The first 200 lines.
پس ترخیصت رو پس گرفتی
. وکیلت این کارو برای من کرد
از نظر فنی الان یه بازپرس هستم
. من به یه چیزی نزدیک هستم
چی؟
چه خبر شده؟
وارن
چی پیدا کردی؟
از پدرت چیزی معلوم نبود
که زمان قتل چاک اونجا باشه
نه، اون با همکارش گشت میزد
شکاف ایجاد شده بود. بیش از یک ساعت
و مورد بعدیشو با کفشه خونی رفته
. خدای من وارن
پدرم داشت منو میکشت
چی؟
. اوه، خدای من
و باز هم این کارو میکنه . واضحه که اون نمیخواد من حرف بزنم
باید تحت حفاظت قرار بگیری
فکر میکنی جواب میده؟
به نظرت چقدر دستش باز هست؟
....زیرنویس... ....محمدرضا.... .....DEXmohammad.....
تو داری بازی میکنی مثل جهنم
اون محکوم شده پاپ
بهت گفت پرونده بزرگیه اگه
اگه از اونجا خارجش کنیم کار دستمون میده
. تو چیزی که من دیدم رو ندیدی نه
ولی من حرفهای تو رو شنیدم …که درمورد کیو اوون گفتی
ببخشید؟ قسمت جدیدت؟
در آن نور گرم و سوزان، کیو بدون هیچ مدرک واقعی؟
این مرد به مدت 74 دقیقه شبح رفت
و تو مورد بعدیش جای کفش خونی جا گذاشته
کافی نیست
چرت میگی؟ تو درست اونجا بودی وقتی اون اشغالو فهمیدی
. نمیگم که اون نیست
اما وقتی مدرک محکمی نداری نمیتونه اونو برای عموم پخش کنی
من دادستان نیستم من یک پادکستر هستم
هی، اسم من هم روشه
و تو چیکار میکنی؟ تو کار نیستی قرار بود تحت کنترل نگهش داری؟
از کی تا حالا؟ ! ممنون
اما دیگه ضروری نیست روی برمن تمرکز کن
بسته
باشه؟ اون آدم ماست
خدای من
چرا طفره میری؟
. اون علیه پسرش شهادت داده
اون ۱۹ ساله که نرفته
و اون موقع هم که میره پسر تا نزدیکی مرگ میره
! اون مرد حقشه که تو جهنم بسوزه
تو هیچ مدرکی نداری پاپ
همونطور که هیچ مدرکی نداری اونن "چاک" رو کشته
پس برام یه خورده بیار، لعنتی به خاطر همینه که اینجایی
. برام یه کم بیار
میدونی چیه؟ من کارم با این لعنتی تموم شده
چی؟
مارکوس
مارکوس
تو چت شده؟
منم میخواستم همینو ازت بپرسم
حرف بزن . خیلی خب
داری چشماتو رو حقیقت اصلی میبندی
. منظورم اینه که، به خودت نگاه کن به خاط پایین کشیدن کیو اوون داغون شدی
معلومه که داره بهت فشار میاره
من فقط میخوام حقیقت رو بفهمم . واقعا -
خب، حالا تو نمیخوای دیگه با من کار کنی؟
میدونی میتونستم این سرنخ ها رو هم بهت ندم
مهم نیست که چقدر کار کردم
من هیچوقت ازت نخواستم
و منو اینگرام برای این مورد کار کردیم
میدونم، میدونم . حس برتری زنان و اینجور چیزا
نه نه نه نه
... متوجه هستی که ما حق انتخاب داریم
و فداکاری و تصمیم تا اونجوری که میخواستیم زندگی کنیم
همونطور که میبینی از بچه هایی که اینجا میچرخن هیچی نیست
اره اره
گوش کن
. اگه از من میخوای که ادامه بدم، باشه
کنار میام
ولی جایی که درگیر بازی شدیم مردم زندگی میکنن پاپ
برای عواقبش آمادهای؟
. سلام، مامان... من اینکارو نکردم
نمیدونستم میای
ببین، تو واقعا نباید اینجا باشی
اینجا پر از میکروب ه
. اوه، برام مهم نیست
. باید میدیدمت
....میدونم
زخمت خوب میشه، باشه؟
اره
اونا فهمیدن که کی این کارو کرده؟
نه مامان
یه روز دیگه تو کتابخونه یه مقاله خوندم
...اومیدی هست
برای این سرطان یه دکتر هست
. نه، نه، مامان مامان، گوش کن
اون برای درمان داره ازمایش جدیدی میکنه .....فکر کنم تو هم باید
وارن
این کمکی نمیکنه
. متاسفم، عزیزم، ولی می دونم
فقط میدونم
مامان
باغت چطوره؟
