The first 139 lines.
.میتونی بیشتر بخوابی
.مشکلی نیست .دیگه خورشید داره طلوع میکنه
!آهای
.خوب و پرصلابت رشد کنید
امیدوارم همه چیز زودتر .به حالت عادی برگرده
.آره
علاف
تناسخ
اگه به یه برم میکنم
دنیای دیگه
تمام تلاشمرو
.یالا. بزنید کنار
.بزنید کنار .سرِ راهین
چی میخوری؟
.اودن
بازم اودن؟
.چشه؟ اودن حرف نداره
.هی
تو ابتدایی بهتون یاد ندادن که باید صف رو رعایت کنید؟
،تو که اینقدر ضعیفی شاخ بازیت واسه چیه دیگه؟
!بمیر، خیکی
!اسکل
سلامتی دوستی خوشبختی
هی، حداقل سعی کن !جاخالی بدی
!خیلی کندی، خیکی
!تو بدجوری رو مخی، ها
.دارم میام داخل
!نیا
زخمهات چطورن؟ حالت خوبه؟
،میدونم که سخته .ولی نباید تسلیم بشی
مطمئن باش دانشآموزایی .که این کار رو کردند، اخراج میکنیم
.به خودت فشار نیار در آرامش استراحت کن، باشه؟
.خب دیگه، قوی باش و منتظر بمون
.ما دوباره میخوایم بریم به مدرسهات
.غذات رو میذارم اینجا
حتماً بخورش، باشه؟
.تسلیم نشو. میدونم از پسش برمیای !آخه همة بچههای من قوی هستن از طرف مامان
.اگه میتونستم، از پسش برمیاومدم
...از پسش... برمیاومدم
...رودئوس دونو
به نظرتون دیگه وقتش نیست که از تخت بیرون بیاید؟
،از اون جایی که به نظر سرتون خلوته .مسائلی هست که ازتون میخوام در انجامشون کمکم کنید
.قبل از هر چیز، حفر چاه
،با توجه به فاصلة اینجا تا رودخانه .همة دارن اذیت میشن
حل این قضیه برای شما مثل آب خوردن ساده است، درسته؟
علاوه بر اون، کلی الوار هست که باید جابهجا بشن .و کلی خونه که باید ساخته بشن
.با کمبود نیروی انسانی مواجهایم
...بقیه کارها هم
...در رابطه با اریس ساما
قصد دارم گزارش بدم که در یک صانحه .به خاطر حادثه تلپورت، جونش رو از دست داده
،البته، اگه الان اعلامش کنم ...باعث تأخیر در روند بازسازی میشه
بنابراین انتشار اعلامیة رسمی .به آینده موکول میشه
.واقعاً حیف شد که اریس از چنگت فرار کرد
،در هر صورت .بازسازی فیتوآ تنها دغدغة منه
پس چطوره منو به حال خودم بذاری و برگردی سر کارت؟
،با توجه به مسئلة اریس ساما ...بهتون اجازه دادم که تا الان استراحت کنید
ولی چادر کم داریم .و به سختی غذای کافی برای بقا به دست میاریم
یه کلام داری میگی "برو بیرون"؟
دارم میگم که .تو تنها کسی نیستی که داره عذاب میکشه
باید چیکار میکردم؟
.نمیدونم... که چی ازم میخوای
از تصمیمی که گرفتی مطمئنی؟
!آه، ممنونم! ممنونم
!قسم میخورم که یه روز جبران کنم
،آه، میلیس سامای قدیس !بابت این ملاقات، سپاسگذارم
،اگه تو از راه نمیرسیدی !همة ماها یکم دیگه تبدیل به گه این چیزه میشدیم
!تو خیلی کارت درسته حتماً ماجراجوی مشهوری هستی. اسمت چیه؟
.رویجرد هستم .اسم گروهم بن بسته
واقعاً؟ از کجا اومدی؟
...با توجه به طرحهای روی لباسهات ممکنه که... یه شیطانی؟
.میدونی، رودئوس... فوقالعادهست
کلهاش خوب کار میکنه، قویه ...و خیلی با استعداده
ولی هر روز روی .جادوی خودش کار میکنه
.اون خیلی خیلی فوقالعادهست
...من از هیچی نمیترسیدم .چون رودئوس پیشم بود
.من اسپردم
!اسپرد؟
.تا حالا اسپرد ندیده بودم
منم همینطور. فقط توی داستانهای قبل از خواب .راجع بهشون شنیده بودم
...میگم
حقیقت داره که یه چیزی شبیه جواهر روی پیشونیـتون دارین؟
واسة همین حتی به ذهنم هم نرسیده بود .که ممکنه رودئوس بمیره
.از عهدة هیچ کاری برنمیام .تنهایی از عهدة هیچ کاری برنمیام
همیشه برای هر چیزی .به رودئوس تکیه میکردم
،با چیزی که خیال میکردم .زمین تا آسمون فرق داره
.وقتی برگردم به همه پُزش رو میدم
...شماها
از من نمیترسین؟
نه بابا! همین دو دقیقه پیش جونمون رو نجات دادی. چرا باید بترسیم؟
،گرچه بچه که بودم .حسابی میترسیدم
،با اینکه همیشه به فکر ما بود .ولی من نمیتونم هیچ کاری براش بکنم
.در حقش بدی کردم
دستهای رودئوس .از مال من کوچکتر بودن
همون قضیة "اگه نخوابی اسپرد میاد میخورتت، ها" دیگه؟
.بچهها رو نمیخورم
!ما رو گرفتی، ها
!من عاشق رودئوسم
.یه روزی دوباره میبینمش
تمرین میکنم و وقتی اونقدر قوی شدم ...که بتونم خدای اژدها رو شکست بدم
این دفعه، این منم .که از رودئوس محافظت میکنه
.یخبندونه، ها
!هرچقدر هم که میبینمش بازم از سیر نمیشم
!استاد
من، زانوبا، ایمان دارم !که حتماً دوباره شما رو میبینم
!جهنمه
،اگه سنپای اینجا بود !ایکی ثانیه واسم آب درست میکرد
!ای بابا
!تونا! چشمت به حریفت باشه
!به چشمها و پاهاشون نگاه کن که بتونی حرکاتـشون رو پیشبینی کنی
!باشه، میاو
!کم نیار، تونا
!وای! این رو ببین
!این آب شوره
!پس اقیانوس که میگن، اینه؟! باورنکردنیه
!آهای، شما دو تا
راسته که شماها بن بست واقعی رو دیدین؟ چه شکلیه؟
میخوای بدونی... ؟
!کاری خیلی خوشمزهست
.هی! سر میز غذا درست بشین
میخوام از این برای .اونی چانی که طبقة بالاست، ببرم
.مزاحمش نشو
،خب پس، حالا که خودت میخوای امروز تو براش ببر، باشه؟
!وای! میبرم
...مامان
.شامت رو تموم کن، بعد
کاشکی اون اونی چانه طبقة بالا .زودتر حالش خوب بشه
.امیدوارم
!برو، برو! چاگ! چاگ
!چاگ! چاگ! چاگ
!بعدی
!بــعـــدی
!پیروزی از آن من است
!کیشیریکا! کیشیریکا! کیشیریکا
!کیشیریکا! کیشیریکا! کیشیریکا
پولی نداری که بدی؟ پس چرا گفتی بعداً میدی؟
،خب راستش ...اگه به هاگورا اطلاع بدی
.مطمئناً اون یه جورایی ردیفش میکنه
.باشه، بیا بریم
!میخوای چیکارم کنی؟
No comments yet. Be the first to leave one.