The first 200 lines.
« اسم من « ژان کلود ون دامه
قبلا آدم خيلي مشهوري بودم
شايد اولين فيلم منو با نام « ورزش خونين » که نقش اصلي بودم رو به ياد داشته باشيد
هميشه توي تلويزيون پخش ميشد
يا شايدم فيلم « پليس زمان » رو ديده باشيد
که شبيه فيلم « لوپر » ، با بازي « بروس ويليس » بود
ولي هزار برابر بهتر از اون فيلم بود
ولي اين يک فيلم نيست
و اون مَرد يه بازيگر نيست
اون ميخواد منو بکشه
...ولي من نميترسم چون که
يه استعدادي دارم
من استاد حرکت « اِسپليتز » هستم
يا حداقل قبلا بودم
لعنتي
چطوري اين اتفاق افتاد؟
چطوري به اينجا اومدم؟
ژان کلود ون جانسون
جي سي »، از حمومت استفاده کردم » ولي الان همه جام بو ميده
چون آب نارگيله
از حمومت آب نارگيل مياد؟
همه لوله ها توشون آب نارگيله
متوجه نميشم
البته که نميشي
هيچوقت متوجه نميشي
اولين باره که اينجا ميام
بزار کمکت کنم لباساتو بپوشي
باشه
هي، عذر ميخوام عذر ميخوام
غذاي من خُشکه
آره مَرد، کار ما دقيقا همينه
.رامن » خشک سرو ميکنيم »
ميشه روي غذاي من يکم آب بريزي؟
راستش ما به آب دسترسي نداريم
اينجا نودل فروشيه، رستوران که نيست
باشه، متوجه نميشم
رفيق
اوه، لعنتي
کجا بودي، مَرد؟
فيلم بازي نميکني؟
بازنشسته شدم
چي؟ DVD روي
چي؟ VOD
نه،نه، جدا بازنشسته شدم
مثل بازنشستگي « نيکولاس کيج » نيست
اوه، لعنتي مَرد
فکر ميکردم تو « نيکولاس کيج » هستي
جي سي »، تير اندازي ظرافت ميخواد »
بايد با لطافت شليک کني
آره، منو زياد بخاطر لطفافتم نميشناسن
بزار اينو امتحان کنيم
يه بار درباره خاطره بچگي محبوبت بهم گفتي
يادت مياد؟
آره، مزرعه
مزرعه پرندگان « ايمو » پدربزرگت
تصورش کن
روز قشنگيه
جايي ديگه اي نيست که بخواي باشي
کار ديگه اي نداري
...فقط تو هستي
...و اين پرنده هاي
...باشکوه
بزرگ
واو
دوست دارم
منم دوست دارم
« ونسا »
چيه؟ - لعنتي -
...هي، « ونسا »، من زنگ زدم - واسه پروازم ديرم شده -
نامه نوشتم. هر کاري از دستم برميومد، کردم
دلم برات تنگ شده
ميخواي در جوابش چي بگم؟
بيا امشب با هم شام بخوريم بزار برات توضيح بدم
سه ساعت ديگه براي بلغارستان پرواز دارم
واسه کار؟
فکر کردم استعفا دادي
« از کار کردن استعفا ندادم، « جي سي
فقط از کار کردن با تو استعفا دادم
مراقب خودت باش، باشه؟
« ونسا »
هي داداش، يادت رفت « رامن » خُشکتو برداري
وال کيلمر » هستي؟ »
« جين »
مشتري محبوبت هستم
برگشتم تو بازي
« جين » - « جي سي » -
خدايا، هميشه از شيدن صدات به وجد ميام
اوه؛ اوه؛ اوه
هي، آماده اي بريم بترکونيم؟
آره - بيا بريم -
کجا بودي؟
در حال استراحت بودم
اين توضيح ميده که چرا کارت کريسمس و تولد برام نفرستادي
...باشه، اولا
بازسازي فيلم « ريکي تيکي تاوي » رو داريم
چنينگ تيتوم » نقش « نمس » رو بازي ميکنه »
تو نقش مار کُبري رو بازي ميکني
« اين واسه شرکت فيلم سازي « پارامونته
« جين »
بازسازي فيلم « آنشرلي در زير شيرواني سبز » داريم
سال پيش توي ليست سياه بود
بچه اي که اينو نوشته يه آشغال از شهر « فرزنو »ـه
عزيزم، اونا خوردني نيستن
اوه
« اينم براي شرکت « پارامونته
.خب، اين براي « پارامونت » نيست
« جين » - داستان اصلي -
