The first 179 lines.
!هیولای هیپنوتیزم؟
!لِنیا چان درُ براش باز کرده؟
.مراقبش باش، رایگا
!فهمیدم
!ادگار، تو هم حواست به سوراخ دیوار باشه
!باشه
!ریلو کاسرادوسلد
!اونا هیولاهای ضد جادو هستن
،تا وقتی اونا رو شکست ندیم .کوروکی نمیتونه از جادوش استفاده کنه
!اینجوری که تو بد دردسری افتادیم
!هی
!بسیار خب، بسپاردش به خودم
!عـــــــــــه؟
!اینجوری که اوضاع خیلی خیته، اوجی سان؟
.درسته
،بدون استفاده از جادو
مجبور بودم به قدرت بدنی درجه دوم یا سومم تکیه کنم
.که به هیچ دردی نمیخورد
!قدرت بدنی درجه دومت؟
اگه از قدرت بدنی درجه یکت استفاده نکردی !یعنی وضعیت رو جدی نگرفتی
!رایگا، متوجه اوضاع که هستی؟
،آره
این وضعیت کاملاً با موقع ای که ازمون .حمایت میکرد فرق داره
شاید صورت غلط اندازی داشته باشه
ولی بخاطر تحسین همین قدرت معرکه ش که .تونستم اینقدر قوی بشم
... اونا که
!دارن در مورد تو حرف میزنن، اوجی سان
!یه جورایی برات احترام قائلن
!چی؟! من؟! واقعاً؟
.قدرت اون اصل جنسه
... بیخیال بچه ها
،شکارچی غول پیکر
!دولدور لکسدور
.متاسفم
.اشتباه میکردم
.معذرت میخوام، اوجی سان
.یه توک پا میرم دستشویی
!شما بدون من تماشاش کنید
.از طرف دیگه نمیتونم به کروکی ببازم
.آره، کار کروکی هم حرف نداره
.فقط یکم مرموز به نظر میرسه
!هی، اوجی سان
.... هی، اوجی سان
!دیگه کافیه
!بدون من به تماشا کردنتون ادامه بدید
!اوجی ساما
.متاسفم، اوجی سان
.اون هنوزم بیرون نیومده
!موندم اصلاً حالش خوبه یا نه؟
.من به قدرت اوجی سان ایمان دارم
.بدون شک حالش بهتر ميشه
.حق با توئه
.پس بیا منتظرش بمونیم و باهمدیگه نگاش کنیم
،پس، عجله کن
!بیا بقیهش رو ببینیم
... الحق که
... خب
!ترتیب درستش ... باد، آتش و یخ بود، مگه نه؟
.... اوجی سان
!هنوز زندهست
!اوجی سان؟ - !بدجور دردناک به نظر میرسه -
!نجات پیدا کرد
.... ولی این حمله آخری
!کار الف بود
!اوجی سان
!الان دیگه حالت خوبه؟
.آره، خوبم
.این حمله مربوط به اسلحه جدید الف بود
.همون غلافی که برای بدست آوردنش سریع راهی شد
!چی؟! غلاف؟
این سلاح تمام فلزی دوربرد
!کاملاً بدردبخوره
!عینکی و موی دم اسبی
،قدرت این غلاف رو میشه یجورایی هضم کرد !ولی قضیه این عینک دیگه چیه؟
.اونم یکی از ابزارهای جادوی باستانی ـه
!اورک، داری اشتباه میکنی
!من این طرفم
!ابله
!این طرف
!ها؟! داره فرار میکنه؟
از اونجایی که الفهای از خاندان سلطنتی هستن .برای تفریح آدمها رو شکار میکردن
!هی، چرا داری فرار میکنی ؟
.این بار دیگه تقصیر الف سانه
!کجای میری؟! نه، از میدان دیدم خارج شد
!آه، راستی اون پرنده ها دیگه چجور موجودی بودن؟
اینکه میتونن جادو رو مهر و موم کنن !شگفت انگیز نیست؟
بعداً فهمیدم که اونا
با داشتن "نفس اهریمنی" میتونن مانع .فعالیت ارواح بشن
!عـــه؟! پس دلیلش اینه؟
.یجورایی دنیای فانتزی به نظر میرسه
نه، طبق گفته ارواح، اونا پرندههای بد بویی هستن .و هیچ یک از ارواح دوست نداره بهشون نزدیک بشه
.اوه، که اینطور
!پس به شدت بوی بدی میدن؟
