت هايِ سکسي چيه ؟
تو نميتوني دي جيِ پارتي باشي ميدونم من نميتونم ، اما دي جي " تريبي - ايزي" ميتونه
باشه زک ، به اون روسيِ زنگ بزن يه قرار باهاش بزار
تو خيلي احمقي من هم باهات موافقم
خواهرت خيلي غير منطقيه ... ما تصميم گرفتيم خالکوبي کنيم
و اون ميگه که من اسم اون رو خالکوبي کنم... من هم ميخواستم اسمِ تورو خالکوبي کنم
حتي ميتونست از حروفِ انگليسي استفاده نکنه ميتونست از حروفِ چيني استفاده کنه
بهت گفتم ، ديگه حروفِ چيني بسه بَدَنِ من يواش يواش داره ميشه شبيهِ منويِ غذا
فکر کردم اين مارو به هم مرتبط ميکنه
هيچکسي به من نميگه که چطوري خودم رو جوهري کنم ، فهميدي ؟
در ضمن ؛ اگر ديگه ما با هم نباشيم چي ؟
پس الان قراره به هم بزنيم ؟ نه ضرورتاً ، تو ميتوني بميري
سعي نکن شيرينِش کني اين هيچ ربطي به خالکوبي نداره
تو نميخواي به من تعهد داشته باشي تو مثل يه بچه ميموني
تا حالا يه بچه تورو پشت ماشينش آره ؟
آررره اسمش چي بوده ؟
هي ، تمام تجهيزات دي جي ايِ من آمادست
ميشه فقط سيم رو وصل کني ؟ حتماً ، مشکلي نيست رفيق
No comments yet. Be the first to leave one.