از رستوران « پي اِف چنگ » شروع ميشه
ولي فيلمش اکشنه
تو نقش « ريچارد شاو » ،همکار فينيس فوگ چنگ » رو بازي ميکني »
چنينگ تيتوم » ابراز علاقه کرده » - « جين » -
جکي چان » نقش ژنرال « سو » رو بازي ميکنه »
قراره يه پرنده کامپوتري داشته باشه
قراره فيلم شاهکاري بشه
« جين »
وقتي بهت گفتم که برگشتم
منظورم به عنوان « ژان کلود ون دام » نبود
منظورم « جانسون » بود
فهميدم
مجوز مديريتي شناسايي شد
پروتکول هاي امنيتي فعال شدند
جانسون » براي دو ساله که بازنشسته شده »
توي اين حيطه کاري مثل يه عمر ميمونه
اتاق اَمن شد
جنب و جوش داشتم فريبزي گلف » بازي ميکردم »
« اين که بازي نيست، « ژان کلود
اين عمليات سياهه
عمليات سياه واقعي، نه بازي کامپيوتري
اگه قبل از آماده بودنت بفرستمت بيرون مَردم عادي ميميرن
کسي قرار نيست بميره
بجز اون آدمايي که قراره من بکشم
يه چک ميکنم ببينم عمليات با ريسک کم داريم يا نه
عمليات بلغارستان رو ميخوام
کاري که ونسا روش ميکنه؟
عزيزم ، اون کشتي به راه افتاده امکانش نيست
عمليات بلغارستان رو ميخوام
اون کار رزرو شده
افرادم از قبل آماده شدن
طرف کيه؟
جونز »؟ « تامسون »؟ »
« برون » - « برون » -
برون » يه هيولاست »
روش هاش يکم غيرعاديه ولي تو کارش وارده
برون » خوبه ولي « جانسون » بهتره »
ميتونم يه تماسي بگيرم
براي تو هميشه ميتونم تماس بگيرم
ولي اين فقط درباره مشتري نيست و خودتم خوب ميدوني
يه شغل پوششي هم نياز داري
و اون فيلم تا دو روز ديگه قراره فيلم برداريش شروع بشه
جين »، بهت اعتماد دارم »
ميرم وسايلمو آماده کنم
جي سي »، تورو خدا بگو اين بخاطر » ونسا » نيست »
« جي سي »
خب « جي سي »، خبرهاي خوبي دارم
جادوم اثر کرد
عمليات و شغل پوششي براي تو شد
درسته، ميري بلغارستان
ولي قراره با قاچاقچيان مواد خونخوار رو در رو بشي
پس آره، اُميدوارم آماده باشي
...چون آماده باشي يا نه
جانسون » برگشته »
هايا
اوه؛ لعنتي
بلغارستان
تادا
مادر بخطا
باورم نميشه خودتو کشوندي توي ماموريت
...« ونسا » - نکن، فکرشم نکن -
ميدوني که اينکار چقدر برام مهمه
چقدر سختي کشيدم تا به اينجا رسيدم
اجازه نميدم گند بزني به کارم
برو سر کارت يا گورتو گم کن تصميم با خودت
هروئين رو با کتامين قاطي ميکنن
بچه ها بهش « اچ کِي » ميگن مخفف هنگ کنگ
توي قوطي هاي روغن موتور قاچاق ميکنن
کاملا اعتيادآور و مرگباره
خيلي خب، تموم شد
منبع رو ميشناسيم؟
اطلاعات به کارخونه بيرون از شهر اشاره ميکنن
صبح وقتي تو رفتي سر فيلمبرداري منم ميرم در موردش تحقيق ميکنم
اگه چيزي دستگيرمون شد
تا آخر هفته ميبرمت اونجا
آخر هفته؟
...گفتم برات بهتره که اين هفته رو
با بدل کاري يکم گرم بشي
قبل اينکه يه کار واقعي انجام بدي
...ميدوني
با شرايط فيزيکي بالايي که نيومدي اينجا
چي، بدل کاري؟
توي اين فيلم؟
تو که حتي فيلمنامه رو نخوندي
« ونسا »
هي - « شايد يادت رفته باشه، « جي سي -
ولي کاري که ميکني کاملا خطرناکه
...اگه بدون آمادگي پا به ميدان بزاري
فقط تو نيستي که جنازه اش ميفته وسط خيابون
برون » کجاس؟ »
لحظه آخر کارکنان عوض شدن
اين « جانسون »ـه
جانسون »، با « لوئيس » آشنا شو »
No comments yet. Be the first to leave one.