The first 200 lines.
آليس در شهرها
تيم ترجمه نقد فارسي
با افتخار
تقديم ميکند
تقديم به نيما همتي
واسه چي عکس گرفتي؟ من خوشم نمياد
هيچ وقت چيزي که واقعا ديدي رو نشون نميدن
عکاس ها
هر چيزي رو که نميتوني تحمل کني رو ضايع ميکنند
با خودت حرف زدن درواقع بيشتر شبيه گوش دادنه تا صحبت کردن
من هيچوقت تهشو گوش نميدم
نيويورک
سه هزار دلار
بيشتر از اينا ميارزه
مي توني امتحان کني
ولي الان به پولش احتياج دارم
پس بدش به من و سه هزار دلارو بگير
دوربينتو مي فروشي؟
خونه ميري؟
صداي موزيک مياد
آره،صدا از استاديوم تنيس مياد
خوش اومدي فيليپ
چقدر پيشرفت داشتي؟
هنوز تموم نکردم
يک عالمه عکس و يادداشت برداشتم
به اندازه کافي مواد خام دارم
قرار نيست عکس بندازي فقط داستانو بنويس
بله،مي دونم
ولي داستان درمورد اشياست ميدوني،نشانه ها و تصاوير
چهار روزه تو جاده اي و تنها چيزي که داري يه مشت عکسه
تو قراره بنويسي مرد عکس رو که من از هرجايي ميتونم بگيرم
تو بايد درمورد چشم انداز آمريکا بنويسي
مدام از طرف ناشر نامه دريافت مي کنم شبيه احمق ها شدم
خب،پس چي شد؟
هنوز تمومش نکردم،همين
وقتي دورتادور آمريکا رانندگي مي کني
يه اتفاقي ميوفته به خاطر اون همه تصويري که مي بيني
دليل اين که من اينهمه عکس گرفتم بخشي از داستانه
الان نمي تونم درست توضيح بدم
اين حرفارو به ناشر بزن
تا جاييکه که به من مربوطه تو مهلت ضرب العجل رو از دست دادي
من داستان رو تو آلمان تموم مي کنم فردا به اونجا پرواز مي کنم
پول واسه بليط داري؟
فقط اندازه ي يه بليط
ولي خب شايد بتوني بهم يکم پيش پرداخت بدي
دوست عزيزمن هيچ چيزي دريافت نمي کني
کارت پستال هات رو هم بردار
تعهدت که نوشتن هست رو فقط انجام بده
به ناشر ميگم که تو مونيخي و بعدش بهش رسيدگي مي کنم
مي تونم کمکتون کنم؟
بله،يک بليط براي اولين پرواز آلمان مي خواستم
به خاطر اعتصاب خط آلمان به اين زودي ها نميتونين پرواز کنين
يعني،هيچ پروازي ندارين؟
تو روزنامه درموردش خونده بودم ولي فکر نمي کردم اينقدر طول بکشه
نه،تا تموم شدن اعتصاب هيچ پروازي نداريم
من بايد حتما برگردم
کدوم شهر ميخواين برين؟
نميدونم،هرکدوم که بشه فرانکفورت،کلن
اگه خواستين ميتونيم بليط آمستردام رو بهتون بدم
واسه آلمان پرواز ندارين؟
همين الان داشتم به ايشون مي گفتم به خاطر اعتصاب پروازي نداريم
به خاطر اعتصابه
ولي نميدونستم هيچ پروازي به آلمان نيست
ولي من بايد امروز برگردم
اون ميگه ما ميتونيم بريم آمستردام پايتخت هلند،کشور همسايه آلمان
اين همه جا من به قدر کافي اونجا بودم
اين تنها راهه
پرواز آمستردام کيه؟
پرواز آمستردام کي هست؟
زودترينش واسه فردا بعدازظهره
فردا بعدازظهر
نمي تونيم فردا بعدازظهر پرواز کنيم فقط هم به آمستردام
ما يه خانوم کوچولو داريم
قبلا اونجا زندگي ميکرديم
ممکنه واسه من يه پرواز رزرو کنين؟ انگليسي من بده
يه بليط واسه فردا ميدين ؟
اسم کوچيک؟
براي خودتون هم ميخوايد؟
با ما منتظر نمي مونيد؟ نميدونم که در غير اين صورت مي تونم تحملش کنم يا نه
مطمئنا،ولي خوب بلد نيستم مهمون نوازي کنم
مي توني درمورد هر چيزي که ميخوام ساکت باشي
اون از ما چي ميخواد؟
چرا باهاش بدي؟ به نظرت آدم خوبي نيست؟
من باهاش مخالف نيستم ولي اون دنبال چيه؟
اون توي دفتر ترمينال بهمون کمک کرد ميتوني يه کم مهربون تر باشي
اگه ميتونستي انگليسي صحبت کني همه چي ساده مي شد
سريع بود
کسي جواب نداد
کي جواب نداد؟
تصميمتون رو گرفتيد؟
همبرگر نه
پس چي؟
هات داگ
اميدوارم هتلش گرون نباشه
نه،من خودم قبلا اونجا بودم
چرا اينقدر مشتاق رفتني؟
مي خوام برگردم آلمان
تازه از يک مردي جدا شدم
الان نمي خوام درموردش صحبت کنم
فردا تو فرودگاه مي بينمت صبحانه چي؟
خيله خب،فردا صبح از اينجا بهت زنگ مي زنم حتما
چند بار زنگ زدم
حالت خوب نيست؟
!نه
همه چيزو ريختم بهم
سفر وحشتناکي بود
به محض اين که نيويورک رو ترک کني ديگه چيزي تغيير نمي کنه
همه چيز مثل هم به نظر ميرسه
ديگه حتي نمي توني فکر کني
مخصوصا فکر اين که چيزي مي تونه حتي عوض بشه
کاملا قدرت درکمو از دست دادم
فکر ميکنم تا ابد ادامه پيدا ميکنه
بعضي شبها،مطمئنم فردا صبحش برمي گردم
ولي بعدش به رفتن و گوش دادن به اون راديوي تهوع آور ادامه ميدم
شب ها توي هتل که مثل بقيه جاها مي مونه
همون تلويزيون غيرانساني رو تماشا مي کنم
ارتباطم رو با دنيا از دست دادم
خيلي وقته که از دست داديش
نبايد دور آمريکا رو به خاطرش سفر کني
ارتباطت رو وقتي از دست دادي که هويتت رو از دست دادي
و اين قضيه مال خيلي وقت پيشه
واسه همينه هميشه احتياج داري ثابت کني ثابت کني هنوز هم وجود داري
تو با داستانهات و تجربياتت مثل تخم مرغ خام برخورد مي کني
مثل اين که فقط داري تجربشون ميکني
واسه همينه که همش داري اون عکس ها رو ميندازي
به خاطر اثبات بيشترِ اينکه اين واقعا تويي که يه چيزي رو مي بيني
واسه همين اومدي اينجا
...بنابراين،کسي به تو و داستانهات گوش ميده
که تو خودت واقعا بگي...