!رگزوریدو زالدونا
هنوز اینجا بوی تعفن میده، پس متاسفانه .نمیتونیم کمکت کنیم
!مگه "نفس اهریمنی" شون چقدر بدبو ـه؟
.به نظر میرسه ارواح بدجور سخت گیرن
.خب، اینطوری شد که من پیش آلیشیا و بقیه برگشتم
!نــــــــــه
!اونا کاملاً هیپنوتیزم شدن
!آلیشیا
!کوروکی
!چی؟ !زخمی شدی؟
!خدایا، نور شفا دهنده رو بهم عطا فرما
!وای، ازت ممنونم
!با اون عصا نمیتونی اونا رو از هیپنوتیزم خلاص کنی؟
!نه، غیر ممکنه
،مهم نیست چقدر سخت تلاش کنم
.ماهیت اصلی قدرتم التیام دادن ذهن و جسم ـه
.بنابراین در برابر اعمال خشونت هیچ کار از دستم برنمیاد
!تمام
!این عصا سوئیچی چیزی نداره که قدرتش فعال بشه؟
.شمشیر الف کارکردهای مختلفی داره
!سوئیچ؟
!مثلاً ... اینطوری بچرخونیش؟
!عه؟
!کوروکی، داری چیکار میکنی؟
!انگار این نور مضر به نظر نمیرسه
.آه ... بله، همینطوره
!یعنی شعاع این نور ... محدوده اثر بخشی قدرت عصا ـه؟
!آلیشیا، سعی کن اونا رو از شر هیپنوتیزم خلاص کنی
.آه، باشه
... ولی
،فعال سازی این طلسم
،با تمرکز شدید ذهنی من در ارتباطه
... بنابراین باید ذهن و قلبم رو
!چی؟
.صدات رو نمیشنوم
.متاسفم، ولی میشه بی زحمت اینقدر بهم زل نزنی
.آه، متاسفم
!فعال سازی طلسم اونم ایجوری خیلی سخته، مگه نه؟
،خدای من
بگذار ذهنهای مشوش و سرگردان
!با من یکی بشن
!ما داشتیم چیکار میکردیم؟
.هیپنوتیزم شده بودیم
... ما از پسش بر اومدیم، کروکی
!آلیشیا
!ضربه سوراخ کننده
!تکنیک من ...؟
!آلیشیا، حالت خوبه؟
!عه؟! من ...؟
!اوجی سان، الان دقیقاً چه اتفاقی افتاد؟
،با درآمیختن قدرت اون با قدرت عصا
.آلیشیا تونست از تکنیکهای هم تیمیهاش استفاده کنه
از طرف دیگه با داشتن حمایت الهی
.شدت ضرباتش به مراتب خیلی افزایش پیدا کرده بود
!واقعاً؟
.اون حقیقتاً تبدیل به قهرمان شده
!وایسا ببینم
.لعنتی، سر و کله کلی هیولای آتشین پیدا شده
.وقتی گله ای حمله میکنن، به راحتی میشه نابودشون کرد
.بالاخره
.ریدوکا نیوالود باگلهیلدو
ارواح آب این منطقه
.حسابی عصبانی هستن
.بهتره که اشهدتون رو بخونید
باگلهیلدو
.خیلی خب
.واقعاً ازتون ممنونم
.کمتر از این از قهرمان انتظار نمیرفت
.ما بیشتر از این باید تمرین کنیم
.آره
اوجی چان،ببخشید که اون موقع .ازت ترسیده بودم
.نه، واقعاً کار خاصی انجام ندادیم
!فعلاً سوراخ دیوار بیرونی رو با حصار مسدود کردم
.لطفاً برید حموم رو چک کنید
اینجوری احساس آزادی شگفت انگیزی .به آدم دست میده
عزیزم، حالا میتونیم با تماشای طلوع .خورشید کلی پول به جیب بزنیم
.آره، قرار کلی پول پارو کنیم
.چه حصار شگفت انگیزی
.واقعاً باورم نمیشه که از همچنین جادوی هم میتونی استفاده کنی
.قبلاً یه حصار بسیار بزرگتر این رو ساخته بودم
.خوشحالم که به درد بخور بود
!خدا رو شکر
حالا میتونیم بجای مسافرخونه کسالت آور .چیز منحصر به فردی ارائه بدیم
!اینیا، چطور دلت میاد همچین حرفی بزنی؟
.ولی کاملاً حق با اونه
!دیگه نیازی به پنهون کاری نیست
No comments yet. Be the first to leave one.