. در موردش بهم بگو
میدونست که میتونه
خبری از پدرت نشده؟
. اگه اینکارو کرده باشم، هیچی براش ندارم
میخوای منو مست کنی؟
اوه اره
این هم! ، داره زندگی ما رو به هم میریزه
پس من وارد عمل میشمو جداش میکنم
اوه
به سلامتی
تو احمق نیستی
چی؟
. یه چیزی درست کردی. می تونم ببینمش
.. یه مرد نمی تونه یه دقیقه با همسرش باشه؟
بیا اینجا
زود باش بیا
همرام بیا
لعنتی
بله؟ خب، تحقیق در چه حاله؟
....اوه سلام پاپ من ام
. دارم روش کار میکنم. من توی سالن شهرداری هستم
اونا امروز صبح زود باز شدن؟
راستش در مورد بعد از مدرسه هست
نمیتونستتم تحمل کنم تمام روز تو صف باشم
. خب، داشتم تحقیق میکردم
در مورد زندگی غیر پلیسی اوون
چیزهایی که تو حاشیه هستن . میدونی، سعی کن درکش کنی
. و بیل - ت به یه چیزی برخورد کرده
اون به عنوان سازمانی به نام " هیلوی انجل ثبت شده
به نظر فرشتهها میاد
به نظر مزخرف میاد . اون تنها اسم روشه
وقتی پلیسا کارای خدمات عمومی میکنن ،سنگین اون رو تبلیغ میکنن
ولی این یکی هیچی نداره بدون ردپا ، فقط یه اهدا کننده
خب، فکر میکنی چیه؟
. خب، این چیزیه که ما باید بفهمیم
آدرس رو برات اس ام اس میکنم
ما؟
پس دوباره - ما شدیم، ها؟
یه روز خوششانس دیگه برای تو . تا ۳۰ دقیقه دیگه میبینمت
بر میگردی به دشت با مارکوس؟
فقط داریم سعی میکنی یه چیزی از کیو اوون بفهمیم
. باید در مورد پدرت حرف بزنیم
یه نقشه ای برای حکم منعش میکشم
پس دیشب خرم کردی؟
دیشب واقعی بود و تو هم اینو میدونی
همینطوره
اون پدرمه.
اون به زنم گیر داده
این خانواده من هست این گرام
. تو حق نداری چیزی بگی
. شنیدم داشتی گریه میکردی که بخوابی
پدرت تو رو ترسونده
چیزی هست که تو به من نمی گی؟
تو هم مثل من خوب می دونی یه کاری باید انجام بشه.
من نمیتونم این کار رو بکنم
. لازم نیست اینکارو بکنی
. خودم درستش میکنم
تو باید کنار اون کار کنی
نباید مستقیم بری سراغش
باشه
. کاش "سوزان" من رو مامور نکرده بود
. همه اینا خیلی سخت بود
خب، چرا نمیذاری کمکت کنم؟
. می دونی، تو می تونی از هتل بیای بیرون
و با ما بمون.. یکم پول پسانداز کن
دربارش فکر میکنم
الو؟
سلام؟ ویوینین؟
باید بهت زنگ بزنم
چه خبر شده؟ ... من چیزی نشنیدم بهت زنگ میزنم خیلی خب؟
قول میدم
همه چی مرتبه؟
چرا همچین کاری کردی؟
یعنی، ببخشید تو چیزی به من نمیگی
فقط میخوام ارتباط برقرار کنم، میدونی من نمیخوام تو رو از دست بدم
. خدای من، اینا همش مال ماست
نمیدونستم اون همه چیز رو نگه داشته
قبلا عاشق این بودی
از اسم " ویوینین." خوشم میاد
....یه جورایی منو یاد لهجه بریتانیایی انداخت ولی
... من واقعا از اون عکس خوشم میاد شوهرت و … پسرت؟
. تو خیلی خوشحال به نظر میای
ببخشید من واقعا … نباید این کار رو میکردم
. باید از اینجا برم بیرون
چی؟ این چیزا چی؟
فقط قفلش کن . توی ماشین میبینمت
چیزی درمورد هالو انجل از اوون کیو یعنی چی
اما آدرس رسمی اینجاست
این فقط برای ثبت نام بود به اون کمک کردم که تنظیم کنه. همش همین بود
خب، تو چی هستی؟ مدیر مالی اون؟
کریستین
من به رئیس کیو توصیه میکنم، باشه؟
خوب بگردش
ببین، اگه "فرشته"، "هالو" واقعا قانونیه ... لازم نیست نگران باشی
هر کاری که میکنم اینجا هیاتمدیره هست
اطلاعات میخوای؟
خودت به آقای کیو زنگ بزن
ممنون
No comments yet. Be the first to leave one.