...اين در دراز مدت کافي نيست عزيزم
درسته استفاده از دوربين پولارويد(فوري ارتباطي با اثبات کردن داره
موقع انتظار براي ظهور يه عکس غالب اوقات احساس ناراحتي عجيبي ميکنم
به سختي ميتونم براي مقايسه ي عکس نهايي با واقعيت صبر کنم
ولي حتي مقايسه کردنشون هم آرومم نمي کنه
عکس ها هيچوقت به پاي واقعيت نمي رسند نمي توني اينجا بموني
ادامه مي دادم جوري که انگار تسخير شدم تو واقعا جدا افتاده اي
نمي توني بموني مي فهمي؟
جدي ميگي؟
نمي تونم کمکت کنم
به هر حال،دوست دارم دلداريت بدم
متوجه نشدم
من حتي نمي دونم چطور زندگي کنم کسي بهم ياد نداده چطور
وقتي توي يه چهار راه توي اين شهر ميري
من دوست دارم به يه زمين صاف و بدون درخت توي جنگل برم
ايده ي خوبيه
منظورت چيه؟
شيشه رو باز کن تا بارون بياد تو بارون از صبح داره مياد
تو اين شهر راحت ترين چيزي که از دستش ميدي زمانه
دوستان،منم بايد اينجا يه اتاق بگيرم
شرط مي بندم مي تونم با فوت خاموشش کنم
امکان نداره نگاه کن
ساعتت رو بهم نشون بده
!گول خوردي
فقط به همين خاطر بايد با من بياي اون بالا
مي توني اينجا با ما بموني اينجا جا زياده
تو دو سال گذشته ما توي چهار شهر مختلف زندگي ميکرديم
کجا؟
اون (شوهرش) الان سه ماهه اينجا کار ميکنه
و ميخواد اين جا توي آمريکا بمونه
ولي فکر نمي کنم اون باور کنه من جدي هستم
احتمالا فکر ميکنه من امشب ميام خونه گريه ميکنم
و بعدش همه چي روبه راه ميشه
اون پدر آليس نيست؟
آليس سر نهار يه جوک بهم گفت شنيديش؟
ميدوني چطور ميشه چهار تا فيل رو تو يه فولکس واگن جا داد؟
من نمي تونم با تو بخوابم
ولي دوست دارم تخت رو باهات قسمت کنم
چي مي نويسي؟
يک چيز غير انساني درمورد تلويزيون آمريکا
چيز خيلي زيادي نيست که اونها همه چيز رو با آگهي هاي بازرگاني نابود ميکنند
گرچه اون قضيه هم به اندازه ي کافي بده
ولي دست آخر همه ي برنامه ها به آگهي هاي بازرگاني تبديل مي شند
آگهي هاي بازرگاني براي وضع کنوني
هر تصوير يک پيام منزجرکننده و تهوع آور يکساني را مي تاباند
يک جور اهانت گستاخانه
حتي يک تصوير هم توي آرامش نميذارتت همشون يه چيزي ازت مي خوان
وقتي به هانس گفتم مي خوام ترکش کنم
اون گفت همه چيز به محض اينکه يه آپارتمان توي نيويورک بگيريم مرتب ميشه
اگه اون تو رو مي خواد بايد با تو بياد
اون گفت ترجيح ميده خودشو بکشه
من ساعت يک بعدازظهر بالاي ساختمان خيابان امپاير هستم خياباني در نيويورک
ژاکتت يکم بزرگه
اونجا چي داري؟ هات داگ؟
حالا فهميدم
هيچ پروازي به آلمان نداره
حدس ميزنم ديگه نبايد بيشتر منتظر بمونيم
يه ده سنتي ديگه واسه من داري؟
نه،بايد برگرديم هتل
مامان ديگه نمياد؟
هي،نبايد اينکارو بکني
خانم يک ساعت پيش هتل رو ترک کردند
من نمي تونم بيام
هانس تشنج اعصاب داره
نمي تونم تنهاش بزارم
خواهش ميکنم آليس رو باخودت ببر وگرنه هيچ وقت نمي تونم فرار کنم
پس فردا،تو آمستردام مي بينمتون
کي واست نامه نوشته؟
مامانت چي نوشته؟
که تو آمستردام به ما مي پيونده
روزي که رسيديم همه ي اين ها رو ديدم
No comments yet. Be the first to leave one.